آندروید ۴ روی رایانه شما با VirtualBox

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:۱٩ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

 

۱٫ دانلود و نصب برنامه Oracle VM VirtualBoxبرنامه رایگان و متن باز Oracle VM VirtualBox در حقیقت یک سیستم مجازی را در داخل سیستم عامل فعلی شما ( Windows، Mac OS X، Linux و Solaris ) برای شما ایجاد می‌کند که با استفاده از آن می‌توانید هر سیستم عامل دیگری را در سیستم فعلی خود تجربه کنید. برنامه های زیاد دیگری نیز تا کنون برای انجام این کار ساخته شده‌اند اما به شما برای استفاده از اندروید ۴ در سیستم عامل ویندوز و دیگر سیستم عامل Oracle VM VirtualBox را با توجه به ویژگی آن پیشنهاد می‌کنیم.

پس برای نصب و استفاده از اندروید ۴ در سیستم خود نیاز است که به صفحه Download VirtualBox بروید و نسخه سازگار با سیستم عامل خود را از این صفحه دانلود و نصب کنید. توجه داشته باشید اگر سیستم عامل فعلی شما ویندوز است باید از نسخه VirtualBox for Windows hosts x86/amd64 استفاده کنید.دانلود VirtualBox از سایت سازنده
دانلود VirtualBox از سایت معتبر معروف Filehippo

 

 
 
2. دانلود نسخه سازگار شده اندروید ۴ برای VirtualBoxبعد از نصب برنامه VirtualBox نوبت به آن می‌رسد که نسخه سازگار شده‌ای از اندروید ۴ ( ICS ) برای سیستم‌های رومیزی و لپ تاپ بر روی سیستم خود دانلود کنیم و سپس با برنامه VirtualBox شروع به استفاده از آن کنیم. سایت VMLite نسخهٔ کاملی از اندروید ۴.۰.۱ را که امکان استفاده از موس در آن وجود دارد را انتشار داده است که با رفتن به لینک Android v4 vm می‌توانید این نسخه را با حجم ۸۸ مگابایت دانلود کنید.دانلود ICS4 برای رایانه از سرور vmlite

 

 
 
 
3. چگونگی اجرا و استفاده از اندروید ۴در مرحله آخر نیز فایل اندروید دانلود شده از VMLite را که Android-v4.7z نام دارد از حالت فشرده درآورید و در فایل‌های موجود در آن بر روی فایل Android-v4.vbox همانند تصویر زیر کلیک کنید. به این دلیل که قبل از انجام این کار برنامه Oracle VM VirtualBox را بر روی سیستم خود نصب کرده‌ایم این فایل با استفاده از همین برنامه اجرا می‌شود. پس از باز شدن پنجره VirtualBox تنها کافی است Android v4 را انتخاب کنید و بر روی دکمه Start کلیک کنید.اندروید ۴ در پنجره‌ای جدید در سیستم شما شروع به کار می‌کند و در صورتی که از شما سؤالی درباره بوت سیستم پرسیده شد گزینه “Android Startup from /dev/sda” را انتخاب کنید. حال می‌توانید از امکانات موجود در اندروید ۴ دست کاری نشده نهایت لذت را ببرید.

 

menu-android-pc

برای اتصال به اینترنت از اندروید تنها کافی است پس از اجرای برنامه Oracle VM VirtualBox سیستم عامل مورد نظر را انتخاب کنیم و اجرا کنیم. سپس از طریق منوی Device گزینه Network Adapters را انتخاب کنید تا پنجره تنظیمات باز شود. در صفحه باز شده در قسمت Attached to گزینه Bridget Adapter انتخاب و در قسمت Name نام دستگاهی که هم اکنون از طریق آن به اینترنت وصل می‌شوید را انتخاب کنید.


موضوعات مرتبط:

نکات و ترفندهای اندروید ۴.۱

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:۱٧ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

همانطور که می*دانید گوگل نسخه جدید سیستم*عامل اندروید را با نام Jelly Bean یا آبنبات پاستیلی در کنفرانس هفته گذشته خود معرفی کرد، حال بد نیست که با نکات و ترفندهای مربوط به این سیستم*عامل به همراه امکانات تازه آن آشنا شویم. در نسخه ۴.۱ اندروید، نوار اطلاع*رسانی (Notification bar) با اطلاعاتی از شبکه اجتماعی گوگل پلاس و FourSquare غنی*تر شده و جستجوی صوتی و همچنین سرویس Google Now نیز در حال آموزش اخلاق و رفتار کاربران هستند. حالا اندروید، موزیکی که در حال شنیدن آن هستیم را نیز تشخیص می*دهد. در ادامه با برخی از مهم*ترین قابلیت*های تازه اندروید ۴.۱ و نکات و ترفندهای مربوط به این سیستم*عامل آشنا خواهید شد.

چه آهنگی در حال پخش است؟

چه آهنگی در حال پخش است؟ خواننده آن کیست؟ گوگل سرویسی را با نام What’s this song معرفی کرد که شباهت زیادی به SoundHound و Shazam دارد. برای استفاده از این سرویس تنها کافی است تا تلفن خود را در مقابل منبع صدا قرار دهید تا آهنگ در حال پخش را شنیده و آن را تشخیص دهد، سپس مشخصات مربوط به آهنگ، آلبوم و خواننده آن را در اختیار شما قرار می*دهد. این سرویس در قالب یک ویجت در اندروید ۴.۱ ارایه می*شود.

Google Now

سرویس Google Now اطلاعاتی در رابطه با زمان و مکانی که در آن حضور دارید، ارائه می*کند. این سرویس گزارش آب و هوا، ترافیک جاده*ها و زودترین قطاری که به سمت مقصد شما حرکت می*کند را قبل از اینکه از خانه به سمت محل کار خارج شوید، ارائه می*کند. همه این گزارش*ها نیز بصورت خودکار ارائه می*شوند. در اندروید آبنبات پاستیلی می*توانید به کلیه تنظیمات مورد نظر برای استفاده از Google Now دسترسی داشته باشید. متاسفانه این سرویس با توجه به محدودیت*های فعلی و عدم پشتیبانی صحیح گوگل از سیستم حمل و نقل کشور، برای کاربران ایرانی کاربرد زیادی ندارد.
دوربین و گالری

گوگل تصمیم گرفته در آبنبات پاستیلی، نرم*افزارهای دوربین و گالری را کمی فانتری کند. در اندروید ۴.۱ چیدمان عکس*ها تغییر کرده و تصاویر به شکلی شبیه به کارت*های روی هم قرار گرفته نمایش داده می*شوند. در نرم*افزار دوربین امکان مشاهده عکس*های قبلی گرفته شده در کنار منظره*ای که الان قصد گرفتن عکس از آن را دارید، وجود دارد.

استفاده از صدا بدون نیاز به لمس صفحه

در Google Now می*توانید بدون نیاز به لمس کردن صفحه و با به زبان آوردن عبارت Google نرم*افزار Voice Search را اجرا کنید و به جستجوی آنچه نیاز دارید بپردازید.


این قابلیت بخشی از تلاش گوگل برای ارتقاء سطح کیفی سرویس Voice این شرکت و رقابت جدی*تر با سرویس*های مشابه مانند Siri است. با این سرویس می*توانید هر آنچه را که نیاز دارید از طریق موتور جستجوی گوگل بیابید.

لمس دو انگشتی نوار اطلاع رسانی

بسته به نوع اطلاع*رسانی، در اندروید ۴.۱ می*توانید برخی از Notificationها را با لمس دو انگشتی و کشیدن به سمت راست باز نموده تا اطلاعات بیشتری در مورد آن نمایش داده شود. به عنوان مثال پس از گرفتن اسکرین شات از صفحه شما می*توانید یک تصویر بندانگشتی کوچک از آن را مشاهده کنید و یا با لمس دو انگشتی و کشیدن به سمت پایین تصویر بزرگتر را ببینید. این قابلیت برای ایمیل و یا پیامک*ها نیز کار می*کند و حقیقتا کار را راحتر کرده است.

علاوه بر این، نوار اطلاع*رسانی*ها (Notification bar) دستخوش تغییرات دیگری نیز شده و این نوار با گوگل پلاس و Foursquare یکپارچه گردیده است. تصور کنید که یک تماس از دسته رفته (Missed Call) داشته باشید شما از همان نوار اطلاع*رسانی*ها می*توانید به سرعت به آن شماره پیامک ارسال نموده و یا با آن شخص تماس بگیرید. اگر کسی شما را در عکسی تگ کرده باشد شما به راحتی و از طریق همان نوار اطلاع*رسانی می*تواند به آن عکس +۱ بدهید.
بروز رسانی هوشمند

قابلیت جدید دیگری که در اندروید ۴.۱ اضافه شده، بروزرسانی هوشمند است. از این پس برای بروز رسانی نرم*افزار نیازی نیست کل پکیچ آن را دانلود کنید و در زمان آپدیت تنها بخش*هایی که تغییر کرده*اند، بروز خواهند شد. این کار باعث می*شود تا در هر بار بروزرسانی حجم کمتری از اطلاعات را دانلود کنید.

تغییر سایز خودکار ویجت*ها

در اندروید ۴.۱ ویجت*ها بهبود یافته*اند و براساس مکانی از صفحه اصلی که آنها را قرار می*دهید، تغییر سایز پیدا می*کنند. کاربر همچنین می*تواند صفحه را بصورت افقی یا عمودی چیدمان کند


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: اندروید , مقالات , آموزش

چطور اپلیکیشنهای اندرویدی را روی کامپیوتر اجرا کنیم ؟

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:۱٧ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ماه پیش یک نظرسنجی داشتیم که ۲۰۰۰ نفر از شما زحمت کشیدند و سیستم عامل تلفن همراهشان را به ما گفتند. نتیجه حداقل برای من خیره کننده بود. ۳۴ درصد از کاربران تلفن همراهی با سیستم عامل اندروید داشتند یعنی تقریبا از هر سه نفر یک نفر!

دلیل این که این روزها ( حداقل میان خوانندگان یک فتحی ) اندروید تا این میزان مورد استقبال است می‌تواند تنوع گوشی‌های اندرویدی در رنج‌های مختلف قیمت یا اوپن سورس بودن یا هر چیز دیگری باشد. اما به نظر من اپلیکیشن‌های جذاب اندرویدی یک عامل خیلی خیلی مهم در این زمینه است.

اگر به قسمت موبایل سایتی مثل P30download بروید می‌بینید که تمامی نرم‌افزارهای جدیدی که معرفی می‌شوند یک ورژن اندرویدی دارند. حتی بعضی نرم‌افزارهای اختصاصی آیفون هم در صدد تهیه نسخه اندرویدی هستند.

 

اما برای استفاده از این اپلیکیشن‌های جذاب آیا حتما باید یک گوشی‌ موبایل اندرویدی دست و پا کنیم؟ در این مطلب با هم یاد می‌گیریم چطور این اپلیکیشن‌ها را روی یک کامپیوتر خانگی عادی داشته باشیم. حتی اندرویدی‌ها هم می‌توانند قبل از نصب یک اپلیکیشن‌ آن را با این روش تست کنند. آماده هستید؟

Android SDK اولین راهی است که ممکن است به ذهن شما برسد. با استفاده از SDK می‌توانید نرم‌افزارهای اندرویدی بنویسید یا آنها را توسعه بدهید. اما ما واقعا نمی‌خواهیم این کارها را بکنیم. برای همین به نرم‌افزاری نیاز داریم که بتواند خیلی ساده‌تر و سریعتر یک اپلیکیشن را برای ما اجرا کند.

برنامه ای که قصد معرفی آن را به جای اندروید SDK داریم BlueStacks نام دارد. این برنامه مشکلاتی را که SDK در اجرا داشت را ندارد و خیلی راحت است.

برای شروع به این صفحه بروید و بر روی گزینه Download Now کلیک کنید.

برای ذخیره نرم افزار بر روی کامپیوتر خود روی گزینه Save File کلیک کنید. حجم این فایل ۱۱۷ مگابایت است.

زمانی که دانلود شما با موفقیت به پایان رسید بر روی فایل نصب کلیک کنید. پس از تأیید شرایط و قوانین نرم افزار دکمه Install را فشار دهید تا نصب نرم‌افزار شروع شود.

چند دقیقه طول می کشد که نرم افزار BlueStaks نصب شود. هنگامی که نصب تمام شد بر روی گزینه Finish کلیک کنید تا صفحه نصب برنامه بسته شود. اگر شما دوست داشتید می‌توانید فیلم آموزشی این نرم افزار را  انتخاب کنید تا بتوانید آن را ببینید.

حالا نرم افزار شما نصب شده و شما می‌توانید آنرا از مسیر زیر اجرا کنید:

Start > All Programs > BlueStacks > Launch BlueStacks

بعد از این نرم افزار BlueStacks را اجرا کردید و وارد شدید روی دکمه Apps کلیک کنید تا اپلیکیشن هایی که همراه BlueStacks‌ نصب شده اند را ببینید.

اگر شما قصد داشتید که اپلیکیشنهای بیشتری از اندروید را داشته باشید که به طور پیشفرض همراه BlueStacks  نصب نشده است، می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید و در این سایت ثبت نام کنید تا بتوانید به کتابخانه کامل اپلیکیشن‌ها دسترسی داشته باشید. شما با کلیک کردن بر روی گزینه Get More Apps می توانید به BlueStacks channel  دسترسی داشته باشید.


موضوعات مرتبط:

۶ نکته درباره عکاسی از آتش بازی و در نور کم با تلفن هوشمند

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:۱٥ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

از زمانی که عکاسی با موبایل ها نتیجه ای جز تصاویر دانه دانه و تار نداشت، مدت زیادی گذشته و اسمارت فون های امروزی با دوربین های قوی و بهبود یافته تری عرضه می شوند. اما عکاسی در نور کم هنوز مشکل بزرگی برای دوربین اغلب تلفن های همراه و هنوز یکی از نقاط ضعف آن ها است.

ولی بسیار پیش می آید که در مراسم و جشن های درون مکان های سرپوشیده یا شب هنگام، شما دوربین عکاسی به همراه نداشته باشید و بخواهید با تلفن تان به عکاسی بپردازید. پس پیشنهاد می کنم که در ادامه مطلب با نارنجی همراه باشید، تا با تغییر چند تنظیم ساده، یا نصب یکی دو اپلیکیشن، بتوانید عکس های بسیار بهتری از برنامه های شبانه و آتش بازی ها داشته باشید.

در بخش تنظیمات، فلش و حالت HDR را خاموش کنید
فلش اسمارت فون ها آن چنان ضعیف است که حتی در یک اتاق کم نور کوچک هم کمک چندانی به شما نمی کند. پس مطمئنا روشن نگاه داشتن آن هنگام عکاسی از یک منظره شبانه یا آتش بازی، کاری کاملا بیهوده (و گاهی مضر) است.

HDR هم یکی از قابلیت هایی است که بر روی بسیاری از اسمارت فون های پیشرفته دیده می شود و در اغلب مواقع عکس های خوبی را هم برای تان فراهم می آورد‫.‬ اما متاسفانه برای عکاسی از آتش بازی، اصلا گزینه مناسبی نیست‫.‬ زیرا در حالی که طی آتش بازی انفجارها با سرعت بالایی اتفاق می افتند، استفاده از عکاسی با زمان نوردهی بالا اصلا سرعت مناسبی را برای تان فراهم نمی کند‫.‬ قبل از عکاسی مطمئن شوید که امکان HDR دوربین موبایل تان خاموش است‫.‬

اگر هم از اسمارت فون اندرویدی استفاده می کنید، لازم است قبل از شروع مراسم چند تنظیم دیگر را هم کنترل کرده و در حالت مناسب قرار دهید:
‫-‬ اگر دوربین گوشی شما دارای stabilizer یا لرزش گیر است، آن را روشن کنید.
‫-‬ اگر امکان تنظیم حساسیت (ISO) را دارید، آن را به صورت دستی روی عدد ۴۰۰ یا همین حدود قرار دهید تا بهترین نتایج را داشته باشید. (می توانید روی چند حالت مختلف در نور کم امتحان کنید تا بهترین حساسیت ممکن را به دست بیاورید.
‫-‬ اطمینان یابید که تنظیمات دوربین موبایل بر روی عکسبرداری با بالاترین کیفیت ممکن است. با این کار اندازه فایل عکس بزرگتر می شود و جای بیشتری اشغال می کند، اما تفاوت کیفیت واقعا چشم گیر است.

اپلیکیشن Cortex Camera را روی آیفون نصب کنید

[/IMG]

اگر آیفون ۴S یا آیپد دوربین دار مجهز به iOS 5 دارید، برنامه ۳ دلاری Cortex Camera می تواند کمک خوبی برای شما جهت تهیه عکس های عالی در شرایط با نور کم باشد. کار با این برنامه تا حد زیادی شبیه اپلیکیشن دوربین iOS است، البته فراموش نکنید که هنگام فشردن دکمه شاتر برای عکسبرداری، سه ثانیه دوربین را ثابت نگه دارید.

چرا باید این زمان طولانی ۳ ثانیه ای را صبر کنیم؟ زیرا این اپلیکیشن به جای ثبت یک تصویر عادی، ویدیوی کوتاهی از صحنه مورد نظر ضبط می کند که حاوی بیش از ۱۰۰ فریم است. سپس با استفاده از این فریم ها و طبق الگوریتم ویژه خود، یک تصویر بدون نویز و شفاف را در نور کم برای تان فراهم می آورد.

برای اندروید، اپلیکیشن Night Camera را نصب کنید

اپلیکیشن Night Camera که به صورت رایگان (یا نسخه پرو ۳ دلاری) عرضه شده، دقیقا کار مشابهی را در دوربین اسمارت فون های اندرویدی انجام می دهد. این کار با ترکیب حالت نوردهی (exposure) ویژه با کارایی نرم افزار پردازشگر تصویر درون برنامه انجام می شود که باعث افزایش شفافیت و بهبود دامنه پویایی یا دینامیک عکس های گرفته شده در محیط های کم نور می شود.

برنامه دارای تنظیمات متعددی است که در ثبت بهترین عکس ها در حالت عکاسی شبانه، بسته به موقعیت تان شما را همراهی می کند. پس بهتر است کمی وقت گذاشته و با سعی و خطا، تنظیم مناسب برای موقعیت تان را بیابید.

از مزایای قابلیت Burst Mode یا عکاسی پیاپی بهره ببرید

اگر شما از اسمارت فون های اندرویدی یا ویندوز فونی جدید استفاده می کنید، قابلیت Burst Mode چیزی است که ارزش امتحان کردن هنگام عکاسی از آتش بازی را دارد. این حالت به شما اجازه می دهد که به صورت پشت سر هم و با سرعت تعداد زیادی عکس بگیرید. بعدا هم می توانید از میان این سری عکس ها، بهترین ها را انتخاب و بقیه را حذف کنید.

البته هر دو اسمارت فون سامسونگ گلکسی اس ۳ و اچ تی سی وان به صورت پیش فرض این قابلیت را دارند. اما اگر موبایل شما مدلی است که چنین برنامه ای را ندارد و از این قابلیت پشتیبانی نمی کند، می توانید اپلیکیشن اندرویدی Fast Burst Camera یا اپلیکیشن ویندوز فونی Turbo Camera را نصب کنید تا قابلیت عکاسی پیاپی را در اختیار داشته باشید.

اپلیکیشن ۳ دلاری Fast Brust Camera می تواند بر روی اسمارت فون های پیشرفته تا ۳۰ عکس در ثانیه را ثبت نماید و در موبایل های قدیمی تر و یا ارزان قیمت، توانایی ضبط ۵ تا ۱۰ عکس در ثانیه را خواهد داشت. این قابلیت یک ابزار حیاتی در عکاسی از موضوعات با سرعت حرکت بالا و ناپایدار است. برنامه ۲ دلاری Turbo Camera هم در ویندوز فون امکان ثبت ۱۴ تا ۱۶ عکس در ثانیه را به شما می دهد.

از زوم دیجیتال استفاده نکرده و دوربین را ثابت نگه دارید

ساکن و بی حرکت نگاه داشتن دوربین هنگام عکاسی در نور کم، کاملا ضروری و حیاتی است. اگر از قبل یک سه پایه عکاسی در خانه دارید، بهتر است که یک رابط مناسب خریداری کنید تا موبایل تان روی سه پایه سوار شود. به هر حال هر کسی حاضر نیست برای عکاسی با اسمارت فون، همه جا یک سه پایه را به دنبال خود بکشد. در عوض می توانید روی کنترل حرکات خود تمرکز بیشتری داشته باشید. حتی بهتر است که هنگام عکاسی به جایی مانند یک درخت، ماشین یا دیوار تکیه دهید. یا اینکه به سادگی موبایل را بر روی دیوار، میز یا هر چیز دیگری در موقعیت مناسب قرار داده و عکاسی کنید. در این حالت امکان عکاسی با تاخیر هم باعث می شود که تکان های هنگام فشردن دکمه شاتر، تاثیری بر کیفیت عکس نداشته باشند.

از دیگر سو، عکس هایی که با زوم دیجیتال اسمارت فون تان می گیرید و روی صفحه کوچک موبایل به آنها نگاه می کنید، شاید خوب به نظر برسند. اما کافی است یک بار آنها را روی صفحه بزرگتری مانند مانیتور کامپیوتر کنترل کنید. می بینید که اصلا عکس های شفاف و واضحی نگرفته اید.

استفاده از زوم دیجیتال یک راه کاملا ساده برای نابودی تصاویر یا افزایش دانه ها و نویز آنها است. با هر مرحله ای از زوم دیجیتال، مقدار قابل توجهی از کیفیت عکس شما کاسته می شود. اگر می خواهید یک عکس کلوزآپ خوب داشته باشید، بهتر است کمی به خودتان زحمت داده و به موضوع عکاسی نزدیک تر شوید. اگر یک قانون ساده را رعایت کنید عکس های شما خیلی بهتر میشود: قبل از فشار دادن دکمه عکاسی، چند قدم به سوژه نزدیک تر بشوید. (ما معمولا دور تر از فاصله مناسب قرار داریم)

خودتان را به ابزارهای جانبی مناسب مجهز کنید

با این حال، اگر قصد دارید که عکاسی با اسمارت فون را وارد مرحله دیگری از کارایی نمایید، می توانید تعداد فرارانی ابزارهای جانبی پیدا کنید که به شما وعده کارایی یک تلفن و کیفیت عکس یک دوربین DSLR را می دهند.

برای مثال برای آیفون تان می توانید یک لنز با زوم اپتیکال ۶ ایکس و قیمت ۲۰ دلار بیابید، یا اینکه یک رابط ۲۵۰ دلاری برای آن خریداری کنید، تا بتوانید از لنز های حرفه ای کانن و نیکون روی موبایل تان استفاده کنید!

آرزو داریم که از جشن ها و آتش بازی های شبانه تان، همیشه خاطرات خوش و عکس های زیبایی به یادگار داشته باشید. شما چه راه حل و نکاتی را برای عکاسی در نور کم با تلفن هوشمند پیشنهاد می کنید؟


موضوعات مرتبط:

بازکردن بوت لودر (آموزش پیرامون بوت لودر در تمامی گوشی ها)

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:۱٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

تا حالا شده تو کامپیوتر کلمه Bios به گوشتون بخوره؟
Basic Input Output System قسمتی که وظیفه بوت آپ یا بالا آوردن رایانه رو برعهده داره…

در تلفن همراه ما بایوس نداریم جاش Boot Loader داریم…
بوت لودر روی یک تراشه که بهش چیپ بوت میگیم نصب شده. یک برنامه حاوی اطلاعات حیاتی ، درایور های گوشی ، میزان فرکانس و ولتاژ سخت افزار ها و خلاصه همه چیز اطلاعاتی گوشی است.
من جمله مهمترین نرم افزار های روی این چیپ Kernel یا همون هسته پردازشی گوشی است… هسته ای که فرکانس های پردازشی از سی پی یو دریافت و ارسال میکند…
در سری اول گوشی های مخصوصا سری اول گوشی ایکس هشت سونی اریکسون که فروش بالایی داشت از چیپ Bootloader XR89-FDX استفاده شده. این چیپ به راحتی قابل بازگشایی بود…
وقتی سازندگان فهمیندند که چه نقص بزرگی این چیپ داره اون رو در سری سوم و چهارم با Bootloader XR90-FDZ عوضش کردند که به نوعی دیواره نفوذ مجهز شده بود…


خب بیایم اول بسم الله…
بوت لودر رو چطوری باز میکنند؟؟
بوت لودر در صورتی که از سری باز شونده یا همون سری Open باشه با نرم افزار به راحتی باز میشه. به طوری که شما گوشی که روشن هست رو به رایانه وصل کرده وبا اجرای یک برنامه مخصوص (که با پیشرفت علم الآن ۵ – ۶ تا برنامه اومده!!!) بوت لودر گوشیتون باز میشه.

مزایای باز کردن بوت لودر چیه؟؟؟
مزایای اون اینه شما وقتی بوت لودر رو باز کردید میتونید کرنل یا همون نرم افزار داخل اون رو تغییر بدید. Kernel همون طور که توضیح داده شد فرکانس پردازش گوشی رو به سی پی یو میده و دریافت میکنه اصطلاحا درایور سی پی یو هم بهش میگن…
مهم ترین علت تغییر در کرنل تنها استفاده از رام های کاستوم است… بعضی رام ها برای کار نیاز به کرنلی خاص دارند. یعنی فرکانس پردازشی سی پی یو اونها منحصر به فرده.. زمانی یک رام باید کرنل مخصوصش نصب بشه که اون رام از یک گوشی دیگه ریپ شده برای گوشی شما…
مثلا گوشی Optimus LG که یک آندروید فوق العاده و کهنه کاره برای ارسال فرکانس از دستور فرکانس RS50 استفاده میکنه.
به علت نا مربوط بودن نمیتونم فرکانس رو آموزش بدم…
خیلی از سازندگان رام ها در آشپزخانه رامشون میان این رام گوشی اپتیمیوس رو ریپ میکنند یا اصطلاحا میدزدنش و برای یک رام دیگه کوک میکنن یا اصطلاحا میپزنش!!! اما چون نمی تونن هسته رام و فرکانس رو با مثلا فرکانس گوشی ایکس هشت یکی کنن میان کرنل رو با رام سازگار میکنند… برای مثال کسی که رام رو تغییر میده اما کرنل سازگار با رام که سازنده گفته رو نمیریزه رام به هیچ وجه لود نمیشه و رو بوت فریز میشه…
پس فرد مجبوره برای داشتن رامی شبیه اپتیمیوس کرنل گوشیش رو تغییر بده… اگر هم بوت لودرش باز نشه نمی تونه کرنل رو تغییر بده…

معایب بازسازی بوت لودر؟؟؟
اولین عیب اینه شما به مهم ترین قسمت گوشی تون دست برد زدید و فایل اصلی که شرکت داده رو تغییر دادید!!! خب یکم عذاب وجدان بهتون دست میده که یک دوش آب سرد حلش میکنه!!!!Guests
اما مهمترینش تاخیر چند ثانیه ای در بوت گوشی است… اگر هم کرنل رو تغییر بدید بعضی از کرنل ها باگ دارند. مثلا شما ریبوت کردین اما رو لوگوی کرنل مونده باید باتری رو خارج کنید و….

مهمترین بخش:
آسیب های احتمالی:

اگر شما گوشی تون از چیپ محافظت کننده برخوردار باشه شما نمیتونید کرنل رو باز کنید. اگر هم تلاش به باز شدن کنید گوشیتون به جی تگ Joint Test Action Group احتیاج پیدا میکنه…
گوشی با کمترین تغییر در بوت لودر کل حافظه بوت لودر رو میپرونه!!!! به این میگیم فایروال بوت لودر که متخصص ها بهش میگن تله موش!!!
یکی از دوستان گفته بود گوشی پاره آجر میشه!!! نه بابا ملتو اینجوری نترسونید! فقط رام و بهتر بگم Boot گوشی میپره و باید گوشی باز بشه و از طریق لحیم دو یا چند تا سیم دوباره بوت لودر فابریک ریخته بشه.

تنها مساله ای که هست هزینه این کاره که زیر ۵۰ تومن در نمیاد…. تازه اگر طرف کلی آشنا و فامیل و همسایه دراد…
خدایی من خودم ۱۵ تومن تو کرج میگیرم جی تگ میکنم. چون للاهی کار خیلی شاخی نیست فقط لحیم کاریش یکم سخته…
افرادی که بوتشون رو میپرونن توجه کنند بوت لودر همینجوری بسته می مونه و فکر نکنن که باز شده. اون گوشی هایی که بوت لودرشون غیر قابل بازگشایی هست باید تنها با باکس (اونم کاره یه حرفه ای) یا تفییر چیپ بوت لودرشون ، بوت لودر رو باز و کرنل رو تغییر بدن…

سوال احتمالی:
خب الآن دست و پاتونو گم کردین میگین وای!!!!! من رام ۴٫۰٫۱ بستنی حصیری رو میخوام رو ایکس هشتم بریزم و کرنل ICS میخواد!!!! حالا چی کار کنم؟ چطور بفهمم بوت لودرم Open یا بسته است؟؟؟

سوال خیلی سادست. با یک نرم افزار به نام Sertool ورژن آندروید میتونید تست کنید گوشی قابل بازگشایی هست یا نه.

دوستانی که سوال دارند در همین بخش بپرسند کسانی که برنامه رو میخوان بگن تا آپلود کنم.

پایان<<<>>>

نکته: ۱) تمامی مطالب توسط اینجانب تایپ شده و کپی برداری از هیچ منبعی نیست..!!!!! انتقال مطالب با حفظ کپی رایت مانعی ندارد…
این یعنی کپی پیس کردی زیرش بنویس یه بنده خدایی تو یه جایی نشسته بود ۲ ساعت تایپ کرده بود!!!! دستش درد نکنه(قانون کپی رایت در ایران!)

پاورقی
***
بعضی ها jTag رو Gtag هم میگن اما اصل کار jtag به معنی Joint Test Action Group هست.
لحیم کاری ذکر شده روی چیپ یا برد اصلی انجام میشه و به قلب گوشی متصل میشن.
از طریق باکس میشه بوت لودر هایی که حفاظت شده رو باز کرد.
بهترین کار تغییر چیپ بوت لودر برای بوت لودر های بسته است که هزینه پایینی هم داره(در حدود۱۵ هزار تومن) البته اینم بگم طرف باید حرفه ای باشه وگرنه به گوشیتون گن… میزنه میره…

نصیحت برادرانه :
اولن به هیچ وجه من الوجوه تست نکن ببین بوت لودرت که برنامه میگه بسته است ، باز میشه یا نه…. چون ۱۰۰% شک کردن به این موضوع یعنی ۱۰۰% شک کردن به اینکه ماست سفیده یا نه!!!!
دوما اگر باز با فکر متفکرت شک کردی و گوشیت پرید:
بهترین کار اینه اون رو ببرین بهترین مغازه تعمیرات تخصصی گوشی تو شهرتون… اون هایی که پیدا نکردن پست کنن یه شهر دیگه مثلا تهران…
دوستانی که بوتشون باز نمیشه از رام های کاستوم سازگار با کرنل اصلی استفاده کنند… بهترین کار…


موضوعات مرتبط:

رام چیست و چه نیازی به آن داریم!

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:۱٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

مقدمه
چه چیزی در مورد custom ROM می دانید ؟
همیشه سوالاتی برای کاربران آندروید پیش می آید که custom ROM چیست؟ به چه دردی می خورد ؟! باهاش چه کار می کنن ؟ آیا امن هست ؟
واژه ROM در اصطلاح مخفف Read Only Memory یعنی ” حافظه فقط خواندنی “است ولی در واقع به معنای واقعی آن تصویر سفارشی سازی از سیستم عامل است که در منظقه رام گوشی خود نصب می کنید .

رام های سفارشی یا همان Custom ROMs
stock ROM همان ورژن از سیستم عامل تلفن شما هست که در واقع موقعی که آن را خریداری کرده اید روی آن نصب شده است .
custom ROM یک نســخه کاملا مستقل از سیستم عامل است که شامل هسته می شود (باعث اجرای هرچیزی می شود) از جمله نرم افزارها ، سرویس ها و … ، و هر چیزی که موبایل یا وسیله مورد نظر توانایی اجرای آن را داشته باشد و در کل بستگی به کسی که رام را برای چه هدفی سفارش سازی یا همان customized کرده است .

 

اینجا سوال پیش می آید که بخش سفارش سازی یا همان “customized” چیست ؟
از آنجا که آندروید منبع باز است ، توسعه دهنده آزاد است که رام اصلی (stock Rom) را بدست بگیرد و آن را تغییر دهد ، بهینه سازی کند ، هرچیزی می تواند اضافه کند و در کل تقریبا هر تغییری که به تخیلش و توانایی هایش اجازه می دهد می تواند در آن تغییرات ایجاد کند .

چرا شما به Custom ROMs نیاز دارید ؟

آپدیت های متعدد
استفاده از custom ROM که نتیجه آن با آپدیت های متعددی که برای آن عرضه می شود بسیار از باگ ها و مشکلات رام را رفع می کند و زود به زود ویژگـــی های جدیدی به گوشی شما اضافه می گردد ، به خاطر این که یک سازنده پشت رام است و می تواند مستقل عمل کند و هیچ نوار قرمزی از سوی شرکتی برای توسعه دهنده تعیین نشده است .
- توسعـــه دهنده رام معمولا به دستاوردهای جامعه وفادار است با استفاده ار عرضه بتا تست و همچنین عرضه بازخوردهای آن و حتی رفع باگها و خطاهای آن ، این زیبایی منبع باز بودن را نشان می دهد.
- چیزی که باید ذکر کنم رام ها معمولا رایگان هستند و توسط کمک های مالی اختیاری پشتیبانی می شوند و نیاز به پرداخت هزینه وجود ندارد .
- در نهایت اغلب custom ROMs به روزترین آپدیت ها ازشان وجود دارد بدون آن که چیزی را دوباره پاک و نصب کنید.
آیا بازهم منبع بازبودن را دوست ندارید؟

عملکرد بهتر و بهره وری بیشتر
Custom ROM ــها معمولا سریعتر و کارآمدتر هستند و هچنین از حافظه کمتری استفاده می کنند زیرا:
- توسعه دهنده ها معمولا موارد اضافی و بی فایده را خارج می سازند از جمله : مانند حامل های برنامه های نصب شده و..
- توسعه دهندگان kernel یا همان هسته را بهینه سازی می کنند برای مثال کرنل undervolted می تواند عمر بسیار بیشتر از باطری را نسبت به نسخه Stock سیستم عامل داشته باشد .

ارتقاع به نسخه بهتر و بعد از نسخه آندروید گوشی ــتان
- شما قادر خواهید بود نسخه از سیستم عاملــی که هنوز برای گوشی تان عرضه نشده است یا هرگز برای آن عرضه نخواهد شد را نصب کنید ، این امر به دو حالت ممکن است :
- رام های لیک شده (لو رفته) به صورت آنلاین ، توسعه دهندگان با استفاده از آن می توانند آپدیت ها را زودتر از عرضه رسمی ریلیز کنند ، درست مثل آپدیت Android 2.1 که قرار بود برای Hero عرضه شود که این اتفاق افتاد و چند هفته قبل از عرضه رسمی آن در دسترس بود و ۲٫۱ روی گوشی های خود نصب و اجرا کنند.
- همچنین موارد وجود دارد که آپدیتی ورژن آندروید برای آن وسیله هیچ وقت عرضه نشده ولی سازنده با عرضه یک ROM توانسته آن ورژن آندروید را روی آن گوشی قابل دسترس کند ، برای مثال کاربران G1 و MyTouch 3G هیچ وقت نتوانستند به عرضه رسمی آندروید ۲٫۱ دست پیدا کنند ولی Cyanogen ، یکی از قابل احترام ترین توسعه دهندگان آندروید ، توانست یک رام سفارشی ایجاد کند که آندروید ۲٫۱ را روی این گوشـــی ها اجرا کند .چه روز شادی برای دارندگان MT3G و G1 بود !

قابلیت نصب اپلیکشن ها در کارت SD
امروزه بیشتر custom ROM ــهایی که عرضــه می شوند قابلیت نصب نرم افزار و بازی را در SD کارت به همراه دارند . که به آن Apps2SD یا A2SD می گویند.
اگر شما از کمبود فضای داخلی رنج می برید این قابلیت می تواند برای شما بسیار ارزشمند باشد.

رام با روت فرق دارد ، لطفا اشتباه نگیرید !
custom ROM و روت کردن را با هم اشتباه نگیرید این دو مقوله کاملا جدا از هم هستند.
به زودی فواید روت کردن و نیازهای آن نیز در سایت قرار داده می شود . لازم به ذکر است برای ریختن رام نیاز به روت کردن گوشی خود دارید.

جنبه ها منفی رام های سفارشی Custom ROMs
البته هر چیزی علاوه بر جنبه های مثبتی فراوانی دارد نکات منفی نیز به همراه دارد که باید ذکر شود ، همچنین برای استفاده از رام های سفارشی باید احتیاط لازم را به خرج دهید و آگاه باشید احتمال آن است خطراتی به همراه داشــته باشند.

ممکن است اشتباهی رخ دهد !
اول از همه ممکن است اشتباهی در فرایند فلش رخ دهد . ( فرایندی که باعث نصب رام می شود. ) و تلفن شما را ترک کند و حالت بریک برای تلفن شما به وجود بیاید که امروزه این اتفاق کم پیش می آید به خصوص این که حالا بیشتر مواقع می توانید گوشی خود را به حالت اولیه بازگردانید و روند نرمال گذشته خود را دنبال کند.
برای حل این مشکل رام هایی استفاده کنید که تعدادی کاربران بیشتری از آن استفاده کرده اند و بازخورد مثبتی داشته باشد.

پاک پاک !
به منظور نصب یک رام سفارشی ، شما نیاز به انجام عملیات clean wipe دارید.
به این معنی که شما همه اطلاعات خود را از دست خواهید داد و بدین منظور می بایست قبل از عملیات ، اول از اطلاعات خودتان پشتیبانی ( بکآپ) بگیرید.

مشکل های پنهان
Custom ROMs ممکن است دارای باگ باشند .
با این حال ، اگر مشکل و باگی در رام پیدا کردید ، در واقع شما راه برای گزارش آن در پیش رو دارید:
این که به انجمن رام مربوطه رفته و گزارش لازم را به آنها بدهید احتمال زیاد پاسخ خود را خواهید گرفت و این باگ شناخته شده باشد. همچنین راه های دیگر وجود دارد وجود باگ و خطا کاملا طبیعی است .

گارانتی تلفن همراه شما ساقط می شود !
این امکان وجود دارد که با عمل custom rooting گارانتی از بین برود زیرا که قانون گارانتی شکسته می شود.
در بیشتر مواقع هم نصب رام سفارشی خیلی سنگینتر و مهمنتر از از بین رفتن گارانتی شما هست اما بهتر است با ارائه دهنده گوشی خودتان صحبت کنید بدلیل این که بعضی از پوشش دهنده ها نصب بعضی از رامها خلاف نبینند در هر صورت شرط احتیاط لازم است .

نتیجه و حرف پایانی
در کل نصب رام سفارشی بر روی گوشی ــتان بسیار خوب و پسندیده است به شرط این که از رامهای مناسب و قابل اطمینان و کارآمد بر روی گوشی ــتان نصب کنید و احتیاط لازم را در نصب رام به خرج دهید.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: اندروید , مقالات , آموزش

ده نکته مهم برای افزایش زمان شارژ و کارایی گوشیهای آندرویدی

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:٠۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

سخت افزار گوشی های موبایل بسیار ظریف و حساس است و در صورت عدم توجه به آن ها به سادگی خراب می شوند و مشکل پیدا می کنند و باعث می شود که قسمت نرم افزاری گوشی هم مشکل پیدا کند. در ادامه ده نکته مهم برای افزایش زمان شارژ و کارایی موبایل را ذکر کرده ایم که با رعایت آنها عمر گوشی شما بیشتر خواهد شد.

 

  1. به طور مداوم و با فاصله زمانی کم بازی ها و برنامه های سنگین را روی گوشی خود اجرا نکیند و به آن فرصت استراحت بدهید.
  2. گوشی خود را لای پنبه نگه ندارید! (منظورم از نظر نرم افزاری است) یعنی اینکه آن را تحت فشار بگذارید. البته فقط گاهی این کار را بکنید.
  3. هر دو هفته یکبار یا هر ده روز یکبار یک بازی و یا برنامه سنگین را روی گوشی خود به مدت حدود ۲۰-۱۵- ۱۰ دقیقه اجرا کنید تا موبایل در حداکثر فشار باشد. این کار باعث می شود پردازنده گوشی شما تنبل بار نیاید!
  4.  هیچگاه از لایو والپیپرها برای پس زمینه استفاده نکنید زیرا در آن صورت پردازنده گوشی (هر چند قدرتمند) مجبور می شود به صورت مداوم کار کند و همین باعث فرسودگی زود هنگام و کاهش سرعت عمل گوشی می شود.
  5. هنگامی که شارژ باطری کم است (مثلاً ۶%)، با آن کارهای سنگین انجام ندهید و از اجرای بازی یا نرم افزارهای سنگین یا روشن کردن دوربین خودداری کنید.
  6. موبایلتان را مدت زمان زیادی روی یک حالت ثابت مثلاً روی یک عکس، روشن قرار ندهید. چون باعث آسیب دیدن صفحه نمایش می شود.
  7. حتی الامکان از تماس گوشی موبایل با وسایل فلزی و مغناطیسی و کارت های هوشمند جلوگیری کنید.
  8. حافظه با ارزش گوشی را با نصب برنامه هایی که برایتان کاربرد آن چنانی ندارد و ضروری نیست اشغال نکنید. این مورد در مورد SMSها هم صدق می کند. SMS هایی را که به دردتان نمی خورد را حذف کنید.
  9. موبایلتان را مدت زمان زیادی در مقابل نور خورشید قرار ندهید زیرا باعث آسیب دیدن صفحه نمایش خواهد شد.
  10. حافظه Cash گوشی خود را مدیریت کنید و موارد اضافی را از روی آن پاک کنید.

موضوعات مرتبط:

۳۰ نکته ضروری برای کاربران آندروید

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

مهم نیست که کاربر روت شده هستید یا نه مهم اینه که شما باید از چند تا کار در گوشیتون اجتناب کنید

۱:کسانی که گوشی سامسونگ گلکسی مثل mini , gio , ace , دارند بهتره از برنامه ی رام منیجر استفاده نکنند زیرا در این گوشی ها تداخل ایجاد میشه و باعث بریک شدن میشه(چون رام منیجر شماره هاشونو اشتباه فرض میکنه مثلا ایس s5830 هستش ولی فیت s552 مثلا)این اتفاق هزاران بار برای اندرویدی های بیچاره افتاده و نتیجش j-tag هستش

۲:سعی کنید با فایل های سیستمی سر و کاری نداشته باشید به خصوص پوشه ی system/apps که فایل های حیاطی توشه و اگه پاک بشن نتیجش j-tag هستش!

۳: روت اکسپلورر باگ های نرم افزاری داره و گاهی اوقات باعث brick شدن گوشی میشه پس فقط ازش برای کپی کردن استفاده کنید

۴:درایو های گوشی حتما حتما روی کامپیوتر نصب باشه چون هر بلایی که بخواید سرش بیارید شرط اول نصب درایو هاست

۵:سعی نکنید بلایی سر superuser بیارید وگرنه یه تیر خالی میکنه تو مخ گوشیتون!!!

۶:سعی کنید برای نصب نرم افزار از برنامه ی android pc suite استفاده کنید با بلوتوث هم هیچ ضرری نداره ولی برای آسونی کار و یه چیز دیگه وقتی شما با بلوتوث چیزی رو تو گوشیتون میریزید اونا در sdcard/blutooth ذخیره میشن و هنگام آن اینستال کردن برنامه ها اون فایل هنوز تو پوشه ی بلوتوثه و پاک نشده برای همین حجم زیادی از گوشیتون رو میگیره

۷:سعی کنید با آیکون cwm گوشی(بعد نصب cwm نصب میشه)زیاد بازی بازی نکنید و برای نصب کرنل و رام از اون بهتره استفاده نکنید و از cwm واقعی هنگام خاموش شدن گوشی استفاده کنید

۸:بعد از نصب کاستوم رام کالیره کردن باتری فراموش نشه

۹:زیاد گوشی رو روشن خاموش نکنید اگر میخواید گوشی رو خاموش کنید از گزینه ی حالت هواپیما استفاده کنید بهتره

۱۰:بیش از ۱ آنتی ویروس رو گوشیتون نباید نصب کرد وگرنه امکان بریک هست ولی امکانش کمه و سرعتتو میاره پایین

۱۱:در هنگام روت کردن و نصب رام و نصب کرنل و… ترس ورتون نداره وگرنه خرابکاری میکنید!!!

۱۲:نرم افزار اودین رو جدی بگیرید و هنگام کار با اون خیلی دقت کنید(به نکته ی ۴ هم دقت کنید) و هرگز جابه جا فایل هارو نذارید یه وقت بوت رو بجای پیت و پیت رو به جای فون بذارید گوشی بریک میشه

۱۳:اگر سامسونگ دارید بهتره برای آپدیت کردن از kies استفاده نکنید چون باگ داره و وسطای کار قطع میشه و گوشی رو بریک میکنه

۱۴:البته این پیشنهاده بهتره برای لایسنس برنامه ها از lucky patcher اسفاده کنید و برای انتقال و اشتراک گذاری وای فای از allshare

15:سعی کنید بیشتر از ۱ app manager نداشته باشید و اون یکی هم gemini app manage باشه ولی اگر روت نکردید از برنامه ی ASTRO file manager استفاده کنید که یک اپ منیجر قدرتمند هم داره

۱۶:در منو ی advanced ریکاوری بازی بازی نکنید وگرنه شاید به دکمه های خطری دست بزنید!!!

۱۷:سعی کنید در حنگام نصب رام های رسمی از لپ تاپ اسفاده کنید چون در هنگام کار flashtool و odin نباید نه سیم قطع شه نه اینکه برق بره برای همین میگم از لپتاب استفاده کنید تا برق ذخیره داشته باشه

۱۸:اگه خدای نکرده گوشیتون بریک شد اول تست کنید ببینید تو ریکاوری یا تو دانلودینگ میره بعد بدید دست j_tag کار چون اگه بره میتونین خودتون تعمیرش کنید

۱۹:سعی کنید اگر میخواید کار های ریسکی رو گوشیتون انجام بدید اول اول اول اول اول بکاپ بگیرید

۲۰:سعی کنید چند کارو همزمان با گوشیتون انجام ندید سی پی یو کند میشه رام هم همینطور

۲۱:اگر براتون امنیت مهمه و زیاد هم با گوشی به اینترنت میرید بهتره یک آنتی ویروس خوب مثل dr.web که قابلیت آپدیت هم داشته باشه اسفاده کنید تا هر وقت با گوشی آنلاین شدید اونو بتونید آپدیت کنید

۲۲:اورکلاک بالای ۸۲۰ خیلی خیلی خطرناکه بالاتر از ۷۱۰ نرید

۲۳:سعی کنید رام هایی رو نصب کنید که آزمایشی نباشن و تست شده و بدون باگ یا حداقل دارای باگ های کمی باشند

۲۴:فایل منیجر زیاد داشته باشید ولی بدرد نخور هارو جمع نکنید اونایی که قابلیت های زیادی دارند ولی من فکر کنم بهتره این ۳ تارو تو گوشی تون داشته باشید یعنی:{ASTRO برای بکاپ گیری و قدرتمند بودنش و Dual manager برای اینکه توانایی اکسترکت زیپ رو داره و root explorer برای اینکه قابلیت نمایش فایل های سیستمی و کپی کردن در اونجا رو داره } اونایی که روت نکردن به جای root explorer از برنامه ی andexplorer استفاده کنن که خیلی قدرتمنده و توانایی های root explorer رو داره

۲۵:سعی کنید وقتی دارید هر کاری رو از طریق کامپیوتر رو گوشی انجام میدید مثل روت مطمئن باشید ویندوزتون سالمه وگرنه به گوشی صدمه های جدی وارد میشه

۲۶:قبل از اینکه گوشیتون رو بدید دست تعمیرکار یا ببرید نمایندگی اول یه ریست فکتوری بگیرید ببینید درست میشه یا یه رام نصب کنید بعد تو انجمن مطرح کنید اگر درست نشد بدید گارانتی

۲۷:بهتره ریکاوری لمسی نصب نکینید اتفاقه دیگه دستتون میخوره رو مثلا wipe/reset بعد خرابکاری میشه

۲۸:وقتی گوشی داغ میکنه بهتره که کار با گوشیتون رو تموم کنید و ۲۰ دقیقه ولش کنید تا استراحت کنه یادتون باشه دشمن باتری گرماست!!!!!

۲۹:زیاد نذارید گوشی تو برق باشه وقتی ۱۰۰% شد برق رو قطع کنید تا باتری صدمه نبینه

۳۰:در آخر سعی کنید برای اینکه هرکاری رو گوشیتون انجام بدید ساده ترین راه رو انتخاب کنید


موضوعات مرتبط:

آموزش ویرایش فایلهای apk با برنامه ی APK Edit v0.4e

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٥ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

برای کار با این نرم افزار شما باید برروی سیستم خود  Java  و  Net Frame Work 3 را نصب کنید.

