واژه و اصطلاحات ایرانی به زبان انگلیسی

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:۳٧ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

1-Navناو: واژهایرانی به معنی کشتی است وازهمین ریشه ناوبان – ناوخدای (ناخدا) مشتق می شوددرانگلیسی Navigate (کشتی رانی) وNavigable (قابل کشتی رانی) Navigator (ملاح) Navy blue (آبی سیر) و Naval (وابسته به نیروی دریانی) ازهمین ریشه آمده اند.

2- 
Caravan – کاوران.

3- 
Archقوس: درانگلیسی به مفهوم قوس می باشد. درفارسی "ارک" اراک واریکه داریم که به مفاهیم مرکز قلب وحتا قوس به کار رفته اند . چه ارگشهرغالبا توس مانند ساخته می شده است. واژه اراک ایرانشهر به معنی دل ایرانشهرومرکز ایرانشهر بوده است. ازهمین ریشه کلمات Archreologg (قوس شناسی وسپس معماری ) وarcae لاتینی (قوس ) گرفته شده است.

4- 
Kingپادشاه : این واژه انگلیسی وKonig آلمانی وواژههای مشابه درسوئدی دانمارکی نروژی فنلاندی وایسلندی ازریشه Kay پهلوی وKavi اوستاییاست. درزبان پشتو خنتما (نجیب زاده وبزرگوار) ودرزبان ترکی خان به احتمال زیاد بااین ریشه ها قرابت دارند. توجه کنید کی – کیان Kikg- Kigam KONIG- خان – خنتما – کان.

5- 
dikarدینار: پول عربی که ریشهایرانی اوستایی دارد. Draik نام پول زمان هخامنشیان که درکتاب مقدس تورات وانجیلیاد شده است. مدتی هم یونانیان مسکوک خود را به صورت دریک به کارمی برده اند. هردوریشه ایرانی دارند ریشه Darik بعدا به صورت Dram ودراخما Drachma یونانی وانگلیسیدرآمده است.

6- 
Plateauفلات : اصل اینکلمه هرچه باشد ازمشرق زمین گرفته شده است Jranian به فلات ایران گفته میشود.

7- 
Pepperاین واژه ازفلفل ایرانیگرفته شده است. این واژه به گونه Piper درلاتین Poivre درفرانسه peppe ایتالیاییببر درترکی وپیری دریونانی است. بعضی معتقدند اصل کلمه آرامی است که بازهم زبان بخشبزرگی ازایران بوده ودردوران هخامنشی یکی اززبانهای رسمی ایران محسوب می شدهاست.

8- 
Spinachاسفناج: این واژه ایرانیدرزبان های دیگربه صورت گوناگون یافت می شود ازجمله درفنلاند Pikatia پیناتیادرانگلیسی وفرانسه Spinach ودرزبانهای دیگراروپای کم وبیش تغییراتی کاربرد داردجالب این است که بدانیم اسفناج خود معرب سپا ناج فارسی است ودرفرهنگ های کهن عربیچون "البلغد" ابو یعقوب کردی نیشابوری و "السامی فی السامی" میدانی نیشابوری بههمین صورت آمده است.

9- 
Candyکلمه قندواژه ای است پارسی همان طور که شکرواژه ای است ایرانی. پس ازساخته شدن شکردرایرانکه به اعتراف عمومی ریشه آن ایرانی وفارسی است کلمه قند به همین نام به وجود آمد کموبیش ریشه های مشابهی مثل کندو را درزبان فارسی می یابیم. یکیا زواژههای انگلیسی کهریشه مشابهی با قند دارد عبارتست از: Candy (شیرینی ). زیرا شیرینی ولذت دراین واژهبا کلمه قند سنجیده شده است. به گفته محمودی بختیاری کاندیدای وکالت درزمان قدملباس سفید رنگ شکری می پوشیده وبه همین ترتیب خود را نامزد انتخابات می کرده وبدینرو واژه Candidate (کاندیدا نامزد) ساخته شد.

10- 
Cau liflower- kale : به معنی کلم است با توجه به شباهتاین ریشه ها امکان دارد این واژه ها هم ریشه ایرانی داشته باشد.

11- 
Nupharنیلوفر زردNenopharنیلوفر زرد: نام گل زیبای نیلوفر است کهدرزبان های دیگراروپا ازجمله فرانسه – یونانی وترکی دیده می شود.

12- 
Orangeنارنج وترنج درپارسی کهن به نارنج وپرتقال اطلاقمی شده اند درفرانسه Orang درژاپنی Orenzi ودرزبان های ترکی کردی آسوری وبسیاریاززبانهای دیگر دنیا ریشه دوانیده است.
13- Rhubarb- 
ریواس : اصل این واژه راوندوریواس (ریواس) است . واژه های مشابه درزبان های دیگر ازجمله ایتالیایی فرانسهانگلیسی وترکی دیده می شود.

14- 
Gingerزنجبیل: درزبان انگلیسی Zenzero ایتالیایی.

15- 
Lemonلیمو: ریشه لیمو درغالب زبان های دنیا ازجملهترکی فرانسه اسپانیولیایتالیایی زبان های اسکاندیناوی وروسی به کارمی رود نیز کلمه Limonade که ازلیمو گرفته شده است. Lemon آب نبات ترش Lemon juice آب لیمو وغیره .