ویرایش آندروید
۱- بر روی APK Edit.exe کلیک کنید.
۲- در اولین استفاده، برنامه مسیر فایل اجرایی java را از شما می خواهد.(در دفعات دیگر این امر لازم نیست) مسیر در سیستم من با شما ممکن است فرق کند ولی کم وبیش به هم شبیه هستند.
C:\Program Files\Java\jre7\bin
حالا برروی java.exe کلیک کنید تا برنامه آن را شناسایی کند.
۳- حالا باید آدرس فایل APK خود را به برنامه بدهید.
۴- حالا با پنجره ای به این شکل روبه رو می شوید:

ویرایش برنامه آندروید

شماره ۱ برای تغییرنام اورجینال برنامه
با کلیک روی شماره ۲ میتونید آیکون برنامه را عوض کنید( ترجیحاً حالت مربعی داشته باشد یعنی ۶۴X64 یا ۷۲X72)
با کلیک روی شماره ۳ همه چیز به حالت اول بر می گردد.
۵- به تب Details بروید. اینجا چند گزینه میبینید.
تغییر Label ( همون جوری که App Drawer نمایش میده)- Version Name(ورژن برنامه که سیستم نمایش میدهد.)-Permissions(اجازه دسترسی که توصیه میکنم باحاش کار نداشته باشید.)
۶- بر روی Browse کلیک کنید، حالا تمام محتویات برنامه در اختیار شماست ! فایلهایی که جایگزین میشود باد همنام با فایل اصلی، با همان فرمت، و با مشخصات یکی باشد.( مثلاً اگه فایل ارجبنال یه تصویر با رزولیشن ۸۰۰X480 وبا فرمت png هست فایل ویرایشی شما هم باید همان رزولیشن وهمان فرمت را داشته باشد)
۷- پس از تمام شدن ویرایش بر روی گزینه Apply کلیک کنید تا فایل Apk جدید ساخته شود.
البته ویرایش حرفه ای برنامه های اندروید نیاز به دانش برنامه نویسی به زبان جاوا و البته زبانC و C++ (برای نوشتن بازی) دارد. مطمئناً برنامه هایی مثل Apptools و App Manager بسیار حرفه ای تر هستند که مسلماً برای کوک کردن رامها و برنامه های حرفه ای ( که احتیاج به Signe کردن دارن ) باید از آنها استفاده کرد. استفاده از این برنامه ویرایش ساده بعضی المانها مثل والپییپر لانچرها، فونت برنامه ها و… است.

 

دانلود APK Edit v0.4e (346)

 

 


موضوعات مرتبط:

آموزش ساخت آسان نرم افزار آندرویدی برای وبسایت ها

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٥ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

آیا داشتن یک اپلیکیشن که برای سیستم عامل اندروید ساخته شده باشد و کاربر بتواند با استفاده از آن در موبایل خود سایت یا وبلاگ شما را بخواند باعث افزایش آمار بازدید شما نمی شود ؟ آیا از دید بازدید کنندگان سایت خود حرفه ای تر دیده نمی شوید اگر متوجه شوند که شما سایت شما یک برنامه اختصاصی برای اندروید دارد ؟

ساخت نرم افزار اندرویدی سایت

اندروید ( Android ) به یکی از محبوب ترین سیستم عامل های موبایل و تبلت ها تبدیل شده است و در مارکت اندروید ( Android Market ) تا کنون بالای ۳۰۰.۰۰۰ اپلیکیشن ( App ) و بازی برای حدود ۳۰۰ دستگاهی که از سیستم عامل اندروید استفاده می کنند وجود دارد و روزانه میلیون ها بار توسط کاربران توسط سرتاسر جهان دانلود می شوند.

سرویس Feed.nu چیست و چگونه کار می کند ؟

سرویس Feed.nu قدرت گرفته از وردپرس به کاربران خود این امکان را می دهد که برای سایت خود یک اپلیکیشن اختصاصی و کاملاً حرفه ای بسازند تا کاربرانی که از دستگاه های اندرویدی استفاده می کنند بتوانند با نصب آن در دستگاه خود مطالب سایت را کنند. این سرویس با استفاده از قدرت وردپرس شبکه به هر کاربر جدید یک آدرس پیش دامنه ( مانند http://androidfa.feed.nu ) اختصاص می دهد تا کاربر بتواند آخرین نسخه اپلیکیشن اندرویدی سایت خود را برای دانلود عمومی در اختیار بازدید کنندگان خود بگذارد. همچنین می توانید بعد از ساخت اپلیکیشن اندرویدی سایت خود آن را در مارکت اندروید ثبت کنید تا بتوانید بازدید کنندگان بیشتری را برای سایت خود جذب کنید.

 سایت سازنده نرم افزار آندرویدی

چگونه در Feed.nu عضو شوم ؟

اگر می خواهید از سرویس ایجاد کننده اپلیکیشن اندرویدی برای سایت خود استفاده کنید باید در این سرویس عضو شوید. برای عضویت در سرویس Feed.nu کافیست مراحل زیر را طی کنید.

۱. به Feed.nu بروید و بر روی گزینه عضویت ( Register ) کلیک کنید.

۲. سپس در صفحه ظاهر شده یک نام کاربری و آدرس ایمیل خود را وارد کنید و بر روی گزینه Next کلیک کنید.

۳. در صفحه بعد باید یک آدرس برای مرکز دانلود آخرین نسخه اپلیکیشن اندرویدی سایت یا وبلاگ خود انتخاب کنید ( مانند http://androidfa.feed.nu ) همچنین عنوان اپلیکیشن و اینکه آیا می خواهید مرکز دانلود اپلیکیشن شما توسط موتورهای جستجوگر قابل دیدن باشد یا خیر را وارد کنید. سپس بر روی گزینه Sign up کلیک کنید تا ایمیلی برای شما ارسال شود که در آن لینک فعال سازی خساب شما و نام کاربری و رمز عبور حساب شما که در feed.nu از طریق آدرس http://feed.nu/login قابل دسترسی است برای شما ارسال شود.

۴. بعد از کلیک بر روی لینک فعال سازی حساب خود که به ایمیل شما ارسال شده است و ورود به حساب کاربری خود در feed.nu می توانید شروع به ساخت اپلیکیشن سایت خود بکنید.

چگونگه در Feed.nu اپلیکیشن اندرویدی سایت خود را بسازم ؟

بعد از عضویت که چگونگی آن را در بالا گفتیم نوبت به ساخت اپلیکیشن اندرویدی سایت شما رسیده است. برای انجام این کار مراحل زیر را انجام دهید.

۱.تنظیم آدرس خوراک سایت خود در Feed.nu :

ابتدا از داشبورد حساب کاربری خود بر روی گزینه Feed Settings کلیک کنید و در سمت راست صفحه ظاهر شدهدر قسمت add feed or blog آدرس خوراک سایت یا وبلاگ خود را ( مانند http://feeds.feedburner.com/androidfa) وارد کرده و بر روی دکمه add feed کلیک کنید. سپس سرویس feed.nu سایت یا وبلاگ شما را می شناسد و در قسمت پایین کادر مربوطه مشخصات سایت شما را نمایش می دهد که برای اضافه کردن خوراک سایت خود بر روی گزینه add this کلیک کنید. همچین می توانید در قسمت Update interval for feeds این صفحه مشخص کنید که هر چند دقیقه آدرس خوراک شما بازخوانی شود برای پیدا کردن مطالب جدید سایت شما که پیشنهاد می کنم همان ۶۰ دقیقه که به صورت پیش فرض انتخاب شده است را برگزینید.

۲. فارسی سازی محیط اپلیکیشن اندرویدی سایت خود :

در مرحله بعد از منوی Android در سمت چپ صفحه گزینه Language را انتخاب کنید و فیلد های مربوطه را مانند زیر پر کنید.

Change settings : تغییر تنظیمات • Settings : تنظیمات • Sync now : بروزرسانی • Update list : آخرین مطالب • Clear database : پاکسازی پایگاه داده ها • Mark all as read : نشانه گذاری همه به عنوان خوانده شده • Read more : ادامه مطلب • A new version of this blog is availible with minor updates. Please select download to upgrade from THIS_VERSION to NEXT_VERSION or press cancel : نسخه جدید این اپلیکیشن انتشار یافته است. لطفاً گزینه دانلود را بزنید تا از نگارش THIS_VERSION به نگارش NEXT_VERSION این برنامه را ارتقاء دهید و یا بر روی گزینه انصراف کلیک کنید. • Download : دانلود • Cancel : انصراف • Close : بستن • Hi and welcome!  To start reading press the Start reading button. : خوش آمدید ! لطفاً برای شروع استفاده خواندن مطالب جدید بر روی گزینه خواندن را بزنید. • Application title : عنوان انتخابی اپلیکیشن خود را بنویسید • Start reading : خواندن • NUMBERS_OF new posts : شامل NUMBERS_OF مطلب جدید • No unread posts : تمامی مطالب جدید نمایش داده شده است • Share : به اشتراک گذاری • Share Title : POST_TITLE • Share Message : LINK_URL • About : درباره ما • About APPLICATION_TITLE : درباره APPLICATION_TITLE • Version VERSION_NUMBER : نگارش VERSION_NUMBER • About text : توضیح کوتاهی درباره اپلیکیشن خود بنویسید • There are no unread posts yet, hit menu and select update now or goto settings and enable Auto Sync : هم اکنون مطلب جدیدی وجود ندارد. پیشنهاد می کنیم پیشنهاد می کنیم از منوی برنامه بر روی گزینه بروزرسانی کلیک کنید و یا در قسمت تنظیمات بروزرسانی خودکار را روشن کنید • Turn off/Turn on auto updates : روشن/خاموش کردن بروزرسانی خودکار • Update automatically : بروزرسانی خودکار • Change update interval : تغییر زمان بروزرسانی خودکار • Update interval : بروزرسانی در هر چند دقیقه • Check to hide read items : انتخاب کنید برای مخفی سازی مطالب خوانده شده • hide read items مخفی سازی مطالب خوانده شده • Run in debugmode : اجرا در حالت عیب یاب برنامه • Debug mode : عیب یاب • Setting up application for the first time : تنظیمات کلی در اولین اجرا • synchronizing… : در حال بروزرسانی

۳. سفارشی سازی ظاهر اپلیکیشن :

در مرحله بعد از منوی Android در سمت چپ صفحه گزینه Appearance را انتخاب کنید و در صفحه ظاهر شده در قسمت Color Settings می توانید رنگنبندی ظاهر اپلیکیشن اندروید سایت خود را تغییر دهید همچنین در قسمت Image Settings از این بخش می توانید با آپلود تصاویر جدید ظاهری کاملاً سفارشی و متمایز به اپلیکیشن اندروید سایت خود دهید. برای مثال با آپلود یک تصویر ۴۸ * ۴۸ پیکسل در قسمت Application icon می توانید آیکون اصلی برنامه خود را که در دستگاه های اندرویدی نمایش داده می شود را تغییر دهید.

۴. تنظیمات نهایی اپلیکیشن اندروید سایت خود :

در مرحله بعد از منوی Android در سمت چپ صفحه گزینه Settings را انتخاب کنید و اگر سایت شما به زبان فارسی است از قسمت Text direction گزینه Right to Left را انتخاب کنید. همچنین می توانید در قسمت Article CSS با استفاده از کدهای CSS استایل ظاهری اپلیکیشن خود را تغییر دهید و یا با اضافه کردن سرآیند های خاص مانند کد گوگل آنالیز به قسمت Extra header code به اپلیکیشن خود امکانات جدیدی را اضافه کنید.

۵. ساخت و انتشار اپلیکیشن اندروید سایت خود :

برای ساخت اپلیکیشن ( App ) اندرویدی سایت خود به یک فایل است با پسوند APK می توانید از منوی Android در سمت چپ صفحه گزینه Android را انتخاب کنید و بر روی دکمه Generate APK کلیک کنید و اگر می خواهید در مرکز دانلودی که Feed.nu برای اپلیکیشن سایت شما ساخته است این اپلیکیشن را انتشار دهید کافیست بر روی گزینه Publish کلیک کنید. حال اپلیکیشن سایت شما آماده است می توانید به هر طریقی به کاربران سایت خود خبر انتشار این اپلیکیشن را بدهید تا آن ها نیز از این اپلیکیشن بر روی موبایل اندرویدی خود نیز استفاده کنند.


موضوعات مرتبط:

هفت نرم افزار شگفت انگیز آندروید ۴

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

آخرین نسخه آندروید با نام بستنی یخی یا آندروید ۴٫۰ در اکتبر ۲۰۱۱ برای اولین بار بر روی گوشی Galaxy Nexus رونمایی شد. بطور حتم این گوشی کهکشانی سامسونگ یکی از بهترین گوشی های هوشمند حال حاضر دنیاست. بستنی یخی آندروید نسبت به نسخه های قبلی دستخوش تغییرات و ویژگیهای جدیدی از جمله اینترفیس جالب و کارآمدتر، آیکون های باطراوتتر و سرعت بیشتر و همچنین مصرف شارژ کمتر است. تعدادی از برنامه ها هستند که فقط برای این نسخه اندرویدی بهینه شده اند و براساس ویژگیهای آندروید ۴ ساخته شده اند.

در این مقاله ما هفت برنامه عالی و ارزشمند بستنی حصیری را که بسیار کارآمد هستند بررسی میکنیم:

توجه: تعدادی از برنامه های معرفی شده بر روی نسخه های قبلی اندروید نیز قابل اجرا میباشند، اما باید این را مدنظر داشت که برنامه های ذکر شده حداکثر توانایی و امکانات خود را فقط بر روی اندروید ۴ نشان میدهند.

 

۱٫ مرورگر قدرتمند کروم(Chrome for Android)
گوگل مرورگر نسخه تلفن همراه برای گوشیهای اندرویدی را در ماه فوریه منتشر کرد.رابط کاربری جدید این مرورگر برای گوشیهای آندرویدی بسیار ساده و در عین حال دارای تعداد زیادی از ویژگیهای نسخه پی سی آن است. همانند نسخه رومیزی این مرورگر سرعت و سادگی یکی از امتیازات جدانشدنی و بدون درز آن است.

مرورگر قدرتمند کروم(Chrome for Android)

۲٫ دفترچه یادداشت با قابلیت همگام سازی امور(Notes for ICS with Tasks sync)
این برنامه یادداشت رایگان دارای قابلیت همگام سازی وظایف با موتور جستجوی گوگل است.این برنامه برروی گوشیها و تبلت های آندروید ۴ قابل اجراست و توانایی اتصال به حساب کاربری شما در گوگل را دارد و میتوانید از تمامی یادداشت ها و کارهای رومزانه تان بصورت کد شده بکاپ داشته باشید.

۳٫ گفتگو(Boid)
یکی از آینده نگری های توئیتر برای آندروید همین نرم افزار است. این برنامه هنوز در نسخه آلفا قرار دارد. طراحی زیبا و سرگرم کننده و قابلیت تنظیم دلخواه و افزودن تم لذت استفاده از آن را دو چندان میکند.

گفتگو(Boid)

 

4. ذخیره ساز ابری(Dropbox)
نیازی به معرفی نیست، یکی از بهترین و پرطرفدار ترین سرویسهای ذخیره سازی آنلاین است.دروپ باکس که در ماه دسامبر معرفی شد قابلیت بکاپ گیری و ذخیره سازی تمامی فایلها را به کاربر میدهد.رابط کاربری زیبا و گسترده،آپلود همزمان عکس از دوربین گوشی،رمزگذاری فایلها و اشتراک گذاری از دیگر مزایای این نرم افزار کاربردی است.

ذخیره ساز ابری(Dropbox)

۵٫ مرورگر بستنی یخی(ICS Browser +)
مرورگری سریع و امن که خیلی زود سهم زیادی از گوشیها را به خود اختصاص داد.برخی از توابع اضافی این برنامه مانند زوم کردن متن، ایجاد کنترلرهای فوق سریع و همچنین کنترل کامل کاربر است.

مرورگر بستنی یخی(ICS Browser +)

۶٫ مدیریت آندروید از طریق مرورگر(AirDroid)
با استفاده از نرم افزار بسیار مفید AirDroid دستگاه اندرویدی خود را مدیریت کنید. مدیریت فایل ها، SMS ها، برنامه ها، عکس ها، موزیک ها، کانتکت ها و… از ویژگی های این برنامه قدرتمند می باشد.
این برنامه به WiFi وصل شده و یک IP را در اختیار شما میگذارد، با وارد کردن آن IP در مرورگر کامپیوتر، وارد صفحه مدیریت این برنامه می شوید.
ویژگی های این برنامه:
- فایل ها:
انتقال فایل های بین موبایل و کامیپوتر، کپی، جابجایی، تغییر نام، ساخت پوشه، جستجو و…
- SMS ها:
خواندن، ارسال، فوروارد و حذف
- برنامه ها:
مدیریت برنامه ها، نصب، حذف، پشتیبان گیری و جستجو
- عکس ها:
نمایش، قرار دادن در پس زمینه، حذف، وارد و خارج کردن
- موزیک:
پخش، حذف، قرار دادن روی زنگ و…
- کانتکت ها:
گروه بندی، جستجو، ساخت، حذف و…
– …

مدیریت آندروید از طریق مرورگر(AirDroid)

۷٫ مدیریت فایل(File Explorer)
یکی از برنامه های مدیریت فایل که بصورت منبع باز ارائه شده است. این برنامه با کاربردی آسان و پشتیبانی سنگینی که از آندروید ۴ دارد طرفداران زیادی برای خود پیدا کرده است.

مدیریت فایل(File Explorer)

 


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: اندروید

دانلود مستقیم از آندروید مارکت بوسیله کامپیوتر

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

بسیاری از ما ایرانیان توانایی دانلود از مارکت را بوسیله گوشی بنا به دلایل متعددی نداریم و یا مشکلاتی که در راه انجام این کار است زیاد هستند.

دانلود از مارکت آندروید

APK Downloader افزونه ای برای مرورگر کروم است که به شما اجازه می دهد تا فایل های apk را از مارکت آندروید دانلود کنید

ابتدا  apk downloader (704)  را دانلود کنید و در مرورگر خود نصب کنید.

۱- SSL error warnings را غیر فعال کنید

اگر شما این مرحله را انجام ندهید، افزونه کار نخواهد کرد

 

تنظیمات کروم

بر روی مرورگر کلیک راست کرده و سپس Properties را انتخاب کنید
به قسمت Shortcut رفته و در قسمت Target بعد از زدن space متن زیر را اضافه کنید(عکس بالا)

--ignore-certificate-errors --allow-running-insecure-content
 

یعنی به این شکل درآید

“C:\…\chrome.exe” –ignore-certificate-errors --allow-running-insecure-content

 
 

مرورگر خود را بسته و دوباره باز کنید

 

به صفحه تنظیمات افزونه رفته در صورتی که کادر هشدار مشاهده نشود SSL error warnings با موفقیت غیر فعال شده است

تنظیم گوگل کروم برای دانلود از مارکت

 
- ایمیل و ID دستگاه را در قسمت تنظیمات افزونه وارد کنید*#*#۸۲۵۵#*#* را در گوشی خود وارد کنید و با وارد شدن به GTalk Service Monitor
ID دستگاه خود را پیدا کنید
برای مثال اگر android-1234567890abcdef مشاهده شد
ID دستگاه شما ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰abcdef استنکته : در هنگام وارد کردن ایمیل و پسورد ۲-step verification باید غیر فعال باشدسپس بر روی Login کلیک کرده و از مارکت اندروید استفاده کنیددانلود از مارکت

 


موضوعات مرتبط:

آموزش Autocad 2010 مبتدی تا پیشرفته

شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱
٧:٥۳ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

آموزش تهیه فایل پشتیبان از قسمت حیاتی گوشی (IMEI)

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:٥۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

احتمال کمی وجود داره که بعد از نصب رام – یا نصب فایلهای سیستمی غیر مجاز (مثل رادیو) – و شاید حتی روت کردن و آنلاک کردن و…. گوشی مشکل جدیدی پیدا کنه
و از اونجایی که این مشکل خیلی نادر (و البته شناخته شده است) راه حل های معمول برای برطرف کردنش جوابگو نیست

مشکل به این صورت اتفاق میفته که مثلا بعد از نصب یه رادیو و ریبوت شدن گوشی ، آنتن گوشی دیگه نمیاد
راه تشخیص این مشکل اینه که IMEI گوشی شناخته نمیشه و بجای اون اعداد نامربوطی نوشته میشه

راه پیشگیری از این موضوع بکاپ گیری از پوشه efs است تا در صورت بروز مشکل ریستورش کنیم

 

 

روش اول – نیاز به روت بودن گوشی :

برای بکاپ گیری میشه از Root Explorer استفاده کرد که عموما دوستان باهاش آشنایی دارند . در این روش برای بکاپ گرفتن و یا احیانا ریستور کردن نیاز به روت بودن گوشی است تا بشه به محتویات این پوشه دسترسی پیدا کرد
(پوشه مربوط به EFS در روت گوشی و درکنار پوشه های sdcard و system و data قرار دارد)

روش دوم – بدون نیاز به روت بودن گوشی :

اما اگه گوشی روت نباشه میشه از ابزار EFS backup windows 2.0 استفاده کرد که در فروم XDA ساخته شده

روش کار : فایل زیر دانلود و اکسترکت شود . گوشی به کامپیوتر وصل شود .

با اجرای فایلهای efs_backup.bat و efs_restore.bat به ترتیب میشه از این قسمت گوشی بکاپ تهیه کرد و یا بکاپ های قبلی رو ریستور کرد…

================================

چند نکته مهم :

۱- برای کار با ابزار معرفی شده باید حتما تیک مربوط به USB Debugging زده شده باشه
۲- فایل بکاپ گرفته شده رو در محل مطمئنی در کامپیوتر ذخیره کنید تا درصورت بروز مشکل بتونید اون رو برگردونید

۳- هر دو حالت backup , restore این ابزار توسط خود من روی گوشی nexus s تست شده ولی این آموزش تنها در راستای به اشتراک گذاری اطلاعات مفید در بخش قرار داده شده پس هیچگونه مسئولیتی در قبال جواب ندادن این آموزش یا هر مسئله دیگه به عهده شخص من یا وبلاگ نخواهدبود .

DOWNLOAD


موضوعات مرتبط:

آشنایی با قسمت های مختلف منوهای hboot و fastboot و recovery

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:٥۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

قبل از این که این مطلب را بخوانید توجه داشته باشید که هر تغییری در رام گارانتی رو باطل میکنه

شما با گرفتن دکمه ی ولوم پایین + پاور با گزینه های زیر روبه رو می شوید:

 

fast boot

recovery

clear srorage

sim lock

 

 

 

1.fast boot

با زدن این گزینه شما ۴ گزینه ی دیگر می بینید:

 

bootloder
reboot
reboot bootloader
power down
 

 


1 .bootloder

با زدن این گزینه به منوی fastboot می روید.

۲reboot

با زدن این گزینه گوشی ریستارت می شود.

۳reboot bootloader

با زدن این گزینه منوی bootloader دوباره ریستارت می شود.

۴power down

با زدن این گزینه گوشی خاموش می شود.

۲recovery

با زدن این گزینه وارد منوی recovery می شوید. ممکن هست بعدش شما با یه علامت خطر روبه رو بشوید که باید در اون موقع ولوم بالا + پاور رو بگیرید و بعد وارد منوی recovery می شوید.

۳clear srorage

به نوعی همون کار factory data reset رو می کند که من هر موقع گوشی داخل منوی recovery نمی رود و روی لوگوی htc بعد از زدن گزینه یrecovery گیر می کند یه clear srorage که می کنم همه چیز درست می شود. و بعد از اون وارد recovery می شود.


موضوعات مرتبط:

آشنایی با قسمت های مختلف منوهای hboot و fastboot و recovery

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:٥۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

قبل از این که این مطلب را  هر تغییری در رام گارانتی رو باطل میکنه

شما با گرفتن دکمه ی ولوم پایین + پاور با گزینه های زیر روبه رو می شوید:

 

fast boot

recovery

clear srorage

sim lock

 

 

 

1.fast boot

با زدن این گزینه شما ۴ گزینه ی دیگر می بینید:

 

bootloder
reboot
reboot bootloader
power down
 

 


1 .bootloder

با زدن این گزینه به منوی fastboot می روید.

۲reboot

با زدن این گزینه گوشی ریستارت می شود.

۳reboot bootloader

با زدن این گزینه منوی bootloader دوباره ریستارت می شود.

۴power down

با زدن این گزینه گوشی خاموش می شود.

۲recovery

با زدن این گزینه وارد منوی recovery می شوید. ممکن هست بعدش شما با یه علامت خطر روبه رو بشوید که باید در اون موقع ولوم بالا + پاور رو بگیرید و بعد وارد منوی recovery می شوید.

۳clear srorage

به نوعی همون کار factory data reset رو می کند که من هر موقع گوشی داخل منوی recovery نمی رود و روی لوگوی htc بعد از زدن گزینه یrecovery گیر می کند یه clear srorage که می کنم همه چیز درست می شود. و بعد از اون وارد recovery می شود.


موضوعات مرتبط:

نحوه تغییر فونت فارسی در اندروید۴٫۰

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:٥٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد


۱ – فونت دلخواه خود را به اسم DroidNaskh-Regular.ttf تغییرنام داده

۲ – رامتون رو روت کنین و توسط برنامه Root Explorer فونت رو به مسیر system/app کپی و جایگیزین فونت قبلی کنین

توجه : جهت کپی باید کلید R/W که در بالای برنامه Root Explorer هست رو تاچ کنین تا امکان کپی وجود داشته باشه.

۳ – بعد از کپی گوشی رو یکبار ریبوت کنین و تمام .


موضوعات مرتبط:

اصطلاحات و واژه های مورد استفاده در آندروید

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:٥٢ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

درباره Android

به معنی انسانواره ، نام سیستم عاملی ست که توسط شرکت گوگل و با همکاری یک اتحادیه متشکل از چندین شرکت از جمله نوکیا و AT&T طراحی شده است. در سال ۲۰۰۷ با اعلام این سیستم عامل ، نام این اتحادیه نیز Open Handset Alliance شد که با مخفف OHA شناخته می شود.
این سیستم عامل به عنوان یک سیستم عامل باز ( open source ) نوشته شده بروی هسته لینوکس است که به توسعه دهندگان نرم افزار این اجازه را می دهد که تحت زبان جاوا برایش برنامه بنویسند و کدهای زبان C نیز به شکل غیر مستقیم و غیر رسمی قابل اجرا بروی این سیستم عامل است.
باز بودن این سیستم عامل ، به این معنی ست که تمامی توسعه دهندگان می توانند به هر شکل که نیاز دارند کد های سیستم عامل را تغییر دهند . این افق روشنی را برای این سیستم عامل ترسیم می کند. در عین حال بخشی از جامعه نرم افزاری گوگل را متهم به بسته نگه داشتن بخش هایی از سیستم عامل به هدف کنترل پلت فورم آندرویید کرده اند.
این سیستم عامل ، از نظر سخت افزاری دارای پشتیبانی های زیر است :

 

شکل ظاهری و فرم کلی : پشتیبانی از گنجینه دو بعدی وی جی ای و سه بعدی OpenGL
ذخیره سازی : با استفاده از SQLite
ارتباطات : از تمامی پروتکل های امروزی مانند بلوتوث وای فای اج جی پی ار اس و جی اس ام و سی دی ام ای حمایت می کند
پیام رسانی : ام ام اس و اس ام اس
مولتی مدیا : از فرمت های متعدد پشتیبانی می شود
مرور اینترنت : نسخه پرتابل گوگل کروم که بر هسته وب کیت نوشته شده.
به علاوه ، قابلیت پشتیبانی از شتاب سنج جی پی اس تاچ اسکرین و … نیز وجود دارد.

پشتیبانی از مالتی تاچ بودن صفحه لمسی ، به صورت درونی در این سیستم عامل گنجانده شده ولی به درخواست شرکت اپل بنا بر قوانین کپی رایت غیر فعال شده ، گرچه جامعه مجازی ش ، یک توییک برای فعال کردن ش نوشته است.
در حال حاضر اندروید به یکی از قدرتمند ترین سیستم عامل های دیوایس های پرتابل از قبیل اسمارت فونها و تبلت ها (tablet) در بازار تبدیل شده و چندین نسخه از آن ارائه شده است.

نسخه های Android تا به امروز:

Android 1.5 :Cupcake
Android 1.6 : Donut
Android 2.0 ,2.1 : Eclair
Android 2.2 : Froyo
Android 2.3 :Gingerbread
Android 3.0,3.1,3.2 (Tablets) :Honeycomb
coming soon (Q4 2011):Ice Cream Sandwich

ODEX

در فایل های سیستمی اندروید، برنامه ها با پسوند apk ارائه میشوند. این نرم افزارها مجموعه ای از فایل های های ODEX هستند که مبنای آنها ذخیره ی فضای حافظه هست. این فایل های ODEX دقیقا مجموعه ای از قسمت های مختلف یک نرم افزار هستند که برای قبل از بوت شدن بهینه شده اند. با این کار کاهش پروسه بوت شدن سریعتر انجام میپذیرد. برنامه هایی که از طریق ODEX طراحی میشوند، همه ی فایل های آنها در اولین بوت سیستم عامل، اکسترکت (باز) شده و درون حافظه کپی میشوند. برای اجرای بعد دیگر نیازی به اکسترکت کردن نیست، همه ی فایل ها وجود دارند، بدلیل اینکه نیازی به اکسترکت دوباره ی فایل ها نیست، سرعت اجرای برنامه های ODEX بسیار بالاست. و بخاطر اینکه قبل از اجرا شدن، اکسترکت شده اند، هک کردن آنها بسیار سخت میباشد.

DEODEX

اصولا DEODEX به منظور ویرایش و بازگردانی فایل های ODEX بکار میره، بصورتیکه فایل های اکسترکت شده در ODEX ها جمع آوری میشوند و بصورت یک مجموعه در می آیند. بنابراین فایل های اکسترکت شده، بصورت فایل هایی با نام classes.dex دوباره اسمبل میشوند. با انجام این کار تمامی فایل های یک نرم افزار با هم در یک مجموعه برگشت داده و یک جا جمع آوری میشوند. در نتیجه امکان تغییرات فایل ODEX با این روند فراهم میشود.

در کل، تمامی نرم افزارها و یا رام های deodex شده ، تمامی نرم افزار ها و فایل های آنها برگشت داده شده و بصورت متحد در یک مجموعه جمع آوری شده، و دیگر از طریق مکانی دیگر اجرا نمیشوند. با این کار، ما میتوانیم تمامی تغییرات را در آنها انجام دهیم.

Bootloader

بارگذار که به اختصار در بعضی سیتمها loader هم نامیده می شود بخشی از نرم افزار است که قبل از بارگذاری سیستم عامل و بلافاصله بعد از روشن شدن دستگاه اجرا می شود.
در دستگاه های هند هلد امروزی ، سیستم عامل بروی حافظه غیر فرار ( مثل هارد دیسک یا فلش مموری ) ذخیره می شود. با این حال پردازشگر مرکزی سیستم ، تنها توانایی خواندن اطلاعات سطح پایین را دارد و فرامین پیچیده را می بایست سیستم عامل برای پردازشگر بشکند. برای اینکه این دایره معیوب برداشته شود ، دستگاه های هندهلد ، به محض روشن شدن از بخشی از حافظه فقط خواندنی شان Read Only Memory ROMیک سری فرامین ساده را به شکل اوتوماتیک فراخوانی می کنند که بوت لودر نامیده می شوند. این فرامین ، باعث می شوند که بخش های حیاتی سیستم عامل بروی حافظه موقت ( رم ) بارگذاری شده و سیستم عامل پس از آن ، معمولا لایه لایه به پیچیدگی فرامینی که به سیستم عامل می دهد تا سیستم کاملا به کارایی برسد می افزاید.
خصوص در زمینه هک و mod ، این بوت لودر ها قابل رویت یا دسترسی می شوند. به حالت عادی این بوت لودر از دید کاربر عادی خارج است. اما با دستکاری مثلا در بوت لودر سیستم عامل اندروید ، یک سری فرامین ساده مثل پاک کردن سیستم عامل ، ریست کردن و … را قرار می دهند تا فرآیند دستکاری آسان تر شود.
در اغلب موارد امکان پاک کردن خود بوت لودر برای کاربر عادی وجود ندارد و در صورت پاک شدن دستگاه به اصطلاح brick می شود.

Brick

به معنی پاره آجر است. در اصطلاح کوکرها و فعالین عرصه توسعه نرم افزاری ، به فرآیندی می گویند که به دلیل نرم افزار bug دار یا اجرای فرامین غیر مجاز باعث از کار افتادن هندهلد شوید و آن را تبدیل به یک پاره آجر بی مصرف کنید. در بسیاری از موارد ، پروسه ای برای بازگشت به کارکرد معمول وجود دارد که Unbrick نامیده می شود ولی گاها نیاز می شود که دستگاه به تعمیرکار حرفه ای سپرده شود .

Force Close

به اختصار در مجامع اندرویدی FC خوانده می شود . وضعیتی ست که سیستم عامل کد های داخل یک برنامه ثانویه یا ثالثیه را قبل از اجرا چک می کند و متوجه می شود که به دلیل اشکالات ش می تواند منجر به crash کردن سیستم بشود . برای همین قبل از اجرا برنامه را می بندد و یک پیغام مبنی بر بستن برنامه به دلیل اشکالات می دهد که به پیغام FC معروف است.

به علاوه در صورتی که برنامه ای در حال اجرا دچار مشکل شود ، یا با خود سیستم عامل یا با برنامه های ثالثیه می توان به صورت مداخله ای دستور Force Closeداد. برنامه های Task Killer این قابلیت را دارند.

Patch

به معنی وصله . به نرم افزاری گفته می شود که توسط ارایه کننده اصلی یا توسط هکر ها ارایه می شود تا نقایص یا کمبود های سیستم را بپوشاند. پچ های امنیتی معمولا در جهت خنثی ساختن حفره های امنیتی در مرورگر (browser)استفاده می شوند.
عرضه پچ در مقابل عرضه نسخه بروز شده سیستم عامل ROM Update است که تمامی بخش های سیستم را تغییر می دهد.

Root

سیستم عامل لینوکس سیستم عاملی با منبع باز است و برپایه آن بسیار سیستم های پرکاربر همچون Redhat و Ubuntu عرضه شده. اما امروزه با عرضه سیستم عامل Andoird مبتنی بر Linux بسیاری از دستگاه های پی دی ای, اسمارت بوک, PID و … در حال روی آوردن به این سیستم عامل هستند. در سیستم Linux سیستمی تعبیه شده که بر پایه آن وجود یک کاربر Root الزامی است. کاربر Root دارای توانای تغییر داده ها و اطلاعات مهم در سیستم Linux است و Root در همه سیستم های مبتنی بر لینوکس وجود دارد و در واقع وجود آن شرط بوده و میتوان گفت یکی از برتری های لینوکس است. چون تنها کاربر روت است که قابلیت تغییر اطلاعات مهم و یا نصب نرمافزار های سیستمی را دارد. کاربر معمولی در لینوکس دسترسی هایش بسیار محدود تر از روت بوده و این یکی از برتری های امنیتی لینوکس است. پس Root کاربر اصلی با تمامی دسترسی ها در سیستم های مبنی بر لینوکس است

چرا برخی دستگاه ها را روت میکنند؟ روت کردن یعنی چه؟

در برخی از سیستم های مبتنی بر لینوکس کاربر از ابتدا یک کاربر معمولی است و قابلیت ها و دسترسی های روت را ندارد. نمونه ای از این سیستم عامل ها اندروید است که به کاربر اجازه روت را نمیدهد تا او توانایی تغییر در سیستم عامل و بررسی و دستکاری در داده ها و اطلاعات مهم و سیستمی را نداشته باشد. از همین رو کاربران با استفاده از هک و دستکاری در کد و در سیستم عامل تلاش میکنند تا اجازه روت را فراهم کرده تا کاربر تمامی دسترسی ها را داشته باشد. روت کردن در اصطلاح به معنی دستکاری در سیستم عامل و بعبارتی هک کردن آن برای دادن تمامی دسترسی های روت به کاربر معمولی است.
(روت چیزی شبیه به Administrator در سیستم ویندوز است اما با دسترسی و قابلیت های بیشتر)

Root در گوشی های اندرویدی:
Root کردن در دستگاه آندروید به معنای اضافه کردن یک برنامه کوچک Linux به اسم SU که مخفف عبارت SuperUser هستش که به شما اجازه میده که برنامه ها و دستورات مختلفی رو اجرا کنید .
هر چیزی ، چه برنامه چه یوزر و چه یک دستور دارای یک درجه بندی هستش که در سیستم عامل تعریف شده . یوزری که دستگاه خودش رو Root میکنه همانند یک رئیس هستش که میتونه هر کاری رو بر روی دستگاه انجام بده ( خوب یا بد ) ، به طور ساده کارهایی مثل پاک کردن حافظه یک برنامه ، و کارهایی حرفه ایی تری مثل استفاده از Wireless Tethering و …
نکته ای که باید به آن توجه کنید ، از بین رفتن گارانتی دستگاه با روت کردن آن است، البته با آنروت کردن و نصب رام استوک ، گارانتی برمیگردد.

چگونه بدانیم گوشی اندرویدی روت شده است یا نه؟
اگر در میان برنامه ها ، برنامه ای به اسم Superuser وجود داشت می توان گفت که گوشی روت شده است.
.

Soft Reset

هنگامی که گوشی هنگ کرد یا در نرم افزار یا برنامه ای قفل کرد میتونید این کار رو انجام دهید.

• برای Soft Reset کافیست که کلید Power را به مدت ۶ ثانیه نگه دارید…

Hard Reset

معمولا قبل از نصب رام بهتره که گوشیتون رو ریست فکتوری یا همون هارد ریست کنید.

•برای Hard Reset باید ابتدا وارد Recovery Mode بشوید.

•در صفحه مذکور، چند گزینه وجود دارد ، یکی از آنها Wipe data/factory reset است ، در این صفحه از کلید های Volume up/down برای Navigation بین گزینه ها و از کلید Home برای انتخاب گزینه استفاده میشود. با کلید Volume down به روی گزینه Wipe data/factory reset بیایید و با کلید Home آن را انتخاب کنید ، گوشی شما Hard reset شده و دوباره به صفحه Recovery Mode باز میگردید، حالا با پایین نگه داشتن کلید Power , گوشی را soft reset کنید .

Wipe

Data Wipe یا همون فکتوری ریست که بخش دیتا رو پاک می کنه. یعنی تمام برنامه هایی که خود کاربر نصب کرده به علاوه تنظیماتی که در گوشی وارد کرده و اس ام اس ها و کانتکت ها رو پاک میکنه .

Wipe Cache که حافظه جانبی Cache رو پاک می کنه، این حافظه اطلاعات مربوطه به برنامه ها رو ذخیره می کنه که سریعتر اجرا شوند و هر وقت برنامه رو دوباره اجرا کنید اون اطلاعات دوباره ذخیره میشه بنابراین پاک کردنش ضرری نداره.

Wipe Dalvik Cache که حافظه جانبی Dalvik Cache رو پاک می کنه. در کل حافظه ایه که توسط Dalvik Virtual Machine استفاده میشه و Dalvik VM برنامه ها رو اجرا می کنه و اطلاعات لازم برای اجرای برنامه ها و ارتباطشون به هم رو روی Dalvik Cache ذخیره می کنه. پاک کردن این بخش فقط باعث میشه دفعه بعد که گوشی رو روشن می کنین یک مقدار طول بکشه تا روشن بشه، مثل وقتی که رام جدید نصب کردین.

Wipe Battery Stats اطلاعات مربوط به عملکرد باتری رو پاک می کنه. این کار هنگام نصب رام جدید توصیه میشه تا باطری بهتر کالیبره بشه.

نکته : وایپ از ریکاوری مود و توسط برنامه CWM انجام میشه . Wipe Data و Wipe Cache هر دو در صفحه اول ریکاوری مود هستند اما Wipe Dalvic و Wipe Battery Stats بعد از ورود به ریکاوری مود داخل گزینه Advance که وارد شدین این گزینه ها نمایان میشن .

NAND & NOR flash

دستگاه‌هایی‌ که ما ازشون استفاده می‌کنیم از نظر مموری به ۲ قسمت تقسیم میشن یا NOR هستند یا NAND.فلش NOR در سال ۱۹۸۸ توسط اینتل معرفی‌ شد، انقلابی در بازار کرد و بر دستگاه‌های EPROM و EEPROM چیره شد.

ساله ۱۹۸۹ توشیبا خواسته‌های کاربران را با عرضهٔ NANDفلش پاسخ گفت. هزینهٔ کمتر بابت هر بیت، پرفرمانس بالاتر و مموری شبه دیسک با رابطه استوار برای آپگرید آسان از جمله مشخصات NAND فلش‌ها بود. با این حال بد از گذشت ۲ دهه هنوز برخی‌ از کاربران فرق بین NORفلش و NANDفلش را نمیدانند.

واژهٔ “فلش مموری” معمولان برای “NOR فلش” استفاده میشود. بسیاری از کاربران از برتری‌ها و مزایای NANDبر NOR بیخبرند. اکثر دستگاه‌های فلش مقدار کمی‌ کد زخیره‌ و اجرا میکنند-که در این صورت NOR فلش مناسب تر است. در حالی‌ که NAND فلش دارای سرعت بالا و قابلیت ذخیره اطلاعات با حجم بالا اند.

یکی‌ از قابلیت‌های NORفلش “اجرا در موقعییت” (XIP) است که اجازه میدهد برنامه به صورت مستقیم از فلش اجرا بشه بجای اینکه کد برنامه در رم اجرا و بد خواند بشه. NOR سرعت خواندن بالایی‌ داره و در حجم‌های پائین بسیار موئثر است –۱ تا ۴ مب– اما در نوشتن و پاک کردن از سرعت فوق العاده پایینی رنج میبرد.

معماری NAND با عرضهٔ تراکم بالای سلولی که به ظرفیت ذخیره سازی بالا تبدیل میشود و همچنین سرعت خواندن و پاک کردن بالا در بازا ررقابت می‌کند. مشکل استفاده از NAND فلش حول محور نیاز به مدیریت از فلش و الزامات ویژه‌ای برای رابط سیستم است

T9

T9 text input یک روش وارد کردن متن در دستگاه های همراه هست که ابتدا توسط Tegic Communicationsطراحی و به ثبت رسید.
دلیل نامگذاری این ست که با استفاده از ۹ کلید عدد ها بروی صفحه کلید بتوانید متن وارد کنید.
بر خلاف سیستم های قدیمی ، که برای یافتن هر حرف ، نیاز به چندین فشردن کلید بود ،‌در این سیستم هر حرف تنها یک بار بروی کلید فشرده می شود. به این ترتیب ، بعد از وارد کردن مثلا ۴ حرف ، که توسط چهار کلید ( مثلا ۲ و ۴ و ۵ و ۳ ) است ،‌این ترکیب کلید با در نظر گرفتن ترتیب شان ، توسط برنامه T9 با یک دیکشنری که حاوی کدهای عددی هر کلمه می باشد مطابقت داده می شود و در صورتی که تطابق داشت به ترتیب اهمیت و میزان مصرف در زبان به کاربر پیشنهاد می شود . در صورتی که کاربر از یک ترکیب بیشتر استفاده کند به مرور اهمیت ش بیشتر می شود. همین طور معمولا گوشیهای های مجهز به این سیستم ، به شما اجازه میدهند بعضی کلمات را به آن اضافه کنید.

samsung , siemens , sony erricson ازجمله شرکت هایی که از این تکنولوژی به عنوان وسیله وارد کردن اطلاعات استفاده می کنند

USB Host

شکل اختصاری USB Host Capabality است. وقتی گفته می شود که دستگاهی قابلیت میزبانی USB را دارد به این معنی ست که دستگاه هایی که با داشتن درگاه یو اس بی ، و پشتیبانی از تکنولوژی انتقال داده یو اس بی عمل می کنند ، می توانند توسط این دستگاه هدایت و کنترل شوند.
به طور مثال کی بورد و ماوس های یو اس بی ، توسط یک دستگاه مثل پاکت پی سی یا smartbookها مورد استفاده قرار می گیرند. برای پشتیبانی از این قابلیت نیاز هست که اولا سخت افزار ( چیپ USB Host Bus chip) در دستگاه موجود باشد و دوما درایور (های سخت افزار برای دستگاه موجود باشند تا برقراری ارتباط ممکن شود.

در دستگاه های امروزین می توان به فلش درایور ها و پرینتر ها اشاره کرد که با کنترل شدن توسط دستگاه ها این قابلیت را به کاربر می دهند که بی نیاز از یک کامپیوتر شود.

از مسایل تکنیکی در برقرار این ارتباط یکی این هست که میزان مصرف برق دستگاه میزبانی شونده ( ماوس ) از خود دستگاه میزبان بیشتر نشود . کمترین مصرف معمولا مربوط به فلش درایو ها هست

USB On-the-Go

USB-On The Go شکل مختصر شده اش است و به شکل ساده ، استانداردی ست که بعد از یو اس بی ۲ توسط شرکت لایسنس کننده پذیرفته شد که از نظر سخت افزاری به دستگاه هایی که در وضعیت یو اس بی همیشه slaveهست ، در بعضی شرایط اجازه میزبانی داده شود. مثال ش یک موبایل ست که در صورتی که بخواهد به صورت میزبان یک مموری استیک قرار بگیرد و محتویات ش را دریافت کند.

User Interface

UIیا رابط کاربری
به معنی رویه ء نهایی سیستم عامل است که با کاربر در ارتباط است. این پوسته در سیستم عامل ویندوز موبایل ، همان صفحات تودی اسکرین و منوهایش است.
این یک رابط گرافیکی با آیکون و منو های رنگی و غیره است که اجازه می دهد دستورات با راحتی و سرعت بیشتری از کاربر دریافت شود و تبدیل به کد های سطوح پایین تر برای شل یا کرنل شود.
از مزایای رابط کاربر کرافیکی Graphic User Interfaceدر ویندوز موبایل قابلیت Multitaskingاست.


موضوعات مرتبط:

آموزش ساخت گلد کارت به روشی جدید و بی دردسر

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:۳٧ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

این روش با برنامه GoldCard Tool v0.0.5 انجام میشه

 ۱ - برنامه رو از اینجا دانلود کنید

۲ - شما احتیاج به نصب بودن HTC Sync و Net Framework 2.0 فقط جهت اجرا نیاز دارید

۳ - مموری کارتتون رو درون کارت ریدر توسط کامپیوتر به FAT32 فرمت کنید

۴ - مموری را داخل گوشی گذاشته و روشن کنید

۵ - از فعال بودن USB Debugging مطمئن شوید و گوشی رو به کابل وصل کنید

* menu > settings > app > development > usb debugging

6 - وارد برنامه شوید روی ‘Get CID‘ کلیک کنید

( اگه روی گزینه MMC1 جواب نداد با گزینه ی MMC0 امتحان کنید )

۷ - روی گزینه revskills.de, enter the CID number from Goldcard Tool کلیک کنید

۸ - داخل سایت یه ایمیل و CID که برنامه بهتون داده رو وارد کنید تا فابل گلد کارت رو سایت براتون بفرستد
 
 
۹ - گزینه USB Mass Storage را درون گوشی فعال کنید
* از طریق منوی Custom Recovery Image برنامه Amon_RA که نصب کردید
گوشی رو خاموش کنید Menu رو گرفته گوشی رو روشن کنید USB-MS Toggle را فعال کنید
 
۱۰ - گزینه Refresh رو در برنامه بزنید و مموری کارت خود را انتخاب کنید
۱۱ - گزینه Load GoldCard.im را زده و فایلی که توسط ایمیل برای شما فرستاده شده را وارد کنید
۱۲ - گزینه Patch MMC را بزنید
۱۳ - برای اطمینان از سالم بودن مموری را توسط کارت ریدر به کامپیوتر وصل کنید اگه پیغام خطا جهت فرمت کردن مموری نداد گلد کارت شما سالم هست

 

هم اکنون شما یه مموری کارت گلد شده دارید

*برنامه HTC Sync فقط جهت شناخت درایور لازم است
و احتیاجی به Android SDK ندارید .


موضوعات مرتبط:

اتصال به GPRS همراه اول در اندروید

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:۳۱ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

جهت اتصال به GPRS همراه اول در اندروید مراحل زیر رو انجام بدین :

 

1 . مسیر زیر را دنبال کنید » Setting > Wireless & networks > Mobile networks > Access Point Names

2 . کلید منور را فشار دهید

۳ . گزینه New APN را انتخاب کنید .

 

 

4 . در قسمت Name وارد کنید : MCI_GPRS

5 . در قسمت APN وارد کنید : mcinet

6 . حال Back کنید و روی کانکشن ساخته شده کلیک کنید تا انتخاب شود


موضوعات مرتبط:

اتصال به اینترنت (GPRS )ایرانسل در اندروید

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
۱٢:۳۱ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

جهت اتصال به GPRS ایرانسل در اندروید به روش زیر عمل کنید

اول آدرس زیر دنبال کنید

setting-wireless controll-mobile network setting-access point names

حالا کلید menu رو بزنید و new APN رو انتخاب کنید

 

 

وقتی به آدرس زیر رفتید دقیقا مثل نمونه پایین پر کنید .

name : Irancell_GPRS
APN : mtnirancell
….. : 10.131.26.138
port : 9201

بقیش چیزی نمیخواد خالی بزارید حالا دوباره به آدرس زیر برید

setting-wireless controll

بعد تیک mobile network رو بزنید حالا گوشی رو یه بار به حالت airplane mode ببرید ( کلید خاموش رو نگه دارید تا گزینه Airplain mode بیاد ) و دوباره روشن کنید



موضوعات مرتبط:

ضرب المثل های انگلیسی

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

First catch your hare, then cook him

مرغی که در هواست نباید به سیخ کشید

To run with the hare and hunt with the hounds

یکی به میخ و یکی به نعل زدن

To carry coals to Newcastle

زیره به کرمان بردن

To go with the stream

همرنگ جماعت شدن

To move heaven and Earth

آسمان را به زمین دوختن

Physician, heal thyself

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی

To milk the ram

آب در هاون سائیدن

Spare the rod and spoil the child

کسی که بچه خود را نزند روزی به سینه خود خواهد زد

The shoemaker's wife goes the worst shod

کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد

Half a loaf is better than no bread

کاچی به از هیچ چیز است

When in Rome, do as the Romans do

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو

To get out of bed on the wrong side

از دنده چپ برخاستن

There is honour among thieves

سگ سگ را نمی خورد

One should not look a gift horse in the mouth

دندان اسب پیشکشی را نمی شمارند

Strike while the iron is hot

تا تنور گرم است باید نان پخت

One swallow does not make summer

با یک گل بهار نمی شود

Light come, light go

باد آورده را باد می برد

His bread is buttered on both sides

نانش در روغن است

He is a button short

یک تخته اش کم است

To put the cart before the horse

سرنا را از ته گشاد آن زدن

To dance to a person's tune

به ساز کسی رقصیدن

He is a dog in the manager

نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد

Like water off a duck's back

چون گردکان بر گنبد

Like a duck in thunderstorm

مثل خر در گل مانده

All is well that ends well

شاهنامه آخرش خوش است

Birds of a feather flock together

کبوتر با کبوتر باز با باز

To bite a file

آب در هاون سائیدن

To have a finger in every pie

نخود هر آشی بودن

His fingers are all thumbs

دست و پا چلفتی است

To pour oil on the fire

آتش را دامن زدن

There is no smoke without fire

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

To fall from the frying pan into the fire

از چاه درآمدن و در چاله افتادن

A burnt child dreads the fire

مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

 


موضوعات مرتبط:

افعال کمکی (معین)

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

افعال کمکی یا معین  (auxiliary verbs) معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار می‌گیرند و کارشان کمک به فعل اصلی جمله در تشکیل عبارات فعلی می‌باشد.

افعال کمکی را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:
 

افعال کمکی اصلی

be, have, do

افعال کمکی وجهی

must
ought to
used to

shall
should

may
might

can
could

will
would

 

ویژگیهای افعال کمکی

الف) افعال کمکی اصلی

حالت سوم شخص مفرد (-s form)، گذشته ساده و اسم مفعول (قسمت سوم فعل) آنها نامنظم (بی قاعده) است:
 

PAST PARTICIPLE PAST TENSE -S FORM

 

be:

have:

do:

been

had

done

was / were

had

did

is

has

does

ب) افعال کمکی وجهی

1- در حالت سوم شخص مفرد (بر خلاف افعال معمولی) -s نمی‌گیرند:

  • She can play the piano quite well. (not: She cans ...)

  • He must work harder. (not: He musts ...)


2- در جملات پرسشی و منفی، از فعل کمکی دیگری استفاده نمی‌کنند:

  • What would you buy if you won the lottery?
    (not: What did you would buy ...)

3- هیچگاه to بعد از آنها قرار نمی‌گیرد (به استثنای ought to و used to):

  • You should phone the police immediately. (not: you should to phone ...)

4- هیچگاه -ed یا -ing نمی‌گیرند:

 mustingmusted

5- هیچگاه با همدیگر به کار برده نمی‌شوند:

  • might could wash the car.

 

قابلیت های مختلف افعال کمکی

1- برای منفی کردن یک جمله کافی است پس از فعل کمکی، not اضافه کنید و یا از حالت مخفف آن استفاده کنید:

 She will come  She will not (won't) come.

2- برای پرسشی کردن یک جمله، فعل کمکی را قبل از فاعل جمله قرار دهید:

 She will come → Will she come?

3- گاهی می‌توان فعل اصلی پس از فعل کمکی را حذف کرد به شرط آنکه معنی آن (با توجه به شرایط) واضح باشد:

  • 'Will she come tonight?' 'No, she can't.' (='she can't come.')

  • 'I've never been to China. Have you?'


موضوعات مرتبط:

حرف تعریف نامعین (Indefinite article)

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

حرف تعریف نامعین شامل a و an می‌باشد.

حرف تعریف a قبل از یک حرف بی‌صدا بکار می‌رود:

a car, a man, a bus, a house

حرف تعریف an قبل از یک حرف صدادار (a,e,i,o,u) بکار می‌رود:

an apple, an actor, an animal, an old man

 

   
1- در کلماتی مانند honest، hour، honour و ... حرف h تلفظ نمی‌شود (غیر ملفوظ)، بنابراین همراه با آنها حرف تعریف an مورد استفاده قرار می‌گیرد:

an hour, an honourable man

2- کلماتی مانند useful، unit، university، union، European و ... با اینکه با حروف صدادار شروع می‌شوند، ولی حرف اولیه آنها مانند «you» تلفظ می‌شود. بنابراین آنها با حرف تعریف a مورد استفاده قرار می‌گیرند:

a university, a useful book

a یا an تنها قبل از اسامی مفرد قابل شمارش می‌آیند:

a book, a happy boy, a famous actor

برای اسامی جمع، بجای a یا an، یا از some استفاده می‌کنیم و یا اصلاً هیچ کلمه‌ای را بکار نمی‌بریم:

  • It's a cat.  It's a dog.  And it's a monkey.
    but: These are all animals.

  • a horse,  some horses

 

موارد کاربرد حروف تعریف نامعین (a یا an)

1- هنگامیکه برای اولین بار به کسی یا چیزی اشاره می‌کنیم از a یا an استفاده می‌کنیم. اما وقتی که به همان چیز دوباره اشاره می‌شود، باید از the استفاده کرد:

  • I bought a new shirt yesterday. But my wife thinks the shirt doesn't fit me.
    (دیروز یک پیراهن نو خریدم. ولی همسرم فکر می‌کند که آن پیراهن اندازه من نیست.)

  • Once I had a really big dog. But the dog wasn't very useful, so I gave the dog toa friend.
    (زمانی یک سگ خیلی بزرگ داشتم. اما آن سگ خیلی مفید نبود، برای همین سگ را به یک دوست دادم.ا)

2- وقتی که به یک چیز مفرد اشاره می‌شود از a یا an استفاده می‌کنیم. در این حالت همان معنی one یا «یک» را می‌دهد (در مقایسه با three، two و ...):

  • I'd like an apple and two oranges.

  • Yesterday I bought three  pencils and a notebook.

3- در اصطلاحات عددی خاص:

 

half

یک دوم

  third یک سوم
  an eighth یک هشتم
  couple یک جفت
  dozen یک دوجین
  hundred صدتا
  thousand هزارتا
  million یک میلیون

4- هنگام اشاره به یک عنصر خاص از یک گروه یا طبقه:

الف. همراه با اسامی شغلها:

  • She's a doctor.

  • My father is a teacher.

  • Are you an engineer?

ب. همراه با ملیتها و مذاهب:

  • I'm an Iranian.

  • You are Chinese.

  • She is a Catholic.

5- همراه با کلمات و اصطلاحات مربوط به مقدار و کمیت:

  a few (of)

a lot (of)

  a little (of)

a (great) deal (of)

  a bit (of)

a number (of)

6- همراه با اسامی مفرد قابل شمارش و پیش از کلمات what و such:

  • What a beautiful day! (چه روز زیبایی!)

  • What a strange friend you have! (عجب دوست عجیبی داری!)

  • Such a pity! (چه حیف شد!)


موضوعات مرتبط:

حرف تعریف معین (Definite article)

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤٥ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

حرف تعریف معین شامل the می‌باشد که همواره پیش از اسامی مفرد و جمع، یا پیش از اسامی قابل شمارش و غیرقابل شمارش به یک صورت بکار می‌رود. در جدول زیر به تفاوت بینthe و a دقت کنید:

 

غیر قابل شمارش

قابل شمارش جمع

قابل شمارش مفرد

 

the water

the cats

the cat

معین

water

cats

a cat

نامعین

 

موارد کاربرد حرف تعریف معین (the)

1- وقتی که قبلاً به چیزی اشاره کرده باشیم:

  • We saw a strange bird at the zoo. The bird was blue!
    (پرنده عجیبی در باغ وحش دیدیم. آن پرنده آبی بود!)

2- وقتی که هم گوینده و هم شنونده می‌دانند که درباره چه صحبت می‌شود، حتی اگر قبلاً به آن اشاره‌ای نشده باشد:

  • 'Where's the dog? 'It's in the garden.'
    (سگ (یا سگه) کجاست؟ در باغچه است.)

3- وقتی که به چیزهایی اشاره می‌کنیم که می‌دانیم تنها یکی از آن وجود دارد:

the sun, the earth, the moon, the sky, the stars, the sea, the South Pole

4- قبل از اسمی که به واسطه کلماتی که بعد از آن می‌آیند شناخته می‌شود:

 
  • The hotel where I stayed was excellent.
    (هتلی که در آن اقامت داشتم عالی بود.)

  • The man sitting over there is my husband.
    (مردی که آنجا نشسته است شوهر من است.)

  • The car that I bought last week has broken down.
     
    (ماشینی که هفته قبل خریدم خراب شده است.)

5- قبل از صفات عالی، اعداد ترتیبی، only و same:

the highest mountain,  the first time,  the last chapter,  the same colour,  
the only 
child

6- همراه با صفات برای اشاره به یک گروه یا طبقه از مردم:

the young (جوانان)     the old (پیران)    the poor (فقرا)    the unemployed (بیکاران)
the English 
(انگلیسیها)    the Japanese (ژاپنیها)

 

   

تنها برخی از اسامی ملتها دارای یک صفت مانند English و Spanishهستند. برای بقیه ملتها از یک اسم که به -s ختم می‌شود، استفاده می‌کنیم، مانند the Indians و the Iranians.

 

7- به همراه برخی از اسامی جغرافیایی مانند رشته کوهها، مجمع‌الجزایرها، دریاها، اوقیانوسها، رودخانه‌ها و ...:

 

the Andes

رشته کوههای آند

  the Indian Ocean اوقیانوس هند
  the Persian Gulf خلیج فارس
  the Canary Islands جزایر قناری
  the Red Sea

دریای سرخ

  the Suez Canal کانال سوئز
  the (River) Thames رودخانه تامز
  the Sahara (Desert) صحرای آفریقا

 

حذف حرف تعریف معین (the)

در موارد زیر حرف تعریف the مورد استفاده قرار نمی‌گیرد:

1- به همراه اسم افراد:

Ann, James, Brian Jackson

ولی آنجا که اسامی افراد بصورت جمع می‌آید از the استفاده می‌کنیم:

the Johnson's  خانواده جانسون, the Smiths خانواده اسمیت

2- قبل از اسم مکانها، البته به جز مواردی که در بالا به آنها اشاره شد. به عنوان مثال:

 

Asia, Africa, Europe, North America

قاره‌ها

Brazil, Japan, Pakistan

کشورها

Sicily, Bermuda, Kish

جزیره‌ها
 (و نه مجمع‌الجزایرها)

London, Tehran, Cairo

شهرها

Everest, Alborz, Kilimanjaro

کوهها
(و نه رشته‌کوهها)

 

   
تنها در مورد اسم کشورهایی که مفرد باشند the حذف می‌شود. پیش از اسم کشورهایی که حالت جمع دارند از the استفاده می‌کنیم:

the United States, the Netherlands, the United Arab Emirates

همچنین اگر بخواهیم در اسامی کشورها از کلماتی از قبیل Republic،Kingdom و غیره استفاده کنیم باز هم باید the را بکار ببریم:

the Czech Republic, the United Kingdom

 

3- به همراه اسم زبانها:

Farsi, English, French, Arabic

4- به همراه اسم وعده‌های غذایی مانند صبحانه و ...:

breakfast, dinner, lunch

5- در مورد جاهایی مانند bed، sea، work، prison، court، hospital، church، school و ... اگر منظور ما کلی باشد، در اینصورت از the استفاده نمی‌شود:

  • I go to school by bus. 
    من با اتوبوس به مدرسه می‌روم. («مدرسه» به طور کلی و نه یک مدرسه خاص)


موضوعات مرتبط:

ضمایر (فاعلی، مفعولی، ملکی، انعکاسی و...)

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ضمیر کلمه‌ای دستوری یا گرامری است که جانشین یک اسم یا عبارت اسمی می‌شود. ضمیرها انواع مختلفی دارند که مهمترین آنها عبارتند از: ضمایر فاعلی، مفعولی، ملکی، انعکاسی، اشاره‌ای، نامعین، نسبی و سؤالی که از این میان ضمایر فاعلی، مفعولی ملکی و انعکاسی جزو ضمایر شخصی به حساب می‌آیند.

  • ضمایر فاعلی

  • ضمایر مفعولی

  • ضمایر ملکی و صفات ملکی

  • ضمایر انعکاسی

  • ضمایر دیگر


 

ضمایر فاعلی

 

جمع

مفرد

 

we I

اول شخص

you you

دوم شخص

they

he, she, it

سوم شخص

 

 

   
1- همه ضمایر شخصی (فاعلی، مفعولی و...) به استثناء it در مورد انسان به کار گرفته می‌شوند. (they هم می‌تواند به انسان و هم به اشیاء اشاره کند.)

2- ضمیر I همیشه بصورت بزرگ نوشته می‌شود، حتی اگر در وسط یک جمله بکار گرفته شود:

  • Am I right?

 

ضمایر مفعولی

فاعل مفعول

I

me

you

you

he

him

she

her

it

it

we

us

they

them

اگر چه این ضمایر را ضمایر مفعولی می‌نامیم، اما آنها به جز در جای مفعول در هر جای دیگری هم می‌توانند قرار بگیرند، مثلاً بعد از فعل یا بعد از یک حرف اضافه:

  • Our teacher was angry with us(معلممان از دست ما عصبانی بود.)

  • Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)

  • When he comes in, please tell him I phoned. 
    (هر وقت آمد، لطفاً به او بگویید که من زنگ زدم.)

  • I'm older than you(من از تو بزرگترم.)

  • 'I'm hungry.'  'Me too.' («من گرسنه‌ام.»  «من هم همینطور.»)

 

   
هنگامیکه از ضمایر شخصی به همراه and استفاده می‌کنیم، مؤدبانه‌تر این است که ضمایر I و we را بعد از اسامی و ضمایر دیگر بکار ببریم:

you and I,  my father and I,  them and us

همچنین you را باید قبل از اسامی و ضمایر دیگر به کار برد:

you and your wife,  you and her

 

ضمایر ملکی و صفات ملکی

ضمایر ملکی و صفات ملکی نشان می‌دهند که چه چیزی به چه کسی تعلق دارد.

 

  (I)

(you)

(he) (she) (it) (we) (they)

صفات ملکی

my your his her its our their

ضمایر ملکی

mine yours his hers - ours theirs

 

توجه داشته باشید که صفات ملکی همیشه قبل از یک اسم می‌آیند (به همین دلیل صفت نامیده می‌شوند) ولی ضمیر ملکی جانشین صفت ملکی+اسم می‌شود و می‌تواند به تنهایی به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگیرد (به همین دلیل ضمیر نامیده می‌شود).

چند مثال:

  • This is my book(این کتاب من است.) 
    This book is mine
    (این کتاب مال من است.)

  • This is her purse(این کیف اوست.)
    This is hers. (این مال اوست.)

  • Are those your pens? No, these are his(ضمیر ملکی)

 

ضمایر انعکاسی

کلماتی که به -self و -selves ختم می‌شوند ضمایر انعکاسی نامیده می‌شوند و عبارتند از:

 

جمع (-selves)

ourselves

خودمان

yourselves

خودتان

themselves

خودشان

مفرد (-self)

myself

خودم

yourself

خودت

himself

خودش (مذکر)

herself

خودش (مؤنث)

itself

خودش (اشیاء)

توجه داشته باشید که در ضمایر انعکاسی عمل به فاعل جمله برمی‌گردد و در واقع مفعول همان فاعل است:

  • He cut himself(خودش را زخمی کرد.)

  • You should be ashamed of yourself. (باید از خودت خجالت بکشی.)

  • Help yourselves(از خودتان پذیرایی کنید. )

  • We blame ourselves.  (ما خودمان را مقصر می‌دانیم.)

استفاده از ضمایر انعکاسی برای تأکید

از ضمایر انعکاسی می‌توان برای تأکید روی یک اسم، ضمیر یا عبارت اسمی استفاده کرد که در این حالت بعد از آنها در جمله قرار می‌گیرند:

  • I can do it myself(من خودم می‌توانم این کار را انجام دهم.)

  • We can repair the roof ourselves(ما می‌توانیم خودمان سقف را تعمیر کنیم.)

  • The film itself wasn't very good but I liked the music.
     (خود فیلم خیلی خوب نبود ولی از موسیقی آن خوشم آمد.)

 

ضمایر دیگر

1- ضمایر اشاره‌ای، شامل: these، that، this و those.

مثال:

  • Is this your T-shirt?

 

2- ضمایر نسبی، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.

مثال:

  • The school that I went to is in the centre of the city.

 

3- ضمایر پرسشی، شامل: when، where، why، what، who و whatever.

مثال:

  • What time is it?

 

4- ضمایر دوطرفه، شامل each other و one another:

مثال:

  • They love each other.

 

5- ضمایر نامعین، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone،anybody، anything و no one:

مثال:

  • Nobody knew what to do.


موضوعات مرتبط:

اسمها

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤۳ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

اسم‌ها گسترده‌ترین اقسام کلمات را تشکیل می‌دهند. بطور کلی در زبان انگلیسی می‌توان اسامی را در دو دسته طبقه‌بندی کرد: اسامی قابل شمارش و اسامی غیر قابل شمارش:

اسامی قابل شمارش آن دسته از اسامی هستند که می‌توانند شمرده شوند. این بدین معنی است که می‌تواند بیش از یکی از آنها وجود داشته باشد.

اسامی غیر قابل شمارش اسامی هستند که قابل شمردن نیستند (مانند water یا آب). این اسامی تنها بصورت مفرد بکار می‌روند و حالت جمع ندارند.

 

چند مثال

1- اسامی قابل شمارش:

 

جمع

مفرد

the boys

the boy

some answers

an answer

those cars

that car

2- اسامی غیر قابل شمارش:

 

paper, wood, coal, silk, wool, cotton

بسیاری از مواد و مصالح

gold, iron, silver, steel

فلزات

fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread

مواد غذایی

water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen

مایعات و گازها

money, music, noise, land, hair, ice, snow

چیزهای دیگر

 

ویژگیهای اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش

اسمهای قابل شمارش:

1- می‌توانند به دنبال an، a یا one بیایند.

2- می‌توانند به دنبال these، few، many و those بیایند.

3- می‌توانند به دنبال یک عدد (مثلاً two ،three و ...) بیایند.

مثال:

 

غیر قابل شمارش

قابل شمارش

(not: ... a good work.)

I have a good job.

(not: ... Those foods.)

Those meals were delicious.

(not: ... two breads.)

I bought two loaves.

 

اسمهای غیر قابل شمارش:

1- نمی‌توانند با حروف تعریف نامعین (a و an) بکار روند، بلکه باید با some مورد استفاده قرار بگیرند.

2- می‌توانند به دنبال much و little بیایند.

3- به راحتی می‌توانند به دنبال اصطلاحاتی از قبیل most of the، all of the، all the و halfthe بیایند.

مثال:

قابل شمارش

غیر قابل شمارش

(not: ... made of trees.)

It's made of wood.

(not: ... too much vehicle.)

There's too much traffic.

(not: ... all the table.)

I sold all the furniture.

 

 

   
1- می‌تـوان بسیـاری از اسمهای غیر قابل شمارش را بـا استفـاده از بعضی کلمات و عبارات، به قابل شمارش تبدیل کرد. از جمله می‌توان به
 a piece of ، a bit of ، a little bit of،‌ pieces of و bits of اشاره کرد:
  • I bought a piece of furniture at the market.

  • I want to give you two bits of advice.

2- لغت news مانند یک اسم جمع به نظر می‌رسد، ولی در حقیقت یک اسم مفرد غیر قابل شمارش است:

  • There is no important news in the newspapers.

 

جمع

بیشتر اسمها قابل شمارش هستند و می‌توانند به صورت جمع درآیند. معمولاً برای اینکه یک اسم مفرد به صورت جمع درآید، یک -s به انتهای آن اضافه می‌کنیم:

cat, cats
face, faces
boy, boys

ولی آن دسته از اسامی که به ch، x، z، s یا sh ختم می‌شوند، -es می‌گیرند:

bus, buses
box, boxes
brush, brushes
watch, watches

در ضمن اسمهایی کـه به یک حرف بی‌صدا و y ختم می‌شوند، y را حذف کرده و به جای آنies می‌گذاریم:

baby, babies
country, countries
fly, flies
try, tries

اسامی جمع بی‌قاعده

1- بعضی از اسمها را با تغییر حروف صدادار آنها، به حالت جمع در می‌آوریم:

 

مفرد

جمع

 
man

men مرد(ها)
woman

women زن‌(ها)
mouse

mice موش(ها)
foot

feet پا(ها)
tooth

teeth دندان(ها)
goose

geese غاز(ها)

2- بسیاری از اسمهایی که به -f یا -fe ختم می‌شوند، هنگام جمع این -f یا -fe به -ves تبدیل می‌شود:

calf calves

گوساله(ها)

half

halves نیمه‌(ها)
knife

knives چاقو(ها)
leaf

leaves برگ(ها)
life

lives جان(ها)
loaf

loaves قرص(های) نان
shelf

shelves قفسه(ها)
thief

thieves دزد(ها)
wife

wives همسر(ها)
wolf

wolves گرگ(ها)

3- اسم بعضی از حیوانات در حالت جمع هیچ تغییری نمی‌کند:

deer    آهو(ها)
sheep 
گوسفند(ها)
fish 
ماهی(ها)

و نیز آن دسته از اسامی ملیتها که به -ese یا -ss ختم می‌شوند:

a Chinese

یک چینی

two Chinese

دو چینی

one Swiss یک سوییسی

some Swiss چند سوییسی

همچنیـن آن دسته از اسامی که بـه اعداد و مقیاسها اشـاره می‌کننـد، هنگامیکه بعد از یک عدد و ... واقع می‌شوند:

two hundred
three dozen

4- بسیاری از اسمهایی که ریشه خارجی دارند (مثلاً لاتین، فرانسه یا یونانی)، گاهی حالت جمع خود را حفظ می‌کنند:

cactus

cacti/cactuses

octopus

octopi/octopuses
syllabus

syllabi/syllabuses
alga

algae
larva

larvae
nebula

nebulae
index

indices/indexes
analysis

analyses
thesis

theses
phenomenon

phenomena

 

حالت ملکی

اسمها دارای یک حالت ملکی می‌باشند که در آن به اسمهای مفرد (و نیز اسامی جمعی که به sختم نمی‌شوند) 's و به اسامی جمع -' (یک آپاستروف) اضافه می‌شود:

  • my daughter's room  اتاق دخترم
    my daughters' room  
    اتاق دخترهایم

  • men's clothes  لباسهای مردانه

  • your friend's new car  ماشین جدید دوستتان

  • the boy's teacher  معلم آن پسر

  • the students' hostel  خوابگاه دانشجویان

حالت ملکی را اغلب به صورت دیگری هم می‌توان بیان کرد: (قاعده: X's Y= the of X)

my daughters' room = the room of my daughters
the ship's side = the side of the ship

اما بهتر است آنجا که صحبت از انسان، گروههای انسانی (مانند دولتها، کمیته‌ها، هیئتها و...)، کشورها، حیوانات و... به میان می‌آید از همان ساختار X's Y استفاده شود


موضوعات مرتبط:

صفات

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤٢ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

صفات کلماتی هستند که کیفیت و چگونگی افراد، اشیاء، مکانها و ... را بیان می‌کنند. صفت تنها یک حالت دارد؛ یعنی اینکه با اسم مفرد یا جمع، مذکر یا مؤنث بطور یکسان بکار می‌رود:

young man/woman

young men/women

اما تنها موارد استثناء، صفات this و that می‌باشند که پیش از اسامی جمع به these و thoseتبدیل می‌شوند:

this book - those books,  that boy - those boys

 

مکان صفات

صفت‌ها می‌توانند در موقعیت‌ها و جاهای مختلفی در یک جمله ظاهر شوند که در زیر به مهمترین این موقعیت‌ها اشاره می‌شود:

1- قبل از یک اسم:

good man, an old car, the green carpet

گاهی بیش از یک صفت، اسمی را توصیف می‌کنند:

good young man,  the beautiful green carpet

 

2- پس از فعل be:

  • You are beautiful.

  • She is fat.

  • The bus is late.

بجز فعل be، افعال دیگری نیز مانند seem، look، become و stay می‌توانند قبل از صفت قرار بگیرند:

  • It looks interesting(جالب به نظر می‌رسد.)

  • It is becoming sunny(هوا دارد آفتابی می‌شود.)

3- پس از the، که در این صورت کلمه اصلی یک عبارت اسمی محسوب می‌شود:

the young جوانان

the old پیران

the dead مردگان

the English انگلیسی‌ها

(برای کسب اطلاعات بیشتر به موارد کاربرد حرف تعریف معین (the) مراجعه کنید.)

4-بعد از برخی افعال، یک صفت می‌تواند به دنبال مفعول بیاید:

 

صفت

مفعول

فعل

فاعل

secret. her past kept She
mad. me is driving The noise
lucky. myself consider I
angry. him made Her behaviour

 

ترتیب صفات

می‌دانیم که صفت‌ها معمولاً قبل از اسم می‌آیند، اما اگر بیش از یک صفت اسمی را توصیف کنند، در اینصورت صفتها معمولاً به ترتیب خاصی قرار می‌گیرند. هر چند ترتیب قرار گیری صفت‌ها پیش از یک اسم همیشه ثابت نیست، اما جدول زیر به شما کمک می‌کند تا نحوه‌ی جاگیری کلی آنها را یاد بگیرید:

 

 

6

جنس

5

ملیت

4

رنگ

3

سن

2

اندازه

1

بیان عقیده یا احساس

 

flower     yellow     beautiful a
nurse   Indian   young   handsome that
tables wooden       big   those
cat   Persian white old    

an

 


موضوعات مرتبط:

قیدها

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤۱ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

از قیدها برای اضافه کـردن اطلاعاتی بـه یک عبارت استفاده می‌شود. همچنین قیدها می‌توانند به یک کلمه دیگر از جمله به یک صفت یـا قید دیگر نیز اطلاعاتی اضـافه کننـد کـه در ایـن صورتمعرف (modifier) نامیده می‌شوند.

 

انواع قید

قیود اقسام مختلفی دارند که در اینجا به پنج نوع متداول آنها اشاره می‌شود:

1- قید حالت:

well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...

  • The children are playing happily.
    (بچه‌ها دارند با خوشحالی بازی می‌کنند)

  • Snails crawl very slowly.
    (حلزونها خیلی به آرامی می‌خزند)

2- قید مکان:

up, down, there, here, above, below, near, ...

  • How long have you been waiting here?
    (شما چه مدتی اینجا منتظر بوده‌اید؟)

3- قید زمان:

today, yet, still, recently, soon, now, then, ...

  • You can stay with us until then.
    (تا آن موقع می‌توانید با ما بمانید)

4- قید مقدار:

very, too, so, quite, much, rather, ...

  • They are not really my parents.
    (آنها واقعاً والدین من نیستند)

5- قید تکرار:

twice, sometimes, often, always, never, ...

  • Sometimes I write to him.      
    (گاهی به او نامه می‌نویسم)

 

جای قیدها

سه جا یا مکان اصلی برای قیدها وجود دارد:

1- در ابتدای عبارت (قبل از فاعل) (ابتدایی)
 

قید فاعل عبارت فعلی + ...
Sometimes she arrives late.

2- در میانه جمله (میانی):

الف) بعد از اولین فعل معین:
 

فاعل اولین فعل معین قید بقیه عبارت فعلی + ...
She has always arrived late.

 

 

ب) پس از فعل be:
 

فاعل BE قید + ...
She is always late.

ج) اگر فعل معینی وجود ندارد، قبل از فعل مسندی (قابل صرف):
 

فاعل قید فعل مسندی + ...
She sometimes arrives late.

 

3- در انتهای عبارت (پایانی):
 

فاعل عبارت فعلی +... قید
She arrives late sometimes.

 

در جدول زیر متداولترین مکان قیدها در جملات نشان داده شده است:
 

نوع قید مکان قید مثال
حالت پایانی

He never drives fast.

مکان پایانی We can stay there.
زمان پایانی I'll see you tomorrow.
مقدار میانی This book is rather boring.
تکرار میانی I have never seen him before.

 

 

   
گاهی اوقات ممکن است بیش از یک نوع قید در انتهای جمله ظاهر شود. در این صورت معمولاً ترتیب قرارگیری آنها در جمله بدین صورت خواهد بود:
1- قید حالت 2- قید مکان 3- قید زمان
مثال:
  • You are driving too fast today(به ترتیب قیود حالت و زمان)

  • Sit quietly here(به ترتیب قیود حالت و مکان)

 

ساختار قید

از لحاظ فرم و ساختار می‌توان قیدها را به سه دسته طبقه بندی کرد:

1- قیدهایی که با اضافه کردن ly به یک صفت ساخته می‌شوند، مانند:

slow  slowly
brave 
 bravely
quick 
 quickly

2- قیدهایی که همان ساختار صفات را دارا هستند، یعنی هم می‌توانند به صورت قید به کار روند و هم به صورت صفت. برخی از مهمترین آنها عبارتند از:

just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong

3- قیودی که اصلاً ارتباطی با صفات ندارند. مانند:

so, now, very, there, here, too, as, quite

 

چند نکته املایی

گفتیم که بسیاری از قیدها با اضافه شدن ly به یک صفت ساخته می‌شوند. اما همیشه به این سادگی نیست:

1- y در انتهای کلمه به i تبدیل می‌شود:

gay  gaily

2- e در انتهای کلمه همچنان باقی می‌ماند:

strange  strangely

ولی چند استثنا وجود دارد:

true  truly
due 
 duly
whole 
 wholly

3- در صفاتی که به able یا ible ختم می‌شوند، e در انتهای کلمه حذف می‌شود و y جای آن را می‌گیرد:

probable → probably
possible 
 possibly

4- صفاتی که به یک حرف با صدا و یک L ختم می‌شوند، طبق روش معمول ly می‌گیرند:

actual → actually
general → generally


موضوعات مرتبط:

فهرست افعال بی‌قاعده (نامنظم)

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٤٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

در جدول زیر مهمترین و رایجترین افعال بی‌قاعده به همراه معنی آنها آورده شده است. بدیهی است تعداد افعال یاد شده بیشتر از این مقدار است، اما چون یادگیری آنها برای زبان‌آموزان چندان الزامی نیست، از ذکر آنها خودداری شده است.

مصدر

گذشته ساده

اسم مفعول

معانی اصلی

arise

arose

arisen

برخاستن، بلند شدن، رخ دادن

awake

awoke

awoken

بیدار کردن، بیدار شدن

be

was, were

been

بودن، وجود داشتن

beat

beat

beaten

زدن، شکست دادن

become

became

become

شدن، درخور بودن

begin

began

begun

آغاز کردن، آغاز شدن

bend

bent

bent

خم کردن، خم شدن

bet

bet

bet

شرط بستن

bid

bid

bid

پیشنهاد دادن

bite

bit

bitten

گاز گرفتن

blow

blew

blown

دمیدن، وزیدن

break

broke

broken

شکستن، قطع کردن

bring

brought

brought

آوردن، موجب شدن

broadcast

broadcast

broadcast

منتشر کردن، اشاعه دادن

build

built

built

ساختن، بنا کردن

burn

burned/burnt

burned/burnt

سوختن، سوزاندن

buy

bought

bought

خریدن

catch

caught

caught

گرفتن، بدست آوردن

choose

chose

chosen

انتخاب کردن، گزیدن

come

came

come

آمدن، رسیدن

cost

cost

cost

ارزیدن، ارزش داشتن

cut

cut

cut

بریدن، زدن، چیدن

deal dealt dealt معامله کردن، رفتار کردن

dig

dug

dug

کندن، حفر کردن، کاوش کردن

do

did

done

انجام دادن، (عمل) کردن

draw

drew

drawn

کشیدن، ترسیم کردن

dream

dreamed/dreamt

dreamed/dreamt

خواب دیدن، رویا دیدن

drink

drank

drunk

آشامیدن

drive

drove

driven

راندن، بردن

eat

ate

eaten

خوردن

fall

fell

fallen

افتادن، پایین آمدن

feel

felt

felt

احساس کردن، لمس کردن

fight

fought

fought

جنگ کردن، نزاع کردن

find

found

found

پیدا کردن

fly

flew

flown

پرواز کردن

forget

forgot

forgotten

فراموش کردن

forgive

forgave

forgiven

بخشیدن، عفو کردن

freeze

froze

frozen

منجمد شدن، یخ بستن

get

got

gotten

گرفتن، بدست آوردن

give

gave

given

بخشیدن، دادن (به)

go

went

gone

رفتن، رهسپار شدن

grow

grew

grown

رشد کردن، بزرگ شدن، روئیدن

hang

hung

hung

آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن

have

had

had

داشتن

hear

heard

heard

شنیدن

hide

hid

hidden

پنهان کردن، پنهان شدن

hit

hit

hit

زدن، خوردن به

hold

held

held

نگهداشتن، گرفتن

hurt

hurt

hurt

آزردن، آسیب زدن (به)

keep

kept

kept

نگاه داشتن، محافظت کردن

know

knew

known

دانستن

lay

laid

laid

گذاشتن، نهادن، نصب کردن

lead

led

led

رهبری کردن، بردن، هدایت کردن

learn

learned/learnt

learned/learnt

آموختن، یاد گرفتن

leave

left

left

ترک کردن، واگذاردن

lend

lent

lent

وام دادن، قرض دادن

let

let

let

گذاشتن، اجازه دادن

lie

lay

lain

دراز کشیدن

lose

lost

lost

گم کردن، از دست دادن

make

made

made

درست کردن، ساختن

mean

meant

meant

معنی دادن

meet

met

met

ملاقات کردن، مواجه شدن (با)

pay

paid

paid

پرداختن، پول (چیزی را) دادن

put

put

put

گذاشتن

read /ri:d/

read /red/

read /red/

خواندن

ride

rode

ridden

سوار شدن، سواری کردن

ring

rang

rung

زنگ زدن

rise

rose

risen

برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن

run

ran

run

دویدن، روان شدن، گریختن

say

said

said

گفتن

see

saw

seen

دیدن

sell

sold

sold

فروختن، به فروش رفتن

send

sent

sent

فرستادن

shoot

shot

shot تیر یا گلوله زدن (به)، تیراندازی کردن

show

showed

showed/shown

نشان دادن

shut

shut

shut

بستن، بسته شدن

sing

sang

sung

(آواز) خواندن

sink

sank

sunk

غرق شدن

sit

sat

sat

نشستن، نشاندن

sleep

slept

slept

خوابیدن

speak

spoke

spoken

صحبت کردن، حرف زدن

spend

spent

spent

خرج کردن

stand

stood

stood

ایستادن، تحمل کردن

swim

swam

swum

شنا کردن

take

took

taken

گرفتن، بردن، خوردن برداشتن

teach

taught

taught

آموختن، یاد دادن

tear

tore

torn

پاره کردن، پاره شدن

tell

told

told

گفتن

think

thought

thought

فکر کردن، گمان کردن

throw

threw

thrown

پرت کردن، انداختن

understand

understood

understood

فهمیدن

wake

woke

woken

بیدار کردن، بیدار شدن

wear

wore

worn

پوشیدن، بر تن داشتن

win

won

won

پیروز شدن، بردن

write

wrote

written

نوشتن



موضوعات مرتبط:

اصوات انگلیسی و جدول IPA

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٩ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

در بیشتر دیکشنریهای امروزی برای نشان دادن تلفظ کلمات از سیستم IPA استفاده می‌شود. در جدول زیر همه علائم و نشانه‌های IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌های نمونه دقت کنید و با کلیک روی Amer (انگلیسی آمریکایی) یا Brit (انگلیسی بریتانیایی) تلفظ آنها را بشنوید (با فرمت mp3). تلفظ بریتانیایی نیز آنجا که با تلفظ آمریکایی تفاوت آشکاری دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)

 IPA

wordslisten
b bad, lab Amer
d did, lady Amer
f find, if Amer
g give, flag Amer
how, hello Amer
j yes, yellow Amer
k cat, back Amer
l leg, little Amer
m man, lemon Amer
n no, ten Amer
sing, finger Amer
p pet, map Amer
r red, try Amer
s sun, miss Amer
S she, crash Amer
t tea, getting Amer
tS check, church Amer
think, both Amer
TH this, mother Amer
v voice, five Amer
wet, window Amer
z zoo, lazy Amer
Z pleasure, vision Amer
dZ just, large Amer

حروف واکه (صدا‌دار)

 IPA

wordslisten
^ cup, luck Amer
a: arm, father Amer / Brit
@ cat, black Amer
e met, bed Amer
.. away, cinema Amer
e:(r) turn, learn Amer / Brit
i hit, sitting Amer
i: see, heat Amer
o hot, rock Amer / Brit
o: call, four Amer / Brit
u put, could Amer
u: blue, food Amer
ai five, eye Amer
au nowout Amer
ou go, home Amer
e..(r) whereair Amer / Brit
ei sayeight Amer
i..(r) near, here Amer / Brit
oi boy, join Amer
u..(r) pure, tourist Amer / Brit

 

 

1- در (r):e و (r).. و ... ، r در انگلیسی بریتانیایی تلفظ نمی‌شود، مگر اینکه قبل از یک حرف واکه (صدادار) بیاید (مثلاً در answering و answer it). اما در انگلیسی آمریکاییr همیشه تلفظ می‌شود.

2- در انگلیسی آمریکایی :a بجای o تلفظ می‌شود.

3- بسیاری از آمریکایی‌ها :a (o) و :o را به یک شکل تلفظ می‌کنند.

 

 

 


موضوعات مرتبط:

استرس (stress) در زبان انگلیسی

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٩ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

در بیشتر دیکشنریها برای نشان دادن استرس (stress) از علامت  '  استفاده می‌کنند. گاهی هم از حروف بزرگ استفاده می‌شود. به عنوان مثال به کلمه‌های زیر دقت کنید:

magazine /,'/

letter /'/

در کلمه اول استرس روی سیلاب (یا بخش) سوم (-zine) و در کلمه دوم روی سیلاب اول (-let) قرار دارد.

هر کلمه انگلیسی که دارای دو یا چند سیلاب باشد، حتماً دارای یک سیلاب استرس دار نیز می‌باشد:

'yellow (= YEL + low)

sham'poo (= sham + POO)

com'puter (= com + PU + ter)

 

تغییر استرس کلمات

بسیاری از کلمات در زبان انگلیسی به دو صورت اسم و فعل (هر دو) به کار می‌روند. تلفظ بسیاری از این نوع کلمات، چه به صورت اسم به کار روند و چه به صورت فعل همیشه یکسان است. مثلاً در کلمه sur'prise که هم به معنی «غافلگیری» و هم به معنی «غافلگیر کردن» می‌باشد، استرس همواره روی سیلاب دوم (-prise) قرار دارد.

اما بعضی از این کلمات دو حالتی، اسم و فعل هر کدام - از لحاظ محل قرار گیری استرس - تلفظی متفاوت دارند. مهمترین این کلمات در جدول زیر آورده شده‌اند:

 

اسم

فعل

معنی

'conduct

con'duct

رهبری - رهبری کردن

'conflict

con'flict

زد و خورد- زد و خورد کردن

'decrease

de'crease

کاهش - کاهش یافتن

'contest

con'test

رقابت - رقابت کردن

'contrast

con'trast

فرق - فرق داشتن

'escort

e'scort

نگهبان - نگهبانی کردن

'export

ex'port

صدور - صادر کردن

'import

im'port

ورود - وارد کردن

'increase

in'crease

افزایش - افزایش یافتن

'insult

in'sult

توهین - توهین کردن

'permit

per'mit

اجازه - اجازه دادن

'present

pre'sent

هدیه - هدیه دادن

'progress

pro'gress

پیشرفت - پیشرفت کردن

'protest

pro'test

اعتراض - اعتراض کردن

'rebel

re'bel

شورش - شورش کردن

'record

re'cord

ثبت - ثبت کردن

'suspect

sus'pect

مظنون - مظنون بودن

'transfer

trans'fer

انتقال - انتقال دادن

'transport

trans'port

حمل و نقل - حمل کردن

'upset

up'set

واژگونی - واژگون کردن

 


موضوعات مرتبط:

ضمایم پرسشی (Question Tags)

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ضمایم پرسشی پرسشهای کوتاهی هستند که به انتهای یک جمله (در انگلیسی محاوره‌ای) افزوده می‌شوند.

به جملات زیر دقت کنید:

  • You are a teacher, aren't you? 
      (شما یک معلم هستید، اینطور نیست؟)

  • Farhad works hard, doesn't he? 
      
    (فرهاد سخت کار می‌کند، اینطور نیست؟)

در مثالهای بالا aren't you و doesn't he ضمایم پرسشی هستند.

 

قواعد ساختن ضمایم پرسشی

1- ضمایم پرسشی از دو کلمه ساخته می‌شوند: یک ضمیر فاعلی پس از یک فعل کمکی:

جمله اصلی           

+ ضمیمه پرسشی
Tom is a student,  isn't   he?
 

فعل
کمکی

  ضمیر
 فاعلی


2- فاعل آن با فاعل جمله اصلی مطابقت می‌کند:

  • Jim plays football, doesn't he?

  • The students will be arriving soon, won't they?

 

3- فعل کمکی آن با فعل کمکی جمله اصلی مطابقت می‌کند، با این تفاوت که:

الف- اگر جمله اصلی مثبت باشد، «ضمیمه پرسشی» منفی، و اگر جمله اصلی منفی باشد «ضمیمه پرسشی» مثبت خواهد بود.

  • It wasn't an interesting film, was it?

  • They will finish their job, won't they?

  • You wouldn't tell anyone, would you?

ب- اگر هیچ نوع فعل کمکی در جمله اصلی وجود نداشت از does، do و یا did (با توجه به زمان جمله) استفاده می‌کنیم:

  • She plays the piano, doesn't she?

  • You look well today, don't you?

  • You sold your car, didn't you?


موضوعات مرتبط:

نقل قول Reported speech

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

هنگامیکه میخواهیم گفته‌های شخص دیگری را نقل کنیم، می‌توانیم از دو حالت مختلف استفاده کنیم:

1- می‌توانیم گفته‌های شخص مورد نظر را عیناً (واو به واو) تکرار کنیم (نقل قول مستقیم):

  • She said, 'It is raining.'

و یا می‌توانیم از نقل قول غیر مستقیم استفاده کنیم:

  • She said that it was raining.

در مثال زیر به تغییرات ایجاد شده خوب دقت کنید:

 

 

 

   
1- در نقل قول غیر مستقیم همیشه می‌توانیم that را حذف کنیم:
  • I told her (that) I wasn't hungry.

  • He said (that) he was feeling ill.

2- پس از tell حتماً باید نام شخص مخاطب (اسم یا ضمیر) ذکر شود ولی پس از say چیزی نمی‌آید:
  • Htold her that ...

  • He said that ...

 

 

 

جدول تغییرات از نقل قول مستقیم به غیرمستقیم

در نقل قول غیرمستقیم، فعل اصلی جمله معمولاً زمان گذشته است و نیز افعال موجود در بقیه جمله هم باید به زمان گذشته تبدیل شوند. این تغییرات به شرح زیرند:

 

مثال

غیر مستقیم

 → مستقیم

'I love you,' he said.  He told her that heloved her.

گذشته ساده

حال ساده 

'I'm talking on the phone,' she said.  She said that she was talking on the phone.

گذشته استمراری حال استمراری 

He said, 'The rain has stopped'.  He said that the rain had stopped.

گذشته کامل حال کامل 

He said, 'I've been reading for 3 hours.'   He said that he had been reading for 3 hours.

گذشته کامل استمراری حال کامل استمراری 

He said, 'I met him in the theatre.'  He said he had met him in the theatre.

گذشته کامل گذشته ساده 

'I was driving carefully,' he told the police. He told the police he had been drivingcarefully.

گذشته کامل استمراری گذشته استمراری 

 

 

   
1- اگر در جمله نقل قول مستقیم از گذشته کامل استفاده شده باشد، در جمله نقل قول غیرمستقیم تغییری ایجاد نمی‌شود:

Tom said, 'when I arrived, she had gone.' → Tom said when he had arrived, she had gone.

2- همیشه مجبور نیستیم که فعل را در جمله نقل قول غیرمستقیم تغییر دهیم. اگر ما چیزی را نقل قول کنیم که همچنان صحیح می‌باشد، دیگر نیازی به تغییر فعل (از زمان حال به گذشته) نیست. مثلاً:

'He loves ice-cream,' his mother said. → His mother said that heloves (or loved) ice-cream. (he still loves ice-cream)

در مثال بالا پر واضح است که او (he) همچنان به بستنی علاقمند است و دلیلی ندارد این علاقمندی تغییر کرده باشد.

 

 

افعال کمکی وجهی در نقل قول غیرمستقیم

در نقل قول غیرمستقیم افعال کمکی وجهی may ،can ،will و shall به might، could، would وshould تبدیل می‌شوند. یعنی:

 

نقل قول غیرمستقیم

WOULD, COULD,
MIGHT, SHOULD

تبدیل می‌شود به

نقل قول مستقیم

WILL, CAN, 
MAY, SH
ALL

مثال:

 

  • 'I will sell my car,' he told me.
    He told me that he would sell his car.

  • 'I can help you,' he said.
    He said he could help me.

  • 'The teacher may be ill,' he said.
    He said that the teacher might be ill.

ولی افعال کمکی used to، ought to و must در جملات نقل قول غیرمستقیم تغییری نمی‌کنند:

  • I told her that I used to smoke twenty a day.

 

تغییرات لازم دیگر در نقل قول غیرمستقیم

در نقل قول غیرمستقیم علاوه بر تغییراتی که در افعال صورت می‌گیرد، در بعضی دیگر از اقسام کلمه، از جمله قیدها نیز تغییراتی ایجاد می‌شود که در جدول زیر بعضی از آنها را می‌بینید:

 

غیرمستقیم

مستقیم

that

this

those

these

there

here

then

now

that day

today

the previous day / the day before

yesterday

the next day / the following day

tomorrow

the following week / year ...

next week / year ...

the previous week / year ...

last week / year ...

چند مثال:

  • 'I like it here,' he said.
    He said that he liked it there.

  • He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
    He said that he would visit the factory the next day.


موضوعات مرتبط:

افعال مجهول (the passive voice)

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل یا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم برای بیان اینکه فاعل چه کاری را انجام دهد استفاده می‌کنیم. به این مثالها توجه کنید:

  • The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)

  • My father built this house in 1960. (پدرم این خانه را در سال 1960 ساخت)

ولی جملات مجهول (passive) به ما این اجازه را می‌دهند که کسی یا چیزی را که کننده یا انجام دهنده عملی نیست (غیر عامل) در جای فاعل قرار دهیم. در واقع از افعال مجهول برای بیان اینکهچه عملی بر روی فاعل اتفاق می‌افتد، استفاده می‌شود:

 

 

 

  • The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)

  • This house was built in 1960. (این خانه در سال 1960 ساخته شد)

هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشید که در اغلب موارد اینکه چه کسی یا چه چیزی عمل را انجام می‌دهد نا معلوم یا بی‌اهمیت است. مثلاً در جمله زیر اینکه چه کسی اتاق را تمیز می‌کند برای گوینده اهمیتی ندارد:

  • This room is cleaned every day. (این اتاق هر روز تمیز می‌شود)

ولی اگر بخواهیم بیان کنیم که چه کسی (یا چه چیزی) آن عمل را انجام داده است، در این صورت باید از حرف اضافه by استفاده کنیم:

 

 
  • This house was built by my father.
     
    (این خانه توسط پدرم ساخته شد)

  • This picture was painted by a great painter.
    (این نقاشی توسط یک نقاش بزرگ کشیده شده )

 

ساختار

بطور کلی برای ساخت صیغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را به همان زمان فعل معلوم می‌آوریم و اسم مفعول همان فعل را به آن می‌افزاییم:

  • معلوم: Somebody cleans this room every day.

  • مجهول: This room is cleaned every day.

  • معلوم: He bought this car last week.

  • مجهول: This car was bought last week.

در جدول زیر می‌توانید فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنید:

 

زمان

معلوم

مجهول

حال ساده

keeps
نگه می‌دارد

is kept
   نگهداری می‌شود

حال استمراری

is keeping
دارد نگه می‌دارد

is being kept
در حال نگهداری شدن است

گذشته ساده

kept
نگه داشت

was kept
نگهداری شد

گذشته استمراری

was keeping
داشت نگه می‌داشت

was being kept
در حال نگهداری شدن بود

حال کامل

has kept
نگه داشته است

has been kept
نگهداری شده است

گذشته کامل

had kept
نگه داشته بود

had been kept
نگهداری شده بود

آینده

will keep
نگه خواهد داشت

will be kept
نگهداری خواهد شد

شرطی

would keep
نگه می‌داشت

would be kept
نگهداری می‌شد

شرطی کامل

would have kept
نگه داشته بودند

would have been kept
نگهداری شده بود

مصدر

to keep
نگه داشتن

to be kept
نگهداری شدن

مصدر حال کامل

to have kept
نگه داشتن

to have been kept
نگهداری شدن

وجه مصدری اسم مصدر

keeping
نگهداری

being kept
نگهداری شدن


موضوعات مرتبط:

جملات شرطی

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

جملات شرطی شامل دو قسمت می‌باشند: یکی عبارت شرطی و دیگری عبارت اصلی. عبارتی که حاوی if باشد را عبارت شرطی و عبارت دیگر را عبارت اصلی می‌نامیم.

رویدادی که در عبارت اصلی توصیف می‌شود بستگی به شرطی دارد که در عبارت شرطیبیان می‌شود.

 

 we will get wet.

If it rains this evening,

عبارت اصلی

عبارت شرطی

عبارت شرطی می‌تواند در انتهای جمله نیز بیاید، ولی در این صورت علامت ویرگول (,) حذف می‌شود:

 if you press this button.

The door opens

عبارت شرطی

عبارت اصلی

به طور کلی سه نوع جمله شرطی وجود دارد:

  • جملات شرطی نوع اول

  • جملات شرطی نوع دوم

  • جملات شرطی نوع سوم


 

جملات شرطی نوع اول

از جملات شرطی نوع اول برای بیان یک شرط (یا موقعیت) ممکن و یک نتیجه محتمل در آینده استفاده می‌شود.

if حال ساده will/won't

مصدر بدون to

if

I work hard,

I will

pass my exams.
  • If I find your watch, I will tell you. (.اگر ساعت شما را پیدا کنم به شما خواهم گفت)

  • If we leave now, we'll catch the 10.30 train.
    (اگر حالا حرکت کنیم به قطار ساعت 10:30 می‌رسیم)

  • If I see him, I'll tell him the news. (.اگر او را ببینم خبرها را به او خواهم گفت)

  • You'll get wet if you don't take an umbrella. (.اگر چتر نبری خیس خواهی شد)

 

   
علاوه بر will می‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غیره نیز استفاده کرد که در این صورت معنی آن کمی فرق خواهد کرد:
  • If you pull the cat's tail, it may scratch you. 
    (اگر دم گربه را بکشی ممکن است تو را چنگ بزند )

  • You should eat less rice if you want to lose weight.
    (اگر می‌خواهی وزن کم کنی باید کمتر برنج بخوری)

 

جملات شرطی نوع دوم

از جملات شرطی نوع دوم برای بیان یک شرط یا موقعیت غیر واقعی یا غیر ممکن و نتیجه محتمل آن در زمان حال یا آینده بکار می‌رود. در واقع در این نوع جملات حال یا آینده‌ای متفاوت را تصور می‌کنیم.

if گذشته ساده would ('d)
would not (wouldn't)

مصدر بدون to

if

I had more money, I

would ('d)

buy a new car.

if

you lived in England, you

would ('d)

soon learn English.