16- 
کلمه بوته که ریشه ای پارسی واصیل است درزبان های اروپایی به گونهBotanic (علم گیاه شناسی) ریشه دوانده است. وبهنظر می آید که لفظ Pon فنلاندی نیز کوتاه شده اآن باشد. درزبان ترکی نیز واژه بوتهرا داریم. واژه Botanic تقریبا بین المللی است ودرتمام زبان های اروپایی سوئدینروژی فرانسه وآلمانی وروسی به کارمی رود.

17- 
Silk – ابریشم: این واژه انگلیسی وSoie (سویه) فرانسهسیرا عربی سیراج حبشی ازواژه های فارسی سره گرفته شده اند. به خوبی می دانیم کهایران یکی از مراکز مهم پروش کرم ابریشم بوده است. واگر چه چین هم مرکز عمده تولیدابریشم به شمار می آمده اما این واژه از راه ایران به اروپا رخنه کردهاست.

18- 
Saffronزعفران : نیز واژه بینالمللی گردیده اودرتمام اروپا کاربرد دارد.

19- 
Gardenباغ: این ریشه ایرانی است. زیرا درروستاهایایران واژه کرت که درحقیقت باغچه های مخصوص مو و سایر درختان می باشد به کارمی روددرگویش کرمانی گارت به جویهایی که درآنها درخت خرما کاشته می شود وصورت باغ کوچکیرا می یابد اطلاق می گردد. ازهمین ریشه Garten آلمانی و Jarten ژاردن فرانسه راباید به خاطر سپرد.

20- 
مقایسه واژه هایTreeانگلیسی درروسی ودارو درخت فارسی نشان می دهد اینریشه ها نیزهمانندی دارند اما به نظر می رسد که این کلمه پایه باشد.

نامجانوران و حشرات

توجه به نام‌های حیوانات و حشرات نشان می‌دهد که در اینزمینه هم انگلیسی از زبان‌های ایران و به ویژه پارسی متاثر بوده است.

Elephent_فیل : دگرگون شدة الفیل عربی است که ریشة آنپیل پارسی است. در تورانی هم ریشة‌های فیل و پیل هر دو دیده می‌شود .

Spongeـ اسفنج : جانوری دریایی است، ضمناً این نام بهاسفنج مصنوعی هم اطلاق می‌شود که مصارف صنعتی و پزشکی دارد. ریشة اسفنج در زبان‌هایاروپایی به گونه Spongeانگلیسی ، Espange فرانسه و در زبان ژاپنی به صورت Suponji به کار می‌رود.

Carcassـ لاشه و مردار : جابه‌جا شده کرکس است که پرنده‌ای مردارخوار می‌باشد. شاید در دوران رواج آیینزرتشتی که جنازه‌ها را در معرض هوای آزاد در کوه‌ها قرار می‌دادند و عملاً هر جنازهخوراک کرکس می‌شد، این واژه با لاشه و مردار مترادف شد.

Beesـ زنبور : در برهان قاطع ، Booz به زنبور سیاهی کهروی گل می‌نشیند اطلاق می‌گردد. اما آیا ریشة اولیه مشترک است یا از زبان فارسی بهانگلیسی راه یافته جای تحقیق دارد.

Cowـگاو: اگرچه در مقایسة واژه‌های Cow انگلیسی ، گاو فارسی و Ceush اوستایی به نظرمی‌رسد این واژه از کلمات اولیه و پایة زبان‌های هند و اروپایی باشد. از آن‌جا کهدر زبان لاتین ریشه‌ای شبیه Cow وجود ندارد و در زبان سومری گاو را gu و gud می‌گویند ، احتمال زیادی وجود دارد که ریشة این کلمه سومری یا سومری اوستاییباشد.

Coltـ کره‌اسب : واژة Colt با کرهخیلی شبیه به نظر می‌رسد. به علاوه نام کوله که نوعی اسب بوده است در پارسی، ترکی ومغولی دیده می‌شود که با کلمة کره بی‌شباهت نیست.

برخی دیگر از واژ‌ه‌هایانگلیسی که شباهت آشکار به فارسی دارند ، عبارتند از :

Duckبا اردک فارسی، ترکی، کردی و لری

Gooseبا غاز فارسی، اوز عربی، عاز ترکی وکردی

Dogبا سگ

Mouseبا موش فارسی ( موگ ارمنی)

Camelشتر وCamelotـشتر کوچک از جمل عربی گرفته شده‌است.

Giraffeهمان ریشه زرافة فارسی است.

Canaryقناری

Jackalشغال

Bavriسگ آبی که اوستایی است و ریشة مسترک باBeaverانگلیسی دارد.



*My veins and roots came out!! رگ و ریشه ام دراومد
*Die for someone who will have a fever for you! برای کسی بمیرکه برات بمیره!
*My stomach became a kabob! دلمکباب شد!

*May God never subtract you from brotherhood! خدا از برادری کمت نکنه!
*Which instrument of yours should I dance to?? با کدوم سازت برقصم??
*One crow, forty crows! یک کلاغ چهل کلاغ!
*Hear and don't believe! بشنو و باورنکن!
*Her friendship is like the friendship of Auntie Bear! دوستیش مثلدوستی خاله خرسه اس!
*Don't see how tiny the pepper is, break it and see how sharp it is! فلفل نبین چه ریشه بشکن ببین چه تیزه!
*One hand has no voice. یک دست سدا نداره.) *I want the donkey and the dates. (هم خرومیخواد هم خرمارو)
*Her colour has jumped away! رنگش پریده!


موضوعات مرتبط:
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به 💻بینهایت💻 است. || پرویز برومند نژاد