چند مثال دیگر:

  • If he needed any money, I'd lend it to him. (But he doesn't need it)
    (اگر به پول احتیاج داشت به او قرض می‌دادم)

  • If I had more time, I'd help you. (اگر وقت بیشتری داشتم به شما کمک می‌کردم)

  • If were* a rich man, I'd buy an expensive car. 
    (اگر ثروتمند بودم یک ماشین گرانقیمت می‌خریدم)

  • wouldn't accept the job (even) if they offered it to me.
    (اگر آن کار را به من پیشنهاد می‌کردند هم قبول نمی‌کردم)

 

   

* در این نوع جملات، اغلب بجای was از were استفاده می‌شود:

  • If I were living in Tehran, we could meet more often.

 

جملات شرطی نوع سوم

از این نوع جملات شرطی برای تصور گذشته‌ای غیر ممکن استفاده می‌شود. در واقع در این نوع جملات، گوینده آرزوی یک گذشته متفاوت را دارد. (ولی به هر حال گذشته‌ها گذشته!)

if + گذشته کامل + would have + قسمت سوم فعل (p.p.) + ....

  • If I'd seen you, I would have said hello.
    (اگر تو را دیده بودم، سلام می‌دادم)

  • If he had driven more carefully, he wouldn't have been injured.
    (اگر با دقت بیشتری رانندگی کرده بود، مجروح نمی‌شد)

  • If had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
    (اگر می‌دانستم شما در بیمارستان بستری بودید می‌آمدم و شما را ملاقات می‌کردم)

  • would have gone to see him if had known that he was ill.
    (اگر می‌دانستم بیمار بود می‌رفتم و به او سر می‌زدم)

 

   
1- در این نوع جملات می‌توان بجای would از could یا  might هم استفاده کرد:
  • If the weather hadn't been so bad, we could/might have gone out.

2- از would فقط می‌توان در عبارت اصلی استفاده کرد و در عبارت شرطی نباید آن را به کار برد:

  • If I had seen you, I would have said hello. (not : 'If I would have seen you')

 


موضوعات مرتبط:

زمان گذشته کامل

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ساختار

 جملات مثبت و منفی:

past participle

(قسمت سوم فعل)

had ('d)

had not (hadn't)

I, you, we, they

he, she, it

جملات پرسشی:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

he, she, it

had

hadn't

 

 

کاربرد

ما از زمان گذشته کامل استفاده می‌کنیم تا نشان دهیم عملی پیش از عمل دیگری در گذشته اتفاق افتاده است (گذشته در گذشته). در واقع گذشته کامل معادل گذشته‌ی زمان حال کاملاست. (با گذشته ساده مقایسه کنید)

 

 

به مقایسه بین زمانهای حال کامل و گذشته کامل توجه کنید:

گذشته کامل

حال کامل

 

* We weren't hungry. We'd just haddinner.

 * I didn't know who he was. I'd neverseen him before.

 

 

* We aren't hungry. We've just haddinner.

* Who is that man? I've never seenhim before.

 

 

چند مثال دیگر از زمان گذشته کامل:

  • It was the first time he had ever seen a tiger.

  • When I arrived at the cinema, the film had already begun.

  • She didn't want to go to the theatre with the others because she'd seen the play before.

 

مقایسه بین گذشته کامل و گذشته ساده

به تفاوت میان جملات زیر دقت کنید:

  • When I arrived home, my wife went out.

  • but: When I arrived home, my wife had gone out.


موضوعات مرتبط:

زمان گذشته استمراری

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳۳ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ساختار

جملات پرسشی:

eating?

playing?

talking?

I,  he, she, it

was

wasn't

you, we, they

were

weren't

 

جملات مثبت و منفی:

walking

playing

fishing

was

wasn't

I,  he, she, it

were

weren't

you, we, they

 

 

کاربرد

از زمان گذشته استمراری بیشتر برای بیان کارهایی استفاده می‌شود که در گذشته اتفاق افتاده و مدتی ادامه داشته‌اند ولی حدود زمانی آنها به طور دقیق مشخص یا مهم نیست.

در اغلب موارد گذشته استمراری همراه با گذشته ساده بکار می‌رود. در چنین حالتی، گذشته استمراری بر کارها و فعالیتهای طولانی‌تر (در پس‌زمینه) دلالت می‌کند، در حالی که گذشته ساده بر کارها و فعالیتهایی دلالت می‌کند که در میانه کارهای طولانی‌تر واقع شده‌اند.

 

 

 

بطور کلی «گذشته استمراری» در موارد زیر بکار می‌رود:

1- برای بیان کاری که قبل از زمان خاصی در گذشته آغاز شده و احتمالاً پس از آن نیز ادامه داشته است:

  • 'What were you doing at 6.00?'  'I was having breakfast.'
    (.ساعت 6 چکار می‌کردید؟ داشتم صبحانه می‌خوردم)

 

2- برای بیان کار یا فعالیتی در گذشته که به وسیله چیزی قطع شده باشد:

  • The phone rang when I was watching TV.
    (.وقتی داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم، تلفن زنگ زد)

  • While I was driving home, my car broke down.
    (.هنگامیکه داشتم به خانه بر می‌گشتم، ماشینم خراب شد)

 

3- برای بیان کار یا فعالیتی به پایان نرسیده در زمان گذشته (در مقایسه با گذشته ساده که کارهای کامل شده را بیان می‌کند):

  • was reading a book during the flight. (I didn't finish it)

  • but: I read a book during the flight. (I finished it)


موضوعات مرتبط:

زمان گذشته ساده

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٢ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ساختار

(last week)

(yesterday)

worked

I, we, you, he, she, ...

played

heard

 

منفی

work...

play...

hear...

didn't

did not

I, we, you, he, she, ...

 

 

 

پرسشی

work...?

play...?

hear...?

I, we, you, he, she, ...

Did

 

 

کاربرد

گذشته ساده در موارد زیر کاربرد دارد:

1- برای بیان کاری که در گذشته و زمان مشخصی به پایان رسیده است:

  • We met last week.

  • He left yesterday.

 

2- برای بیان کارهایی که پشت سرهم در یک ماجرا یا داستان می‌آیند:

  • walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...

 

3- برای بیان عادت یا شرایطی در گذشته:

  • When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.

  • Every day he walked in the jungle to....

 

نکاتی در مورد هجی (verb + ed)

1- هنگامیکه فعلی به e ختم می‌شود، فقط d اضافه می‌کنیم:

loved, hated, used

2- افعال یک هجایی (یک بخشی) که به ترتیب شامل یک حرف صدادار و یک حرف بی‌صدامی‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار می‌شود:

stopped, planned, robbed

ولی اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بی‌صدای آخر تکرار نمی‌شود:

looked, cooked, seated

اگر حرف بی‌صدای آخر y یا w باشد نیز تکرار نمی‌شود:

played, rowed, showed


موضوعات مرتبط:

زمان حال کامل

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۳٢ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ساختار

 جملات مثبت و منفی:

past participle

(قسمت سوم فعل)

have ('ve)
have not (haven't)

I, you, we, they

has ('s)
has not (hasn't)

he, she, it

جملات پرسشی:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

have

he, she, it

has

 

چند مثال:

  • We've been to Paris.

  • He hasn't lived in Paris.

  • Have you met him yet?

 

 

کاربرد

1- برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:

 

 

 

  • I have studied English since 1990. (از سال 1990 به مطالعه انگلیسی پرداخته‌ام)

  • She's lived in Tehran for 10 years. (او به مدت 10 سال در تهران زندگی کرده است)

  • How long have you lived in Tehran? (چه مدتی در تهران زندگی کرده‌اید؟)

  • I've lived in Tehran all my life(همه عمرم را در تهران زندگی کرده‌ام)

 

   

توجه‌ داشته ‌باشید که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زمانی خاصی مانند since و for استفاده می‌شود.

for نشان دهنده دوره‌ای از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولی since با مقطعی از زمان به کار می‌رود و به معنی «از آن زمان تا کنون» می‌باشد:

seven o'clock  

since

a year

 

have been here for

1980

two months

September

three hours

last week

ten minutes

 

 

2- برای بیان تجربه‌ای که در زمانی در زندگی شخصی اتفاق افتاده است. در واقع این عمل در گذشته روی داده و به پایان رسیده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. این که این عمل یا تجربه چه موقعی روی داده، مهم نیست:

  • have never been to England. (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)

  • She has had several operations up to now. (تا کنون چندین عمل جراحی داشته است)

  • He's written a lot of short stories.(او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است)

 

3- برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده ولی اثر آن در زمان حال مشاهده می‌شود. در این حالت از yet، already، still و just بسیار استفاده می‌کنیم:

 

   

از already بیشتر در جملات مثبت و از yet  بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می‌شود.

 

  • I've just had a sandwich. (من تازه یک ساندویچ خورده‌ام)

  • I've already seen the movie. (این فیلم را قبلاً دیده‌ام)

  • The bus hasn't arrived yet(اتوبوس هنوز نرسیده است)

  • still haven't finished my homework. (هنوز تکالیفم را تمام نکرده‌ام)

 

 

 

   
1- اگر ارتباطی با زمان حال موجود نیست (مثلاًچیزهایی که مدتها قبل اتفاق افتاده‌اند) از حال کامل استفاده نکنید.
  • Hafiz was a Persian poet. He wrote many poems.

  • but: My father is a writer. He has written many books.

در مثال اول از گذشته ساده استفاده کردیم تا نشان دهیم که او (حافظ) دیگر شعر نمی‌نویسد، ولی در مثال دوم برای اینکه نشان دهیم که او هنوز کتاب می‌نویسد از حال کامل استفاده کردیم.

2- ما از حال کامل برای ارائه اطلاعات جدید استفاده می‌کنیم. ولی اگر بخواهیم به صحبتمان درباره آن ادامه دهیم، معمولاً از گذشته ساده استفاده می‌کنیم:

A: "Ben has broken his leg."

B: "Really? How did that happen?"

A: "He fell off a ladder."

 

 


موضوعات مرتبط:

زمان حال ساده

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢٩ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ساختار

جمع

go,

play,

don't work

we

you

they

مفرد

go, play, 
don't work

I, you

goes, plays, doesn't work

he, she, it

 

کاربرد

زمان حال ساده یکی از متداول‌ترین زمانها در زبان انگلیسی می‌باشد که برای مقاصد زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد:

1- برای بیان عملی که همیشه تکرار می‌شود، مانند یک عادت یا رسم:

 
  • go to school by bus.

  • We get up at 7 AM.

  • 'Does he smoke?' 'No, he doesn't.'

 

2- برای بیان حقیقتی که همیشه یا معمولاً درست است:

  • The earth orbits the sun.

  • come from Iran.

  • Some animals migrate in winter. (بعضی از حیوانات در زمستان مهاجرت می‌کنند.)

 

3- برای بیان حقیقتی که برای مدتی (طولانی) دوام داشته باشد:

  • work in a shop.

  • She lives in a small cottage.

 

   
زمان حال ساده اغلب با قیدهای تکرار مورد استفاده قرار می‌گیرند. مهمترین قیدهای تکرار (frequency adverbs) عبارتند از:

never     rarely     sometimes     often     usually     always
0%................................. 50% .................................100%

  • I usually play football with my friends.

  • never go shopping.

  • sometimes she plays piano for us.

 

نکاتی در مورد هجی (verb + s)

1- افعالی که به x, ch, sh, ss و o ختم می‌شوند، به جای es ، s می‌گیرند:

kisses, washes, watches, does, boxes

2- افعالی که به y ختم می‌شوند و قبل از آن حرف بی‌صدایی بیاید، y به ies تبدیل می‌شود:

try, tries     hurry, hurries     fly, flies

ولی آن دسته از افعالی که به y ختم می‌شوند و قبل از آن یک حرف صدادار وجود دارد، تنها یک sمی‌گیرند:

plays, buys, enjoys


موضوعات مرتبط:

زمان حال استمراری

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ساختار

 

coming

doing

going

taking

'm

am

I

're

are

you

we

they

's

is

he

she

it

کاربرد

1- برای بیان عملی که هم‌اکنون جریان دارد:

  • She is watching the TV.

  • He is working at the moment.

2- برای بیان عملی یا موقعیتی که در حال حاضر در حال وقوع می‌باشد، اما الزاماً در همین زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نیست:

  • I'm reading an exciting book.

  • He is learning Arabic.

(توجه داشته باشید که مثلاً در جمله‌ اول، شخص گوینده ممکن است در همین لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و یا اینکه ممکن است منظورش این باشد که مدتی است مشغول مطالعه کتاب است ولی هنوز تمام نشده است.)

3- برای بیان قراری تعیین شده در آینده:

  • I am meeting him at the park.

4- برای بیان کار یا شرایطی موقتی:

  • I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.
    (در حال حاضر در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنم، اما دارم سعی می‌کنم یک بهترش را پیدا کنم)

 

نکاتی در مورد هجی (افعال ing دار)

1- افعالی که به یک e ختم می‌شوند، آن e حذف می‌شود:

come, coming     take, taking     write, writing

ولی در مورد افعالی که به ee ختم می‌شوند، این قاعده صدق نمی‌کند:

agree, agreeing     see, seeing

2- در افعال یک بخشی (یک هجایی) که دارای یک حرف صدادار و یک حرف بی‌صدا می‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار می‌شود:

running, stopping, getting

ولی چنانچه حرف بی‌صدای آخر y یا w باشد، تکرار نمی‌شود:

showing, enjoying


موضوعات مرتبط:

دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان انگلیسی

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

بشر در هیچ دورهای این چنین با حجم انبوهی از دادهها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمیتابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی - تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها و پهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوز نتوانستهایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوز نتوانستهایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائیهای ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژیهایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست دادهایم. عمدهترین دلایل ناکامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


 ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.


 
تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث میشد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی میکنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.


 
تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد میگرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمیدهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشتههای دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی میدهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


 تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهای لغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی میساخت که مجبور به حفظ آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید. دو صفحه معنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان میکند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار میگیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.


 
اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن میباشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار میگیریم در مییابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.


موضوعات مرتبط:

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

آیا انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) دو زبان مجزا هستند یا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضی‌ها می‌گویند آنها دو زبان مختلف هستند ولی خیلی‌ها آنها را تنها حالتهای مختلفی از یک زبان می‌دانند.

البته هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ما فقط می‌توانیم بگوییم که تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوتها جزئی بوده و در اثر یکپارچه شدن دنیای امروز این تفاوتها روز به روز کمتر می‌شوند.

در ادامه با برخی از تفاوتهای میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا می‌شوید.

 

املای کلمات

انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالیکه آمریکایی‌ها بیشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنویسند. علاوه بر این، آنها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف می‌کنند. به مثالهای زیر دقت کنید:

British English

American English

colour

color
centre center
honour honor
analyse analyze
cheque check
tyre tire
favour favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً ساده‌تر است. بنابراین بهتر است بطور کلی از املای آمریکایی استفاده کنید، مگر اینکه بخواهید برای خوانندگان بریتانیایی چیزی بنویسید.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در یک مقاله امکانپذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوتهای اصلی بین دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره می‌کنیم:

    صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلماتcar، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعده‌ی آن اینست که حرف تنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ می‌شود، مانند Iran، British و bring.

    آمریکاییها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم می‌شوند (مانند reduce، produce،induce و seduce) را بصورت /-du:s/ تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/

    آمریکاییها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ می‌شود - حرف t تلفظ نمی‌شود.

    گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف می‌شوند. بعنوان مثال در هیچیک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمی‌شود.

    گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد:

advertisement:

American English:  /'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی بهمراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:

British English

American English

معنی فارسی
lift elevator آسانسور
trousers pants شلوار
lorry truck کامیون
petrol gasoline بنزین
underground subway مترو
aerial antenna آنتن
rubber eraser پاک‌کن
flat apartment آپارتمان
wardrobe closet جارختی
queue line صف
pavement sidewalk پیاده‌رو

موضوعات مرتبط:

سه مشکل اصلی پیش روی یک زبان آموز

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢٥ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

1- ایجاد شور و هیجان در فراگیری زبان

همه زبان‌آموزان دوست دارند که به خوبی انگلیسی صحبت کنند. آنها از این فکر که قادر باشند «روان» صحبت کنند و با دیگران به انگلیسی ارتباط برقرار کنند به هیجان می‌آیند. اما آنها معمولاً توجهی به خود فرآیند آموزش ندارند. در نظر بیشتر زبان‌آموزان، فراگیری زبان انگلیسی یک اجبار است - چیـزی که مجبور به انجام آن هستنـد، ولی میلی به آن ندارنـد. آنهـا در فراگیری زبان انگلیسی هیچ لذتی نمی‌بینند. بطور خلاصه، بیشتر زبان‌آموزان دوست دارند که انگلیسی صحبت کنند ولی دوست ندارند به فراگیری زبان انگلیسی مشغول باشند. این اولین و مهمترین مشکلی است که پیش روی یک زبان آموز قرار دارد، زیرا کسی که تمایلی به فراگیری یک زبان خارجی نـدارد، آن را بـه خوبی فرا نخواهـد گـرفت. اگـر شما «انگلیسی» را دوست نداشتـه باشیـد، «انگلیسی» هم شما را دوست نخواهد داشت!

اگر می‌خواهید که زبان‌آموز موفقی باشید، لازم است که خود فرآیند آموزش را هم دوست داشته باشید. لازم است که زمانی را که صرف فراگیری انگلیسی می‌کنید، به عنوان وقت تفریح یا استراحت خود به حساب آورید. به عنوان مثال، شما باید از موارد زیر لذت ببرید:

  • خواندن جملات انگلیسی و فکر کردن درباره ساختار آنها

  • فراگیری لغات جدید از یک دیکشنری

  • نوشتن یک جمله انگلیسی صحیح با کمک گرفتن از دیکشنری، کتاب گرامر و اینترنت

  • تمرین تلفظ اصوات و کلمات انگلیسی

به طور آرمانی، فراگیری زبان بایستی برای شما یک تفریح به حساب بیاید. شما باید خود را یک «زبان‌آموز» قلمداد کنید - کسی که فراگیری زبان انگلیسی را به عنوان یکی از فعالیت‌های مورد علاقه‌اش انتخاب کرده است.

 

2- ایجاد اولین تغییر در زندگی

تصمیم برای فراگیری زبان انگلیسی نیازمند ایجاد تغییراتی در زندگی‌تان می‌باشد. به عنوان مثال تصمیم می‌گیرید که هر روز 30 دقیقه برای خواندن یک کتاب انگلیسی وقت بگذارید و بر این تصمیم پافشاری می‌کنید. ایجاد یک تغییر کوچک ولی دائمی در زندگی راحت نیست، مخصوصاً اگر فراگیری زبان «سرگرم کننده» به نظر نرسد. به هر حال، زبان‌آموزان باید به خاطر داشته باشند که اگر روزی 15 دقیقه به مطالعه انگلیسی بپردازند، نتیجه بهتری می‌گیرند تا اینکه مثلاً هر یک ماه یکبار، یک روز کامل را به این کار اختصاص دهند.

 

3- ایجاد تغییرات دیگر در زندگی

اگر چه ایجاد اولین تغییر، خود کار دشواری است، ایجـاد تغییرات بعدی نیـز سخت است. بسیاری از زبان‌آموزان اولین گام را برمی‌دارند (مثلاً مطالعه روزانه یک کتاب بـه زبان انگلیسی) و همانجا متوقف می‌شوند. آنها خود را درگیر فعالیت‌های «انگلیسی ساز» نمی‌کنند.

یک زبان‌آموز خوب مجموعه‌ای از فعالیتها (خواندن متن، تماشای برنامه‌های زبان اصلی، تمرین تلفظ و ...) را در اختیار دارد و هر کدام را بر اساس حال و هوای خود انتخاب می‌کند. یک فعالیت به خودی خود کافی نیست، زیرا اولاً شما زودتر خسته می‌شوید و ثانیاً به شما طیفی از مهارتهای زبان ارائه می‌دهد که نوعاً بسیار محدود است. به عنوان مثال خواندن متون انگلیسی نمی‌تواند تلفظ شما را تقویت کند، اگر چه می‌تواند گرامر، دایره لغت و مهارتهای نوشتاری و درک مطلب شما را تقویت کند.


موضوعات مرتبط:

تافل اینترنتی (iBT) چیست؟

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢٢ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

تافل چیست؟

آزمون تافل (TOEFL) توسط سرویس سنجش تحصیلی (ETS) دانشگاه پرینستون (Princeton)برگزار می‌شود. این آزمون، مهارت در بخشهای شنیداری، گفتاری، نوشتاری، و درک مطلبانگلیسی را مورد سنجش قرار می‌دهد و برای پذیرش در دانشگاههای آمریکای شمالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. نمره کسب شده در این آزمون جهت پذیرش در این دانشگاهها به مدت دو سال دارای اعتبار می‌باشد.

 

تافل اینترنتی (iBT) چه تفاوتی با تافل کتبی و کامپیوتری دارد؟

آزمون تافل اینترنتی (iBT) بخش جدیدی با عنوان «بخش گفتاری» (یا Speaking) دارد و در مقابل، بخش ساختار (Structure) که در آزمونهای کتبی و کامپیوتری وجود داشت، حذف شده است. گرامر بطور غیرمستقیم در بخشهای دیگر این آزمون مورد سنجش قرار می‌گیرد. سخنرانی‌ها و گفتگوها در بخش شنیداری (Listening) طولانی‌تر شده‌اند و خلاصه نویسی (note taking) نیز دیگر مجاز می‌باشد. در بخش درک مطلب (Reading)، نوع سؤالات متنوع‌تر شده و بعنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته می‌شود اطلاعات را طبقه‌بندی کنند و یا جدولی را پر کنند. تایپ کردن هم در بخش نوشتاری دیگر الزامی است.

 

سیستم امتیازدهی در این آزمون چگونه است؟

سیستم امتیاز دهی در آزمون تافل اینترنتی (iBT) در جدول زیر نشان داده شده است:

 

0-30

0-30

0-30

0-30

Listening

Reading

Speaking

Writing

0-120 Total score:

 

بخشهای مختلف تافل (iBT)

بخش درک مطلب (Reading)
بخش درک مطلب در تافل iBT خیلی با نسخه کامپیوتری آن (CBT) تفاوت ندارد. این بخش از سه متن آکادمیک تشکیل شده است که به دنبال هر کدام چندین پرسش مطرح می‌شود. هر کدام از این متن‌ها حدوداً از 650 تا 750 کلمه ساخته شده‌اند. نوع سؤالات نیز ترکیبی از نوع سؤالات موجود در تافل کامپیوتری (CBT) و انواع جدیدتری از سؤالات است که در آن شرکت کنندگان باید جدولی را پر کنند یا یک نتیجه گیری روایی را تکمیل نمایند. دو ویژگی اضافه شده به بخش درک مطلب (Reading)، یکی فهرست لغات و دیگری یک گزینه تجدید نظر (review option) می‌باشد. «فهرست لغات» به شما این امکان را می‌دهد که معنی کلمات کلیدی موجود در متن را بیابید و با «گزینه تجدید نظر» (یا review option) می‌توانید برگردید و در پاسخهایتان تجدید نظر کنید.

بخش شنیداری (Listening)
بخش شنیداری آزمون تافل توانایی شما را در درک مکالمات انگلیسی، آنگونه که در آمریکای شمالی صحبت می‌شود، ارزیابی می‌کند. بخش شنیداری آزمون تافل اینترنتی (iBT) هم خیلی با نسخه کامپیوتری آن (CBT) متفاوت نیست. این بخش از دو مکالمه و چهار سخنرانی درسی همراه با پرسشهای متعدد تشکیل یافته است.

بخش نوشتاری (Writing)
این بخش از آزمون، توانایی شما را در به کار گیری «نوشتن» جهت برقراری ارتباط در یک محیط دانشگاهی مورد سنجش قرار می‌دهد. این بخش خود به دو قسمت تقسیم می‌شود: یک قسمت تلفیقی (integrated) و یک قسمت مستقل (independent) که تایپ کردن هم برای هر دو قسمت ضروری است. در قسمت تلفیقی شما باید در ابتدا متن کوتاهی را بخوانید (250 تا 300 کلمه) و سپس به یک نطق مرتبط با متن گوش دهید. بعد از آن شما باید با استفاده از اطلاعاتی که از متن و سخنرانی بدست آورده‌اید به یک پرسش پاسخ دهید. به شما 20 دقیقه فرصت داده می‌شود که پاسخ خود را که باید بین 150 تا 225 کلمه باشد، بنویسید. اما قسمت مستقل (independent) بخش نوشتاری، مشابه بخش نوشتاری آزمون کامپیوتری تافل می‌باشد: به شما 20 دقیقه فرصت داده می‌شد که انشاء کوتاهی در حدود 300 کلمه درباره یک موضوع خاص بنویسید.

بخش گفتاری (Speaking)
این بخش جدید از آزمون تافل دارای شش تکلیف (task) می‌باشد که دو تکلیف آن به صورت مستقل (independent) و چهارتای آن به صورت تلفیقی می‌باشد.

بطور دقیق‌تر، بخش گفتاری آزمون تافل دارای قسمتهای زیر است:

  • 2 تکلیف مستقل (independent) درباره موضوعات معمولی و آزاد.
    - شرکت‌کنندگان باید با استفاده از دانش و تجارب شخصی خود در مورد یک موضوع خاص موضع گیری کرده و آن را توضیح دهند.

  • 2 تکلیف تلفیقی (integrated) بر اساس خواندن و شنیدن.
    - این تکالیف شامل یک متن کوتاه و یک صحبت کوتاه می‌باشند. شرکت کنندگان باید اطلاعاتی را که از این دو طریق بدست می‌آورند، با هم تلفیق کرده و در پاسخ خود به کار گیرند.

  • 2 تکلیف تلفیقی بر اساس شنیدن یک سخنرانی یا گفتگوی کوتاه.
    - شرکت کنندگان باید نکات کلیدی موجود در آنچه که می‌شنوند را بطور خلاصه در پاسخ‌هایشان ارائه دهند.

مدت پاسخ‌گویی به هر کدام از تکالیف از 45 تا 60 ثانیه متغیر می‌باشد.


موضوعات مرتبط:

روشهای فراگیری لغات

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢۱ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

 

کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیهتانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید.


موضوعات مرتبط:

چگونه لهجه خود را کاهش دهیم

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٢۱ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

بسیاری از مشکلاتی تلفظی که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتیجه استفاده غلط از اصواتی است که در زبان مادری خود به کار می‌برند. بنابراین مشکلات تلفظی که شما از آن رنج می‌برید احتمالاً مشابه مشکلاتی است که دیگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتی یک انگلیسی‌زبان بومی (native) به شما می‌گوید که شما (بعنوان مثال) لهجه روسی یا چینی دارید، در واقع این نکته را تأیید می‌کند. بسیاری از برنامه‌های کاهش لهجه بر اساس تحقیقاتی است که اصوات خاصی را که هر گروه زبانی (مثلاً فرانسوی، چینی، اسپانیایی، ژاپنی و ...) موقع ادای کلمات انگلیسی دارد، مشخص می‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانیایی‌ زبانها در تلفظ صدای /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حالیکه چینی زبانها هیچ مشکلی در تلفظ آن ندارند. نکته‌های زیر به شما کمک می‌کنند که تأثیر زبان مادری خود بر انگلیسی‌تان را کاهش دهید.
 

 به حرکات دهان انگلیسی زبانان (native) دقت کنید.

موقع تماشای برنامه‌های زبان اصلی به حرکات دهان گوینده خوب دقت کنید. آنچه که می‌گوید را تکرار کنید و لحن صدای او را تقلید کنید.


 شمرده صحبت کنید.

تا وقتی که لحن و اصوات انگلیسی را بخوبی فرا نگرفته‌اید، شمرده صحبت کنید. اگر شما سریع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنید، انگلیسی زبانها در فهمیدن آنچه که می‌خواهید بگویید مشکل پیدا خواهند کرد. همچنین اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهید، این اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


 از دیکشنری استفاده کنید.

با علائم فونتیک دیکشنری خود آشنا باشید و تلفظ صحیح کلماتی را که ادای آنها برای شما دشوار است در آن جستجو کنید.


 از دیگران کمک بگیرید.

یک فهرست از کلماتی که تلفظ آنها برای شما دشوار است، تهیه کنید و از یک دوست انگلیسی زبان (native) بخواهید آنها را برای شما تلفظ کند. خوب است صدایش را ضبط کنید و بعداً به آن گوش دهید و خودتان هم آن را تکرار کنید. اگر چنین دوستی ندارید می‌توانید از نرم افزارهایی که کلمات را با صدای ضبط شده انسان ادا می‌کنند استفاده کنید. (برای این منظور می‌توانید از نرم‌افزار Pronunciation Power و یا دیکشنری گویای لانگمناستفاده نمایید.)


 
به کتابهای نواردار گوش دهید.

با تهیه کتابهایی که دارای یک نوار یا سی‌دی صوتی هستند می‌توانید در یک زمان هم بخوانید و هم گوش کنید. بخشهایی از کتاب را با صدای بلند بخوانید و صدای خودتان را ضبط کنید. صدای خودتان را با گوینده اصلی مقایسه کنید و سعی کنید اشتباهاتتان را اصلاح کنید. (مجموعه داستانهای انگلیسی


 
به پسوندهای s و ed دقت کنید.

تلفظ صحیح کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند را یاد بگیرید. مثلاً s- یا es- را در نظر بگیرید. این پسوند گاهی صدای /S/ می‌دهد (مثلاً در eats)، گاهی صدای /Z/ می‌دهد (مثلاً در plays) و گاهی هم صدای /IZ/ می‌دهد (مثلاً در washes). (برای فراگیری نحوه تلفظ صحیح این قبیل کلمات اینجا را کلیک کنید.)
 

 با صدای بلند انگلیسی بخوانید.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقیقه یک متن انگلیسی (مثلاً یک کتاب داستان) را با صدای بلند بخوانید. این به شما کمک می‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که برای انگلیسی صحبت کردن به کار می‌آیند، تقویت کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که برای صحبت کردن یک زبان جدید حدود سه ماه تمرین روزانه مورد نیاز است تا عضلات دهان (برای آن زبان خاص) تقویت شوند.

(«آموزش مکالمه انگلیسی نصرت در 90 روز» با وقفه کوتاهی که بین کلمات و جملات ایجاد می‌کند این فرصت را برای شما فراهم می‌کند که آنها را تکرار کرده و مهارت تلفظ خود را تقویت نمایید.)
 

 صدای خودتان را گوش کنید.

صدای خودتان را ضبط کنید و برای یافتن اشتباهات تلفظی خود به آن گوش دهید. این یک تمرین بسیار عالی است، زیرا این به شما کمک می‌کند از اشتباهاتی که دائماً  مرتکب می‌شوید آگاه شوید.
 

 صبور باشید.

شما می‌توانید نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشید، ولی این «یک شبه» بدست نمی‌آید. مردم اغلب به دنبال کسب نتیجه فوری هستند و به همین دلیل خیلی زود دلسرد می‌شوند و از تلاش دست برمی‌دارند.


موضوعات مرتبط:

چطور با خواندن، انگلیسی خود را تقویت کنیم؟

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۱۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

سریع خوانی

معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ی یک متن (مثلاً یک روزنامه) سعی می‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلی مطلب پی ببرند. شاید بتوان این استراتژی را «سریع خوانی» نامید. در این استراتژی مغز تلاش می‌کند تا جای ممکن کلمات کمتری را بخواند و تنها کسری از ثانیه روی هر کلمه توقف می‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نیز این استراتژی را برای خواندن متون انگلیسی بکار بگیرند.

حال باید دید این استراتژی (سریع خوانی) چه ویژگیهایی دارد:

  • کلمات گرامری از قبیل حروف اضافه و حروف تعریف دیده نمی‌شوند. چشم تنها روی کلماتی از قبیل اسمها، فعلها، صفات و قیدهای اصلی توقف می‌کند.

  • وجوه کلمه دیده نمی‌شود (مانند قسمت دوم یا سوم بودن یک فعل).

  • به املای دقیق کلمه دقت نمی‌شود. دانسته شده است که مغز  کل کلمه را از روی شکل آن تشخیص می‌دهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزیه و تحلیل نمی‌کند.

  • به کلمات مشکلی که برای درک معنی کلمه ضروری نیستند توجه نمی‌شود (برای صرفه جویی در وقت به دیکشنری مراجعه نمی‌شود).

 

البته «سریع خوانی» روش بسیار خوبی برای صرفه‌جویی در وقت است. اما مشکل اینجاست که شما برای درک یک مطلب به کلمات گرامری خیلی نیاز ندارید، اما برای ساختن یک متن یا مطلب (هنگام نوشتن یا صحبت کردن) به آنها نیاز دارید. بنابراین اگر به چیزهایی مانند حروف تعریف و حروف اضافه دقت نکنید، نخواهید توانست آنها را به درستی در جملات خودتان بکار گیرید.

به همین دلیل بعضی از زبان‌آموزان یک کتاب 300 صفحه‌ای را تمام می‌کنند و همچنان با گرامر نسبتاً پایه‌ای هم مشکل داشته باشند. و باز به همین دلیل است که حروف اضافه و حروف تعریف جزو سخت‌ترین قسمتهای آموزش زبان انگلیسی محسوب می‌شوند. توصیه‌ای که در اینجا بهزبان‌آموزان می‌شود این است که اگر می‌خواهید مهارتهای خروجی (=نوشتن و مکالمه) خود را افزایش دهید، باید به خودتان یاد بدهید که به کلمات گرامری توجه کنید.

 

چگونه بخوانیم؟

در اینجا چند نکته‌ی جالب و مهم برای مطالعه‌ی متن‌های انگلیسی به زبان‌آموزان توصیه می‌شود:

1- هنگام برخورد با یک چیز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنید: مثلاً یک کلمه‌ی جدید، نحوه‌ی کاربرد یک کلمه، یک ساختار گرامری، یک حرف اضافه، یک حرف تعریف، ترتیب لغات و .... کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چرا مثلاً در یک جمله‌ی خاص از حرف اضافه‌ی at به جای onاستفاده شده است و یا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حالیکه شما انتظار گذشته‌ی ساده را داشتید.

2- اگر در جمله‌ای عبارت مفیدی وجود دارد، از خودتان بپرسید: آیا خودم می‌توانم یک عبارت مشابه بسازم؟ آیا می‌توانید مثلاً حروف اضافه، حروف تعریف و زمانهای صحیح را بکار ببرید؟ اگر مطمئن نیستید، سعی کنید یک عبارت مشابه را با صدای بلند و یا در ذهنتان بگویید. هدف این است که آن عبارت را در ذهنتان نگه دارید.

 

3- هر جا لازم است (و یا اگر صرفاً دوست دارید)، از دیکشنری استفاده کنید تا به تعاریف کلمات و نیز به جملات نمونه‌ی بیشتری دست پیدا کنید. (معرفی دیکشنری)

4- جملات و عبارتهای مفید و کاربردی را در دفتر یادداشت خود (و یا در نرم‌افزارهایی مانند Supermemo) وارد کنید. بدین ترتیب اطمینان خواهید یافت که در آینده باز هم آنها را مرور خواهید کرد.

 

اگر دوست ندارید هنگام خواندن توقف کنید (تا مثلاً یک کلمه را در دیکشنری جستجو کنید)، می‌توانید زیر جملات جالب و مفید خط بکشید تا بعداً به آنها رسیدگی کنید.

نکته‌ی مهم دیگری که باید به آنها توجه کنید این است که شما مجبور نیستید که همیشه از استراتژی بالا استفاده کنید. خواندن به این روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراین اگر بعد از یک مطالعه‌ی طولانی خسته هستید، این روش را به کار نبرید. همچنین برای هر جمله به یک اندازه وقت صرف نکنید. در بسیاری از جملات، عبارتها و ساختارهایی که برای جمله‌سازی شما مفید باشند وجود ندارد.


موضوعات مرتبط:

آیلتس چیست؟

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:۱٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

آزمون آیلتس (IELTS= International English Language Testing System) جهت سنجش میزان آمادگی داوطلبان برای ادامه تحصیل، فراگیـری مهارتهـای تخصصـی و یـا کار و اقامـت در کشـورهـایانگلیسی زبان طراحی شـده است. ایـن آزمون مشترکاً تـوسط دانشگاه کمبریج، کنسول بریتانیـا(British Council) و مرکز آیلتس استرالیا در بیش از 500 مرکز در 120 کشور جهان برگزار می‌شود و سالانه چیزی حدود یک و نیم میلیون نفر در آن شرکت می‌کنند.

این آزمون در دو نوع مختلف موجود می‌باشد: آکادمیک (Academic) و عمومی (General Training).افرادی که قصد تکمیل تحصیلات خود در دانشگاههای انگلیسی زبان را دارند (کارشناسی به بالا) باید از نوع آکادمیک این آزمون، و افرادی که به منظور گذراندن دوره‌های کوتاه‌مدت فنی و حرفه‌ای، اخذ دیپلم، کار و یا اقامت قصد سفـر به کشورهـای انگلیسی زبان را دارند، می‌توانند از نوع عمومی این آزمون استفاده کنند.
 

آشنایی با بخشهای مختلف آزمون

در آزمون آیلتس کلیه مهارت‌های اصلی آموزش زبان، یعنی مهارت‌های شنیدن، صحبت کردن (مصاحبه)، خواندن و نوشتن (Listening, Speaking, Reading, Writing) مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. اگر چه دو بخش شنیدن و صحبت کردن در هر دو نوع آکادمیک و عمومی کاملاً یکسان است، ولی دو بخش دیگر (خواندن و نوشتن) بصورت جداگانه و متفاوت برگزار می‌شود.

جدول زیر مدت زمان تخصیص یافته به بخش‌های مختلف این آزمون را نشان می‌دهد:
 

Time to Answer each question Number of questions Total amount of time allotted Sub-test
45 seconds 40 30 minutes Listening
~ 45 seconds 40 60 minutes Reading
30 minutes 2 60 minutes Writing
 -  - 11-14 minutes Speaking
Total test time: ~ 2 hours 45 minutes


نمره قبولی

در آزمون آیلتس هیچ حد نصابی برای قبولی وجود ندارد، بلکه مؤسسات و دانشگاههای مختلف حد نصاب مورد قبول خود را دارند. اما بطور کلی 9 نمره یا band در نظر گرفته شده است که در آن نمره 9 عالی، نمره 7 خوب، نمره 5 متوسط و نمره 3 به پایین ضعیف محسوب می‌شود. در زیرband های مختلف این آزمون بیان شده است:
 

 4  Limited user

 3  Extremely limited user

 2  Intermittent user

 1  Non user

 0  Did not attempt the test

 

 9  Expert user

 8  Very good user

 7  Good user

 6  Competent user

 5  Modest user

 


موضوعات مرتبط:

اهمیت فراگیری اصطلاحات

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٩ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتی هستند کـه یـا از لحاظ گرامری غیرعادی هستند (مثل «Long time, no see!» و یا از این جهت که دارای معنی‌ای هستند که نمی‌تواند از معانی کلمات تشکیل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!). 
هر زبانی دارای اصطلاحات خاص خودش می‌باشد و اغلب فراگیری آنها برای زبان‌آموزها دشوار می‌باشد. 
مثال: 
معنی تحت اللفظی (نه یک اصطلاح): 
- She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender. 
- او با کمک یک چکش کوچک یخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت. 
معنی اصطلاحی (یک اصطلاح): 
- Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke. 
- قبل از آغاز کنفرانس، گوینده با یک لطیفه کارش را شروع کرد. 
همانطور که می‌بینید، این عبارت (to break the ice) دو معنی متفاوت دارد که معنی تحت‌اللفظی آن «شکستن یخ» و معنی اصطلاحی آن «کاری را آغاز کردن» می‌باشد. 

افعال چند قسمتی (Phrasal verbs) نـوع دیگری از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگلیسی محاوره ای می‌توان شنیـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتی بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) می‌باشد و غالباً از 2 و گاهی 3 کلمه تشکیل می‌شوند. یک فعل چند قسمتی برای خود معنی خاصی دارد که با معنی کلمات تشکیل دهنده آن متفاوت است. 
چند مثال: 
back out جر زدن، خلف وعده کردن 
put off به تعویق انداختن 
show off خودنمایی کردن 

اصطلاحات و افعال چند قسمتی در انگلیسی محاوره‌ای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری از آزمونهای زبان انگلیسی و از جمله در بخش شنیداری آزمون تافل نیز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگلیسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
اصطلاحات نقش بسیار مهمی را در زبان انگلیسی ایفا می‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که برای برقراری ارتباط مؤثر، چه در شنیدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروری به نظر می‌رسند. 
درک صحیح این اصطلاحات و یافتن این حس که آنها کی و چگونه مورد استفاده قرار بگیرند واقعاً می‌تواند توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی و درک مکالمات روزمره افزایش دهد. اما چطور می‌توان این حجم زیاد اصطلاحاتی را که در نوشتارهای روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟ 
یک راه این است که لغات کلیدی خاصی را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگیرید. بعنوان مثال لغت head، لغت کلیدی بسیاری از اصطلاحات است. یک «دیکشنری اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگیرنده این لغت می‌باشد را فهرست می‌کند. لغات کلیدی دیگری که با این هدف می‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حیوانات معمولی، اعضای بدن (مثل چشم: eye) پدیده‌های طبیعی (مثل باد: wind، خورشید: sun و...). 
یک روش دیگر آن است که اصطلاحات انگلیسی را با اصطلاحات زبان مادری خودتان مقایسه کنید. این می‌تواند یک تمرین جالب و در عین حال وسیله‌ای برای بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهای زیر را در نظر بگیرید و به شباهتشان با معنی فارسی آنها دقت کنید:

Close your eyes to something 
معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن
Button one's lips 
معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!
Get something off one's chest
معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن
Get up on the wrong side of the bed
معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن
Give someone the cold shoulder
معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن! 
Stand on one's own two feet
معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن 
Open a can of worms
معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن
Scrape the bottom of the barrel
معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن
Two heads are better than one
معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است
Keep something under one's hat
معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن
A bad vessel is seldom broken
معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند
White lie
معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید
در ضمن بخاطر داشته باشید که با اصطلاحات همانند یک «تک واژه» برخورد کنید: یعنی همیشه کل عبارت را در دفتر لغتتان یادداشت کنید و از یادداشت یک یا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و یافتن معنی آنها خودداری نمایید، زیرا همانطور که گفته شد اصطلاحات برای خود معنی خاصی دارند و با معانی کلمات تشکیل دهنده خود تفاوت اساسی دارند.


موضوعات مرتبط:

برگردان ضرب المثل های فارسی به انگلیسی وبرعکس 6

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

اگه هفت تا دختر کورداشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده
If s/he has seven blind daughters, s/he will marry them in an hour 

آبکش و نگاه کن که بهکفگیر میگه تو سه سوراخ داری
Look at the strainer that tells the skimmer: You have three holes 


از نو کیسه قرض مکن، قرضکردی خرج نکن
Don`t borrow from a baby-boomer, if you borrow, don`t spend it 


تا تنور داغه نونوبچسبون
strike while the iron is hot 


با یه تیر دو نشون زدن
kill two bird with one stone 


یعنی دود از کنده بلندمیشه
the life is between the old dogs 


دستش نمک نداره ! 
His cake is dough 


آبشان تو یک جوی نمیرود
They will never go in double harness 


پایت را به اندازه گلیمتدراز کن
Cut your coat according to your cloth 


با یک دست نیمتوان دوهندوانه برداشت
Between tow stools one falls to the ground 

هرکه بامش بیش برفشبیشتر
A great ship must have deep water 
دو صد گفته چون نیمکردار نیست
Action speak louder than words 


جوینده یابنده است
He that seeks finds 


آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است
Speaks the truth and shame the devill 



آب رفته به جوی برنمیگردد 
روغنی که ریخت نمیتوان آن را جمع کرد
No use so crying over split milk 


بنی آدم اعضای یکدیگرند 
که در آفرینش ز یک گوهرند
Human blood is all of a colour 

نظافت قسمتی از ایمان است 
Cleanliness is next to godliness 



یک دیوانه سنگی را به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند آن را در بیاورند 
Fools tie knots , and wise men loose them 


نوش دارو پس از مرگ سهراب ! 
After death , the doctor 


خواستن توانستن است
Where there is awill there is way 


نابرده رنج گنج میسر نمی شود 
No pain , no gain 


هیچ بقالی نمی گوید ، ماستش ترش است
Every cook praises his own broth 


در خانه کسی که گربه نباشد موش کدخداست 
When the cat is away , the mice will play 

شنیدن کی بود مانند دیدن ؟
To see is to believe 


مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است . 
Honourable death is better an inglorious life 


بدون پدر ، یا مادر می توان زندگی کرد ،ولی بدون خدا هرگز 
One may live without father or mother but one can not live without god 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

نرم افزار ارسال اس ام اس رایگان ورژن 2.6

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٠۳ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد
نرم افزار MASTER SMS v2.6

با استفاده از این نرم افزار شما می توانید با شماره ی ناشناس به تمامی شماره های ایرانسل ام اس رایگان بدهید...
از حالا برای اس ام اس دادن می توانید از این نرم افزار استفاده کنید و بدون پرداخت هیچ هزینه ی بی نهایت اس ام اس ارسال کنید....
اگر بعدا مشکلی داشتید حتما از دکمه آپدیت در نرم افزار استفاده کنید و اگر حل نشد به ما خبر بدید

امکانات این نسخه:
1- ارسال اس ام اس رایگان 
2- بدون هیچگونه محدودیت
3-رفع مشکلات نسخه قبلی
4- داشتن دفترچه تلفن
5- جستجو در مخاطبین دفترچه تلفن
6- چک کردن خودکار برنامه برای آپدیت
7- پشتیبانی در نرم افزار

همچنین دوستان عزیز توجه کنید که در نرم افزار قسمتی برای حمایت از ما قرار داده ایم که در صورت حمایت شما عزیزان ، بزودی ورژن 3 نرم افزار را خواهیم ساخت و در آن ورژن از امکانات حرفه ای برخوردار خواهید بود...

توجه :
در صورتی که مشکل داشتید ، داخل پوشه ای setup بروید و اگر سیستمتان 32bit هست Setup32bit.bat رو باز کنید و اگر 64bit هست Setup64bit.bat را نصب نماید.
همچنین برای استفاده از دفترچه تلفن ، باید نرم افزار Microsoft Office را بر روی سیستم نصب نماید...

کاری از تیم مسترگروپ


لینک دانلود
 
 
سپاس ها

موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: نرم افزار

بهترین مرورگر برای اندروید

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

مرورگر یکی از پرکاربرد ترین اپلیکیشن ها روی یک تلفن اندرویدی به حساب می آید و تلفن های هوشمند سبب شده که افراد زیادی وبگردی را از کامپیوتر به تلفن منتقل کنند و به همین خاطر مرورگر یکی از مهمترین اپلیکیشن ها به حساب می آید و اهمیت زیادی دارد که از یک مرورگر خوب استفاده کنیم. حالا به نظر شما بهترین مرورگر برای اندروید چیست؟ در اینجا با ۵ مرورگر مشهور برای اندروید آشنا می شویم و بعد از آن نظر شما را در یک نظرسنجی می پرسیم که کدام یک محبوب شما است؟


فایرفاکس

firefox.png

مرورگر محبوب کامپیوترها مدت های زیادی است که روی اندروید هم در دسترس است اما کاربران از سرعت نستبا کند آن در نسخه های ابتدایی شکایت داشتند که در نسخه جدید این مشکل به خوبی حل شده است. ضمن اینکه می توانید به راحتی این مرورگر را با فایرفاکس کامپیوترتان به روز رسانی کنید. علاوه بر این نباید فراموش کنید که این نخستین مرورگری است که از امکان Do Not Track به درستی پشتیبانی می کند و قدرت همیشگی این مرورگر، یعنی افزونه ها نیز روی این نسخه پشتیبانی میشود. هر چند برای فایرفاکس اندروید هنوز افزونه های زیادی وجود ندارد.


کروم

chrome.png

مدت زیادی نیست که نسخه نهایی این مرورگر برای اندروید از راه رسیده و باید منتظر باشید که در نسخه های بعدی اندروید، کروم را به عنوان مرورگر پیشفرض این سیستم عامل ببینید. عیب اش این است که فعلا فقط اندروید ۴ و بالاتر را پشتیبانی می کند اما اگر این نسخه را دارید حتما باید این مرورگر را هم امتحان کنید. پشتیبانی از حالت Incognito و سینک کردن اطلاعات با کروم روی کامیپوتر از مزیت های این نسخه هستند. سرعت این مرورگر فوق العاده است و رابط کاربری آن هم برای موبایل ها بسیار خوب و دوست داشتنی طراحی شده است.


دلفین نسخه HD و Mini

dolphin.png

یکی از محبوب ترین مرورگرهای اندروید با پشتیبانی از پلاگین های متنوع و سرعت خوب. امکان فرامین صوتی هم از نقاط قوت آن به شمار می رود که البته برای ما ایرانی ها آنقدرها هم کاربردی نیست. اما در عوض می توانید از حرکات مختلف انگشت برای کنترل مرورگر استفاده کنید که کار را بسیار راحت تر می کند. این مروگر در دو نسخه اچ دی که همه امکانات را دارد و یک نسخه مینی که برای سرعت بیشتر و سبک بودن طراحی شده، ارایه می شود.


مرورگر Boat

boat.png

روزی روزگاری در روزهای جوانی اندروید مرورگر محبوبی به نام Miren زندگی می کرد. اما این مرورگر این روزها به راحتی یافت نمی شود و ممکن است که شما همچنان به دنبال نواده های آن باشید. در این صورت باید سراغ Boat بروید: کوچک، سبک و سریع. این مرورگر از افزونه ها پشتیبانی می کند و موتور کنترل صوتی قدرتمندی هم دارد. مثلا برای رفتن به سایت «پیوندها» می توانید بگویید «فیسبوک». یک نسخه مینی هم برای کسانی است که تلفن شان سخت افزار قدرتمند ندارد.


اپرا موبایل و مینی

opera.png

این مرورگری است که با فناوری فشرده سازی اطلاعات ویژه خودش، صفحه را به سرعت برای شما ارسال می کند و محبوبیت زیادی دارد. در کنار آن بعضی کاربران مشکل پشتیبانی از زبان فارسی را در آن گزارش کرده اند. اما این مرورگر با امکانات زیاد و سرعت عالی در باز کردن صفحات خودش را محبوب قلب کاربران زیادی کرده است.


موضوعات مرتبط:

جدا کردن چند صفحه دلخواه از یک فایل PDF

دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱
۸:٠٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

احتمالا تا به حال به یک فایل PDF که بیش از یک صفحه داشته باشد برخورد کرده‌اید.
فرض کنید یک فایل PDF داریم که 50 صفحه است، حال اگر فقط به 5 صفحه از این 50 صفحه و مخصوصا صفحات میانی آن‌ها مثل صفحات 30 تا 35 احتیاج داشته باشید، چطور از پس جدا کردن این چند صفحه از بین 50 صفحه بر می‌آیید؟
اگه یه کم فتوشاپ بلد باشید، لابد اولین راه را استفاده از فتوشاپ می‌دانید...
و پیشنهاد می‌کنید که فایل PDF را با فتوشاپ باز کنید و صفحات دلخواه را به صورت عکس جدا کنید و با همان پسوند ذخیره کنید...

اما به نظر من بدترین راه، همین است، چرا که باعث افت شدید کیفیت خواهد شد و گاه نوشته‌های ریز قابل خواندن نیستند.
اما اگر برنامه Adobe Acrobat را برای تبدیل فایل‌های متنی به PDF نصب کرده باشید، دیگر جای هیچ نگرانی نیست.
فایل PDF خود را با آکروبات (توجه کنید که منظور ما آکروباتیست که بعد از نصب یک پرینتر به پرینترهای ویندوز اضافه می‌کند نه Acrobat Reader!) باز کنید و مطابق شکل زیر، از منوی Documet و از زیرمنوی Pages، گزینه Extract را برگزینید و در پنجره باز شده، شماره اولین صفحه و آخرین صفحه را مشخص کنید و OK را بزنید...

پس از چند ثانیه، صفحات جدا شده در یک پنجره جدید باز می‌شوند.
خوب، کافیست از منوی File گزینه Save را انتخاب کنید و صفحات جدا شده را ذخیره کنید.
به همین راحتی!
اما چند لحظه صبر کنید، یکی داره داد می‌زنه که این گزینه‌ها برای من Disable شده و نمی‌تونم گزینه Extract را انتخاب کنم!
جواب چیه؟
بله، احتمالا این فایل را از جایی کپی کرده‌اید و یا از اینترنت دانلود کرده‌اید و کسی که این فایل‌های متنی را به PDF تبدیل کرده، آن‌ها را قفل کرده که کسی نتواند نوشته‌های آن را کپی کند و یا همین بلایی که ما می‌خواهیم را به سرش بیاورد.
اما هیچ بن بستی در دنیای کامپیوتر وجود ندارد، برای اینکه قفل یک فایل PDF قفل شده را از بشکنید، از نرم‌افزاری استفاده کنید به نام:
PDFPasswordRemover


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , آموزش , ترفندها

آموزش آپدیت کردن آیفون و آی پد و آیپاد به صورت دستی

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱٢:٠٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

اگر یک آی‌دیوایس نظیر آیفون و آی پاد و آی پد داشته باشید می دانید که همه فعالیت های شما باید از طریق آیتونز صورت بگیرد.

به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از روزنوشت میلاد، طبعا آپدیت و ریستور iOS نیز از همین طریق صورت می گیرد. اما با توجه به سرعت دانلود پایین از آیتونز عملا آپدیت مستقیم از طریق آیتونز کار بسیار سختی‌ست و عموما موفقیت آمیز نیست.



اما غیر از این راه، راه دیگری برای آپدیت کردن وجود دارد که شما فایل سیستم عامل دستگاه خود را جدا دانلود کرده و سپس با آیتونز آپدیت کنید که در این پست این کار را آموزش خواهم داد.



در ابتدا شما باید فایل آخرین نسخه از iOS ارائه شده برای آی دیوایس‌تان را از اینجا دانلود کنید.

دقت کنید که اپل همیشه تنها به شما اجازه آپدیت به آخرین نسخه از سیستم عامل خود را می دهد و اگر امروز به فرض iOS6 عرضه شود شما فردا امکان ریستور یا آپدیت به هیچ کدام از ورژن های iOS5 را نخواهید داشت. پس حتما آخرین نسخه از سیستم عامل دستگاه خود را از این سایت دانلود کنید.

اکنون بعد از دانلود فایل، شما یک فایل با پسوند IPSW دارید که این در حقیقت همان پسوند مورد نیاز آیتونز برای آپدیت یا ریستور است. حالا این فایل را چگونه به آیتونز دهیم تا آی دیوایس ما آپدیت یا ریستور شود؟

دستگاه خود را به کامپیوتر متصل کرده و آیتونز خود را اجرا کنید. در ستون سمت چپ آیتونز نام دستگاه خود را مشاهده می کنید. روی آن کلیک کرده تا صفحه زیر را مشاهده کنید.




اکنون اگر از سیستم عامل ویندوز استفاده می کنید دکمه Shift را روی کیبرد خود نگاه داشته و روی Update یا Restore کلیک کنید.

همینطور اگر از سیستم عامل مک استفاده می کنید به جای شیفت کلید OPTION را روی کیبرد نگه دارید و روی Update یا Restore کلیک کنید. اگر سیستم عامل دستگاه شما به روز باشد همانند عکس بالا به جای Update جمله Check For Update را مشاهده خواهید نمود.

بعد از کلیک کردن آیتونز از شما فایل دانلودی سیستم عامل را می خواهد که مسیر آن را مشخص کرده و روی فایل کلیک کنید تا عمل ریستور و یا آپدیت انجام پذیرد. با این کار شما بدون نیاز به دانلود نسخه سنگین iOS از آیتونز و با سرعت پایین خواهید توانست آی‌دیوایس خود را آپدیت و یا ریستور نمایید
.


موضوعات مرتبط:

برگردان ضرب المثل های فارسی به انگلیسی وبرعکس 5

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٥۸ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

Tide=feeling or tendency that moves or changes like the tide
(جریان , حرکت )
Go\swim with the tideهمرنگ جماعت شدن=



Spare the rod and spoil the child
چوب معلم نبود از آزار

It takes all sorts
دنیا جنگل مولاست

No sooner said than done
از تو به یک اشاره از ما به صد دویدنHis luck suffered asharp
بحت از او برگشت


Rslieve one’s feelings
خود را از غم و غصه خالی کردن


Don’t grab
هول نزن

Bleed so white
کسی را از هستی ساقط کردن


Blessed are the pure in heart
خوش به حال پاکدلان(در انجیل)

In the blink of an eye
در یک چشم به هم زدن

To cpin a phrase
به قول بچه ها گفتنی.به قول معروف

Be out cold
از مرحله پرت بودن .بیغ بودن

Talk cold turkey
رک بودن


Everything remained calm and quiet.آب از آب تکان نخورد.

Carry water in sieve. آب در هاون کوبیدن


Go to earth. آب شدن و به زمین فرو رفتن.

Then what. آخرش که چی؟

Have no manners at all.

آداب معاشرت نداشتن

live and let live
هر کس سرش به کار خویش
love is blind
عشق چشم انسان را بر روی واقعیت می بندد
make hay while the sun shines
تا تنور داغ نان را بچسبان
many hands make light work
یک دست به تنهایی صدا ندارد
money doesn't grow on trees
پول علف خرس نیست

The heart of the matter 
جان کلام
Heaven forbid
خدا نکند
It is heaven's will
خواست خداست
Heart and soul
با دل و جان- با تمام قوا

Don't put the blame on me
کاسه کوزه رو سر من نشکن

to leave someone in the lurch
کاشتن کسی

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برگردان ضرب المثل های فارسی به انگلیسی وبرعکس 4

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٥٢ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

Hen-Pecked husband

مرد زن ذلیل ، شوهر تو سری خور !


مثال :

I respect my wife's views, but I'm not a hen-pecked husband 

Horse of a different color

بی ربط بودن ، ربط به موضوع نداشتن ، یک موضوع دیگر

مثال :

I was talking about trees, not bushes. Bushes are a horse of different color

Buy a pig in a poke 

ندیده خریدن ، چشم بسته خریدن ، هندونه ی نبریده خریدن

مثال:

I won't buy your car without checking it. I can't buy a pig in a poke
Get ants in one's pants

بی قرار شدن ، دلشوره گرفتن

مثال:

I always get ants in my pants before a lecture 



be a far cry from

زمین تا آسمون فرق داشتن

the atmosphere of university is a far cry from high schoo
Tit For Tat

این به اون در

Feather in one's cap

مایه ی سر افرازی ، مایه ی افتخار

مثال :

His last book was another feather in his cap

to tear somebody limb from limb

قیمه قیمه کردن-جِر دادن

if i get my hands on Jack,I'll tear him limb from limb

اگر دستم به جک برسد ، او را قیمه قیمه میکنم
Go fly a kite


برو پی کارت ، بزن به چاک !


مثال :


Stop bothering me ! Go fly a kite 

never say die

اینقدر ناامید نباش



All wet

کور خواندن ، سخت در اشتباه بودن

مثال :

If you think you can change my mind about marriage,you are all wet



shut the world out

از دنیای بیرون خود را جدا کردن.فکر رو از همه چی آزاد کردن

when I do yoga, I really shut the world out


? Cat got your tongue

لالمونی گرفتی؟ زبونت بند اومده (گربه خورده ! )

مثال :
?Why did you come home so late last night? Answer me. Cat got your tongue 


Get cold feet

جا زدن ، تو زدن ، دچار دودلی شدن

مثال :

I usually get cold feet when I have to speak in public


Level with someone

با کسی روراست بودن ، صادق بودن

مثال:
?Come on nitman I want you to level with me ! Did you do it 



?What's cooking


چه خبر ؟ تازه چه خبر ؟

مثال:

? What's cooking Ali
.Well. Nothing much


hat trick
* : 
مثل حالت توی یه بازی 3 تا گل زدن

Example : yesterday ronaldo had a hat trick in front of barcellona









از استکان کوچک یک کمی کوچیک تره و فقط برای مشروب های قوی مثل تکیلا استفاده میشه 
Shooter

بین خودمون به گیلاس کوچک معروفه 
Shot

یک لیوان معمولی 
glass

حدود 250 سی سی 
half pitcher

یک لیوان بزرگ آبجو ( نیم لیتر )
pitcher
-------------------------------------------------
اوور زدن ، بالا آوردن از خوردن زیاد مشروب 
to barf

مخلفات و مزه ( مثل چیپس و پنیر و ... 
munchies

مشروب منو گرفته 
I got the kick 

ساقی 
Pusher

مشروب سرو کردن 
to push 

مشروب منو خوب ساخته 
It did me in

سلامتی 
cheers

جام هارو بهم زدن ( شک دارم )
stamp 

نوشیدنی بدون الکل 
beverage

مست و پاتیل 
wasted
بسیاری از انواع نوشیدنیهای الکلی هست که نوع DRY آنها هم موجوده ( بعد از خوردن دهن آدم بوی الکل نمیده ) کافیه DRY را به اول اسم یا نام تجاری اونها اضافه کنی مثلا
ِdry beer



hit the bull's eye
معنی : تو خال زدن
مثل :
that is the answer yes? hey i hit the bull's eye





دهان کسی بوی شیر دادن
wet behind the eares

he's too young to become a manager.he's still wet behind the ears







on the air
روی آنتن ها
بیشتر برای خبرهای داغ بکار برده میشه که تلویزیون ها درباره اون صحبت میکنن
Give S.B a Blach Eye

معنی : یه بادمجان پای چشمش کاشتممثل :

I Give Him a Black eye Yesterday After School


palm sth off
چیزی را به کسی قالب کردن
اون خیلی پولداره 
He's got money to burn 
یا 
He's rolling in money

بخاطر پول ازدواج کردن 
to marry money 

قیمتش مهم نیست 
Money is no object 

پول چاپ نمیکنم 
I'm not made of money 

او ولخرجه 
money makes a hole in his pocket 

پول راحت بدست نمیاد 
money doesn't grow on trees 

پول مهمه 
money talks

he carries water in a sieve
اب در هاون کوبیدن

the beaten road in the safest
ازموده را ازمودن خطاست

first come;first served
اسیا به نوبت

In at one ear and out at the other.
یک گوش درو یک گوش دروازه است.

There is no time like the present.
یک دم غنیمت است.

Two of trade never agree.
همپیشه را همپیشه دشمن است.

So many countries; so many customs.
هرملکی و هر رسمی.

Every man wishes the water to his own mill.
هرکه نقش خویشتن بیند در آب.

Everyman has his price.
هر کسی قیمتی دارد.

Two heads are better than one.(1)
Four eyes see more than two.(2)
هر سری عقلی دارد.

There is remedy for every thing except death.
هر چیز چاره رارد جز مرگ.

Man proposes; god disposes. 
هر چه تدبیر است جزبازیچه ی تقدیر نیست.

All is for the best.
هرچه پیش آیذ خوش آید.




موضوعات مرتبط:

برگردان ضرب المثل های فارسی به انگلیسی وبرعکس 4

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٥٢ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

Hen-Pecked husband

مرد زن ذلیل ، شوهر تو سری خور !


مثال :

I respect my wife's views, but I'm not a hen-pecked husband 

Horse of a different color

بی ربط بودن ، ربط به موضوع نداشتن ، یک موضوع دیگر

مثال :

I was talking about trees, not bushes. Bushes are a horse of different color

Buy a pig in a poke 

ندیده خریدن ، چشم بسته خریدن ، هندونه ی نبریده خریدن

مثال:

I won't buy your car without checking it. I can't buy a pig in a poke
Get ants in one's pants

بی قرار شدن ، دلشوره گرفتن

مثال:

I always get ants in my pants before a lecture 



be a far cry from

زمین تا آسمون فرق داشتن

the atmosphere of university is a far cry from high schoo
Tit For Tat

این به اون در

Feather in one's cap

مایه ی سر افرازی ، مایه ی افتخار

مثال :

His last book was another feather in his cap

to tear somebody limb from limb

قیمه قیمه کردن-جِر دادن

if i get my hands on Jack,I'll tear him limb from limb

اگر دستم به جک برسد ، او را قیمه قیمه میکنم
Go fly a kite


برو پی کارت ، بزن به چاک !


مثال :


Stop bothering me ! Go fly a kite 

never say die

اینقدر ناامید نباش



All wet

کور خواندن ، سخت در اشتباه بودن

مثال :

If you think you can change my mind about marriage,you are all wet



shut the world out

از دنیای بیرون خود را جدا کردن.فکر رو از همه چی آزاد کردن

when I do yoga, I really shut the world out


? Cat got your tongue

لالمونی گرفتی؟ زبونت بند اومده (گربه خورده ! )

مثال :
?Why did you come home so late last night? Answer me. Cat got your tongue 


Get cold feet

جا زدن ، تو زدن ، دچار دودلی شدن

مثال :

I usually get cold feet when I have to speak in public


Level with someone

با کسی روراست بودن ، صادق بودن

مثال:
?Come on nitman I want you to level with me ! Did you do it 



?What's cooking


چه خبر ؟ تازه چه خبر ؟

مثال:

? What's cooking Ali
.Well. Nothing much


hat trick
* : 
مثل حالت توی یه بازی 3 تا گل زدن

Example : yesterday ronaldo had a hat trick in front of barcellona









از استکان کوچک یک کمی کوچیک تره و فقط برای مشروب های قوی مثل تکیلا استفاده میشه 
Shooter

بین خودمون به گیلاس کوچک معروفه 
Shot

یک لیوان معمولی 
glass

حدود 250 سی سی 
half pitcher

یک لیوان بزرگ آبجو ( نیم لیتر )
pitcher
-------------------------------------------------
اوور زدن ، بالا آوردن از خوردن زیاد مشروب 
to barf

مخلفات و مزه ( مثل چیپس و پنیر و ... 
munchies

مشروب منو گرفته 
I got the kick 

ساقی 
Pusher

مشروب سرو کردن 
to push 

مشروب منو خوب ساخته 
It did me in

سلامتی 
cheers

جام هارو بهم زدن ( شک دارم )
stamp 

نوشیدنی بدون الکل 
beverage

مست و پاتیل 
wasted
بسیاری از انواع نوشیدنیهای الکلی هست که نوع DRY آنها هم موجوده ( بعد از خوردن دهن آدم بوی الکل نمیده ) کافیه DRY را به اول اسم یا نام تجاری اونها اضافه کنی مثلا
ِdry beer



hit the bull's eye
معنی : تو خال زدن
مثل :
that is the answer yes? hey i hit the bull's eye





دهان کسی بوی شیر دادن
wet behind the eares

he's too young to become a manager.he's still wet behind the ears







on the air
روی آنتن ها
بیشتر برای خبرهای داغ بکار برده میشه که تلویزیون ها درباره اون صحبت میکنن
Give S.B a Blach Eye

معنی : یه بادمجان پای چشمش کاشتممثل :

I Give Him a Black eye Yesterday After School


palm sth off
چیزی را به کسی قالب کردن
اون خیلی پولداره 
He's got money to burn 
یا 
He's rolling in money

بخاطر پول ازدواج کردن 
to marry money 

قیمتش مهم نیست 
Money is no object 

پول چاپ نمیکنم 
I'm not made of money 

او ولخرجه 
money makes a hole in his pocket 

پول راحت بدست نمیاد 
money doesn't grow on trees 

پول مهمه 
money talks



موضوعات مرتبط:

برگردان ضرب المثل های فارسی به انگلیسی وبرعکس 3

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٥۱ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد
Bite the bullet = Endure in a difficult situation
در موقعیتهای سخت تحمل کردن
He treated me like dirt =سوسکم کرد!!! [ تحقیرم کرد ]
He goofed up = سه کرد!! [ خیط کاشت ]
He is siddy = سوسول است...
I really got mixed up = (واقعا) گیج شدم!!!!
drive someone up a wall= کسی رو خیلی عصبانی کردن

Shoot the breeze= اختلاط کردن ، گپ زدن

Horse of a different color= بی ربط بودن ، ربط به موضوع نداشتن ، یک موضوع دیگر
where there is a will , there is a way
خواستن توانستن است
the grass always growner on the other of the fence
مرغ همسایه غازه
A full opurse never lacks friends
تا پول داری رفیقتم عاشقه بنده کیفتم 
A door must be either shut & open 
هم خر میخواد هم خرما
قربون قد و بالات

May I die for your height and top. 
(Love U too much) 

سرم را خورد.

Ate my head. 

talked too much

دمب در آورده.
He has grown a tail!
(has become too smart for his own good)

به روی چشمم

On my eyes.
(your wish is my command)
تکلیف من را روشن کن.

Light up my homework!
(tell me what I'm supposed to do)

خودت را به کوچه علی چپ نزن.

Don't hit yourself into left Ali Street. 

(don't pretend you don't know anything about it) 

مرگ من؟
To my death
(really?)

خوردم زمین پدرم در اومد.
I ate the ground and my father came out! 
(I fell and it hurt a lot)

مردشورت را ببرند.
May they take away the person that washes your dead body! 
(hate your guts - may I see your death) 

گلیمت را از آب بکش.

Pull your carpet out of the water
(pull your own weight - stand on your own two feet)

یکی از بچه های کلاس ما تا حالا هزار بار این را استفاده کرده دقیقا به همین خنده داری!


خرش از پل گذشته!

His/Her donkey passed over the bridge! 
(he/she got what she wanted)

همینطور این یکی!

چه خاکی به سرم بریزم؟

What kind of dirt should I put on my head
! (what the he-- am i supposed to do now?)

مرغ همسایه غازه!

The neighbor's chicken is a goose
(grass is greener on the other side)

ازدواج هندوانه نبریده است.

Marriage is an uncut watermelon! 
(marriage is a risk)

خوشی زده زیر دلت.
Happiness has hit you under the belly! 
(you have nothing "real" to complain about, so you're nagging about trivial things) 

کرم نریز

Don't drop worms!
(don't cause trouble - don't bug me)


موضوعات مرتبط:

تفاوتهای جدیدی درمغز زنان و مردان

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٥٠ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

 دانشمندان دانشگاه لندن غربی به کشف غیر منتظره ای در باره تفاوت مغز زمان و مردان دست یافته اند. 

به گزارش هم صدا،به نقل از روزنامه اینترنتی روسی ایزوستیا محققان با کمک فناوریهای بسیار پیشرفته رایانه ای متوجه تفاوتهای جدیدی در مغز زنان و مردان شده اند. 

به گفته انها مردان اجسامی را که با انها فاصله زیادی دارند بهترمی بینند و تصمیم های دقیق تری در مورد وضع و حرکت انها می گیرند در حالی که زنان اجسامی را که در نزدیکی انها قرار دارند بهتر می بینند و به این ترتیب می توان گفت زنان و مردان جهان را متفاوت مشاهده می کنند. 

این تحقیقات هم چنین فرضیه های قبلی روانشناسان را تایید کرده است که نشان می دهد مردان ذهن تحلیلگری دارند که به انها امکان می دهد اطلاعات را بهتر درک و طبقه بندی کنند و تصمیم های راهبردی بگیرند در حالی که زنان در درک جزئیات و نشان دادن واکنش سریعتر بر مردان برتری دارند.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

سلولهای سرطانی با گفتن "من را نخور" زنده می‌مانند!!

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤٩ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

 محققان دانشگاه استنفورد موفق به یافتن سلولهای سرطانی شدند که با کمک پروتئینی خاص و ارسال سیگنالی با مفهوم "من را نخور" از نابودی خود توسط سلولهای سیستم ایمنی بدن جلوگیری می کنند. 


به گزارش مهر، محققان اعلام کردند موفق به یافتن سلولهای سرطانی شده اند که خود را با کمک سیگنالی با مفهوم "من را نخور" پوشش می دهند و به این شکل سلولهای سیستم دفاعی را از خود ترسانده و می رانند. در این صورت این سلولهای زیرک سالم باقی مانده و در آینده به تومورهای سرطانی تبدیل خواهند شد.
اما در مقابل روشی نیز برای از بین بردن این استتار توسط دانشمندان دانشگاه استنفورد ارائه شده است که می تواند در آینده به عنوان روشی موثر برای درمان انواع مختلف سرطانها مورد استفاده قرار گیرد. این محققان امیدوارند به کمک این شیوه بتوان به صورت دقیق سرطانهای بدخیم و خوش خیم مثانه را از یکدیگر تشخیص داد. سرطان مثانه یکی از کند رشدترین سرطانها در جهان به شمار می رود که می توان به راحتی آن را درمان کرد. اما در 15 درصد از موارد این بیماری پنهانی رشد کرده و منجر به مرگ خواهد شد.
گروه تحقیقاتی دانشگاه استنفورد طی مطالعات خود دریافتند سلولهای بنیادین این نوع از سرطان از پروتئینی به نام CD-47 برای استتار خود استفاده می کند. سلولهای سیستم ایمنی مشهور به بیگانه خوارها معمولا سلولهای سرطانی را می بلعند اما پروتئین CD-47 حاوی سیگنالی است با پیغام " من را نخور" که می تواند منجر به خاموش کردن سلولهای ایمنی شود.
به گفته دانشمندان این اولین باری است که سیگنالی با این مفهوم در سلولهای بنیادین سرطانی یافته شده است. اکنون تمامی تلاشها بر روی این نکته متمرکز شده است که آیا این استراتژی استتاری برای سلولهای بنیادین تمامی سرطانها مشابه است یا خیر؟
مطالعات مشابهی در گذشته نشان داده بود که برخی از سلولهای سرطانی در سرطان خون نیز از پروتئین و سیگنال مشابهی برای استتار استفاده می کنند. با این حال نمونه های به دست آمده از سرطان مثانه نشان می دهد اکثر سلولها در این سرطان تحت پوشش پروتئین CD-47 قرار دارند.
دانشمندان دریافتند پروتئینهای CD-47 در میان افرادی که در نهایت مبتلا به نوع بدخیم سرطان مثانه می شوند، بسیار فعالترند. بر همین اساس امیدهایی وجود دارد تا بتوان با کمک این پروتئینها بیماران با بیماریهای نهفته و وخیم را بهتر تشخیص داد.
بر اساس گزارش رویترز، در عین حال برای مقابله با استتار این سلولها نوعی آنتی بادی از سلولهای سیستم ایمنی همانندسازی شده اند که قادر به تشخیص سیگنالهای استتار کننده خواهند بود. آنتی بادی های مونوکلونال یا تک تیره در حال حاضر در درمان بسیاری از سرطانها مورد استفاده قرار می گیرند.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

ترک سیگار ظرف نیم ساعت با لیزر

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤۸ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

یک وسیله لیزری سرد و سریع، آسان، بدون درد و غیرتهاجمی برای کمک به افراد سیگاری در ترک سیگار ظرف کمتر از نیم ساعت راه اندازی شد. 
ایسنا:‌ این وسیله جدید که نقش مهمی در پیشگیری از بروز بیماریهایی چون سرطان، آسم، حملات قلبی و دیابت خواهد داشت به سیگاریها کمک می‌کند ظرف نیم ساعت سیگار را ترک کنند. 
گفتنی است، سازمان غذا و داروی آمریکا این وسیله لیزری را به لحاظ علمی و ایمنی تایید کرده است. 
محققان خاطرنشان کردند: نتایج آزمایش این وسیله در کشورهای آمریکا، انگلیس و کانادا موفقیت آمیز بوده و از این پس به سایر کشورهایی که متقاضی آن باشند ارائه خواهد شد. 
تاکنون کشور هند برای دریافت این وسیله ابراز تمایل کرده است. محققان یادآور شدند که وسیله لیزری جدید کاربردهای بسیار دیگری نیز از جمله کاهش درد و کاهش وزن دارد. 
هرچند شمار زیادی از افراد بزرگسال سیگاری مایل هستند سیگار را ترک کنند اما به شیوه‌های عادی فقط تعداد اندکی موفق به انجام این کار می‌شوند. 
بنابراین وسیله لیزری جدید به این افراد کمک می‌کند تاثیرات این دستگاه با هدف قرار دادن نقاط انرژی خاص و غیرقابل رویت موسوم به نقاط طب سوزنی که در سراسر بدن منتشر هستند، اعمال ‌شود.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

ماهیت نیروی جاذبه چیست؟

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤۸ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

گرانش، نیروی مرموزی است که هرچند نظریه نسبیت عام اینشتین، آن‌را به خوبی توصیف می‌کند؛ اما منشا آن کماکان ناشناخته است. آیا می‌توان جهت‌گیری آرایش اطلاعات اجسام مادی را در فضا عامل گرانش دانست؟ 
محمود حاج‌زمان: اگرچه نیروی جاذبه ابتدا توسط قوانین نیوتن و سپس نسبیت عام اینشتین به خوبی توصیف شد، با این وجود ما هنوز نمی‌دانیم چگونه خواص بنیادین جهان با هم ترکیب می‌شوند و این پدیده را ایجاد می‌کنند.
به گزارش نیوساینتیست، اریک ورلیند از دانشگاه آمستردام هلند، رویکرد جدیدی را برای توصیف نیروی جاذبه پیشنهاد کرده است. این فیزیکدان نظری و از تئوریسین‌های برجسته نظریه ریسمان، استدلال می‌کند که جاذبه گرانشی ممکن است ناشی از جهت آرایش اطلاعات اجسام مادی در فضا باشد. وی می‌گوید: «از نظر من به عنوان یک فیزیکدان، این بسیار متقاعد کننده است.»


اولین، دوربردترین و تنهاترین
نخستین بار نیوتن با در نظر گرفتن جاذبه به عنوان نیروی بین اجسام، نشان داد که جاذبه چطور در مقیاس‌های بزرگ عمل می‌کند. سپس اینشتین ایده‌های نیوتن را در نظریه نسبیت عام خود اصلاح کرد. وی نشان داد که توصیف جاذبه به‌وسیله انحنای چارچوب فضا-زمان توسط یک جسم، بهتر انجام می‌شود. همه ما ازآن‌رو به سمت زمین کشیده می‌شویم که جرم سیاره، چارچوب فضا-زمان پیرامون خود را خم کرده است. اما این پایان ماجرا نیست. اگرچه نیوتن و اینشتین بینش عمیقی را برای درک نیروی جاذبه فراهم کردند، اما قوانین آنها تنها توصیف‌های ریاضی است. این نظریه‌ها تنها نحوه عملکرد جاذبه را تشریح می‌کنند، بدون این‌که بگوید جاذبه از کجا می‌آید. فیزیکدانان نظری تلاش زیادی را برای ایجاد ارتباط بین نیروی جاذبه با دیگر نیروهای بنیادین شناخته شده جهان انجام داده‌اند. مدل استاندارد فیزیک که بهترین چارچوب ما برای توصیف دنیای زیراتمی است، شامل نیروی الکترومغناطیسی و نیروهای هسته‌ای قوی و ضعیف است؛ اما نیروی جاذبه را دربر نمی‌گیرد.


بسیاری از فیزیکدانان نسبت به این‌که مدل استاندارد فیزیک بتواند در برگیرنده نیروی جاذبه باشد، تردید دارند. نیروی گرانش را می‌توان بوسیله عملکرد ذرات فرضی گراویتون توصیف کرد، اما تاکنون مدرکی دال بر وجود این ذرات به‌دست نیامده است. ضعف جنبه گرانشی نظریه‌های موجود، از دلایل اصلی ارائه تئوری‌های جدید مانند نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی در دهه‌های اخیر بوده است.
آنتروپی، گرانش و هولوگرافی
کارهای ورلیند، رویکرد جدیدی را برای بررسی مساله گرانش پیشنهاد می‌کند. بنابر اعتقاد وی گرانش پدیده‌ای است که از خواص بنیادین فضا و زمان ایجاد می‌شود. برای درک نگرش پیشنهادی ورلیند، مفهوم سیالیت آب را در نظر بگیرید. مولکول‌های منفرد آب هیچ سیالیتی ندارند، اما مجموعه این مولکول‌ها در کنار یکدیگر خاصیت سیالیت آب را به وجود می‌آورد. به‌طور مشابه، نیروی گرانشی جزو خواص ذاتی مواد نیست. این نیرو یک اثر اضافی فیزیکی است که از اندرکنش جرم، فضا و زمان ایجاد می‌شود. ایده وی درباره نیروی جاذبه به عنوان یک نیروی آنتروپی، بر اصل اول ترمودینامیک استوار است که در حوزه نامتعارفی از توصیف فضا-زمان که هولوگرافی نامیده می‌شود، عمل می‌کند.
هولوگرافی در فیزیک نظری، دارای اصول مشابه برچسب هولوگرام موجود بر روی اسکناس است. در این روش تصاویر سه‌بعدی در یک سطح دوبعدی جا داده شده است. مفهوم هولوگرافی در فیزیک در دهه 1970، توسط استیفن و جاکوب بکنشتین توسعه یافت تا بتواند خواص سیاهچاله‌ها را توصیف کند. کارهای آنها به مفهومی منجر شد که بر اساس آن، یک کره فرضی می‌تواند اطلاعات لازم را درباره جرم داخلش در خود ذخیره کند. در دهه 1990 میلادی / 1370 شمسی، هوفت و لئونارد ساسکیند از دانشگاه استنفورد پیشنهاد کردند که این چارچوب می‌تواند به تمام جهان تعمیم داده شود. اصل هولوگرافیک پیشنهادی آنها در بسیاری از تئوری‌های بنیادین علم فیزیک مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ورلیند از این اصل هولوگرافیک استفاده کرد تا دریابد که برای یک جرم کوچک، در فاصله مشخصی از یک جسم بزرگ‌تر مانند یک ستاره یا سیاره چه اتفاقی می‌افتد. وی نشان داد که جابه‌جایی اندک این جسم کوچک به معنای تغییر محتوای اطلاعات یا آنتروپی در سطح هولوگرافیک فرضی بین دو جسم است. این تغییر اطلاعات با تغییرات انرژی سیستم مرتبط است.
ورلیند از اصول آماری برای درنظر گرفتن تمام حرکات ممکن جرم کوچک و تغییرات انرژی مربوط به آن استفاده کرد. وی کشف کرد که از نظر ترمودینامیکی، حرکت جسم کوچک به سمت جسم بزرگ‌تر محتمل‌تر از سایر جابه‌جایی‌ها است. این اثر را می‌توان به صورت یک نیروی خالص که هر دو جسم را به سمت یکدیگر می‌کشد، نگاه کرد. فیزیکدانان این را نیروی آنتروپی می‌نامند؛ زیرا از تغییرات محتوای اطلاعات سرچشمه می‌گیرد.
با ایجاد ارتباط بین محتوای انرژی و رابطه معروف اینشتین برای جرم و انرژی، قانون جاذبه نیوتن مستقیما استخراج می‌شود. این نسخه نسبیتی تنها گام کوچکی به جلو به حساب می‌آید و می‌تواند برای هر دو جسم اعمال شود. ورلیند می‌گوید: «یافتن مجدد قوانین نیوتن می‌تواند یک تطابق خوش‌یمن باشد.»
چرا کسی زودتر به این فکر نیفتاده بود؟
مقاله ورلیند ستایش برخی از فیزیکدانان را به دنبال داشته‌است. رابرت دیجگراف از ریاضی‌فیزیک‌دانان برجسته دنیا در دانشگاه آمستردام، ظرافت مفاهیم کار ورلیند را تحسین می‌کند. وی می‌گوید: «مساله تعجب‌آور این است که هیچ کسی قبلا به این موضوع فکر نکرده است. این ایده بسیار ساده و متقاعد کننده به نظر می رسد.»

اما برخی از فیزیکدانان نظرات مخالفی دارند. برخی اعتقاد دارند که ورلیند در استخراج معادلات خود، به دلیل اینکه از خود جاذبه شروع کرده، دچار استدلال دور شده است. برخی دیگر نیز نگرانی‌هایی را در خصوص ریاضیات ناچیز مورد استفاده ورلیند ابراز کرده‌اند.
استنلی دسر از دانشگاه برندایس ماساچوست، که کارهایش باعث گسترش قلمرو نسبیت شده می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد کار ورلیند یک راه امیدبخش است. اما کارهای وی تمام عقاید تعصب‌آمیز ما را درباره نیوتن و هوک تا اینشتین به چالش می‌کشد، چیزی که قبول آن خیلی سخت است.»
ورلیند تاکید می‌کند که مقاله وی تنها گام نخست در این موضوع است. وی می‌گوید: «ایده من هنوز در حد یک نظریه نیست، اما پیشنهادی برای برای یک الگو یا چارچوب جدید است. قسمت سخت کار تازه آغاز شده است.» 


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

کشف جدید درباره جهان موازی

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤٦ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

فیزیکدانان کوانتمی دانشگاه کالیفرنیا کشف عجیبی کرده اند که به گونه ای نشان می دهد جسمی که در مقابل یک فرد قرار گرفته و دیده می شود می تواند به صورت همزمان در جهانی موازی نیز وجود داشته باشد.

به گزارش مهر، این کشف به واسطه ذره ای کوچک و فلزی انجام گرفته است؛ براده ای به قطر یک تار مو، جسمی که بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم غیر مسلح نیز مشاهده کرد.

دانشمندان این ذره را در کاسه ای مخروطی و تاریک سرد کرده و تمامی هوای اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند یک دیاپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زمانی واحد حرکت کرده و متوقف می شود.

چگونه این پدیده را درک کنیم؟

برای درک این پدیده که کاملا غیر ممکن به نظر می رسد، باید بسیار بسیار کوچک اندیشید، حتی کوچکتر از اتمها، الکترونهایی که به دور هسته اتم در گردشند، در آن واحد در حالتهای چند گانه حرکت می کنند که ثابت کردن آنها تقریبا غیر ممکن است. به بیان ساده تر می توان گفت زمانی که فردی در شهر اکلاهاما به دیدن مادر خود می رود در جهان موازی که ذرات اتمی وی در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشای تلویزیون است.

به گفته دانشمندان شاید این پدیده کاملا غیر واقعی به نظر آید اما بر پایه علم حقیقی رخ می دهد. بر اساس یکی از نظریه های فیزیکی زمانی که پدیده ای در یک حالت مشاهده می شود این پدیده جهان را به دو بخش تقسیم می کند. نظریه چند حالتی بر این پایه استوار است که جهان فعلی طی مشاهده انسان متوقف شده و انسان تنها یکی از واقعیات در حال وقوع را مشاهده می کند. برای مثال می تواند توپ فوتبال را ببیند که در هوا در پرواز است، اما شاید در جهان موازی این توپ در همان لحظه سقوط کرده باشد و یا شاید اصلا فردی در آن لحظه مشغول بازی فوتبال نباشد.

بسیاری از فیزیکدانان بزرگ پایه های علمی جهان چند حالتی را حتی اگر نتوان آن را به اثبات رساند قبول دارند. "شان کرول" از موسسه تکنولوژی کالیفرنیا یکی از این فیزیکدانان بوده و معتقد است تا زمانی که نتوان تمدنهای فوق پیشرفته بیگانه را تصور کرد که پی به واقعیت این نظریه برده اند، انسانها تحت تاثیر امکان وجود جهانهای دیگر قرار نخواهند گرفت. وی در عین حال معتقد است هرگز فردی قادر به ابداع دستگاهی نخواهد بود که با استفاده از آن بتوان میان این جهانها ارتباط برقرار کرد.

درک واقعیت جهان موازی بستگی شدیدی به درک انسان از زمان دارد. به گفته "کرول" ما زمان را به صورت واقعی احساس نمی کنیم، تنها شاهد گذشت آن هستیم. برای مثال گذشت زمان در هنگام یک مسابقه هیجان انگیز بسیار سریع و در سر کلاس یک درس کسل کننده کاملا کند است. یا هنگامی که فردی تلاش دارد با تاخیر در دفتر کارش حاضر نشود، دقایق برای وی با سرعتی باور نکردنی می گذرند اما چند دقیقه باقی مانده از ساعت کار به راحتی با چندین ساعت برابری می کنند.

بازگشت به آینده

"فرد آلن ولف" از دانشمندان فیزیک کوانتم نیز معتقد است زمان به شکل یک خیابان یک طرفه به نظر می آید که از گذشته به سوی حال در حرکت است، اما با در نظر گرفتن نظریه های قابل ملاحظه ای که در سطح کوانتمی ارائه شده اند، ذرات در آن واحد به سمت عقب و جلو در حرکتند. در صورتی که بتوانیم از بخش "جلو و عقب رفتن در آن واحد" صرف نظر کنیم، شانس درک بخشی از فیزیک را از خود گرفته ایم.

به گفته "ولف" زمان در ماشینهای کوانتمی به صورت مستقیم حرکت نمی کند بلکه حرکتی زیگزاگ داشته و به همین دلیل وی معتقد است امکان ساختن ماشینی که بتواند زمان را منحرف کند، وجود دارد.

به گفته "ریچارد گات" فیزیکدان دانشگاه پرینستون "سرگئی کریکالو" فضانورد روسی که در 6 ماموریت فضایی حضور داشته است نسبت به بقیه انسانهای روی زمین 48/1 ثانیه جوانتر است زیرا وی در سرعتی بسیار بالا در مدار حرکت کرده است و کم سن تر بودن نسبت به بقیه به معنی جهش به آینده و تجربه نکردن زمان حال مشابه با دیگران است. به گفته وی از جهتی می توان گفت این فضانورد به سوی آینده سفر کرده و دوباره بازگشته است!

"گات" می گوید نیوتن باور داشت زمان پدیده ای جهانی است و تمامی ساعتهای جهان به صورت یکسان حرکت می کنند. اکنون با توجه به نظریه نسبیت خصوصی اینشتین می توان گفت سفر به آینده امکان پذیر است. با در نظر گرفتن نظریه گرانش اینشتین، قوانین فیزیک از منظری که امروز آنها را درک می کنیم نشان می دهند حتی سفر در زمان به سوی گذشته نیز امکانپذیر است اما برای مشاهده امکان این سفر باید قوانین جدید فیزیکی در سطح کوانتمی فراگرفته شوند.

درک این قوانین نیز با استفاده از ذره ای فلزی و بسیار کوچک و کاسه ای مخروطی شکل آغاز شده است. در واقع فیزیکدانان دانشگاه کالیفرنیا با ابداع خود مقیاس ماشینهای کوانتمی را به ابعاد بزرگتری تغییر دادند.

بر اساس گزارش فاکس نیوز، مسئله بعدی فراگرفتن چگونگی کنترل ماشینهای کوانتمی و استفاده از آنها برای اجسام بزرگتر است. در این صورت شاید بتوان با دستکاری تنها چند الکترون کوچک به جهان موازی دست پیدا کرد


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

چرا سقف نیروگاه‌های اتمی گنبدی است؟

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤٥ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد


شبکه‌ای که در دو جهت دارای انحنا باشد آن را گنبد می‌نامند. شاید رویه یک گنبد بخشی از یک کره یا یک مخروط یا اتصال چندین لایه باشد. گنبد‌ها سازه‌هایی با صلبیت بالا می‌باشند و برای دهانه‌های بسیار بزرگ تا حدود 250 متر مورد استفاده قرار می‌گیرند.


ارتفاع گنبد باید بزرگتر از 15% قطر پایه گنبد باشد. گنبدها دارای مرکز هستند.
سوخت یک نیروگاه هسته‌ای، اورانیوم است. اورانیوم عنصری است که در اکثر مناطق جهان از زیرزمین استخراج می‌شود.
اورانیوم بعد از مرحله کانه آرایی بصورت قرص‌های بسیار کوچکی در داخل میله‌های بلند قرار گرفته و داخل رآکتور نیروگاه نصب می‌شوند.
در داخل رآکتور یک نیروگاه اتمی، اتم‌های اورانیوم تحت یک واکنش زنجیره‌ای کنترل شده، شکافته می‌شوند.
در نیروگاه‌های هسته‌ای، معمولاً از یک سری میله‌های کنترل جهت تنظیم سرعت واکنش زنجیره‌ای استفاده می‌گردد.
عدم کنترل این واکنش‌ها می‌تواند منجربه تولید بمب اتم شود. اما در بمب اتم، تقریباً ذرات خالص اورانیوم 235 یا پلوتونیوم (باشکل و جرم معینی) باید با نیروی زیادی در کنارهم قرار گیرند.

واکنش‌های زنجیره‌ای همچنین باعث تولید یک سری مواد رادیواکتیو می‌شوند. این مواد در صورت رهایی می‌توانند به مردم آسیب برسانند.
بنابراین آنها را به شکل جامد نگهداری می‌کنند. این مواد در گنبدهای بتنی بسیار قوی نگهداری می‌شوند تا در صورت بروز حوادث مختلف ، خطری بوجود نیاید.
گنبد شکلa یک نوع گنبد از نوع دنده‌ای است. در صورتیکه تعداد دنده‌ها زیاد باشد باید به مسئله شلوغی اعضا در راس گنبد توجه شود که برای اجتناب از این مسئله بهتر است که برخی از دنده‌های نزدیک راس حذف شود.(شکل b)
گنبد دیگری به نام اشفدلر (مهندس آلمانی) در شکل (c) نشان داده شده است که تعداد زیادی از این نوع گنبدها بعد از قرن 19 توسط اشفدلر و دیگران ساخته شده است.

از ایرادات این گنبد می‌توان به مسئله شلوغی اعضا در راس اشاره کرد، که برای حل این مشکل همان راه حل بالا ارائه می شود. (شکل d)
نمونه دیگری از گنبدها گنبد "لملا " است .این گنبد را می توان به نوع ترکیبی از یک یا چند حلقه که با یکدیگر متقاطع هستند ،دانست (شکل های e-f)
شکل‌های (g و h) نوع دیگری از خانواده گنبدها را به نام گنبدهای دیامتیک نشان می‌دهد.
در شکل‌های (i و j) نمونه دیگری از گنبد های حبابی ملاحظه می‌کنید.
در شکل‌های (k و l) نمونه دیگری از گنبد ها به نا م گنبدهای ژئودزدیک ملاحظه می‌شود.
اتصالات در گنبد‌های دنده‌ای و اشفلدر حتما صلب هستند. از لحاظ پخش منظم نیرو، گنبد هاس ژئودزدیک، دیامتیک و حبابی بسیار مناسب هستند.
از امتیازات سقف‌های گنبدی ذخیره مقاومتی بیشتر، به دلیل داشتن درجات نامعینی بالا، در مقایسه با سایر سازه‌های متداول است. همچنین سختی و صلبیت زیاد قابلیت استثنایی برای حمل بارهای بزرگ متمرکز و غیر متقارن می‌باشد.
سقف گنبدها بسیار محکم‌تر از سقف‌های معمولیست.


برای درک ساده تر موضوع، تصور کنید وقتی یک خودکار را روی کاغذ قرار می‌دهید و کاغذ را بلند می‌کنید، کاغذ نمی‌تواند نیروی وزن خودکار را تحمل کند، اما اگر همان کاغذ را کمی انحنا دهید خواهید دید کاغذ انحنا داده شده تحمل وزن چند خودکار دیگر را هم دارد.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

عجایب عدد 7

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤٤ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

مقدمه:
عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمدهاست، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و

ب) تاریخچه:

در سال میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ?، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ? افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ? بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد?? هم چنین سرنوشتی دارد….

ب) هفت و

نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.

برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ??? بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند. در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سا مرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

سیستم های تعلیق خودرو چگونه کار می کنند؟

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤٢ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

سیستم های تعلیق خودرو چگونه کار می کنند؟ هنگامی که مردم در مورد کارایی اتومبیل فکر می کنند، معمولاً کلماتی نظیر: اسب بخار، گشتاور و شتاب صفر تا صد به ذهن شان خطور می کند. ولی اگر راننده نتواند خودرو را کنترل کند، همه قدرتی که توسط موتور ایجاد می گردد، بدون استفاده است. به همین دلیل، مهندسین خودرو تقریباً از هنگامی که به فناوری موتورهای احتراق داخلی چهار زمانه دست پیدا کردند، توجهشان به سیستم تعلیق معطوف گردید.
هنگامی که مردم در مورد کارایی اتومبیل فکر می کنند، معمولاً کلماتی نظیر: اسب بخار، گشتاور و شتاب صفر تا صد به ذهن شان خطور می کند. ولی اگر راننده نتواند خودرو را کنترل کند، همه قدرتی که توسط موتور ایجاد می گردد، بدون استفاده است. به همین دلیل، مهندسین خودرو تقریباً از هنگامی که به فناوری موتورهای احتراق داخلی چهار زمانه دست پیدا کردند، توجهشان به سیستم تعلیق معطوف گردید.
کار تعلیق خودرو، در به حداکثر رسانیدن اصطکاک بین لاستیک و سطح جاده، برای فراهم آوردن هدایت پایدار، دست فرمان خوب و اطمینان از اینکه سرنشینان در راحتی به سر می برند، خلاصه می شود. در این مقاله ما به کاوش چگونگی کارکرد سیستم تعلیق می پردازیم، و اینکه در طول سال ها چگونه متحول شده، و اینکه طراحی سیستم های تعلیق در آینده به کدام جهت سوق پیدا می کند.
اگر جاده ها کاملاً صاف بودند و بدون هیچ دست اندازی، ما نیازی به سیستم تعلیق نداشتیم. ولی جاده ها از صاف بودن فاصله زیادی دارند. حتی جاده هایی هم که به تازگی آسفالت شده اند، دارای ناصافی هایی جزئی هستند که می توانند بر چرخ های خودرو تاثیر بگذارند. این ناصافی ها بر چرخ ها نیرو وارد می کنند و طبق قوانین حرکت نیوتن، همه نیروها جهت و اندازه دارند. یک دست انداز باعث می شود تا چرخ به صورت عمودی بر سطح جاده بالا و پایین برود. البته نیرو به بزرگی و کوچکی دست انداز بستگی دارد. در عین حال، چرخ خودرو هنگامی که از نا هم سطحی عبور می کند، یک شتاب عمودی را نیز به دست می آورد.
بدون یک نظام مداخله کننده، همه انرژی عمودی چرخ، به شاسی که در همان جهت در حال حرکت است انتقال می یابد. در چنین شرایطی، ممکن است که چرخ ها به طور کامل ازجاده جدا شده و سپس، تحت نیروی جاذبه، مجدداً با سطح جاده برخورد کنند. چیزی که شما نیاز دارید، سیستمی است که انرژی چرخ را (که دارای شتاب عمودی است) در حال عبور از دست انداز، جذب کرده و به شاسی و بدنه اجازه دهد تا به راحتی حرکت کنند.
مطالعه نیروهای موجود در یک خودروی متحرک را دینامیک خودرو می نامند، و برای درک بهتر ضرورت وجود یک سیستم تعلیق، در وحله اول، نیاز به دانستن بعضی مفاهیم می باشد. اکثر مهندسان اتومبیل، دینامیک خودروی متحرک را از دو دیدگاه بررسی می کنند:
▪ سواری، توانایی خودرو برای به نرمی عبور کردن از یک جاده پر دست انداز.
▪ دست فرمان، امنیت خودرو در شتاب، ترمز و در پیچ ها و دورها.
این دو خصیصه را می توان به صورت عمیق تری در سه بخش مهم توضیح داد – ایزولاسیون جاده، نگهدارندگی جاده و پیچ.
▪ شاسی:
سیستم تعلیق یک خودرو در حقیقت بخشی از شاسی است که شامل تمام سیستم های مهمی که در زیر بدنه قرار دارند، می شود.
این سیستم ها شامل بخش های زیر می شوند:
ـ شاسی(فریم): قطعه ساختاری و حامل بار که بدنه موتوردار خودرو را حمل می کند، پس در نتیجه توسط سیستم تعلیق پشتیبانی می شود.
ـ سیستم تعلیق: تشکیلاتی که وزن را تحمل می کند، شوک و فشار را جذب کرده و کاهش می دهد و تماس لاستیک را کنترل می کند.
ـ سیستم هدایت: مکانیزمی که راننده را قادر می سازد تا وسیله را هدایت کرده و جهت بدهد.
ـ چرخ ها و لاستیک ها: اجزایی که حرکت خودرو را، با درگیری (اصطکاک) با سطح جاده، میسر می سازند.
با مرور این شمای کلی در ذهن، نوبت پرداخت به سه قطعه بنیادین هر سیستم تعلیق می رسد: فنرها، کمک فنرها و میل موج گیر.
▪ فنرها:
سیستم فنرهای امروزی بر پایه ی یک طرح از چهار طرح کلی می باشند:
ـ فنرهای پیچشی: رایج ترین نوع فنر بوده و در اصل یک میله فلزی سخت و محکم می باشد که حول یک محورپیچیده است. فنر پیچی ها باز و بسته می شوند تا جا به جایی چرخ ها را جذاب کنند.
ـ فنرهای تخت: این نوع از فنر از لایه های مختلف فلزی تشکیل شده که به یکدیگر متصل می شوند تا به عنوان یک واحد عمل کنند. فنرهای تخت، اول بار در کالسکه های اسب کش استفاده شدند و تا سال ۱۹۸۵ بر روی اکثر اتومبیل های آمریکایی به کار گرفته می شدند. امروزه نیز هنوز بر روی اکثر کامیون ها و خودروهای سنگین استفاده می شوند.
ـ میله های پیچشی: میله های پیچشی از خواص پیچش یک میله استیل استفاده می کند تا کارایی همانند فنر پیچشی را ایجاد کند. طریقه کارش به این صورت می باشد که یک سر میله به بدنه خودرو قلاب و متصل شده. انتهای دیگر به یک جناغ متصل است که مانند اهرمی عمل می کند که با زاویه &ordm; ۹۰ نسبت به میله پیچشی حرکت می کند. هنگامی که چرخ با یک دست انداز برخورد می کند، حرکت عمودی به جناغ انتقال یافته و سپس، در طی عمل هم سطح سازی، به میله پیچشی می رسد. پس از آن میله پیچشی به دور محورش می پیچد تا نیروی فنری ایجاد نماید. خودروسازان اروپایی از این سیستم به صورت گسترده ای استفاده کردند، و نیز در ایالات متحده، پاکارد و کرایسلر در طول سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ این کار را انجام دادند.
ـ فنرهای بادی: فنر بادی که شامل یک محفظه سیلندری هوا می باشد، بین چرخ و بدنه خودرو قرار گرفته، و از خواص فشرده سازی هوا استفاه می کند تا لرزش های چرخ را بگیرد. طرح آن بیش از یک قرن قدمت دارد و می توان آن را در کالسکه های اسب کش یافت. فنرهای بادی در آن دوران از کیسه های چرمی پر از هوا درست می شدند، بسیار شبیه به کیسه های سازهای بادی؛ در سال ۱۹۳۰ فنرهای بادی چرمی-قالبی جایگزین این کیسه ها شدند.
با توجه به محلی که فنرها در خودرو قرار دارند – که همان بین چرخ ها و بدنه می باشد – مهندسان، اغلب صحبت درباره جرم معلق و جرم نامعلق (= جرمی که در تماس با جاده می باشد) را مناسب می دانند.
▪ فنرها: جرم معلق و نامعلق
جرم معلق، جرم خودرو بر فنرها است، حال آنکه جرم نامعلق به صورت جداگانه، جرم بین جاده و فنرهای سیستم تعلیق تعریف می شود. خشکی فنر، بر عکس العمل جرم معلق در هنگام رانندگی تاثیر می گذارد. خودروهایی که دارای جرم معلق ضعیفی هستند، نظیر خودروهای اشرافی (مانند خودروی شهری لینکلن) می توانند دست اندازها را به راحتی هضم کرده و یک سواری فوق العاده نرم و راحت را فراهم آورند؛ هر چند، این چنین خودرویی از شیرجه و نشست، در هنگام ترمز کردن و شتاب گرفتن رنج می برد و در سر پیچ ها و دورزدن ها، تمایل بیشتری به تجربه موج یا پیچش بدنه نشان می دهد. خودروهایی که دارای فنرهای سخت می باشند، مانند خودروهای اسپرت (مثل Mazda Miata) نسبت به جاده های پر دست انداز، خشونت بیشتری نشان می دهند. ولی این نوع اتومبیل، به خوبی حرکت بدنه را به حداقل می رساند؛ واین بدان معناست که آنها قابلیت سواری به صورت دیوانه وار را دارا هستند، حتی در سر پیچ ها.
پس در حالی که فنرها به خودی خود، قطعاتی ساده به نظر می آیند، طراحی و به کارگیری آنها بر روی یک خودرو به منظور تعادل بین راحتی سرنشین و کنترل خودرو، فرآیند پیچیده ایست. و برای پیچیده تر ساختن مسئله، همین کافی است که فنرها به تنهایی نمی توانند یک سواری کاملاً نرم را فراهم آورند. چرا؟ زیرا آنها در جذب انرژی بسیار عالی عمل می کنند، ولی در رهاسازی اش به آن خوبی نیستند. قطعات دیگری، به عنوان کمک فنر نیاز هستند تا این کار به خوبی انجام پذیرد.
● سیستم های تعلیق تاریخی
در قرن شانزدهم تلاشی در حل مشکل انتقال بد همه نیرو از دست انداز به گاری و واگن ها انجام گردید. آنها توسط چهار کیسه چرمی پر از باد که به چهار ستون شاسی متصل بودند، بدنه گاری را (که شبیه به یک میز وارونه بود) معلق نمودند، و چون بدنه گاری از شاسی معلق بود، سیستم، به عنوان یک "سیستم تعلیق" شناخته شد – اصطلاحی که امروزه نیز به انواع راه حل ها اطلاق می شود. سیستم "بدنه معلق"، یک نظام فنری کامل نبود، ولی چرخ ها و بدنه را قادر می ساخت تا به صورت آزاد حرکت کنند.
فنرهای نیمه بیضوی، که با نام "فنرهای گاری" نیز شناخته می شوند، به سرعت جایگزین تعلیق کیسه های چرمی شدند. فنرهای نیمه بیضوی به صورت عمومی در انواع واگن ها، گاری ها و ... استفاده می شدند. اغلب، هم بر روی اکسل عقب و هم بر روی اکسل جلو به کار می رفتند. هرچند، این سیستم باعث به وجود آمدن موج رو به جلو و عقب می شد و مرکز ثقل بسیار بالایی داشت.
با ورود و ازدیاد خودروهای موتوری، سیستم های فنری متفاوت و موثرتری گسترش یافتند که سواری را بر سرنشینان راحت تر می کردند.


موضوعات مرتبط:

رادیاتور

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤۱ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

نقش رادیاتور در پروسه انتقال حرارت موتور بر اثر احتراق در موتورهای احتراق داخلی گرمای زیادی تولید می‌شود که حتی می‌تواند فلزات مجموعه سیلندر و پیستون را ذوب کند .
سیستم خنک­کاری به­منظور پیشگیری از بالا رفتن دمای موتور به­کار می‌رود. این سیستم برای مراقبت در برابر عملکرد مؤثر در تمام سرعت‌های موتور و کنترل شرایط مختلف مورد استفاده است...
 بر اثر احتراق در موتورهای احتراق داخلی گرمای زیادی تولید می‌شود که حتی می‌تواند فلزات مجموعه سیلندر و پیستون را ذوب کند .
سیستم خنک­کاری به­منظور پیشگیری از بالا رفتن دمای موتور به­کار می‌رود. این سیستم برای مراقبت در برابر عملکرد مؤثر در تمام سرعت‌های موتور و کنترل شرایط مختلف مورد استفاده است. دما در طول مدت احتراق مخلوط سوخت و هوا در محفظه احتراق موتور بسیار بالا می‌رود و به بیش از ۲۰۰۰ درجه می‌رسد. میزان قابل توجهی از این حرارت توسط دیواره‌های سیلندر و پیستون‌ها جذب می‌شود بنابراین باید خنک‌کاری به اندازه‌ای صورت پذیرد که دما بیش از حدود ۲۳۰ درجه نشود.
دماهای بالاتر باعث کاهش ضخامت فیلم روغن می­شود و خواص روغن به­شدت افت می‌کند که این مسئله موجب افزایش استهلاک قطعات و ازدیاد دمای آنها خواهد شد.
در موتورهای احتراق داخلی مقدار محدودی از انرژی سوخت برای قوای محرکه موتور استفاده می‌شود. تقریبا حدود ۲۸ درصد انرژی سوخت به کار مفید تبدیل می‌شود. ۳۰ درصد به­واسطه خنک­کاری، ۳۲ درصد به­وسیله خروج گازهای داغ و ۱۰ درصد باقیمانده توسط اصطکاک و عوامل دیگر به­هدر می‌رود. میزان حقیقی و دقیق انرژی تبدیل­شده به کار مفید در پروسه احتراق موتور به مشخصه‌های فیزیکی اجزای موتور بستگی دارد.
همان‌طور که گفته شد، دما در طول احتراق در سیلندر موتورهای درون­سوز به بیش از ۲۰۰۰ درجه می‌رسد. این دما بیش از نقطه ذوب مواد مورد استفاده در ساختار موتور است بنابراین با بالارفتن دما به موتور خسارت وارد می‌شود و باید دمای کار موتور در محدوده­ای خاص حفظ شود. در یک نمونه سیستم خنک­کاری آبی موتور این دما در محدوده ۹۵-۷۵ قرار دارد که برای خنک­کاری هوایی این میزان کمی بیشتر است.
خنک­کاری در موتور دو علت دارد:
۱) نگه داشتن دمای اجزای موتور در دمایی که روغنکاری مؤثر در آن ممکن باشد.
۲) نگه داشتن دمای اجزای مختلف موتور در یک محدوده خاص به­طوری که به سلامت قطعات موتور صدمه نزند.
نحوه عملکـرد موتور در انتخاب و طراحی سیستم خنک­کاری تأثیر می‌گذارد و این کاملا به نوع گازهای احتراق و اجزای موتور وابسته است. وقتی موتور سرد است، کارایی پایینی دارد بنابراین سیستم خنک­کاری معمولا شامل وسایلی است که زمینه فعالیت خنک­کـاری نرمـال را بـرای حفظ گرمـای مناسب موتور مهیـا می‌کننـد.
هنگام راه­اندازی موتور دمای قطعات داخلی آن، به­سرعت افزایش می‌یابد؛ پس وقتی موتور به دمای ­بهره­برداری می‌رسد باید سیستم خنک­کاری فعالیتش را آغاز کند.
نمایه سیستم خنک­کاری موتور برای حداقل کردن حجم و وزن رادیاتور است که در وسایل نقلیه از اهداف مهم تلقی می‌شود. باید درجه حرارت متوسط آبی که از رادیاتور عبور می‌کند حتی­الامکان بالا نگه داشته شود تا اختلاف آن با درجه حرارت متوسط زیاد باشد.
البته این درجه حرارت نباید از نقطه جوش آب در فشار اتمسفر تجاوز کند زیرا در آن صورت قسمتی از آب تبخیر می­شود و فشار داخل رادیاتور به­شدت افزایش می‌یابد. گرچه با طراحی درپوش مناسب برای رادیاتور آب داخل تحت فشار است تا دیرتر به نقطه جوش برسد، هوا نیز باید پس از عبور از رادیاتور به اطراف بدنه موتور جریان یابد.
جهت عکس جریان به دو دلیل مناسب نیست: اولا هوا به روغن و ذرات آغشته به روغن که به هر حال روی بدنه موتور وجود دارد آلوده می‌شود و این ناخالصی‌ها روی منافذ رادیاتور رسوب می­کند و از راندمان آن می‌کاهد و ثانیا بر اثر تماس با بدنه گرم موتور درجه حرارت آن بالا می­رود و موجب کاهش قدرت­ خنک کنندگی رادیاتور می‌شود.
برای درک نیاز موتور به سیستم خنک­کاری، اثرات افزایش یا کاهش دمای کارکرد موتور در ذیل آمده است:
● اثرات افزایش دمای کارکرد موتور
▪ بهره­برداری در دماهای بالا، بارهای زیاد با سرعت بالا بدون عملیات خنک­کاری باعث اکسیداسیون روغن روغنکاری می‌شود. در این شرایط ممکن است با بالا رفتن دما، لعاب و رسوب شکل گیرد؛ به­طوری که رینگ پیستون نتواند کار خود را انجام دهد؛ ضمن این که خراش خوردن رینگ نیز باعث اختلال عملکرد آن می‌شود. به همین ترتیب اکسیداسیون روغن می‌تواند باعث خوردگی و سایش بعضی از انواع یاتاقان‌ها شود.
▪ اگر دمای کارکـرد خیلـی زیاد شـود، نقاطی از پیستون‌ها و قسمت‌هایی از میل­لنگ که در یاتاقان می‌چرخند، منبسط می‌شوند که این موضوع باعث خروج آنها از لقی مجاز می­شود و این تغییرات صدمات جدی در یاتاقان‌ها و رینگ‌ها به­بار می­آورد.
▪ سطوح داخل محفظه احتراق از قبیل پای سوپاپ خروجی و شمع ممکن است آن­قدر گرم شود که جرقه زودتر اتفاق بیفتد؛ این شرایط جرقه پیش­رس نامیده می‌شود که اگر برای مدتی ادامه یابد، خسارت عمده به موتور می‌زند.
▪ اگر مخلوط تازه وارد شده به سیلندر خیلی گرم شود، چگالی آن کاهش خواهد یافت و در نتیجه قدرت آن کاسته می‌شود؛ به­خصوص در موتورهای بنزینی.
▪ با افزایش دمای مخلوط هوا و سوخت در محفظه احتراق و منیفولد ورودی، اصطکاک مکانیکی افزایش می­یابد و از قدرت خروجی موتور می‌کاهد.
● اثرات کاهش دمای کارکرد موتور
۱) افزایش خنک‌کاری باعث کاهش راندمان حرارتی، همچنین مانع تبخیر مناسب سوخت می‌شود که موجب رقیق شدن روغن می‌گردد.
۲) تبخیر نامناسب سوخت ، فیلم روغن بر روی دیواره‌های سیلندر را از بین می‌برد و باعث افزایش فرسایش سطح داخلی سیلندر می‌شود.
۳) به طور کلی خنک­کاری بیش از حد باعث کاهش قدرت، ضرر اقتصادی مصرف بیشتر سوخت و کاهش طول عمر قطعات موتور می­شود.
● ملاحظات طراحی رادیاتور
طراحی رادیاتور باید براساس درجه حرارت هوا در گرمترین منطقه­ای که وسیله ممکن است در آن کار کند، صورت گیرد. در آب و هوای سردتر مقدار آب در گردش رادیاتور به وسیله ترموستات تنظیم می‌شود؛ به نحوی که فقط سنجش از قدرت خنک­کنندگی رادیاتور مورد استفاده قرار گیرد. افزایش دمایی بین ۸ تا ۱۲ درجه برای هوای جاری در رادیاتور منظور می‌شود. افزایش دمای بیشتر متداول نیست؛ به­خصوص که در هوای گرم موجب تبخیر بنزین در پمپ بنزین و لوله‌های رابط در موتور بنزینی می‌شود و از رسیدن سوخت به موتور جلوگیری به­عمل می‌آید.
به منظور پیشگیری از سروصدای زیاد و مصرف بیش از اندازه توان موتور به وسیله پروانه، افت فشار سمت هوا کمتر از kpa ۱ منظور می‌شود. توان مصرفی پروانه باید به قدری باشد که در دور کم موتور و قدرت زیاد بتواند هوای کافی از رادیاتور عبور دهد. برای این که حجم رادیاتور کوچک باشد معمولا از لوله‌های تخت پره­دار استفاده می‌شود. هرچه تعداد پره بر واحد طول لوله بیشتر باشد، مبدل جمع و جورتر خواهد بود اما گرفتگی سوراخ پره‌ها با ذرات معلق موجود در هوا و حشرات سبب می‌شود که تعداد پره­ها بین ۴۰۰ و ۶۰۰ پره در هر متر باشد.
● رادیاتور و نحوه انتقال حرارت از سیال گرم به هوا
رادیاتور دستگاهی است در سیستم خنک­کننده موتور که حجم زیادی از آب این سیستم را در تماس نزدیک با هوا نگه می­دارد تا انتقال حرارت از آب به هوا به­خوبی و به­سـرعت امکـان­پذیر باشـد. همچنین می‌توان گفت رادیاتور وسیله­ای است که برای نگهداری مقدار زیادی آب در مجاورت حجم بزرگی از هوا به­کار می‌رود؛ به طوری که حرارت بتواند از آب به رادیاتور و از رادیاتور به هوا منتقل شود.
اجزای رادیاتور از مخزن بالایی و مخزن پایینی و هسته (شبکه) رادیاتور تشکیل شده که خود شبکه از لوله‌ها و پره‌ها به­وجود آمده است. همچنین به مخزن بالایی یک گلویی که به لوله هوا ارتباط دارد، متصل است.
سیال خنک­کننده توسط پمپ به جداره‌های سیلندر جریان می‌یابد. در صورت بالا رفتن درجه حرارت سیال ترموستات مسیر را باز می‌کند و سیال گرم از طریق لوله ورودی رادیاتور که در مخزن ورودی آن تعبیه شده است، وارد رادیاتور می­شود و پس از خنک شدن به مخزن خروجی جریان می­یابد و پس از خروج توسط لوله خروجی رادیاتور، سیکل خود را ادامه می‌دهد.
انتقال حرارت در رادیاتور خودرو به این صورت است که آب گرم در طول مسیر حرکت در رادیاتور، گرمای خود را به لوله‌ها منتقل می­کند و این گرما از محل اتصال لوله و پره، به پره‌ها منتقل می­شود و سپس گرمای انتقال­یافته به پره‌ها نیز توسط جریان هوای اجباری از آنها دفع می‌شود.
● انواع رادیاتور
شبکه رادیاتورها شامل دو نوع فین تیوب و کروگیت است:
۱) رادیاتور فین تیوب (fin-Tube) : در این نوع رادیاتور امتداد لوله‌ها عمود بر راستای پره‌هاست و لوله‌ها از داخل پره‌ها عبور می‌کنند.
۲) رادیاتورهای کروگیت (crougate): در این نوع رادیاتورها لوله‌ها از داخل پره‌ها عبور نمی‌کنند بلکه پره‌ها به صورت موجدارند و لوله‌ها در امتداد پره‌ها روی نوک فین قرار داده می‌شوند.
در حالت کلی مونتاژ رادیاتورهای کروگیت راحت­تر و سریع­تر از نوع فین تیوب است و امکان اتوماسیون آن وجود دارد ولی رادیاتورهای فین تیوب به دلیل درگیر شدن لوله و پره با یکدیگر، استحکام مکانیکی بیشتری دارند. رادیاتورها از لحاظ جنس به دو نوع
آلومینیمی و مسی و برنجی تقسیم می­شوند که تکنولوژی ساخت هر یک می‌تواند Soldering و Brazing باشد.


موضوعات مرتبط:

نظریه دکتر حسابی

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:٤٠ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند: وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

صفحه کلید چگونه کار می کند؟(مفاهیم ساده فیزیکی)

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳٩ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

نوع معمول صفحه کلید کامپیوتر بر مبنای خاصیتهای خازن طراحی شده است. 
هر کلید بر روی یک سر پایه ای که سر دیگرش به صفحه ی فلزی متحرک متصل است ، نصب می شود. صفحه ی متحرک از صفحه ی ثابت مجزا است و این دو صفحه یک خازن را تشکیل می دهند. 
هنگامیکه کلید را فشار می دهیم، صفحه ی متحرک خازن فشرده شده ، به صفحه ی ثابت نزدیک می شود و ظرفیت خازن با کاهش فاصله ی 2 صفحه ، افزایش می یابد. 

اگرثابت دی الکتریکی که بین دو صفحه ی خازن قرار گرفته است: K ، سطح مقطع هر یک از صفحات خازن : A ، فاصله ی بین صفحات خازن : d در نظر بگیریم ، با استفاده از فرمول زیر به راحتی می توانیم ظرفیت خازن را محاسبه کنیم: 
C = KA/ d 
مدار الکترونیک کامپیوتر را قادر می سازد تغییر ظرفیت خازن را تشخیص دهد و از این راه تعیین می کند کدام کلید فشرده شده است.
 


موضوعات مرتبط:

تلفن چگونه کار می کند؟(مفاهیم ساده فیزیکی)

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳۸ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

امواج صوتی در یک دوره ، به تناوب هوای پیرامون خود را در حرکت به جلو، (فشرده) و در حرکت به طرف عقب ، (رقیق) می کنند.هوا این آشفتگیها را به صورت موج از چشمه به خارج انتقال می دهد و تعداد دور در ثانیه که از مقطعی خاص عبور می کند به نام "فرکانس یا بسامد" شناخته می شود و با واحدی به نام (هرتز) (1Hz = 1/s ) معرفی می گردد. 
امواج صوتی، امواج مکانیکی طولی اند.این امواج می توانند در جامدات ، مایعات و گازها منتشر شوند. ذرات مادی منتقل کننده ی این امواج ، در راستای انتشار موج نوسان می کنند. امواج مکانیکی طولی در گستره ی وسیعی از بسامدها به وجود می آیند و در این میان بسامدهای امواج صوتی در محدوده ای قرار گرفته اند که می توانند گوش و مغز انسان را برای (( شنیدن )) تحریک کنند. 
تحقیقات نشان می دهد گوش یک جوان تقریباً قادر به شنیدن تمامی اصوات در حدود Hz20000-20 می باشد. این محدوده گستره ی شنیده شدنی نامیده می شود. توانایی شنوایی فرکانسهای بالا با افزایش سن کاهش می یابد و یک فرد میانسال معمولی فقط قادر به شنیدن فرکانسهایHz 140000تا12 می باشد. 
فرکانسهای زیر Hz 20 و بالای KHz20 نیز وجود دارند که گوش انسان به طور طبیعی قادر به شنیدن آنها نیست. فرکانسهای زیرHz 20، امواج "فروصوت" (InfraSonic) و فرکانسهای بالای KHz 20" فراصوت" (UltraSonic) نامیده می شوند. 
امواج فروصوتی معمولاً توسط چشمه های بزرگ تولید می شوند، امواج زمین لرزه از این جمله اند. همچنین کرگدن ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر از امواج فروصوت با فرکانس Hz 5 استفاده می کنند. 
بسامدهای فراصوتی را می توان به وسیله ی ارتعاشات کشسان یک بلور کوارتز- که بر اثر تشدید با یک میدان الکتریکی متناوب در بلور القا شده است- ایجاد کرد (اثر پیزوالکتریک). به این طریق می توان بسامد فراصوتی به بزرگی Hz 8^10 *6 تولید کرد، طول موج متناظر با این بسامد در هوا حدود Cm 5-^10*5 است که همان حدود طول موج نور مرئی است.خفاشها برای اطلاع دادن محل غذا و راهیابی از امواج فراصوت استفاده می کنند. 

تلفن چگونه کار می کند؟ 

فرکانس خاصیتی از صوت است که با دستگاههای الکترونیکی شمارنده ی فرکانس قابل اندازه گیری می باشد. 
درک یک شنونده از فرکانس ها با معیارهای ذهنی صورت می گیرد.مغز فرکانسی که توسط گوش دریافت می شود را با یک معیار ذهنی که زیر و بمی صدا نام دارد ، می سنجد. 
صوت تک فرکانسی ، "تن خالص" (Pure Tone ) نامیده می شود. یک تن خالص با فرکانس بالا ، صدای" زیر" و با فرکانس پایین ، صدای" بم" تولید می کند. 
تن خالص در دستگاههای تلفن مورد استفاده قرار می گیرد : 

در این تلفن ها هنگام فشردن هر دکمه ، یک جفت تن خالص تولید می شود.این تن ها به صورت الکترونیکی به مرکز مخابراتی منتقل می شود ،جایی که عملیات شماره گیری تکمیل و تماس تلفنی برقرار می گردد. 

با توجه به شکل با فشردن شماره ی 5 دو تن خالص Hz 770 و 1336 و شماره ی 9 دو تن خالص Hz 852 و 1477 تولید می شود. به همین ترتیب با استفاده از صوت و خواص آن در برقراری به ظاهر ساده ی یک تماس تلفنی استفاده می شود...
 


موضوعات مرتبط:

راه نامرئی شدن

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳۸ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

فیزیکدانان راه نامرئی شدن را کشف کردند
"
الگ گادومسکی "دانشمند روسی و پروفسور بخش ذرات بنیادی و الکترونیک نوری دانشگاه دولتی اولیانوفسکبه نوعی ایده ایجاد )کلاه- نامرئی کننده( را به نام خود ثبت کرده است. البته فعلافقط اشیاء ساکن را می توان از نظرها ناپدید کرد. مرکز روابط عمومی دانشگاه دولتیاولیانوفسک اطلاع داد که فرکانس تابش در حین حرکت تغییر می کند و حفظ اثر نامرئیبودن امکان پذیر نیست. اما بزودی می توان کلاه و شنل نامرئی کننده را تهیه کرد!
اثر "گادومسکی" در ثبت به شکل روش تبدیل تابش اپتیکی تشریح می شود. خود دانشمند آن را این طور توضیح می دهد : در حین ایجاد لایه بسیار نازکی از ذرات طلایی کلوئیدی جسمی که در پشت آنها قرار گرفته ناپدید می شود. دلیل آن هم است که این ذرات نور را منعکس نمی کنند و این بدان معناست که سطح جسمی که آغشته به این محلول (کلوئیدی) شده باشد از نظرها محو می شود. چرا که ما تمام اجسام را از طریق انعکاس نور رویت می کنیم. 
کشف گادومسکی فعلا تئوری است هر چند که با فرمول و معادله ثابت شده است. وی مطمئن است که ذرات طلایی کلوئیدی می توانند نه تنها برای محو کردن اجسام بلکه در پزشکی هم مفید واقع شوند. 
تاکنون کسی در عمل از "کلاه- نامرئی کننده" استفاده نکرده است. تلاش برای ساختن شنل سحر آمیز بارها صورت گرفته و برخی اوقات هم با موفقیت هایی همراه بوده است. در سال 2002 یکی از مخترعان به نام "ری آلدن" روش "استتار سه بعدی" اجسام مختلف را طراحی کرد. اختراع وی شبیه شنل سحرآمیز بود اصول کار این دستگاه مانند اصول استتار chameleon می ماند یعنی خودش را به رنگ محیط اطراف خود در می آورد. 
اساس کار اینطوراست که نیمی از شنل سحر آمیز که بخش عقبی جسم را می پوشاند از تعداد بی شماری سنسور شدت روشنایی تشکیل شده است.آنها طول موج، شدت تابش و جهت تابش اشعه های نورانی تابیده شده در پشت جسم را اندازه می گیرند. در سمت جلوی شنل نیز تعداد بیشماری دستگاه های تابنده قرار دارند که دقیقا همان اشعه های را که در پشت جسم قرار دارند از خود تولید می کنند. با نگاه به جسمی که استتار شده می توان دید که چه چیزی در پشت آن قرار گرفته است. 
البته چنین سیستم استتاری کمبود های بسیاری دارد. اگر به جسم استتار شده بطور مستقیم نگاه نکنیم یعنی از پهلو و یا از عقب به آن نگاه کنیم پیدا کردن آن سخت نیست چرا که سنسورهای نوری که در قسمت عقب آن قرار گرفته اند نامرئی نیستند… 
در آینده نه تنها انسان ها و یا البسه بلکه هواپیماها هم نامرئی خواهند بود. در لندن راز وجود برنامه ایجاد هواپیمای نامرئی "استلس" فاش شد. انگلیسی ها کار مربوط به ایجاد هواپیمای نامرئی "استلس" را از سال 1994 آغاز نمودند. آنها برنامه ایجاد هواپیماهایی که از دید رادارها مخفی می ماند را تحت عنوان Replica نامیدند. ارزش این برنامه 20 میلیون پوند انگلیس ارزیابی می شود.
بنیان گذاران استلس فقط یک سری از جزئیات کار خویش را فاش نمودند. از جمله آنها گزارش هایی درباره آزمایش برنامه جدید با استفاده از رادار می باشد. نتایج این آزمایشات به دانشمندان اجازه می دهد که به نامرئی بودن پروژه خود واقف شوند. البته نمایندگانBAE System هیچگونه اطلاعاتی در چارچوب برنامه Replica در مورد استفاده از سیستم های کاهش دهنده توان سیگنال های مادون قرمز، آکوستیکی و نوری منتشر نکردند


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

اصل تبادل انرژی کوانتومی توسط لایه‌ها و زیر لایه‌ها در اتم‌ها

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳٧ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

تعریف : موج الکترومغناطیس تولید شده توسط یک لایه یا یک زیر لایه از یک اتم ( تراز انرژی ) ، فقط قابل جذب توسط همان لایه یا زیر لایه از اتم دیگر است . به بیان دیگر موج الکترومغناطیس تولید شده توسط یک لایه یا یک زیر لایه از یک اتم ، فقط در همان لایه یا زیر لایه از اتم دیگر القا یا شارژ میشود . به طور مثال همانطور که می‌دانیم تمامی وسایل مخابراتی که برای انتقال صوت ، تصویر ، اطلاعات و ... از امواج الکترومغناطیسی بهره می‌جویند برای عمل کرد خود یک محدوده فرکانس مشخص و تعریف شده استاندارد و بین‌المللی دارند که نمی‌توانند و نباید وارد محدوده فرکانسهای دیگر شوند . به طور مثال امواج برنامه‌های رادیو و تلویزیون ، بی سیم پلیس و ادارات ، نیروهای نظامی ، شرکتهای خصوصی ، موبایل ، ماهواره ، رادیو آماتورها و ......... هر کدام برای خود محدوده و پهنای باند دارند که ورود به حریم دیگران تخلف فرکانسی محسوب میشود و به تاثیرات آن پارازیت گفته میشود . اما هر دستگاه مخابراتی در نهایت یک محدودیت سخت افزاری برای استفاده از کل فرکانسها و هر فرکانس یک محدودیت فیزیکی برای کاربرد دارد . در واقع در اتم‌ها هم اینگونه است ، یک لایه یا یک زیر لایه نمی‌تواند امواج گسیل شده توسط لایه‌ها یا زیر لایه‌های نا همسان از اتم دیگری را جذب کند . به شکل زیر دقت کنید .










همانطور که از شکل فوق برمی‌آید تبادل انرژی فقط در لایه‌ها و زیر لایه‌های همسان و مشابه مجاز و عملی است .



علت این موضوع را می‌توان در پدیده زیر توجیه نمود .



طیف جذبی :

در سال 1814 فرانهوفر کشف کرد که اگر به دقت طیف خورشید را برسی کنیم ، خط‌های تاریکی در طیف پیوسته آن مشاهده خواهیم کرد . این مطلب نشان می‌دهد که بعضی از طول موج‌ها در نوری که از خورشید به زمین می‌رسد ، وجود ندارد و به جای آنها ، در طیف پیوسته نور خورشید خط‌های تاریک ( سیاه ) دیده می‌شود . اکنون می‌دانیم که گازهای عناصر موجود در جو خورشید ، بعضی از طول موج‌های گسیل شده از خورشید را جذب می‌کنند و نبود آنها در طیف پیوسته خورشید به صورت خط‌های تاریک ظاهر می‌شود . در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد که اگر نور سفید از داخل بخار عنصری عبور کند و سپس طیف آن تشکیل شود ، در طیف حاصل خطوط تاریکی ظاهر می‌شود . این خطوط توسط اتم‌های بخار جذب شده‌اند . توضیحات بیشتر در مبحث هندسه دوجینی و ساختار اتم ارایه شده است .









در واقع هم در طیف گسیلی و هم در طیف جذبی هر عنصر ، طول موج‌های معینی وجود دارد که از ویژگی‌های مشخصه آن عنصر است . طیف‌های گسیلی و جذبی هیچ دو عنصری مثل هم نیست . اتم هر عنصر دقیقا همان طول موج‌هایی را جذب می‌کند که اگر دمای آن به اندازه کافی بالا رود و یا به‌هر صورت دیگر برانگیخته شود ، آنها را تابش می‌کند . حال این سوال مهم مطرح میشود که انرژی جذب شده توسط اتمها در نهایت چه میشود ؟

اگر مقدار این انرژی دریافتی کم باشد در نهایت همگی در داخل اتم جذب و به طرف لایه و زیر لایه‌های بالایی القا و شارژ شده و به صورت طیف مادون قرمز ( حرارت ) دفع میشوند تا اتم به حالت اولیه و پایدار خود برگردد . طبیعی است که اگر مقدار انرژی دریافتی نسبتا زیاد باشد مستقیما توسط خود لایه‌ها و زیر لایه‌ها دفع میشود و مسلما مقداری از آن هم به لایه و زیر لایه‌های بالایی صعود و به صورت طیف مادون قرمز دفع خواهد شد . پدیده‌ای است که به دفعات و به طور عینی مشاهده شده است . اما چنین به نظر میرسد که این تبادل انرژی در اتمها به صورت پیوسته نبوده بلکه به صورت گسسته و کوانتومی ( بسته‌ای ) میباشد .





انرژی کمیتی پیوسته است یا گسسته ؟

برای فهمیدن این موضوع نیاز به یک مثال داریم ! همانطور که می‌دانیم باطری یک انباره الکتریکی است که جریان الکتریکی پیوسته و یکطرفه‌ای را تولید می‌کند که به این نوع انرژی الکتریکی ، کمیتی پیوسته می‌گویند ولی یک خازن میتواند مقدار مشخصی از بار الکتریکی به اندازه ظرفیت خود را به صورت لحظه‌ای ذخیره و به همان صورت لحظه‌ای تخلیه کند که به این نوع انرژی الکتریکی ، کمیتی گسسته یا کوانتومی ( بسته‌ای ) گفته میشود . در فیزیک کلاسیک اگر در صدد تولید امواج رادیویی ( الکترومغناطیسی ) باشیم ، می‌بایست این جریان الکتریکی یکطرفه و پیوسته باطری را به یک جریان الکتریکی متناوب و گسسته تبدیل کنیم که راه آن استفاده از یک خازن و سلف ( سیم لوله ) است . همانطور که می‌دانیم بار الکتریکی متناوبا مابین سلف و خازن رد و بدل شده و امواج رادیویی تولید میشوند . از طرفی با بالا رفتن فرکانس موج ، انرژی موج نیز در واحد زمان افزایش می‌یابد به طور مثال اگر هر فرکانس موج را یک ضربه در نظر بگیریم طبیعی است موجی که فرکانس بیشتری داشته باشد می‌تواند در واحد زمان ضربات بیشتری وارد کرده و انرژی بیشتری را انتقال دهد . هرچند که امواج الکترومغناطیسی در هر طول موج خود دو کمیت یا بسته مثبت و منفی را از خود نشان می‌دهند ولی در نهایت چنین به نظر میرسد که با تواتر یکنواخت و ثابت موج الکترومغناطیس کمیت آن به صورت پیوسته باشد یعنی شکل زیر :










ولی در فیزیک هسته‌ای یا مکانیک کوانتومی معلوم شده است که انرژی الکترومغناطیسی مابین اتم‌ها به صورت بسته‌های انرژی رد و بدل میشود که نام این بسته‌های انرژی را فوتون گذارده‌اند و در محاسبات ریاضی ( اندازه مقدار انرژی ) از آن استفاده می‌کنند . کوانتوم نور که فوتون نامیده شده است مقدار مشخص از انرژی است که اندازه آن E از رابطه E=hν به دست می‌آید که ν فرکانس موج و h ثابت کوانتوم پلانک است که مقدار خردی معادل 34-^10*6.626 ژول بر ثانیه دارد . مقدار h کوانتوم پایین انرژی الکترومغناطیس در نظر گرفته میشود که مربوط به یک سیکل موج میشود . یکی از بزرگترین مناقشات و چالشها در علم فیزیک بر سر این موضوع است که آیا نور ماهیت موجی دارد یا ذره‌ای که نیوتن ماهیت ذره‌ای را برای نور قائل بود که بعدا مشخص شد نور خاصیت موجی دارد و در نهایت با توجیه کوانتومی پدیده فتوالکتریک توسط انیشتین عنوان شد که نور خاصیت ذره‌ای دارد و اینک با توضیحات زیر این موضوع را مجددا تحت برسی قرار میدهیم .

هر لایه یا زیر لایه اتم به منزله یک سلف ( سیم لوله ) یا یک خازن میتواند انرژی مشخصی را به صورت میدان الکتریکی در خود جذب و ذخیره کند که با افزایش آن ، یکجا و به صورت یک بسته ( کوانتوم ) از انرژی دفع میشود که در این حالت هرقدر به هسته و مرکز اتم نزدیک شویم بر شدت میدان الکتریکی افزوده و هر چه از مرکز هسته فاصله بگیریم از شدت میدان الکتریکی کاسته میشود . پس میتوان نتیجه گرفت که کوانتوم‌های انرژی دفع شده از لایه‌ها و زیر لایه‌های پایین اتم ، پر انرژی‌تر از کوانتوم‌های انرژی دفع شده از لایه‌ها و زیر‌لایه‌های بالاتر اتم است . آنچه که اتفاق می‌افتد این است که امواج الکترومغناطیسی بسته به فرکانس‌شان در لایه و یا زیر لایه مربوطه اتم القا و شارژ میشوند و باعث بالا رفتن پتانسیل میدان الکتریکی در لایه یا زیر لایه میشوند که این افزایش پتانسیل باعث شتاب الکترونها در صورت وجود در لایه و زیر لایه‌ها میشود که اگر این انرژی و شتاب الکترون به اندازه کافی باشد الکترون به مدار بالاتر جهش می‌کند که در نهایت با تخلیه انرژی به صورت میادین و امواج الکترومغناطیسی ، الکترون به مدار قبلی تنزل می‌کند . در واقع بجای اینکه E=hν را مربوط به انرژی جنبشی ذره مادی به نام فوتون تعبیر کنیم می‌توانیم آن را انرژی پتانسیل الکتریکی ذخیره شده در لایه یا زیر لایه اتم بدانیم که با افزایش فرکانس موج یا شدت میدان الکتریکی لایه و زیر لایه رابطه مستقیم داشته ولی با افزایش محیط مدار یعنی افزایش شعاع مدار رابطه معکوس دارد . پس می‌توان نتیجه گرفت که میادین الکتریکی به صورت دایره‌وار پیرامون هسته اتم‌ها شکل می‌گیرند که اگر به صورت کره بود این انرژی میبایست با مجذور فاصله ( شعاع مدار ) رابطه معکوس داشته باشد که چنین نیست . به طور مثال طول موج طیف بنفش مریی از 390 الی 430 نانومتر و طول موج طیف قرمز 650 الی 800 نانومتر است ، در واقع فرکانس طیف بنفش مریی تقریبا دو برابر تواتر طیف قرمز مریی است که طبق رابطه پلانک انرژی طیف بنفش مریی تقریبا دو برابر طیف قرمز مریی خواهد بود که بیانگر این موضوع است که پتانسیل و شدت میدان الکتریکی در لایه اول اتم درست دو برابر پتانسیل و شدت میدان الکتریکی در لایه هفتم اتم است برای اینکه شعاع مدار و محیط مدار ، دو برابر و بدنبال آن پتانسیل و شدت میدان الکتریکی نصف و بدنبال آن سرعت زاویه‌ای الکترون کاهش و فرکانس و تواتر نیز نصف شده است . یعنی اگر شدت میدان الکتریکی در پیرامون یک بار الکتریکی ساکن با عکس مجذور شعاع متناسب باشد یعنی E≈1/r² ، شدت میدان الکتریکی در پیرامون یک بار الکتریکی دوار ( با اسپین ) یعنی هسته اتم با عکس شعاع مدار متناسب است یعنی E≈1/r . که در حالت کلی بیانگر این موضوع است که شدت میدان الکتریکی در مدارهای اتم با شعاع مدار رابطه عکس دارد نه با مجذور شعاع مدارها . البته این رابطه بر روی صفحه‌ای که مدارها روی آن قرار گرفته‌اند و این صفحه با محور دوران هسته عمود است متصور میباشد یعنی شکل زیر :







در نهایت میتوان اشکال زیر را برای میادین الکتریکی و الکترومغناطیسی پیرامون اتم یا یک ذره باردار تصور نمود :

















حد نهایی دما برای ماده :


همانطور که می‌دانیم موج الکترومغناطیس حامل انرژی است و اصولا خودش هیچ دمایی ندارد و بعد از اینکه بر ماده‌ای تابش کرد ، انرژی آن در ماده یا بهتر است بگوییم ترازهای انرژی یا لایه‌ها و زیر لایه‌ها شارژ یا جذب و باعث بالا رفتن دما در ماده میشود ، برای اینکه یک تابش ثابت می‌تواند حرارتهای مختلفی در مواد و رنگهای گوناگون ایجاد کند که علت آن توضیح داده شد و مربوط به خود رنگ و تیرگی و روشنی آن میشود . فرض کنید بینهایت انرژی الکترومغناطیسی را در نقطه‌ای تشدید و یا متمرکز کردیم ، دما در آن نقطه معنی ندارد زیرا بعد از اینکه ماده در آن نقطه قرار گرفت دما معنی پیدا می‌کند آنهم برای ماده نه برای خود موج الکترومغناطیسی و دما در این ماده تا جایی بالا می‌رود که ماده توان جذب آن موج الکترومغناطیس را داشته باشد و زمانی که ترازها و یا لایه‌های انرژی منتفی و مضمحل شدند ، دما در همان نقطه ثابت میشود و بیشتر از آن بالا نمی‌رود و معنی و مفهوم هم نخواهد داشت . 



جهت برسی طیف نشری خطی عناصر ، اگر این عنصر به صورت گاز باشد درون لامپ خلا نموده ، فشار گاز را کم کرده و بعد از تخلیه الکتریکی در آن ، طیف عنصر را با عبور از منشور تجزیه و برسی میکنند . ولی اگر این عنصر جامد و یا مایع باشد ابتدا آن را بخار کرده و سپس درون لامپ خلا با تخلیه الکتریکی یونیزه نموده و طیف آن را بعد از عبور در منشور ، تجزیه و مطالعه می‌کنند . ولی طیف گازها در فشار زیاد ( ستارگان ) و اجسام ( جامدات ) پیوسته بوده و به صورت خطی نمی‌باشد و این طیف مستقل از نوع عنصر است و فقط به حرارت عنصر وابسته است ، اگر حرارت پایین باشد فقط طیف مادون قرمز و اگر خیلی داغ باشد طیف ماورای بنفش نیز تولید و منتشر میشود و با این شیوه اندازه گیری ، حرارت عناصر سنجیده میشود . در واقع فشار در گازها و تراکم در جامدات می‌تواند طیف نشری خطی آنها را به طیف پیوسته‌ای تبدیل کند . به شکل زیر توجه نمایید :







چنین به نظر میرسد که الکترونها در زمانی که فشار گاز کم است در روی مدارها ( لایه‌ها و زیر لایه‌ها ) حضور دارند ، یعنی چرخش آنها به دور هسته روی خط است . ولی الکترونها در زمانی که فشار گاز زیاد است در میان مدارها ( میان لایه‌ها و زیر لایه‌ها ) حضور دارند یعنی چرخش آنها به دور هسته روی منطقه و باندی از سطح صفحه میباشد .


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , کتاب ها

جرم و جاذه منفی

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳٤ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

همانطور که می‌دانیم میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی دو قطبی هستند ( مثبت و منفی ، N و S ) . قطب‌های همنام همدیگر را دفع ولی قطب‌های غیر همنام یکدیگر را جذب می‌کنند . اگر ما گرانش را یک میدان فرض کنیم ، آن تک قطبی است و جالب است که قطب‌های همنام همدیگر را جذب می‌کند . چنین تصور میشود که میدان گرانشی که ما شناخته‌ایم قطب دومی هم دارد که میبایست این دو قطب غیر همنام همدیگر را دفع کنند ، یعنی برعکس حالت قبلی مربوط به میدان الکتریکی یا مغناطیسی . 
جرم و جاذبه منفی


همانطور که می‌دانیم میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی دو قطبی هستند ( مثبت و منفی ، N و S ) . قطب‌های همنام همدیگر را دفع ولی قطب‌های غیر همنام یکدیگر را جذب می‌کنند . اگر ما گرانش را یک میدان فرض کنیم ، آن تک قطبی است و جالب است که قطب‌های همنام همدیگر را جذب می‌کند . چنین تصور میشود که میدان گرانشی که ما شناخته‌ایم قطب دومی هم دارد که میبایست این دو قطب غیر همنام همدیگر را دفع کنند ، یعنی برعکس حالت قبلی مربوط به میدان الکتریکی یا مغناطیسی . به طور مثال :







F نیروی جاذبه ، G ثابت جهانی گرانش ، M1 M2 دو جرم از نوع مثبت و r فاصله مابین آن دو است . اینک یکی از اجرام میبایست منفی شود تا نیروی جاذبه به دافعه ( ضد جاذبه ) تبدیل شود یعنی :







اینک این جرم منفی را وارد معادله هم ارزی جرم و انرژی نسبیت می‌کنیم ، مسلما حاصل کار انرژی منفی خواهد بود .







یعنی اگر ما بتوانیم میدان گرانش جسمی را صفر کنیم ، جرم آن مثل فوتون فرضی صفر میشود و با کوچکترین انرژی میتوان سرعت آن را به سرعت نور رساند ، ولی اگر میدان گرانش آن را منفی کنیم ، جسم از طرف میدان گرانش مثبت اجرام سماوی مثل زمین و خورشید پرتاب میشود ، آنهم بدون صرف هیچگونه انرژی ، و سرعت آن میتواند به بینهایت هم برسد . این پدیده واقعا در بشقاب پرنده‌ها دیده شده است ، شتاب ثقل 600 کیلومتر بر مجذور ثانیه البته تا جایی که رادارهای زمینی توان اندازه گیری داشته‌اند . چنین تصور میشود که این نیرو باعث شتاب در انبساط عالم میشود که آن را با تعاریف دیگری انرژی تاریک نامیده‌اند و ماهیت آن برای فیزیکدانان مبهم و ناشناخته است .







m جرم جسم در حال حرکت ، m0 جرم سکون جسم ، v سرعت جسم و c سرعت نور است . آنچه که اتفاق می‌افتد این است که با رسیدن به سرعت نور جرم به طرف منهای بینهایت میل می‌کند و نیروی دافعه نیز بینهایت خواهد شد یعنی :




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

مقاله ای جالب میان یه شاگرد و دانشمند به صورت آموزشی

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳٤ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

شاگرد:
- به هیچ وجه باورم نمی شه که تا ساعاتی بعد، کوششهای شما برای سفر در زمان به نتیجه می رسه. واقعا که شاهکار بی نظیریه.
دانشمند:
- دقیقا همینطوره. خودت شاهد بودی که سالها روی این پروژه کار کردم. هرچند که بخاطر مخفی بودن اون، از خیلی کمکها محروم شدم. ولی به هرحال آنرا به انجام رساندم.
- با اینکه تنها کسی بودم که در جریان جزء به جزء کارهاتون قرار داشتم، ولی هنوز هم به لحاظ تئوریک نمی دونم اون رو درک کنم. کاری ندارم به اینکه ماشین زمان شما چطوری کار می کنه … (و لبخندی می زنه و ادامه می ده) هرچند که می دونم اگه ازتون بپرسم هم تا لحظۀ آزمایش، جوابی نمی گیرم. با اینحال هنوز هم دوست دارم پارادوکسهای سفر در زمان برام حل بشه.
- می دونی پسرم. مشکل تو اینه که درک فلسفی ت از قضیه ضعیفه. موضوع زمان - در حال حاضر - بیشتر از اونی که به لحاظ تجربی و محاسباتی قابل درک باشه، یک مفهوم فلسفی و ماوراء طبیعه محسوب می شه. به همین جهت هم توضیح فرآیندی که رخ می ده، حتی برای من هم مشکله. از طرفی بخاطر الکن بودن زبان - در بیان حقیقت - اونچه که بیان می کنم نیز پر از اشکال و کاستی هست. موضوع، مشابه انسانهای ماقبلی است که وقتی سفاین فضایی بر آنها وارد می شدن، ناچار بودن از واژه هایی که در دسترسشون بود استفاده کنن. اونها ارابۀ خدایان رو می دیدن که با اسبهای آتشین حمل می شدن و هنگام عصبانیت صاعقه پرتاب می کردن. توصیفاتی که برای ما خنده دار و نامفهوم هستن. در اینجا نیز همین مشکل پیش روی ماست. به همین جهت هم ناچاریم از واژه های مترادف استفاده کنیم.
- به طور مثال من نمی فهمم چرا ما نباید شاهد حضور مسافرانی از آیندۀ پیشرفته تر باشیم. وقتی به گذشته می رویم و تغییراتی در اون می دهیم، این تغییرات چه تاثیری بر زمان حال می گذارن؟ اگر ما به دو روز قبل برویم و دو روز در آنجا بمانیم، در روز دوم (همان لحظه ای که زمان حال را ترک کردیم) با چه چیزی مواجه می شیم؟ یک نفر دیگرهمانند ما که می خواهد زمان را ترک کند؟
دانشمند دستی به موهای سفیدش کشید و به سمت اتاق کار خود حرکت کرد. شاگرد نیز همراهش رفت. در اتاق کار همه چیز کاملا در هم ریخته و شلوغ بود و حکایت از شرایط ویژه ای داشت که ظاهرا در چند روز خیر پیش آمده بود. روی یکی از دیوارها صفحۀ بزرگ نمایش نصب شده بود و در کنار آن نیز یک تخته سیاه قرار داشت. روی تخته سیاه، نمودارها و اعداد فراوانی به چشم می خورد.
دانشمند چراغ اتاق را روشن کرد و از شاگرد خواست تا در گوشه ای بنشیند. خود نیز با آرامش پشت میزش نشست. آرامشی که تنها پس از رسیدن به هدف به انسان دست می دهد. سپس شروع کرد:
- قبل از هر چیز، تو باید نگاه جدید و متفاوتی نسبت به فرایند زمان و موجودیت مکان داشته باشی. بگذار از فیلسوف بزرگ، «اوسپنسکی» کمک بگیرم. می دانی که جهانی که در آن زندگی می کنیم، چند بعدی ست و ما به کمک حواس خود قادر به تشخیص سه تای آنها بطور مستقیم و یکی بطور غیر مستقیم هستیم. خود ما دارای سه بعد (ارتفاع، عرض و طول) هستیم. ولی در جهانی چهار بعدی زندگی می کنیم. فرض کن در یک جهان یک بعدی قرار داری. این جهان طبیعتا یک «خط» صاف خواهد بود. اگر بطور فرضی، «نقطه» را نیز واقعی در نظر بگیریم، در این جهان دو موجود زندگی می کند: نقطه و خط.
 
این دو موجود، قادر هستند در طول «یک» محور یعنی «طول» خط حرکت کنند. یعنی تنها حرکتی که می شناسند حرکت رو به جلو و عقب است. توجه کن که این موجودات هیچ شناختی نسبت به ابعاد بالاتر یعنی حرکت به بالا یا چپ و راست ندارند. این موجودات وقتی به یکدیگر می نگرند، تنها چیزی که می بینند «نقطه» است. با این حال چشم آنها با کمک مغزشان می تواند بعد «طول» را شبیه سازی کند و بین خط و نقطه، تمیز قائل شود.
شاگرد که کمی حوصله اش سر رفته بود داشت با یک پاک کن بازی می کرد. دانشمند ادامه داد:
- حالا می رویم سراغ یک بعد بالاتر. در این جهان که از یک «سطح» تشکیل شده، موجودات متنوع تری زندگی می کنند. ما در این جهان انواع سطوح بعلاوۀ انواع خطوط و نقاط را دار


این موجودات می توانند در دو بعد «طول» و «عرض» حرکت کنند. آنها نیز هیچ شناخت و آگاهی نسبت به بعد سوم یعنی «ارتفاع» ندارند. سایر موجودات را تنها به صورت خط می بینند ولی آگاهند به اینکه آنها دارای بعد دوم هستند.
و اما جهان سه بعدی که با آن آشنا هستیم. در این جهان همه نوع حجم زندگی می کنند و آزادانه به هر سمت حرکت می کنند. این موجودات نیز یکدیگر را بصورت «سطح» می بینند ولی آگاهند به اینکه بعد سومی نیز وجود دارد. (همۀ ما یکدیگر را بصورت سطوح می بینیم و این مغز ماست که احساس عمق و بعد سوم را ایجاد می کند).


در اینجا دانشمند بطرف شاگرد آمد و با لبخند گفت:
- می دانم حوصله ات سر رفته و هنوز نمی دانی کل این ماجرا چه ربطی به زمان دارد. پس خوب گوش کن. از اینجا داستان زمان شروع می شود: می دانیم که همۀ ما زمان را به عنوان تغییر می شناسیم. یعنی عاملی که باعث بروز تحول در اجسام و عالم می شود. بیا با این تعریف کلی به سراغ جهان های خود برویم.
از جهان تک بعدی شروع می کنیم. در این جهان خط و نقطه داشتیم. فرض کن از عالمی بالاتر - یعنی دارای دو بعد - یک شی دو بعدی با این عالم تصادم ایجاد کند. می دانی چه احساسی به موجودات واقع در آن دست می دهد؟


می دانی که از برخورد سطح با خط، یک خط تشکیل می شود. در نظر بگیر یک سطح مربعی شکل با جهان تک بعدی برخورد کند. در این حال نیز در محل برخورد، موجودی جدید به دنیا می آید: یک خط! موجوداتی که در جهان دو بعدی زندگی می کنند هیچ شناختی نسبت به سطحی که موجود جدید را بدنیا آورده، ندارند. سطح فوق برای آنان یک «ابر موجود» است که آنها حتی نمی توانند شکل یا ماهیت آنرا تصور کنند. اما ایشان بطور کاملا طبیعی، موجود یا شی جدیدی را در جهان خویش می یابند.
حالا فرض کن یک مثلث وارد جهان آنان شود. در این حال نیز آنان «قطاع» یا بخشی از آنرا بصورتی که ادراکشان اجازه می دهند خواهند دید. بگذار چیزی بگویم. به نظر می رسد آنچه آنان تجربه خواهند کرد، به مراتب فراتر از یک شی تک بعدی خواهد بود.
یک وجود دو بعدی حاوی خصائصی فراتر از حواس آنان و شامل کلیۀ پدیده هایی است که جهان آنان را تشکیل می دهد. حضور این شی در جهان تک بعدی، می تواند از ظهور یک تکه سنگ یا یک موجود کامل تک بعدی یا بروز احساس خشم و یا هر پدیدۀ دیگری تفسیر شود. چرا که حقیقتی که کل جهان آنان را شکل می دهد (با تمامی پدیده های آن) در واقع از جهانی دو بعدی نشات می گیرد که حاوی تمامی آن پدیده هاست.
ولی در صورت حرکت مثلث چه اتفاقی می افتد؟ موجود مورد نظر (فرضا کودکی که به دنیا آمده یا خورشید صبحگاهی) تغییر حالت یا حتی تغییر ماهیت می دهد. بزرگ می شود و متحول می گردد (همانگونه که در شکل، خط بزرگتر می شود)… و این تصور زمان است که برای موجودات تک بعدی بوجود می آید. در این مورد بعدا بطور کامل صحبت خواهم کرد.
اینک برویم سراغ جهان دو بعدی:


در اینجا نیز صحبت از حضور موجوداتی سه بعدی است که با توجه به ادراک ناقص جهان دو بعدی، فقط بخشی از ماهیت آنان - به صورتی متفاوت وقابل درک برای جهان کهتر دوبعدی - تجلی می یابد. در اینجا نیز حرکت موجودات سه بعدی همانند هرم یا مخروط می تواند بصورت عامل «زمان» تلقی گردد. موجودات دوبعدی، شاهد حضور پدیده هایی متغیر در جهان خود هستند که با توجه به ادراک محدود آنان، می تواند به پدیده های طبیعی محیط - همانند روز و شب یا رشد گیاهان یا بروز جنگ و زلزله و غیره - تعبیر شود.
شاگرد که کاملا هیجان زده شده بود به میان سخنان دانشمند پرید و گفت:
- شگفت انگیزه! شما می خواهید به همین ترتیب تمامی تغییراتی که در جهان سه بعدی شاهد آن هستیم را نیز به عاملی چهار بعدی نسبت دهید؟ …
و بعد از لحظه ای تامل - که دانشمند احساس کرد وی به آن نیاز دارد - ادامه داد:
- … ای داد! پس لابد خود ما نیز به عنوان پدیده های جهان سه بعدی، بخشی از حضور محدود شدۀ یک وجود چهار بعدی هستیم؟
دانشمند سرش را تکان داد و گفت:
- همینطوره. اصولا هر آنچه در این جهان می بینیم، بازتاب محدودی از یک حضور سه بعدی - و آنطور که «اوسپنسکی» می گوید، چند بعدی - می باشد. بگذار قضیه را اینطور مطرح کنم. می دانی که زمان و مکان ابعادی به هم وابسته و از یک جنس هستند. وقتی می گویی «از اینجا تا آنجا»، در حالیکه داری به مکان اشاره می کنی، ولی صحبت از زمان می کنی. همان زمانی که برای گذر از «اینجا» به «آنجا» نیاز است. همچنین وقتی می گوئیم «از امروز تا فردا»، صحبت از مکان می کنیم. چرا که برداشت ما از«امروز تا فردا»، به تغییراتی باز می گردد که در محیط می بینیم و اگر مکانی در کار نباشد - هیچ مکانی - دیگر سخن از گذر زمان، بی معنی ست.
حال فرض کن وضعیت را عوض کنیم. به موقعیتی بی اندیش که در آن «از اینجا تا آنجا» بدون هیچ درنگی طی شود. یعنی برای رفتن و حتی اندیشیدن به «اینجا تا آنجا» نیاز به هیچ گذری در زمان نباشد. با این اوصاف «اینجا» و «آنجا» مفهوم خود را از دست می دهند و بصورت یک واقعیت یک پارچه در می آیند. یکی می شوند. تو در یک آن هم در «اینجا» و هم در «آنجا» هستی. در واقع در وضعیتی که زمان را حذف کنیم، مفهوم مکان نیز خود بخود حذف می شود و ما به حضور «همۀ واقعیات در همۀ اعصار از ازل تا ابد» در یک وجود مطلق می رسیم. همۀ واقعیات بر هم منطبق می شوند. همۀ اجزاء تبدیل به یک کل می گردند.
شاگرد گفت:
- می فهمم. می فهمم. ولی با سر درد فراوان!
- بله. شناخت این موضوع از طریق قیاس امکان پذیر است. ولی باز هم شناخت است، نه درک. مترتینگ می گوید: «روزی که ما بعدچهارم را درک کنیم و به کار بندیم تقریبا فوق انسانی خواهیم بود».
سپس به سمت پنجرۀ اتاق رفت و آنرا گشود. هوای خنکی وارد اتاق شد که تا حدی باعث آرامش هردو می شد. پس از چند لحظه ادامه داد:
- بیا یک مرور کلی بر آنچه گفته شد، انجام دهیم. گفتیم که در جهان های با ابعاد پائینتر، موجودات فقط می توانند در محدودۀ همان جهان حرکت کنند و هیچ ادراکی نسبت به ابعاد بالاتر ندارند. به همین جهت وقتی با ابعاد بالاتر برخورد می کنند، ناخودآگاه آنرا به مفاهیمی که می شناسند تجزیه می کنند. فرض کن در یک جهان دو بعدی (سطح) دایره به معنای خورشید باشد. مربع موجودات و مستطیل، اشیاء آن جهان باشند. حالا در نظر بگیر از جهان بالاتر، یک شی سه بعدی، مثلا یک مخروط - از جهت باریکتر - با جهان آنها تماس بر قرار کند. آنها تنها قطاع آنرا خواهند دید که بصورت دایره - یعنی خورشید - می باشد. در صورتیکه این مخروط به سمت جهان دو بعدی حرکت کند، دایرۀ فوق بزرگتر می شود. پس آنچه این موجودات شاهد آن هستند، ظهور خورشید و بزرگتر شدن آن است. همچنین از آنجا که یک شیء سه بعدی، شامل تمامی خصائص و ویژگی های شیء دو بعدی می باشد - و البته خصائصی به مراتب فراتر نیز دارد - پس برخورد یک شیء سه بعدی، می تواند در جهانی کهتر به هر آنچه در آن جهان وجود دارد تعبیر شود. دقت کن: «هر آنچه در آن جهان وجود دارد». یعنی نه فقط اجسام و موجودات بلکه تمامی پدیده ها و احساسات و وقایع را نیز در بر می گیرد.
در ضمن به این نکته نیز توجه کن: فرض کن یک موجود سه بعدی انگشتان دست خود را در سطح فرو کند. در جهان دو بعدی پنج دایره پدیدار می شوند که هیچ ارتباطی با هم ندارند. آنها پنج شیء یا پدیدۀ گوناگون هستند که در باور دو بعدی ها، هیچ ارتباطی به هم ندارند. ولی در واقع از یک موجود واحد نشات گرفته اند. (در اینجا به یاد داستان معروف مولوی و انسانهایی می افتیم که در تاریکی به بدن فیل دست می کشیدند).
حالا قدمی به پیش می گذاریم. همانطور که گفتم، پدیدۀ زمان چیزی نیست جز برداشت لحظه به لحظۀ ما از یک وجود چند بعدی. در حقیقت چون ما عاجز از مشاهده یا شناخت یک وجود چهار، یا چند بعدی بطور کامل هستیم، پس با توجه به ادراک سه بعدی خویش، فقط قطاعهایی از آنرا مشاهده می کنیم که شعور - یعنی بخش زنده و پویای هستی - در آنجا حضور دارد.
شاگرد پرسید:
- یعنی می خواهید بگویید که بطور مثال در همان جهان دو بعدی، وقتی یک استوانه وارد جهان آنها می شود و دایره (که مثلا یک موجود زنده است) می آفریند، در واقع تعداد بسیار زیادی از همان موجود در بطن استوانه موجود بوده؟
- آفرین. اشارۀ درستی کردی. اگر بپذیریم که یک وجود با ابعاد بالاتر، حاوی تمامی خصائص و پدیده های جهان کهتر است، پس این می تواند شامل تمامی حالات و احوالات موجودات آن جهان (فرضا دوبعدی) نیز باشد. در حالت واقعی - یعنی در جهانی که ما در آن زندگی می کنیم - آن وجود چهار یا چند بعدی، خود هیچ محدوده ای ندارد. یعنی نا محدود است. پس حاوی تمامی امکانات و احوالات موجود و قابل تصور می باشد. ولی این حالات به صورت به القوه هستند که وقتی نور شعور بر آن می تابد - با توجه به اینکه این شعور تنها می تواند سه بعد از آنرا روشن کند - یکی از حالات فوق به الفعل می گردد.
- پس شعور، قاعدتا باید این وجود چهاربعدی را اصطلاحا «جاروب» کند تا تصور گذر زمان برای ما بوجود بیاید. اینطور نیست؟
- دقیقا همینطوره. در واقع سرعت حرکت آن نیز مشخص است. سرعت حرکت آنرا نور تعیین می کند. یعنی زمان گذر از یک وضعیت به وضعیت دیگر، به اندازه ای است که فوتون از عرض کوچکترین ذرۀ شناخته شده در طبیعت عبور می کند.
- چیزی که شما تشریح کردید، شبیه به نمایش فیلمهای انیمیشن است. در آنجا نیز ما یک رشته فیلم داریم که روی سرتاسر آن تصاویر ثابت و بی جان از حالات مختلف موجودات ترسیم شده. وقتی نور به تک تک فریمها می تابد، آنچه بر پرده می بینیم مناظری جاندار و زنده است.
- بله و بشر - بطور نا خودآگاه و- با توجه به مکانیزم هستی، چنین سیستمی طراحی کرده تا از دل یک نوار بی جان، زمان را بیرون بکشد. البته با یک تفاوت اساسی. نوار فیلمی که مفهوم زمان و وجود سه بعدی ما از آن نشات می گیرد، دارای ابعادی بی نهایت است. یعنی هم در درازا و هم در «سناریو های ممکن». پس حاوی تمامی حالات مفروض برای جهان ما می باشد و این شعور ماست که با راهنمایی «اراده»، می تواند راهی مناسب را از بین آنها انتخاب کند. به این شکل توجه کن:


می توانی حقیقت جهان را، یا همان وجود چهار یا چند بعدی را بصورت رشته هایی در امتداد هم تصور کنی. توجه داشته باش که زبان و بیان ما برای تشریح یک وجود چهار بعدی الکن است و همانطور که در ابتدا هم گفتم، در چنین وضعیتی ناچاریم از مفاهیمی که می شناسیم استفاده کنیم که قطعا دارای نقائص فراوانی خواهد بود. ولی در هر حال می تواند تصور مناسبی بدست دهد. این رشته ها حاوی تمامی حالات و اوضاع ممکن در هستی می باشند. یعنی هر آنچه در تصور بگنجد. ولی هیچیک از این حالات بالفعل نیستند. بلکه تصاویری هستند بر کادر نوار فیلمبرداری. تصاویری که تنها وقتی از سه بعد به آنها می نگریم، واقعی و ملموس می شوند (همانند استوانه ای که تنها وقتی با جهان دو بعدی - یعنی سطوح - مماس می شود، واقعی و ملموس می شود). حال در نظر بگیر که برشی از این استوانه ها داشته باشیم. صفحه ای که در محل برخورد، جهان سه بعدی را می سازد:

باز هم تکرار می کنم که این شکل تنها یک قیاس است. دوایری که از محل برخورد صفحه با استوانه ها تشکیل می گردد، همانند جهان واقعی است که دنیای سه بعدی را می سازد. در اینجا برای سادگی، فقط وضعیت یک نفر را در نظر می گیریم. استوانه های فوق هریک حاوی یکی از حالات ممکن برای فرد از ازل تا ابد می باشد. یعنی هریک حاوی سرنوشتی مشخص برای وی است. مثلا در یکی از آنها فرد، کودکی باهوش است که در بزرگسالی دانشمندی قابل می گردد. در دیگری امکانی دیگر برایش مهیاست و غیره. در نظر داشته باش که تعداد این استوانه ها بی نهایت است. یعنی تمامی حالات و سرنوشتهای ممکن برای فرد مهیاست. ولی شعور - یا بهتر است بگوئیم نور شعور - فقط بر یکی از آنها می تابد. صفحۀ فوق همان نور شعور است:

وقتی این صفحه حرکت می کند، در هر لحظه فقط یکی از حالات قابل تصور، برای فرد محقق می گردد. فرضا در یک لحظه فرد در اتاق نشسته است (الف) در وضعیت بعدی احساس تشنگی می کند(ب) در وضعیت بعد تصمیم می گیرد آب بخورد(پ) در وضعیت بعدی منصرف می شود (ت) و در وضعیت بعدی عمل دیگری انجام می دهد(ث). می بینیم که شعور از یک وضعیت به وضعیت دیگری می رود و یکی از حالات ممکن برای فرد را محقق می سازد. حالاتی که از قبل تصویر شده اند و اینک قابل انتخاب و تحقق هستند. آنچه ما اینک از وجود خویش می بینیم و احساس می کنیم، تنها بخش سه بعدی و محدود شده ای ست که شعور محدود ما از آن کل - یعنی وجود چهار یا چند بعدی - می بیند.
شاگرد در حالیکه چشمانش را می مالید گفت:
- پس یعنی تمام آنچه ما می بینیم و با آن زندگی می کنیم، بنوعی غیر واقعی و تصور ماست؟
- چیزی در همین حد!
- با این تفسیر، پس چرا همۀ ما یک تصور واحد از جهان و هستی داریم؟ چرا مثلا همۀ ما وقتی به این بطری نگاه می کنیم، آنرا یک شکل می بینیم؟ چرا وقایع در تصور ما یکسان شکل می گیرد؟
- تمام آنچه می بینیم و احساس می کنیم (که البته همه را به واسطۀ حواس چند گانۀ خویش در می یابیم)، به واسطۀ انعکاس آن وجود چند بعدی بر آینۀ ذهن قابل لمس است. ذهن ما چون محدود به سه بعد است - طبق آنچه گفته شد - قادر به درک تمام هستی (بطور یک پارچه و یک جا) نیست. به همین سبب آنرا از filter عبور می دهد و به خورد ما می دهد. دو نوع ذهن داریم: یکی ذهن کل و دیگری ذهن فردی. آنچه از « کل » برداشت می کنیم و شامل تمامی جهان به همراه کلیۀ حوادث و پدیده های آن و همچنین وجود مادی خود ما می شود، از طریق ذهن کل به ما می رسد (و در واقع بازتاب آن وجود چند بعدی بر ذهن کل است که ما نیز جزوی از آن هستیم). اما یک ذهن فردی نیز وجود دارد که در ارتباط مستقیم با ذهن کل است. تمامی احوالات شخصی و امیال و اراده و خواسته های ما مستقیما بر ذهن فردی تاثیر می گذارد. بگذار چیزی را بگویم. خواسته و ارادۀ ما و همچنین خیال پردازی و تخیل ما، همگی دارای ماهیتی چند بعدی هستند (دقیقا همانند همان وجودی که شرح دادم) و تنها زمانی که از filter ذهن فردی عبور می کنند، در جهان مادی متجلی می شوند. و از آنجا که ذهن کل و فردی مستقیما بر هم تاثیر می گذارند، هر آنچه در اولی جان بگیرد، در دومی نیز پدیدار می گردد.
شاگرد گفت:
- حالا تکلیف سفر در زمان چه می شود؟ چرا ما شاهد مسافرانی از آینده نیستیم؟ با توضیحات شما وقتی به گذشته سفر می کنیم، به کدام حالت ممکن می رویم؟ همان که قبلا رخ داده؟ در این صورت (اگر به چند سال قبل باز گردیم) در کنار خود قبلی مان قرار می گیریم…
- صبر کن پسرم. یکی یکی ! در اینجا توجه تو را باز به مفهوم « بی نهایت » جلب می کنم. ما گفتیم که جهان ما پس از تابش نور شعور بر وجودی چند بعدی، و گذر از filter ذهن هویت می یابد و گفتیم که آن وجود چند بعدی دارای گسترۀ بی نهایت است. به این ترتیب در چنین وجودی برای هر حوزۀ امکان، یک وضعیت « جدید » (و نه همان وضعیت قبلی) رخ می دهد. فرض کن هم اکنون سکه ای را به هوا پرتاب کنی. اگر ساعتی بعد همان سکه را در همان شرایط به هوا پرتاب کنی، وضعیتی جدید آفریده ای. حتی اگر سکه با همان حالت قبل بچرخد و به همان مکان سقوط کند، ولی همه چیز تغییر کرده. اصلا جهان در این یک ساعت عوض شده. سکه در ظاهر همان سکه است، ولی حتی وضعیت قرار گیری مولکولهای آن تغییر کرده. وقتی به زمان گذشته می روی، درست است به همان وضعیتی می روی که قبلا رخ داده، ولی این همان وضعیت نیست. بگذار مثالی عملی بزنم:
تو به پنج سال قبل می روی. به جایی که خودت حضور داری و مثلا می خواهی از خیابان عبور کنی. برای راحتی به خود فعلی ات (که به زمان گذشته سفر کرده) « من ۱ » و به خود قبلیت « من ۲ » می گوئیم. « من ۲ » با تعجب شخصی را می بیند که کاملا شبیه اوست! البته او واقعیست. « من ۲ » به سمت شما می آید و با شما صحبت می کند. شما برای وی از آینده می گویی. از ماشین زمان و سفر خویش. شما با هم دوست می شوید! و مدتی را با هم می گذرانید. همۀ این وقایع رخ می دهند ولی نه در گذشتۀ شما. بلکه در گذشته ای که همان لحظه و همان جا خلق شده! نور شعور شما این گذشته را خلق کرده که کاملا شبیه همان است که در همان زمان روی داده و نه دقیقا همان. در واقع درست از لحظه ای که شما در آن گذشته ظاهر می شوید، این گذشته مسیر خود را عوض می کند و با حفظ تمامی شرایط قبلی (که در ذهن کل ثبت گردیده و برای همیشه محفوظ است) عنصر « من ۱ » را به عناصر قبلی می افزاید. باید توجه داشته باشی که این گذشته نمی تواند روی آینده ای که تو از آن آمده ای تاثیر بگذارد. حضور تو در آنجا ممکن است همه چیز را به هم بریزد. همه راجع به تو سخن می گویند. علم و دانش تو همه را شگفت زده می سازد (البته خود تو بزرگترین شگفتی خواهی بود!) ممکن است هرج و مرج پیش آید. ممکن است تو « من ۲ » را نابود کنی. اصلا ممکن است بشریت در اثر عواقب غیر قابل پیش بینی از صفحۀ روزگار محو شود… ولی همۀ اینها مربوط به تاریخی است که به زمان حاضر مربوط نمی شود. وقتی مجددا به زمان حاضر باز گشتی، همه چیز سر جای خود است. آب از آب تکان نخورده چون هیچ کس ، هیچ گاه نمی تواند گذشته ای را که به زمان حاضر مربوط می گردد، تغییر دهد. آنچه شما تغییر می دهید، برداشتی نو از هستی ست که توسط ذهن شما ایجاد شده. این برداشت یک کپی برابر اصل از آنچه در ذهن کل ثبت شده می باشد.
- خب تکلیف کسانی که هم اکنون از آینده به حال سفر می کنند چیست؟ چرا ما آنها را نمی بینیم.
- نور شعور تنها بر حال (و آنجا که ذهن فردی اجازه می دهد) می تابد. آنها هنوز بالفعل نیستند. با کلام مادی ، آنها هنوز وجود ندارند.
- یک سوال دیگر. شما فرمودید وقتی به گذشته می رویم، در واقع به یک کپی از آنچه در همان زمان رخ داده سفر می کنیم و البته در آن گذشته تمام جهان (با همۀ انسانها و حوادث و دیگر اجزاء) وجود دارند و حتما تمامی آن افراد نیز نسبت به خود احساس واقعی دارند. خب من از کجا بدانم هم اکنون واقعی هستم و یا فقط در اثر سفر فرد دیگری بوجود نیامده ام؟
- در ظاهر هیچ راهی برای تمیز بین این دو وجود ندارد. ولی در اصل « من ۱ » با « من ۲ » فرق دارد. « من ۱ » دارای عنصری به نام اراده است. او می تواند تصمیم بگیرد و از بین بینهایت راه ممکن (که قبلا از آنها صحبت شد) یکی را برگزیند. هرچند که او نیز تا حدودی اسیر بایدهاست. بایدهایی که به خاطر تاثیر عوامل محیطی او را به سمت خاصی می رانند. با این حال او قادر به انتخاب است. ولی « من ۲» فاقد چنین ویژگی است. هرچند که در ظاهر نمی توان آنرا تشخیص داد. چرا که او در واقع راهی را می رود که یک بار قبلا توسط « من ۱» پیموده شده. با این حال « من ۱ » دارای تفاوتی بنیادی با « من ۲ » است. او از خود و منیت خویش آگاهی دارد. ولی « من ۲ » هیچ آگاهی از خود ندارد. تنها یک نسخه از تو دارای آگاهی از خویش است که تو هستی.
- یک سوال دیگر. وقتی شما به زمانهای گذشته می روید، از کجا معلوم در زمان ظهور، در مکانی نامناسب حاضر نشوید؟ فرضا در مکانی که سالها قبل در آنجا تپه ای بوده.
- این امکان وجود دارد. ولی من می توانم در هر مکان دلخواه حاضر شوم. وقتی از تنگنای زمان خارج می شوی، در همان آن، از مخمصۀ مکان نیز رها می گردی. به بیانی دیگر ماشین زمان، ماشین مکان هم هست و تو را به هر زمان و مکان دلخواه می برد. با این حال خطر فوق همواره وجود دارد.
در اینجا دانشمند به ساعت خود نگاه کرد و گفت:
- بسیار خب. وقت شروع آزمایش فرا رسیده. باید از تو جدا شوم.
- ولی استاد، هنوز سوالاتی دارم.
- می دانم. ولی بگذار تا هنگام بازگشت راجع به آنها صحبت کنیم. پاسخ بسیاری از سوالاتت را با شروع آزمایش در خواهم یافت و هنگام بازگشت به آنها پاسخ خواهم داد.
- ولی اگر در محاسبات خود اشتباه کرده باشید چه؟
- هر چیزی ممکن است. هرچیزی. به هرحال من برای تمام آنچه پیش آید، آماده ام.
و از شاگرد جدا شد. شاگرد که نمی توانست از استاد خویش جدا شود، با اندوه گفت:
- پس لااقل چیزی بگویید تا دل من به دیدار مجددتان امیدوار شود.
دانشمند گفت:
- به یاد داشته باش: « زمان و مکان، هردو فریب ذهن ما هستند. ماشین زمان، دور زدن این فریب ذهنی ست». به امید دیدار.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

تک قطبی مغناطیسی (Magnetic Monopole)

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳٢ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

GUT (Grand Unified Theories) و تئوری های ابر ریسمان (Superstring) هر دو وجود ذره ای با یک قطب مغناطیسی را پیش بینی می کنند اما مشکلی که در این مدل وجود دارد اولا تولید بار مغناطیسی و میدان در آنهاست و ثانیا رصد نشدن این ذرات تا به امروز بوده است. 
همچنین تعریف اسپین این ذرات هم کار مشکلی به نظر می رسد.
اگر مقدار بار را در معادلات گاس (Gauss) و فارادی (Faraday) که هرکدام از معادلات ماکسول (Maxwell) بهره می برند مجهول قرار دهیم مقدار آن صفر به نظر خواهد رسید. خود این موضوع برای پذیرش سخت است. زیرا ذرات زیراتمی (حتی کوارک ها که نوترون خنثی را تشکیل می دهند) دارای بار هستند. 
امروزه در نسبیت برای اثبات اینکه نیروی میادین مغناطیسی از دیگر نیروها متفاوت است از تبدیلات لورنتز (Lorentz Transformations) استفاده می کنیم. 
اما برای آشکارسازی این ذرات باید تنها از راه نسبیت وارد شویم.
از معدود افرادی که می خواست این کار را کند دیراک بود. 
دیراک قصد داشت با معادلات کوانتومی دیدی کاملا نسبیتی از الکترومغناطیس بدست بیاورد.
او در سال 1931 نشان داد بدین منظور نمی توان از مکانیک کوانتومی استفاده کرد زیرا اثبات کرد که حتی اگر تک قطبی مغناطیسی در دنیا وجود داشته باشد باید دارای بار کوانتیده (Quantized) شود.
برای این منظور باید واحدی نیز می بود. دیراک با نگاهی جدید سعی در شکافت مساله کرد و با انجام اعمال بسیار پیچیده در ریاضی و با استفاده از تابع دلتا (تابع دیراک) دریافت که واحد بار کوانتیده باید عکس واحد بنیادین بار الکتریکی باشد.
دیراک در تمام این محاسبات ذره ی فرضی را الکترون در نظر گرفته بود و لازم بود که فضا-زمان را از یکدیگر باز کنیم. 
دیراک برای این کار ریسمان دیراک (Dirac String) را بوجود آورد. رفتار این ریسمان تقریبا همانند سیم پیچ در اثر آهارونوف – بوم (Aharonov-Bohm Effect) بود.
اثر مذکور تاثیر بار بر میادین مغناطیسی را در غیاب ذره در میدان بررسی می کند. 
به دلیل بیان تمام این مطالب جدید تئوری های دیگری که در راس آنها تئوری شاخص (Gauge Theory) قرار داشت سعی در شناخت ساده تر بار کوانتیده کردند.
در سری تئوری های شاخص نیز فرضیه ای که از همه بیشتر مورد توجه قرار گرفت در مکانیک هیگز (Higgs Mechanism) این موضوع را بررسی می کرد و تک قطبی هوفت – پولیاکوف (Hooft-Polyakov Monopole) نام داشت. ویژگی قابل توجهی که این مدل داشت نقطه ای نبودن بررسی آن بود. به این معنا که دیگر ذره ی خاصی مثل الکترون دیراک را مدنظر نداشت. 
در واقع این مدل دیگر محدود به پراکندگی ایده آل لورنتز نبود. 
همچنین در مدل دیراک از معادله ی دیراک استفاده شده بود که ذره را به حرکت الکترونی محدود می کرد. 
در معادله ی دیراک الکترون پس از یک چرخش به نقطه ی اول خود می رسد در صورتیکه مشخص نبود این ذرات تک قطبی چه نوع اسپینی دارد!
حال گفته بودیم برای بررسی مدل دیراک باید فضا-زمان را از هم باز کنیم.
توپولوژی (Topology) فضا-زمان در حالت معمول R4می باشد. اگر زمان را از آن حذف کنیم تقریبا مسئله هم ارز با هوموتوپی (Homotopy) خواهد شد و توپولوژی آن برابر با کره (S2) خواهد بود. 
لازم به ذکر است که در توپولوژی هوموتوپی دو تابع پیوسته است که از یک فضای توپولوژی به فضای دیگری می رود.
تئوری شاخص با این محاسبات نشان می دهد که تک قطبی دیراک الزاما نباید دارای بار کوانتیده باشد.
اگرچه این تئوری مسائل را در قالب یک گروه واحد (ماتریس واحد n x n) بررسی می کند که این نوع بررسی باید الزاما جدا از توپولوژی کره باشد. این بدان معناست که گروه واحد U(1) در Gauge Theory اصلا مماس بر کره نیست که توپولوژی برابری با آن داشته باشد و توپولوژی در کل اتصال و به همرسی فضاها در هندسه را بررسی می کند. 
این خود یک خلا بزرگ بود. زیرا پیش بینی دیراک در مورد بار کوانتیده اصلا درست توجیه نمی شد.
اما در سالهای بعد و با بدست آوردن مقدار تقریبا صفر برای یک تک قطبی از معادلات گاس و فارادی این تئوری ارزش خود را دوباره پیدا کرد. 
بعد از مدتی تئوری های شاخص و کوانتومی سعی کردند که با یکدیگر یک تئوری واحد را بیان کنند و به همین ترتیب GUT بیان شد. این تئوری ذراتی را به نام دیون (Dyon) معرفی می کند که هم زمان هم بار الکتریکی دارند و هم بار مغناطیسی. طبق این مدل تک قطبی مغناطیسی ذره ای است که بار الکتریکی صفر و عدد لپتونی یک دارد.
این بدان معناست که تک قطبی مغناطیسی مانند الکترون نباید واپاشی داشته باشد و تجزیه شود. 
همچنین این مدل طبق معادلات فریدمان (Freidmann Equations) بیان می کند چگالی ذرات تک قطبی در دنیای ما حدودا باید 1011 برابر چگالی چرخشی (Critical Density) باشد. بنابراین باید به طور متداول در دنیای ما قابل رصد باشند. (در بین هر 1029 ذره یک تک قطبی باید دیده شود).
گرچه پیش بینی می شود این ذرات ارتباط زیادی با X Bosons و Y Bosons داشته باشند و محدوده ی جرم آنها در آزمایشات 600 (Gev/C2) تا 1017 (Gev/C2) تعیین شده است اما از آنجا که ایجاد این نوع از بوزون ها حتی در CERN به دلیل جرم زیادشان امکان ناپذیر می باشد هنوز این ایده در حد یک فرض مانده است. 
اما دانشمندان در تلاش هستند که این نوع بوزون ها را در توجیه واپاشی پروتون به کار گیرند. این ایده ها در صورتی ببان شده اند که در سال های اخیر در ژاپن توانسته اند نیمه عمر تقریبی پروتون منفرد را 1035 سال پیش بینی کنند که این نتیجه عملا ورود این بوزون ها را به مسئله نقض می کند. 
گرچه تا به حال ذره ای تک قطبی مشاهده نشده است و دقیقا بر همین مبنا مدل های کیهان شناسی پیش بینی می کنند که این ذرات بعد از بیگ بنگ تنها باید تعداد کمی را شامل شوند!
اگر این مدل را بخواهیم بپذیریم باید نتیجه ی آزمایشات را به دو نوع بوزون مذکور ربط دهیم که تک قطبی ها را محدود به اجرام بسیار بالا می کند!
دیدگاه VMR-PCR:
در "مدل کیهانی VMR-PCR" بیان کردیم که این نظریه تمام عالم را به دو ذره یکی بوزون و دیگری فرمیون مرتبط می کند و این ذرات را تک قطبی و مکمل یکدیگر می خواند. 
این دو ذره در مرکز عالم وجود دارند و دارای جرم زیادی متمرکز در خود می باشند (که این جرم و چگالی زیاد باعث بیگ بنگ شده است). 
از آنجاییکه دنیا در حال انبساط است پس هنوز جرم متمرکز در مرکز دنیا باید مقدار عظیمی باشد. 
تمام این جرم را نمی توان به آن دو ذره مرتبط کرد اما گفتیم که همواره مقدار اختلاف بین نیروی دافعه ی خلا و ماده ناچیز است.
همچنین اینکه تنها دو ذره موجود باشد یا این خود نیز نیاز به بررسی و تجربه ی بیشتری است. اما اینکه چرا این ذرات در دنیا منتشر شده نیستند تنها می توانند یک جواب داشته باشد:
مقدار ذرات تک قطبی همیشه در مرکز دنیا ثابت است و در موقعیتی قرار دارد که وقتی نوبت به انتشار آنها می رسد جرم متمرکز در مرکز آنقدر کم است که دافعه ی خلا شروع به منقبض کردن دنیا می کند.
اما این مدل در هر حال می تواند مسئله ی انتشار نیافتن این ذرات در دنیا را توجیه کند. 
تنها تفاوتی که نمی گذارد این مدل نظر دانشمندان را تایید کند این مسئله است که مدل VMR-PCR به جای دو بوزون X و Y یک بوزون و یک فرمیون را پیشنهاد می کند. (X Boson – Y Fermion).
اینکه بار و دیگر پارامترها در این ذرات باید کوانتیده باشد از نظر VMR-PCR کاملا صحیح است.
زیرا در "مدل دینامیک و مکانیک VMR-PCR" بیان کردیم که کوانتوم در همرسی قطرهای ذوزنقه های ایجاد شده تعریف می شود و مرکز دنیا خود راس مثلث است. پس هرچیزی که در آنجاست باید کوانتیده باشد. 
اما مسلما بار الکتریکی برای یک ذره ی تک قطبی وجود ندارد. زیرا شارش باید بین دو منبع غیرهمنام صورت گیرد. 
چگونه بار الکتریکی در یک ذره ی منفرد تک قطبی شارش کند؟
اما بالعکس در این مدل برای مقدار بار مغناطیسی بی نهایت پیش بینی شده زیرا همانطور که در مدل کیهانی گفتیم قدرت میدان اجرام سماوی از بیگ بنگ تا به حال پیوسته در حال کاهش بوده است. 
اما در لحظات بعد از بیگ بنگ دارای بیشترین قدرت خود بوده اند. این نشانه ی وجود یک شارژ مغناطیسی در مرکز دنیاست. بنابراین نباید قدرت میدان و بار مغناطیسی ای محدودی داشته باشد. 
مشکل دیگری که بیان کردیم مسئله ی اسپین است. 
با فرض اینکه این دو ذره در کنار یکدیگر قرار گیرند و همدیگر را مکمل شون مدلی برای چرخش و دوران آنها ایجاد نمی شود. زیرا یکی از آنها فرمیون با اسپین نیمه صحیح و دیگری بوزون با اسپین صحیح است.
گفتیم که مرکز دنیا بر راس مثلث در مدل VMR-PCR قرار دارد. به همین دلیل زمان سفر در نظر گرفته می شود.
بر همین مبنا متوجه می شویم که سرعت این ذرات نیز صفر است و الزاما اسپین آنها صفر می شود.
ولی با یک مثال نتیجه را بهتر بیان می کنیم. 
اگر جرمی با سرعت بی نهایت در حال چرخش به دور خود باشد آیا ما متوجه می شویم که در حال چرخش است؟
ثابت به نظر می رسد. زیرا در هر لحظه هر نقطه ای از آن در همه جا وجود دارد. 
این خیلی بعید است که با چگالی زیاد مرکز دنیا چرخشی برای آن نداشته باشیم. 
سرعت نهایت در VMR-PCR همان C2 است. بنابراین اینگونه اسپین هم باید در نهایت خود باشد.
مقدار آن مشخص نیست. زیرا دلایل واضحی برای تعیین آن نداریم اما هرچه هست در نهایت است. 
بنابراین آن را بی نهایت می نامیم.
این مدل دیگر جای سوالی را باقی نمی گذارد.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

تاریخچه مختصر فیزیک

یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱
۱۱:۳٢ ‎ق.ظ
پرویز برومندنژاد

ما قبل تاریخ: همانطور که پیشینیان از روی تجربه و آزمایش به خواص باطنی تعدادی از اجسام پی برده و از ترکیب مواد به وسایل مختلف (تشویه، نکلیس، تقطیر و ...) مواد شیمیایی به دست آورده و برای علمای شیمی جدید مایه ای درست کرده اند، همینطور هم تحقیق در خواص فیزیکی اجسام از مسایل تازه نیست و از قدیم الایام انسان در صدد کشف آنها بوده و فیزیک جدید در حقیقت مولود توجهات و تحقیقات پیشینیان می باشد. مثلاً تالس که از قدیمی ترین حکمای سبعه است و در شش قرن قبل از میلاد می زیسته ثابت کرد که از مالش کهربا خاصیتی در آن ظاهر می شود که اجسام سبک را جذب می کند. 
همچنین فیثاغورث ریاضیدان و حکیم معروف یونانی به همراه شاگردانش به پاره ای مسائل و قضایای صوت پی برده بودند. ارسطو نیز در چهار قرن قبل از میلاد تئوری های دقیقی در باب کائنات الجو (قوس و قزح، هاله های قمری و شمسی، شفق شمالی و شبنم) استخراج کرده است. ارشمیدس در سه قرن قبل از میلاد آتی از قبیل جرثقیل، منجنیق، میزان الغلظه و پیچ ارشمیدس را اختراع نمود. قانونی را که ارشمیدس موفق به کشف آن گردید از این قرار است: بر کلیه اجسام مرتمسه در سیال (مایعات و گازها) فشاری از زیر به رو وارد می آید که مقدار آن مساوی است با وزن سیال تغییر مکان یافته. بطلمیوس نیز منجم و ریاضیدان یونانی قرن دوم میلادی تحقیقات عمیقی راجع به نور کرده است. پس از بطلمیوس تحقیقات فیزیکی تا قرن سیزدهم متوقف شد و فقط عده ای از قبیل جابر و محمد بن موسی در این رشته زحماتی کشیدند و اطلاعات قابل توجهی کسب کردند.
قرون وسطی: در این قرن دو اختراع مهم به عمل آمد. یکی آئینه های صیقلی و دیگری عینک. در قرن چهاردهم استفاده از قطب نما تعمیم یافت. قرن پانزدهم تقریباً چیز مهمی راجع به فیزیک ندارد. ولی در قرن شانزدهم مباحث ثقل و نورو مغناطیس کمال یافته اند. جانسون میکروسکوپ را اختراع کرد (1590) و روبرت نورمن میل مغناطیسی را تعیین نمود و بالاخره ژیلبرت اولین تجارب علمی الکتریکی و مغناطیسی را در کتاب معروفش (magnefe) منتشر ساخت. 
فیزیک جدید: پایه فیزیک جدید در قرن هفدهم توسط گالیله گذارده شد. ترازوی آبی- میزان الحراره و دوربین نجومی از اختراعات و کشفیات او می باشد. رصدهای دقیق گالیله او را به سلسله هیئت کوپرنیک هدایت نمود و برعکس نظریه قدما که زمین را مرکز عالم می دانستند ثابت کرد که مرکز عالم شمسی خورشید است نه زمین. اگرچه اول مخترع میزان الحراره گالیله می باشد ولی نقطه ذوب یخ را برای صفر میزان الحراره (دماسنج) هوک قرار داد و ثبوت غلیان آن را هالی تعیین کرد. دکارت قوانین انکسار و تئوری قوس قزح را بنا نهاد. توریچلی نیز میزان الهوا (دماسنج) را ساخت. نیوتن منجم، ریاضیدان و فیزیکدان انگلیسی جاذبه عمومی عالم را کشف کرد. بویل ماشین تخلیه هوا را که قاضی عدلیه شهر ماگدبورگ اختراع کرده بود تکمیل نمود. اگرچه قرن هجدهم برای فیزیک به درخشندگی قرن هفدهم نمی باشد ولی آن را قرن بی ثمری هم نمی توان نامید. 
در این قرن دوفه جذب و دفع های الکتریکی را تحت تحقیق درآورد و الکتریسیته این است که دو الکتریسیته هم جنس یکدیگر را دفع و دو الکتریسیته مخالف همدیگر را جذب می نمایند. خلاصه کارهای دوفه به تجسسات بی فایده علما خاتمه داد و از آن به بعد الکتریسیته وارد تاریخ تازه ای شد. سال 1800 تجربه گالوانی، ولتا را به اختراع پیل یعنی اساس الکتریسیته جاری هدایت کرد. در این قرن خیالی هواپیمایی که از آرزوهای دیرینه بشر بود در ذهن اروپائیان قوت گرفت از جمله دو برادر میشل منگفلیه و اتین منگفلیه رئیس کارخانه کاغذ سازی آننه که در پنجم ژوئن سال 1783 بالنی درست کرده و به هوا فرستادند بسیاری از دانشمندان برای کشفیات علمی با بالن های مدور به ارتفاعات بالا رفته اند از جمله گی لوساک فیزیکدان و شیمیدان معروف فرانسوی که تا حدود 7000 متری رفت و ملاحظه نمود که در این ارتفاع هوا به قدری خشک می باشد که پوست بدن جمع می شود و کاغذ و مقوا مثل اینکه در مجاورت آتش شدیدی باشند پیچیده و لوله می شوند در قرن نوزدهم دامنه فیزیک بسط شایانی پیدا کرد و مخصوصاً استفاده از آلات فیزیکی در صنایع و کارخانجات روز به روز رو به افزایش نهاد. در سال 1801 کارلیسل و نیکلسون آب را تجزیه کردند. در سال 1807 دیوی به وسیله تجزیه الکتریکی املاح قلیایی سدیم و پتاسیم را به دست آورد. پلانته آ کومولاتر را ساخت. ارستد دانشمند دانمارکی ثابت کرد که جریان الکتریسیته عقربه مغناطیسی را که همیشه به جهت ثابتی متوجه است منحرف می سازد (1819). باید دانست که مبحث مغناطیس الکتریکی نتیجه اکتشافات دو دانشمند برجسته یعنی ارستد و آمپر می باشد. فارادی نیز الکتریسیته را بنا نهاد. آراگو قانون آمپر را تکمیل کرده و گائوس از بزرگترین منجمین و ریاضیدانان آلمانی اختراع تلگراف را تکمیل کرد . بعدها طبیعی دان آمریکایی بنام مرس الفبایی برای تلگراف درست کرده و دستگاه آن را ساخت. بالاخره پس از آنکه دامنه الکتریسیته وسعت یافت، واسطه انتقال اخبار جریات الکتریسیته شد.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

هفت شگفتی عظیم در جهان فیزیک

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٩:٠٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

ما به جایی رسیده‌ایم که که بدون حل کردن برخی از مشکلات و مسایل فیزیک، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیکی، اطلاعات بیشتری کسب کنیم. برای درک مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امکان سفر در زمان، نیاز داریم که بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد. 

1) جهان هستی چگونه برپاست؟ 

ما به جایی رسیده‌ایم که که بدون حل کردن برخی از مشکلات و مسایل فیزیک، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیکی، اطلاعات بیشتری کسب کنیم. برای درک مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امکان سفر در زمان، نیاز داریم که بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد. 
هم‌اکنون یک ایده‌ی خوب در ذهن ما هست که می‌تواند منتج به کشف حقیقت و بنیاد هستی شود. علم فیزیک در قرن بیستم بر پایه‌ی انقلابهای دوگانه‌ی مکانیک کوانتومی (تئوری ماهیت جسم) و نظریه‌ی معروف اینشتین در مورد فضا، زمان و جاذبه معروف به نسبیت، بنا شده است. اما وقتی شما به دو تعریف نهایی از واقعیت دست پیدا می‌کنید زمانی که تنها یک واقعیت را موجود می‌بینید، این راضی‌کننده نیست. 
تلاش برای یگانه‌سازی این دو تئوری، موانع تکنیکی فنی و مفهومی وحشتناکی را بر سر راه بهترین نظریه‌پردازان فیزیک در طول دهه‌های گذشته قرار داده و آنان را به چالش کشیده است. برای مثال از آنجایی که جاذبه، خودش را به عنوان یک عامل ایجاد انحراف در فضای چهاربعدی زمان-مکان معرفی می‌کند، پذیرش نظریه‌ی کوانتومی در مورد جاذبه ایجاد مشکل می‌کند. از یک جهت، این به معنای پذیرش شک و تردید هایزن‌برگ در مورد فرضیات موجود راجع به زمان – مکان به شکل فی‌نفسه است که قطعاً مشکل‌ساز خواهد بود. 
اما ممکن است این تردیدها، یک معنای دیگر هم داشته باشند و آن به معنای وجود یک مشکل در رابطه با گرایش و رویکرد ما نسبت به قضیه است. شاید ما نباید مفهوم جاذبه را به تنهایی بررسی کنیم. اکثر تلاشهایی که برای یکسان‌سازی نظریات موجود در مورد جاذبه انجام شدند، خود منجر به این گشتند که تعریف کیفیت و کمیت جاذبه، وارد یک بحث و میدان جدید شود که به ناچار همه‌ی نیروهای طبیعت مانند همه‌ی اجزای زیراتمی را به یک چارچوب تئوریک محدود می‌کند. این ایده‌یی است که برخی از فیزیک‌دانها آن را “تئوری همه‌چیز” می‌خوانند.

نظریه‌ی جدیدی که در حال حاضر مطرح می‌شود، نظریه‌ی “فرا-رشته‌یی” است که به وجود حلقه‌های کوچک و ریز رشته‌یی اتمی به عنوان سازنده‌ی همه‌ی مواد حکم می‌دهد. فرضیه‌ی دیگری که وجود دارد و به تئوری ام مشهور است هنوز کمی پیچیده و مبهم به نظر می‌رسد و می‌تواند به عنوان لایه‌یی که در ابعاد وسیعتر فضایی حرکت دارد، تصویر شد. اما مرحله و روند پیشرفت در این نظریه‌ها در بهترین حالت، اینگونه جمع‌بندی می‌شود که هیچ کس دقیقاً به یاد نمی‌آورد وجود حرف “M” در نظریه‌ی ام، دقیقاً به چه دلیلی است و چه واژه‌یی را تداعی می‌کند. راه درازی در پیش است…
2) آیا “ضدجاذبه‌”ی اینشتین واقعاً یک اشتباه بود؟ 
اینشتین، ضدجاذبه را بزرگترین اشتباه خود می‌شمارد. اما به نظر می‌رسد که او با اضافه کردن یک نظریه‌ی ضدجاذبه به فرضیه‌ی نسبیت خود که آن را شرط فلسفه‌ی انتظام گیتی می‌خوانند، کار درستی انجام داده است. 
این شرط اضافه در فرضیه‌ی نسبیت، به فضا یک خاصیت تدافعی نسبت می‌دهد به این معنا که فضا خودش را دفع می‌کند، گسترده‌تر می‌شود و هرچه سریعتر این روند افزایش گستردگی ادامه می‌یابد. اینشتین این عامل به ظاهر بی‌ارزش را اضافه کرد چرا که تصور می‌شد جهان هستی ثابت است و بی‌حرکت. در نتیجه نیاز بود تا نیرویی وجود داشته باشد و قدرت کشش جاذبه‌یی زمین را بالانس و دچار تعادل کند که مواد موجود بر روی زمین، کوچک و کوچکتر نشوند. 
اما در دهه‌ی 1920، ادوین هابل کشف کرد که جهان هستی خود به خود در حال گسترش و افزایش است. در نتیجه اینشتین نیز نظریه‌ی “تعادل انتظامی گیتی” را به دلیل ترس، پس گرفت! 
اما به نظر می‌رسد این ایده نباید محو شود. نظریه‌ی کوانتومی میدانها، ثابت می‌کند که حتی فضاهای خالی نیز با انرژی زیاد در حال طغیان و جنب و جوش هستند. در واقع همان تاثیر جاذبه‌یی g=10 که نظریه‌ی ضدجاذبه‌ی اینشتین را توصیف می‌کند. این نظریه در مورد قدرت دافعه‌ (که در مقابل جاذبه مطرح می‌شود) مقداری گنگ و مبهم است اما به آن یک ارزش تخمینی می‌دهد. 
تقریباً 10 سال پیش، فضانوردان متوجه شدند که سرعت گسترش ابعاد جهان هستی در حال افزایش است و در نتیجه نظریات آزمایش خود در مورد نیروی ضدجاذبه را مطرح کردند. در عین ناباوری و سرگردانی فیزیکدانها هم این فضانوردان، قدرت ضدجاذبه را شامل 120 نیرو دانستند که 10 بار از مقدار پیش‌بینی‌شده‌ی قبلی کوچکتر است. 
این نتیجه، بسیار گمراه‌کننده و عجیب است. اگر تعادل برقرار شده میان جاذبه و دافعه، مقداری برابر با صفر بود، در نتیجه یکی از قوانین عمیق و مهم طبیعی در موردش صدق می‌کرد اما یک عدد غیرصفر که تازه با تئوری ابتدایی نیز غیرقابل مقایسه شناخته شده را نمی‌شود تعبیر کرد. 
برای وخیم‌تر کردن شرایط، کیهان‌شناسان به ایده‌یی علاقه‌مند شدند که نیروی دافعه‌ی بسیار قوی و بزرگی در اولین مرحله‌ی تفکیک پس از انفجار بزرگ یا Big Bang را مطرح می‌کند چرا که این نظریه، سناریوی جذاب و محبوب مربوط به زمین غیرمسطح و در حال افزایش حجم را تایید می‌کند. با توجه به این تئوری، جهان هستی پس از تولد و شکل‌گیری، با سرعتی غیرقابل باور توسط یک عامل قدرتمند و عظیم، تغییر حجم داد و این نیرو را قدرت ضدجاذبه یا دافعه ایجاد نمود.

در نتیجه اگر بخواهیم دلیل و برهانی بر این افزایش حجم سریع و روزافزون بیابیم، به نظریه‌یی نیاز داریم که توضیح دهد چرا ضدجاذبه در ابتدا بسیار قوی و شدید بود، سپس با شتاب و سرعت کاهش مقدار پیدا کرد و سپس به مقداری در حوالی صفر رسید. به عبارت دیگر، ما می‌خواهیم بدانیم که چرا نیروی ضدجاذبه، تقریباً در اولین فازهای شکل‌گیری جهان هستی حذف و محو شد اما به طور کلی از بین نرفت؟
یک احتمال این است که نیرو بر اثر گذشت زمان، محو می‌شود. احتمال دیگر می‌تواند این باشد که نیرو در فضا تغییر می‌کند و در نتیجه ممکن است از ورای دوربین تلسکوپهای ما، همه چیز بسیار بزرگتر از آنچه هستند نشان داده شوند. اگر اینگونه است، در نتیجه هر جسمی در آن منطقه، با سرعت در کهکشانها و ستاره‌های دیگر پخش و متلاشی می‌شد و در نتیجه اصلاً هیچ ناظری نمی‌توانست حضور داشته باشد تا نیرو را اندازه بگیرد. 
آنچه که ما نیاز داریم، یک تئوری است که قدرت نیروی دافعه یا ضدجاذبه را به اندازه‌ی بخشی از قدرت همه‌ی نیروهای موجود در طبیعت برای ما تعریف کند. متاسفانه به نظر نمی‌رسد که تئوریهای موجود مثل تئوری فرارشته‌یی یا تئوری “ام”، این میزان خاص را مشخص کنند و مقدار کمی که باقی می‌ماند هم همچنان ناشناخته و اسرارآمیز خواهد بود. در نتیجه باید دوباره به سوال یک رجوع کنیم!

3) چرا ما در سه بعد زندگی می‌کنیم؟ 
آیا اینکه زمین ما سه بعد دارد، اتفاقی است یا باید برایش دنبال یک تعبیر عمیقتر گشت؟ بعضی از تئوریسین‌ها معتقدند که فضای به وجودآمده بر اثر انفجار بزرگ، تنها به صورت اتفاقی از سه بعد تشکیل گشت و ممکن است قسمتهای دیگری از جهان هستی وجود داشته باشند که ابعادشان متفاوت باشد. 
مثلاً هیچ دلیل منطقی نمی‌توان یافت برای پاسخ به این سوال که چرا مثلاً جهان هستی فقط دو بعد ندارد. چندصد سال پیش، ادوین آبوت اثری به نام “زمین مسطح” نوشت که در آن جهانی دوبعدی را تصویر کرد. جهانی که در آن اجسام و موجودات حیات خود را تنها بر روی “سطح” ادامه می‌دادند. اما فیزیک جهان دوبعدی با فیزیک جهان ما بسیار متفاوت خواهد بود. برای مثال در فضای دو بعدی، امواج به شفافیت انتشار در فضای سه بعدی، پخش نمی‌شوند و باعث ایجاد انواع مشکلات در سیگنال‌رسانی و انتقال اطلاعات می‌گردند. و نیز از آنجایی که زندگی آگاهانه، به فرآیند انتقال درست و صحیح اطلاعات بستگی دارد، در نتیجه این تفاوتها کافی خواهند بود برای اینکه مشاهدات ما را تنها در حد مناطقی ناشناخته محدود نگاه دارند. 
تصور کردن فراتر از سه بعد نیز مشکلات مختلفی به همراه خواهد داشت. در چنین حالتی، سیستمهای نجومی و سیاره‌یی غیرممکن می‌شوند چرا که عکس قانون جاذبه یعنی قانون قدرتهای افزایشی به وجود خواهد آمد. در نتیجه به نظر می‌رسد که جهان سه بعدی تنها جهانی است که وجود دارد و فیزیکدانها می‌توانند درباره‌اش بنویسند. اما نکات ریزی وجود دارد که باعث می‌شود این فرضیه با شک و تردید همراه باشد. 
شاید فضا سه بعدی نیست و تنها اینگونه برای ما نشان داده می‌شود. شاید فضا 9 یا 10 بعد دارد و حتی ابعاد بیشتر! برخی از تئوریهایی که قصد یکپارچه‌سازی نیروهای طبیعت را دارند مانند فرضیه‌ی فرا-رشته‌یی، امکان وجود تعداد ابعاد بیشتری نسبت به آنچه که ما می‌بینیم را رد نمی‌کنند. 
دلیلشان نیز این است که بسیاری از معادلاتی که برای توصیف وضعیت موجود به کار می‌روند، با در نظر گرفتن تعداد بیشتر ابعاد، نتایج بهتری می‌دهند! در نتیجه نمی‌توان آن را کاملاً بی‌معنی دانست. ابعاد اضافی فضا، سابقه‌ی حل بسیاری از مشکلات و مسایل حل‌ناشدنی فیزیک را دارند. برای مثال اینشتین برای توصیف کردن جاذبه، به یک بعد اضافی نیاز داشت و آن، زمان بود. و تئودور کالوتزا نیز یک بعد به سه بعد اثبات شده اضافه کرد چرا که می‌خواست نظریات جاذبه را با فرضیات ماکس‌ول در مورد الکترومغناطیس، همگون سازد. 
مطمئناً ما نمی‌توانیم بعد چهارم را ببینیم اما این هم احتمالاً یک دلیل دارد. این بعدهای اضافه، می‌توانند بسیار کوچک و فشرده شوند. یک لوله‌ی پلیمری آب را از دور در نظر بگیرید. مانند یک خط دراز و معوج به نظر می‌رسد. از یک بعد نزدیکتر آن را نگاه کنید. به شکل تیوب یا لوله دیده می‌شود. اما آنچه که در حقیقت این لوله را می‌سازد، یک سطح دایره‌یی شکل کوچک است که دور محیط لوله چرخیده است. به طور مشابه، بعد چهارم نیز می‌تواند چنین لوله‌یی باشد که دور فضای سه‌بعدی می‌چرخد اما آنقدر کوچک است که دیده نمی‌شود. 
در نتیجه تصور کردن ابعاد بسیار زیادتری که اینگونه در فضا پنهان‌ شده‌اند، به راحتی ممکن است. اما متاسفانه نظریه‌ی فرا-رشته‌یی هنوز دقیقاً سه بعد گشوده‌شده را تایید نمی‌کند در نتیجه برای تصور ما نسبت به جهان هستی هم تعریف درستی نمی‌توان ارایه داد. 
اما برای تصور کردن یک بعد جدید، راههای دیگری هم هست. فرض کنید نیروهای فیزیکی بتوانند نور و جسم را به یک صفحه‌ی سه‌بعدی مسطح یا ورقی‌شکل تقلیل دهند و محدود کنند در حالی که به برخی پدیده‌های دیگر فیزیکی اجازه می‌دهند تا وارد بعد چهارم شوند. ساکن شدن سطوح دو بعدی به جای اجسام سه‌بعدی در فضاهای مشخص باعث می‌شود تا هر جسم و پدیده‌یی به شکل طرح و نقشه‌اش نشان داده شود. مثلاً ما یک توپ کره‌یی شکل را به صورت دایره ببینیم! به طریق مشابه، ممکن است ادعا شود که ما در حال حاضر تنها تصویری سه بعدی از اجسام و مفاهیمی را می‌بینیم که در واقع چهاربعدی هستند. 
اما فضای “سه لایه‌یی” ما می‌تواند تنها در چهار بعد نیز محدود نشود. لایه‌های قابل کشف دیگری نیز می‌توانند وجود داشته باشند که در فضای چهاربعدی حضور دارند. اثبات این فرضیه، انجام آزمایشهایی تازه را می‌طلبد که وجود بعد چهارم را نیز به ما نشان دهد. اما این نظریه وجود دارد که برخورد لایه‌های چندبعدی در مقیاسهای این‌چنینی می‌تواند به تکرار شدن “انفجار بزرگ” منجر گردد در نتیجه حضور ما بر روی کره‌ی زمین شاید اصلاً موید همین مطلب باشد که فضا واقعاً سه‌بعدی نیست!

4) آیا سفر در زمان امکانپذیر است؟ 
شاید سوال یک نیز بازگویی همین سوال باشد. ماهیت جسم و جاذبه‌ی کوانتومی را فراموش کنید. شاید این سوال را هر کسی دوست دارد که پاسخ دهد. سفر در زمان به یک موضوع علمی – تخیلی مورد علاقه و جذاب برای مردم تبدیل شد پس از اینکه اچ.جی. ولز، رمان نوگرایانه و جالب خود با نام “ماشین زمان” را نوشت. اما هرآنچه که اینجا مطرح شده، لزوماً علمی – تخیلی نیست. برای مثال سفر در زمان به سوی آینده، یک واقعیت علمی پذیرفته شده است. تئوری نسبیت اینشتین تایید می‌کند که یک جسم ناظر و مشاهده‌گر در برابر زمین، می‌تواند به سمت آینده‌ی زمین جهش کند. این تاثیر را ساعتهای اتمی ثابت کرده‌اند. 
اما اینگونه درگیر شدن با تار و پودهای زمان، به سرعتی مشابه سرعت نور نیاز دارد که شاید در تئوری قابل اثبات و ممکن باشد اما به یک شاهکار بزرگ مهندسی نیاز دارد، حتی اگر به بودجه و هزینه‌هایش فکر نکنیم. اما سفر در زمان به سمت عقب، مشکلات بزرگتری خواهد داشت. نسبیت، این فرضیه را تایید نمی‌کند که یک جسم ناظر بتواند در دو بعد زمان-مکان سفر کند و به عقب هم برگردد. اما در همه‌ی داستانها و سناریوها، چنین شرایط خارق‌العاده‌یی نیز در نظر گرفته شده است. 
یکی از راههای سفر به عقب در زمان، استفاده از یک “لانه‌ی مار” فضایی خواهد بود. تئوریسین‌ها معتقدند چنین تونل یا دروازه‌ی ستاره‌یی که دو نقطه را در ابعاد زمان – مکان به یکدیگر متصل کند، وجود دارد. اگر یکی‌شان را پیدا کنید و داخلش بپرید، چند لحظه‌ی بعد از نقطه‌یی دیگر در جهان هستی سردر خواهید آورد. آنها معتقدند اگر چنین چاله‌یی وجود داشته باشد، می‌توان آن را با ماشین زمان نیز مطابق و هماهنگ کرد. می‌توانید از طریق آن سفر کنید و نه تنها از یک مکان دیگر سر دربیاورید، که وارد یک زمان دیگر نیز بشوید. این “زمان” می‌تواند در گذشته یا آینده باشد. 
اگر امکان سفر به گذشته وجود داشته باشد، انواع پارادوکس‌ها و تضادها نیز اتفاق خواهند افتاد. مانند معمای یک مسافر زمان که به سالهای گذشته می‌رود و مادرش را وقتی یک کودک است، به قتل می‌رساند. از این تضادها می‌توان گریخت اگر اصرار بورزیم و بدانیم که هیچ چیز نمی‌تواند قانون علت و معلول و کنش و واکنش را از بین ببرد. اما سفری دوطرفه در مسیر زمان، هنوز پیچیده و غیرقابل هضم است. 
برای بسیاری از فیزیکدانها، این مساله بسیار غیرعقلانی است. استفان هاوکینگز نظریه‌ی “تخمین محافظت از تسلسل وقایع” را مطرح می‌کند و معتقد است که یک نیرو یا عامل خاص باعث می‌شود تا اجسام فیزیکی یا نیروها نتوانند به گذشته برگردند. این مساله شاید به دلیل موانع و سدهای فیزیکی اساسی بر سر راه ساخت ماشین زمان اتفاق می‌افتد. برای مثال انرژی خلاء کوانتومی در صورتی که هیچ محدودیتی برای ورود به حفره‌های ماری فضا نداشته باشد، طغیان خواهند کرد و دفع خواهند شد. 
این مساله همچنان لاینحل باقی مانده اما موضوعی است که بسیاری از مردم، وقت و تلاش خود را صرف آن می‌کنند. همانطور که هاوکینگز اشاره کرده، صرف هزینه برای تحقیق در مورد سفر به زمان بسیار سخت است. در نتیجه به نظر می‌رسد برهان یا تکذیبیه‌یی برای حل این مساله، خود به مشکلات عمومی دیگر منجر شود. مانند طرح یک نظریه‌ی رام‌شدنی و قابل دسترسی در مورد جاذبه‌ی کوانتومی.

5) آیا ما در یک صافی کهکشانی زندگی می‌کنیم؟ 
سیاهچاله‌های آشنای کهکشانی همچنان می‌توانند باعث ایجاد بهت و حیرت برای فیزیکدانهای تئوریست شوند. یک سیاهچاله‌ی فضایی می‌تواند زمانی که یک ستاره‌ی بزرگ آتش می‌گیرد و محو می‌شود، تشکیل گردد. هسته‌ی آن بر اثر جاذبه‌ی درونی فراوان، به دو نیم تقسیم می‌شود. اگر جسم به لحاظ شکلی، کروی باشد، آنگاه همه‌ی مواد تجزیه‌شده از ریشه با نسبتهای مساوی به سمت مرکز هندسی هسته، ریزش می‌کنند در نتیجه مقدار میدان چگالنده و میدان جاذبه به بی‌نهایت میل خواهد کرد. تا زمانی که جاذبه، خود را به عنوان تاروپودی از هندسه‌ی مکان – زمان معرفی می‌کند، میزان خمیدگی و پیچش این دو بعد یعنی زمان و مکان، به بی‌نهایت میل خواهد کرد و برای زمان – مکان یا هر دوی آنها، یک خط مرز و محدوده خواهد ساخت. ریاضیدانها، این پدیده را تکین یا فردیت می‌نامند. 
هیچ کس نمی‌داند که از این فردیت‌ها، چه چیزی حاصل می‌شود. آیا فضا-زمان، همانجا به پایان خواهد رسید یا این فردیتها به از کارافتادگی نظریات ما منجر می‌شوند؟ اگر زمان – مکان مرز و حدودی داشته باشد، آنگاه پیش‌بینی کردن حاصل آن نیز غیرممکن خواهد بود. از آنجایی که پیش بینی و فلسفه‌ی جبر و تقدیر، پایه‌ی همه‌ی تصاویر علمی و منطقی از جهان حاضر را تشکیل می‌دهد، فردیتها می‌توانند پا را از مرزهایی فراتر بگذارند که علم نمی‌تواند. 
وقتی یک سیاهچاله‌ی فضایی، حاصل یک تفرد را در بربگیرد، آن دیگر پوشیده و مستور می‌شود و دیگر تهدیدآمیز نیست. در 1967، راجر پنروز، فرضیه‌ی “سانسور فضایی” را مطرح کرد. در این فرضیه، اعتقاد بر این بود که همه‌ی تفردهای ایجادشده بر اساس کاهش جاذبه، قاعدتاً توسط سیاهچاله‌های فضایی پوشیده می‌شوند و در نتیجه برای ما غیرقابل مشاهده هستند. راه چاره نیز غیرقابل دسترسی بود یعنی وجود تفردهای ناپوشیده که می‌توانند باعث اتفاقاتی بدون توجیه و دلیل منطقی و عقلانی شوند. 
سپس چند سال بعد، استفان هاوکینگز، یک پیچیدگی دیگر در مورد این مساله را نیز مطرح کرد. او متوجه شد که سیاهچاله‌ها، امواج گرمایی از خود منتشر می‌کنند و به آرامی تجزیه می‌شوند. تئوریسین‌های فیزیکی، آنچه که ممکن بود در پایان اتفاق بیفتد را اینگونه تصور کردند: آیا این تبخیر و تبدیل در نهایت، تفردهای موجود در دل سیاهچاله‌ها را نمایان و بی‌پرده خواهد کرد؟ 
این مساله در مباحث مربوط به تئوری اطلاعات نیز به شکلی دیگر مطرح شد. وقتی ستاره‌یی از یک سیاهچاله برمی‌خیزد، محتوای اطلاعات جزیی ستاره (مانند تعداد اجزا و ذره‌هایی که از آن تشکیل شده است و از هر نوع ذره و قسمت، چند تکه عضو در ستاره به کار رفته) برای یک ناظر بیرونی، غیرقابل مشاهده خواهد بود. 
در نتیجه زمانی که یک سیاهچاله‌ی فضایی از بین می‌رود، آیا اطلاعات بر اثر نوعی از تابش که هاوکینگز مطرح کرد، دوباره برمی‌گردند؟ این سیاهچاله‌ها به نظر می‌رسد به وضوح در همه‌جای جهان هستی وجود دارند و حاضر هستند. اگر پیچ‌ و تابهای موجود در حفره‌های ماری (حفره‌های تکینی) باعث آشکار شدن یک چاله‌ی جدید در بعد فضا – زمان می‌شوند، پس می‌توان نتیجه گرفت که جهان هستی مثل یک کف‌گیر یا صافی فضایی در حال نشست کردن است؟ اگر اینگونه است، پس محتویاتش به کجا می‌روند؟ 

6) جهان هستی از چه چیز ساخته شده است؟ 
دریغ و افسوس که این سردرگمی همچنان ادامه دارد. فیزیکدانها دقیقاً نمی‌دانند و مطمئن نیستند که آنجا چه چیزهایی هست. در نجوم اینگونه مطرح می‌شود که آنچه شما می‌بینید، دقیقاً آنچه نیست که وجود دارد. ستاره‌ها، سیاره‌ها و توده‌های غبار موجود در فضا از اتم‌های معمولی تشکیل شده‌اند. اما برای هر گرم از اجرام معمولی در جهان هستی، چندین گرم اجرام نادیده و ناشناخته وجود دارد. 
ما این را از نوع حرکت ستاره‌ها می‌دانیم. کهکشان راه شیری بیش از حد تند می‌چرخد و این برای نیروی جاذبه ایجاد مشکل می‌کند که همه‌ی اجسام و اجرام قابل مشاهده‌ی بر روی آن را نگاه دارد. ستاره‌های اطراف نیز اگر مقدار زیادی از اجرام و اجسام فضایی در اطرافشان در حال کشیده شدن نبودند، حتماً سقوط می‌کردند. کهکشانهای دیگر نیز همین‌گونه اند. حجم زیادی از مواد و اجرام نادیده و ناشناس در بین کهکشانها وجود دارند که آنها را به دسته‌های در حال جنب و جوش و آسیاب کردن تبدیل می‌کنند. 
اگر جهان هستی را یک کل در نظر بگیریم، آنگونه که گسترش پیدا می‌کند و پس‌زمینه‌ی کهکشانی در حال ساطع کردن امواج گرمازا (پس‌فروزشهای در حال محو شدن پس از انفجار بزرگ) یعنی همه‌ی اجزای ظاهری و قابل رویت جهان هستی، به وجود یک اصل فراگیر و نافذ اشاره می‌کنند، یعنی جهان پنهان هستی. 
تئوریهای این‌چنینی در مورد ماهیت ماده یا “جرم تاریک” باز هم وجود دارند. از دسته‌های بزرگ سیاهچاله‌های فضایی گرفته تا ذرات ریز تجزیه شده‌ بر اثر انفجار بزرگ. اساساً در این مورد، سه ایده‌ی اصلی وجود دارد. نخستین ایده، نظریه‌ی “انرژی تاریک” است که مانند اجرام محو و پنهان درون فضا به شکل یکسان و یکنواخت پراکنده شده‌اند، رفتار می‌کند. مشاهدات به ما نشان می‌دهد که این اجرام می‌توانند بیش از دو سوم کل مواد جهان هستی را تشکیل دهند. نظریه‌ی دوم، نظریه‌ی “اشیای نورانی فشرده و حجیم” معروف به MACHO است. اشیایی مانند کوتوله‌های قهوه‌یی فضایی! فضانوردان، برخی از آنها را کشف کرده‌اند اما برای تشکیل دادن باقی‌مانده‌ی جهان هستی، این اشیا بسیار ناچیز هستند. 
در نهایت، اجزا و ذرات ریز زیراتمی مانند نوترونها را داریم. این اجرام روان و سیال به سختی با دیگر اجرام و مواد تعامل می‌کنند و بسیار گنگ و نامعلوم به نظر می‌رسد که آیا آنها به کره‌ی زمین هم وارد می‌شوند یا نه. تعداد بسیار زیادی از آنها وجود دارند که شاید هر گروه یک میلیارد نوترونی از آنها، فقط به اندازه‌ی یک نوترون در برابر تمام مقادیر موجود در گیتی به حساب بیاید اما احتمالاً این ذرات جرم بسیار کمی دارند و بخش کوچک و ناچیزی از مواد و اجرام موجود در جهان را تشکیل می‌دهند. 
تئوریسین‌ها معتقد به وجود نوع دیگری از ماده‌های پرنفوذ هستند که جرم قابل توجه و فراوانی دارند و به عنوان WIMP یا “ذرات حجیم کم‌تعامل” شناخته می‌شوند و آزمایشها برای به دست آوردن و جمع‌آوری آنها در حال انجام است. 
ایده‌های عجیب و هیجان‌انگیز دیگری مانند مواد و اجرام پنهان شده در بعد چهارم یا وجود یک جهان دیگر در سایه‌ی کهکشهانهای شناخته شده نیز مطرح شده‌اند. شاید ماهیت جهان تاریک، مرکبی از بسیاری چیزها باشد که بسیاری از آنها هنوز هم ناشناخته‌اند. آنچه که واضح و مبرهن است اینکه به نظر می‌رسد اتمهای معمولی و رایجی که ما و کره‌ی زمین از آنها ساخته شده‌ایم، تنها بخش کوچکی از کل جرم و ماده‌ی موجود در جهان هستی را شامل می‌شود که بخش عمده‌ی آن را ناشناخته‌ها تشکیل می‌دهند.

7) این سوالهای من از کجا می‌آیند؟

هوشمندی و آگاهی انسانها از کجا می‌آید؟ چرا برخی الگوها و صفحات سلولی الکتریکی مانند صفحات سلولی در مغز، دارای احساس و اندیشه هستند در حالی که برخی دیگر از این صفحات مانند سلولهای سراسری در دستگاه گوارش یا دستگاه تنفسی احتمالاً چنین احساساتی را ندارند؟ یا از سوی دیگر، چگونه می‌شود که مفاهیم انتزاعی و غیرجسمانی مانند تفکرات یا آرزوها می‌توانند الکترونها و یون‌ها را به سمت مغز حرکت دهند و دستگاه حرکت فیزیکی بدن را تحریک نمایند؟ 
یا آیا این سوالات فقط مغلطه‌ی بی‌معنا و بی‌مورد مفاهیم هستند؟ آیا فیزیکدانها این سوالات را به راحتی پاسخ می‌دهند؟ عده‌یی فکر می‌کنند که این سوالها برای فیزیکدانها، به آسانی پاسخ داده می‌شوند. ارتباط دادن جهان مادی و جهان معنوی، چیزی است که اکثر فیزیکدانها از آن اجتناب و دوری می‌کنند. اما اگر فیزیک مدعی باشد که یک علم جهان‌شمول و عمومی است، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که آگاهی و معرفت علمی، تعریفی عام و تلفیقی از هر دوی این مفاهیم است. 
مکانیک کوانتومی به عنوان یک کلید در این زمینه شناخته شده است. بیشتر به این دلیل که ناظر بیرونی، نقشی اساسی در تعریف و تعبیر سیستمهای کوانتومی بازی می‌کند. اما هنوز راه زیادی مانده تا این موضوع روشن شود که تاثیرات کوانتومی می‌تواند به کل دستگاه و مجموعه‌ی نورونها و سلولهای عصبی برسد یا نه. 
شاید کلید رسیدن به پاسخ، رجوع کردن به تعریف زندگی است. هیچ کس نمی‌داند که دقیقاً چگونه، کجا و چه زمانی، حیات شروع شد. شاید تلفیقی از مواد شیمیایی بی‌جان، در ابتدا منجر به تشکیل شدن بدن یک موجود زنده شد. به نظر نمی‌رسد که این اتفاق به شکل آنی و لحظه‌یی و در یک مرحله افتاده باشد و بی‌هیچ گفت‌وگویی، می‌توان ادعا کرد که یک فرآیند فیزیکی پیچیده و طولانی طی شده اما هنوز مشخص نیست که این سیر تکامل حیات، از مشکلات و مسایلی است که باید در حوزه‌ی فیزیک بررسی شود یا نه. 
گاهی اوقات ادعا می‌شود که زندگی بر پایه‌ی قانونهای فیزیکی نوشته شده است. البته این مساله درست است که اگر این قوانین اندکی متفاوت بودند، زندگی به طور کلی دگرگون می‌شد اما هیچ چیزی در این قانونهای شناخته شده وجود ندارد که جسم یا مفهومی را به ساماندهی در زندگی مجبور کند. اگر قانون حیات نیز در طبیعت وجود داشته باشد، نمی‌توان در لابه‌لای قانونهای فیزیکی آن را یافت که خاستگاهش، نظریاتی چون تئوری اطلاعات و… است. علاوه بر اینها، یک سلول زنده، نوعی از ماده‌ی ناشناخته و جادویی نیست که یک سیستم و نظام بسیار پیچیده‌ی پردازش و تکرار اطلاعات است. 
قوانین حاکم بر تئوری اطلاعات یا تئوری پیچیدگی، همچنان مورد استفاده هستند. در سطح مشابه و از سوی دیگر، همانطور که اروین شرودینگر در دهه‌ی 1920 ادعا کرده بود، مکانیک کوانتومی نیز نقش مهمی در تاریخچه‌ی حیات بازی می‌کند. 
هرچند که قوانین مربوط به پردازش کوانتومی اطلاعات، به شکل قابل ملاحظه‌یی با سیستمهای کلاسیک بیولوژیک تفاوت دارند اما می‌توانند کلیدی برای حل این مشکلات و پاسخ به این سوالها باشندما به جایی رسیده‌ایم که که بدون حل کردن برخی از مشکلات و مسایل فیزیک، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیکی، اطلاعات بیشتری کسب کنیم. برای درک مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امکان سفر در زمان، نیاز داریم که بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد. 


1) جهان هستی چگونه برپاست؟ 

ما به جایی رسیده‌ایم که که بدون حل کردن برخی از مشکلات و مسایل فیزیک، نمی‌توانیم در مورد حقایق و پدیده‌های جالب و شگفت‌انگیز دیگر فیزیکی، اطلاعات بیشتری کسب کنیم. برای درک مفاهیمی مثل خاستگاه و بنیاد جهان هستی، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌های فضایی یا امکان سفر در زمان، نیاز داریم که بدانیم جهان هستی چگونه ادامه‌ی حیات می‌دهد. 
هم‌اکنون یک ایده‌ی خوب در ذهن ما هست که می‌تواند منتج به کشف حقیقت و بنیاد هستی شود. علم فیزیک در قرن بیستم بر پایه‌ی انقلابهای دوگانه‌ی مکانیک کوانتومی (تئوری ماهیت جسم) و نظریه‌ی معروف اینشتین در مورد فضا، زمان و جاذبه معروف به نسبیت، بنا شده است. اما وقتی شما به دو تعریف نهایی از واقعیت دست پیدا می‌کنید زمانی که تنها یک واقعیت را موجود می‌بینید، این راضی‌کننده نیست. 
تلاش برای یگانه‌سازی این دو تئوری، موانع تکنیکی فنی و مفهومی وحشتناکی را بر سر راه بهترین نظریه‌پردازان فیزیک در طول دهه‌های گذشته قرار داده و آنان را به چالش کشیده است. برای مثال از آنجایی که جاذبه، خودش را به عنوان یک عامل ایجاد انحراف در فضای چهاربعدی زمان-مکان معرفی می‌کند، پذیرش نظریه‌ی کوانتومی در مورد جاذبه ایجاد مشکل می‌کند. از یک جهت، این به معنای پذیرش شک و تردید هایزن‌برگ در مورد فرضیات موجود راجع به زمان – مکان به شکل فی‌نفسه است که قطعاً مشکل‌ساز خواهد بود. 
اما ممکن است این تردیدها، یک معنای دیگر هم داشته باشند و آن به معنای وجود یک مشکل در رابطه با گرایش و رویکرد ما نسبت به قضیه است. شاید ما نباید مفهوم جاذبه را به تنهایی بررسی کنیم. اکثر تلاشهایی که برای یکسان‌سازی نظریات موجود در مورد جاذبه انجام شدند، خود منجر به این گشتند که تعریف کیفیت و کمیت جاذبه، وارد یک بحث و میدان جدید شود که به ناچار همه‌ی نیروهای طبیعت مانند همه‌ی اجزای زیراتمی را به یک چارچوب تئوریک محدود می‌کند. این ایده‌یی است که برخی از فیزیک‌دانها آن را “تئوری همه‌چیز” می‌خوانند.

نظریه‌ی جدیدی که در حال حاضر مطرح می‌شود، نظریه‌ی “فرا-رشته‌یی” است که به وجود حلقه‌های کوچک و ریز رشته‌یی اتمی به عنوان سازنده‌ی همه‌ی مواد حکم می‌دهد. فرضیه‌ی دیگری که وجود دارد و به تئوری ام مشهور است هنوز کمی پیچیده و مبهم به نظر می‌رسد و می‌تواند به عنوان لایه‌یی که در ابعاد وسیعتر فضایی حرکت دارد، تصویر شد. اما مرحله و روند پیشرفت در این نظریه‌ها در بهترین حالت، اینگونه جمع‌بندی می‌شود که هیچ کس دقیقاً به یاد نمی‌آورد وجود حرف “M” در نظریه‌ی ام، دقیقاً به چه دلیلی است و چه واژه‌یی را تداعی می‌کند. راه درازی در پیش است…
2) آیا “ضدجاذبه‌”ی اینشتین واقعاً یک اشتباه بود؟ 
اینشتین، ضدجاذبه را بزرگترین اشتباه خود می‌شمارد. اما به نظر می‌رسد که او با اضافه کردن یک نظریه‌ی ضدجاذبه به فرضیه‌ی نسبیت خود که آن را شرط فلسفه‌ی انتظام گیتی می‌خوانند، کار درستی انجام داده است. 
این شرط اضافه در فرضیه‌ی نسبیت، به فضا یک خاصیت تدافعی نسبت می‌دهد به این معنا که فضا خودش را دفع می‌کند، گسترده‌تر می‌شود و هرچه سریعتر این روند افزایش گستردگی ادامه می‌یابد. اینشتین این عامل به ظاهر بی‌ارزش را اضافه کرد چرا که تصور می‌شد جهان هستی ثابت است و بی‌حرکت. در نتیجه نیاز بود تا نیرویی وجود داشته باشد و قدرت کشش جاذبه‌یی زمین را بالانس و دچار تعادل کند که مواد موجود بر روی زمین، کوچک و کوچکتر نشوند. 
اما در دهه‌ی 1920، ادوین هابل کشف کرد که جهان هستی خود به خود در حال گسترش و افزایش است. در نتیجه اینشتین نیز نظریه‌ی “تعادل انتظامی گیتی” را به دلیل ترس، پس گرفت! 
اما به نظر می‌رسد این ایده نباید محو شود. نظریه‌ی کوانتومی میدانها، ثابت می‌کند که حتی فضاهای خالی نیز با انرژی زیاد در حال طغیان و جنب و جوش هستند. در واقع همان تاثیر جاذبه‌یی g=10 که نظریه‌ی ضدجاذبه‌ی اینشتین را توصیف می‌کند. این نظریه در مورد قدرت دافعه‌ (که در مقابل جاذبه مطرح می‌شود) مقداری گنگ و مبهم است اما به آن یک ارزش تخمینی می‌دهد. 
تقریباً 10 سال پیش، فضانوردان متوجه شدند که سرعت گسترش ابعاد جهان هستی در حال افزایش است و در نتیجه نظریات آزمایش خود در مورد نیروی ضدجاذبه را مطرح کردند. در عین ناباوری و سرگردانی فیزیکدانها هم این فضانوردان، قدرت ضدجاذبه را شامل 120 نیرو دانستند که 10 بار از مقدار پیش‌بینی‌شده‌ی قبلی کوچکتر است. 
این نتیجه، بسیار گمراه‌کننده و عجیب است. اگر تعادل برقرار شده میان جاذبه و دافعه، مقداری برابر با صفر بود، در نتیجه یکی از قوانین عمیق و مهم طبیعی در موردش صدق می‌کرد اما یک عدد غیرصفر که تازه با تئوری ابتدایی نیز غیرقابل مقایسه شناخته شده را نمی‌شود تعبیر کرد. 
برای وخیم‌تر کردن شرایط، کیهان‌شناسان به ایده‌یی علاقه‌مند شدند که نیروی دافعه‌ی بسیار قوی و بزرگی در اولین مرحله‌ی تفکیک پس از انفجار بزرگ یا Big Bang را مطرح می‌کند چرا که این نظریه، سناریوی جذاب و محبوب مربوط به زمین غیرمسطح و در حال افزایش حجم را تایید می‌کند. با توجه به این تئوری، جهان هستی پس از تولد و شکل‌گیری، با سرعتی غیرقابل باور توسط یک عامل قدرتمند و عظیم، تغییر حجم داد و این نیرو را قدرت ضدجاذبه یا دافعه ایجاد نمود.

در نتیجه اگر بخواهیم دلیل و برهانی بر این افزایش حجم سریع و روزافزون بیابیم، به نظریه‌یی نیاز داریم که توضیح دهد چرا ضدجاذبه در ابتدا بسیار قوی و شدید بود، سپس با شتاب و سرعت کاهش مقدار پیدا کرد و سپس به مقداری در حوالی صفر رسید. به عبارت دیگر، ما می‌خواهیم بدانیم که چرا نیروی ضدجاذبه، تقریباً در اولین فازهای شکل‌گیری جهان هستی حذف و محو شد اما به طور کلی از بین نرفت؟
یک احتمال این است که نیرو بر اثر گذشت زمان، محو می‌شود. احتمال دیگر می‌تواند این باشد که نیرو در فضا تغییر می‌کند و در نتیجه ممکن است از ورای دوربین تلسکوپهای ما، همه چیز بسیار بزرگتر از آنچه هستند نشان داده شوند. اگر اینگونه است، در نتیجه هر جسمی در آن منطقه، با سرعت در کهکشانها و ستاره‌های دیگر پخش و متلاشی می‌شد و در نتیجه اصلاً هیچ ناظری نمی‌توانست حضور داشته باشد تا نیرو را اندازه بگیرد. 
آنچه که ما نیاز داریم، یک تئوری است که قدرت نیروی دافعه یا ضدجاذبه را به اندازه‌ی بخشی از قدرت همه‌ی نیروهای موجود در طبیعت برای ما تعریف کند. متاسفانه به نظر نمی‌رسد که تئوریهای موجود مثل تئوری فرارشته‌یی یا تئوری “ام”، این میزان خاص را مشخص کنند و مقدار کمی که باقی می‌ماند هم همچنان ناشناخته و اسرارآمیز خواهد بود. در نتیجه باید دوباره به سوال یک رجوع کنیم!

3) چرا ما در سه بعد زندگی می‌کنیم؟ 
آیا اینکه زمین ما سه بعد دارد، اتفاقی است یا باید برایش دنبال یک تعبیر عمیقتر گشت؟ بعضی از تئوریسین‌ها معتقدند که فضای به وجودآمده بر اثر انفجار بزرگ، تنها به صورت اتفاقی از سه بعد تشکیل گشت و ممکن است قسمتهای دیگری از جهان هستی وجود داشته باشند که ابعادشان متفاوت باشد. 
مثلاً هیچ دلیل منطقی نمی‌توان یافت برای پاسخ به این سوال که چرا مثلاً جهان هستی فقط دو بعد ندارد. چندصد سال پیش، ادوین آبوت اثری به نام “زمین مسطح” نوشت که در آن جهانی دوبعدی را تصویر کرد. جهانی که در آن اجسام و موجودات حیات خود را تنها بر روی “سطح” ادامه می‌دادند. اما فیزیک جهان دوبعدی با فیزیک جهان ما بسیار متفاوت خواهد بود. برای مثال در فضای دو بعدی، امواج به شفافیت انتشار در فضای سه بعدی، پخش نمی‌شوند و باعث ایجاد انواع مشکلات در سیگنال‌رسانی و انتقال اطلاعات می‌گردند. و نیز از آنجایی که زندگی آگاهانه، به فرآیند انتقال درست و صحیح اطلاعات بستگی دارد، در نتیجه این تفاوتها کافی خواهند بود برای اینکه مشاهدات ما را تنها در حد مناطقی ناشناخته محدود نگاه دارند. 
تصور کردن فراتر از سه بعد نیز مشکلات مختلفی به همراه خواهد داشت. در چنین حالتی، سیستمهای نجومی و سیاره‌یی غیرممکن می‌شوند چرا که عکس قانون جاذبه یعنی قانون قدرتهای افزایشی به وجود خواهد آمد. در نتیجه به نظر می‌رسد که جهان سه بعدی تنها جهانی است که وجود دارد و فیزیکدانها می‌توانند درباره‌اش بنویسند. اما نکات ریزی وجود دارد که باعث می‌شود این فرضیه با شک و تردید همراه باشد. 
شاید فضا سه بعدی نیست و تنها اینگونه برای ما نشان داده می‌شود. شاید فضا 9 یا 10 بعد دارد و حتی ابعاد بیشتر! برخی از تئوریهایی که قصد یکپارچه‌سازی نیروهای طبیعت را دارند مانند فرضیه‌ی فرا-رشته‌یی، امکان وجود تعداد ابعاد بیشتری نسبت به آنچه که ما می‌بینیم را رد نمی‌کنند. 
دلیلشان نیز این است که بسیاری از معادلاتی که برای توصیف وضعیت موجود به کار می‌روند، با در نظر گرفتن تعداد بیشتر ابعاد، نتایج بهتری می‌دهند! در نتیجه نمی‌توان آن را کاملاً بی‌معنی دانست. ابعاد اضافی فضا، سابقه‌ی حل بسیاری از مشکلات و مسایل حل‌ناشدنی فیزیک را دارند. برای مثال اینشتین برای توصیف کردن جاذبه، به یک بعد اضافی نیاز داشت و آن، زمان بود. و تئودور کالوتزا نیز یک بعد به سه بعد اثبات شده اضافه کرد چرا که می‌خواست نظریات جاذبه را با فرضیات ماکس‌ول در مورد الکترومغناطیس، همگون سازد. 
مطمئناً ما نمی‌توانیم بعد چهارم را ببینیم اما این هم احتمالاً یک دلیل دارد. این بعدهای اضافه، می‌توانند بسیار کوچک و فشرده شوند. یک لوله‌ی پلیمری آب را از دور در نظر بگیرید. مانند یک خط دراز و معوج به نظر می‌رسد. از یک بعد نزدیکتر آن را نگاه کنید. به شکل تیوب یا لوله دیده می‌شود. اما آنچه که در حقیقت این لوله را می‌سازد، یک سطح دایره‌یی شکل کوچک است که دور محیط لوله چرخیده است. به طور مشابه، بعد چهارم نیز می‌تواند چنین لوله‌یی باشد که دور فضای سه‌بعدی می‌چرخد اما آنقدر کوچک است که دیده نمی‌شود. 
در نتیجه تصور کردن ابعاد بسیار زیادتری که اینگونه در فضا پنهان‌ شده‌اند، به راحتی ممکن است. اما متاسفانه نظریه‌ی فرا-رشته‌یی هنوز دقیقاً سه بعد گشوده‌شده را تایید نمی‌کند در نتیجه برای تصور ما نسبت به جهان هستی هم تعریف درستی نمی‌توان ارایه داد. 
اما برای تصور کردن یک بعد جدید، راههای دیگری هم هست. فرض کنید نیروهای فیزیکی بتوانند نور و جسم را به یک صفحه‌ی سه‌بعدی مسطح یا ورقی‌شکل تقلیل دهند و محدود کنند در حالی که به برخی پدیده‌های دیگر فیزیکی اجازه می‌دهند تا وارد بعد چهارم شوند. ساکن شدن سطوح دو بعدی به جای اجسام سه‌بعدی در فضاهای مشخص باعث می‌شود تا هر جسم و پدیده‌یی به شکل طرح و نقشه‌اش نشان داده شود. مثلاً ما یک توپ کره‌یی شکل را به صورت دایره ببینیم! به طریق مشابه، ممکن است ادعا شود که ما در حال حاضر تنها تصویری سه بعدی از اجسام و مفاهیمی را می‌بینیم که در واقع چهاربعدی هستند. 
اما فضای “سه لایه‌یی” ما می‌تواند تنها در چهار بعد نیز محدود نشود. لایه‌های قابل کشف دیگری نیز می‌توانند وجود داشته باشند که در فضای چهاربعدی حضور دارند. اثبات این فرضیه، انجام آزمایشهایی تازه را می‌طلبد که وجود بعد چهارم را نیز به ما نشان دهد. اما این نظریه وجود دارد که برخورد لایه‌های چندبعدی در مقیاسهای این‌چنینی می‌تواند به تکرار شدن “انفجار بزرگ” منجر گردد در نتیجه حضور ما بر روی کره‌ی زمین شاید اصلاً موید همین مطلب باشد که فضا واقعاً سه‌بعدی نیست!

4) آیا سفر در زمان امکانپذیر است؟ 
شاید سوال یک نیز بازگویی همین سوال باشد. ماهیت جسم و جاذبه‌ی کوانتومی را فراموش کنید. شاید این سوال را هر کسی دوست دارد که پاسخ دهد. سفر در زمان به یک موضوع علمی – تخیلی مورد علاقه و جذاب برای مردم تبدیل شد پس از اینکه اچ.جی. ولز، رمان نوگرایانه و جالب خود با نام “ماشین زمان” را نوشت. اما هرآنچه که اینجا مطرح شده، لزوماً علمی – تخیلی نیست. برای مثال سفر در زمان به سوی آینده، یک واقعیت علمی پذیرفته شده است. تئوری نسبیت اینشتین تایید می‌کند که یک جسم ناظر و مشاهده‌گر در برابر زمین، می‌تواند به سمت آینده‌ی زمین جهش کند. این تاثیر را ساعتهای اتمی ثابت کرده‌اند. 
اما اینگونه درگیر شدن با تار و پودهای زمان، به سرعتی مشابه سرعت نور نیاز دارد که شاید در تئوری قابل اثبات و ممکن باشد اما به یک شاهکار بزرگ مهندسی نیاز دارد، حتی اگر به بودجه و هزینه‌هایش فکر نکنیم. اما سفر در زمان به سمت عقب، مشکلات بزرگتری خواهد داشت. نسبیت، این فرضیه را تایید نمی‌کند که یک جسم ناظر بتواند در دو بعد زمان-مکان سفر کند و به عقب هم برگردد. اما در همه‌ی داستانها و سناریوها، چنین شرایط خارق‌العاده‌یی نیز در نظر گرفته شده است. 
یکی از راههای سفر به عقب در زمان، استفاده از یک “لانه‌ی مار” فضایی خواهد بود. تئوریسین‌ها معتقدند چنین تونل یا دروازه‌ی ستاره‌یی که دو نقطه را در ابعاد زمان – مکان به یکدیگر متصل کند، وجود دارد. اگر یکی‌شان را پیدا کنید و داخلش بپرید، چند لحظه‌ی بعد از نقطه‌یی دیگر در جهان هستی سردر خواهید آورد. آنها معتقدند اگر چنین چاله‌یی وجود داشته باشد، می‌توان آن را با ماشین زمان نیز مطابق و هماهنگ کرد. می‌توانید از طریق آن سفر کنید و نه تنها از یک مکان دیگر سر دربیاورید، که وارد یک زمان دیگر نیز بشوید. این “زمان” می‌تواند در گذشته یا آینده باشد. 
اگر امکان سفر به گذشته وجود داشته باشد، انواع پارادوکس‌ها و تضادها نیز اتفاق خواهند افتاد. مانند معمای یک مسافر زمان که به سالهای گذشته می‌رود و مادرش را وقتی یک کودک است، به قتل می‌رساند. از این تضادها می‌توان گریخت اگر اصرار بورزیم و بدانیم که هیچ چیز نمی‌تواند قانون علت و معلول و کنش و واکنش را از بین ببرد. اما سفری دوطرفه در مسیر زمان، هنوز پیچیده و غیرقابل هضم است. 
برای بسیاری از فیزیکدانها، این مساله بسیار غیرعقلانی است. استفان هاوکینگز نظریه‌ی “تخمین محافظت از تسلسل وقایع” را مطرح می‌کند و معتقد است که یک نیرو یا عامل خاص باعث می‌شود تا اجسام فیزیکی یا نیروها نتوانند به گذشته برگردند. این مساله شاید به دلیل موانع و سدهای فیزیکی اساسی بر سر راه ساخت ماشین زمان اتفاق می‌افتد. برای مثال انرژی خلاء کوانتومی در صورتی که هیچ محدودیتی برای ورود به حفره‌های ماری فضا نداشته باشد، طغیان خواهند کرد و دفع خواهند شد. 
این مساله همچنان لاینحل باقی مانده اما موضوعی است که بسیاری از مردم، وقت و تلاش خود را صرف آن می‌کنند. همانطور که هاوکینگز اشاره کرده، صرف هزینه برای تحقیق در مورد سفر به زمان بسیار سخت است. در نتیجه به نظر می‌رسد برهان یا تکذیبیه‌یی برای حل این مساله، خود به مشکلات عمومی دیگر منجر شود. مانند طرح یک نظریه‌ی رام‌شدنی و قابل دسترسی در مورد جاذبه‌ی کوانتومی.

5) آیا ما در یک صافی کهکشانی زندگی می‌کنیم؟ 
سیاهچاله‌های آشنای کهکشانی همچنان می‌توانند باعث ایجاد بهت و حیرت برای فیزیکدانهای تئوریست شوند. یک سیاهچاله‌ی فضایی می‌تواند زمانی که یک ستاره‌ی بزرگ آتش می‌گیرد و محو می‌شود، تشکیل گردد. هسته‌ی آن بر اثر جاذبه‌ی درونی فراوان، به دو نیم تقسیم می‌شود. اگر جسم به لحاظ شکلی، کروی باشد، آنگاه همه‌ی مواد تجزیه‌شده از ریشه با نسبتهای مساوی به سمت مرکز هندسی هسته، ریزش می‌کنند در نتیجه مقدار میدان چگالنده و میدان جاذبه به بی‌نهایت میل خواهد کرد. تا زمانی که جاذبه، خود را به عنوان تاروپودی از هندسه‌ی مکان – زمان معرفی می‌کند، میزان خمیدگی و پیچش این دو بعد یعنی زمان و مکان، به بی‌نهایت میل خواهد کرد و برای زمان – مکان یا هر دوی آنها، یک خط مرز و محدوده خواهد ساخت. ریاضیدانها، این پدیده را تکین یا فردیت می‌نامند. 
هیچ کس نمی‌داند که از این فردیت‌ها، چه چیزی حاصل می‌شود. آیا فضا-زمان، همانجا به پایان خواهد رسید یا این فردیتها به از کارافتادگی نظریات ما منجر می‌شوند؟ اگر زمان – مکان مرز و حدودی داشته باشد، آنگاه پیش‌بینی کردن حاصل آن نیز غیرممکن خواهد بود. از آنجایی که پیش بینی و فلسفه‌ی جبر و تقدیر، پایه‌ی همه‌ی تصاویر علمی و منطقی از جهان حاضر را تشکیل می‌دهد، فردیتها می‌توانند پا را از مرزهایی فراتر بگذارند که علم نمی‌تواند. 
وقتی یک سیاهچاله‌ی فضایی، حاصل یک تفرد را در بربگیرد، آن دیگر پوشیده و مستور می‌شود و دیگر تهدیدآمیز نیست. در 1967، راجر پنروز، فرضیه‌ی “سانسور فضایی” را مطرح کرد. در این فرضیه، اعتقاد بر این بود که همه‌ی تفردهای ایجادشده بر اساس کاهش جاذبه، قاعدتاً توسط سیاهچاله‌های فضایی پوشیده می‌شوند و در نتیجه برای ما غیرقابل مشاهده هستند. راه چاره نیز غیرقابل دسترسی بود یعنی وجود تفردهای ناپوشیده که می‌توانند باعث اتفاقاتی بدون توجیه و دلیل منطقی و عقلانی شوند. 
سپس چند سال بعد، استفان هاوکینگز، یک پیچیدگی دیگر در مورد این مساله را نیز مطرح کرد. او متوجه شد که سیاهچاله‌ها، امواج گرمایی از خود منتشر می‌کنند و به آرامی تجزیه می‌شوند. تئوریسین‌های فیزیکی، آنچه که ممکن بود در پایان اتفاق بیفتد را اینگونه تصور کردند: آیا این تبخیر و تبدیل در نهایت، تفردهای موجود در دل سیاهچاله‌ها را نمایان و بی‌پرده خواهد کرد؟ 
این مساله در مباحث مربوط به تئوری اطلاعات نیز به شکلی دیگر مطرح شد. وقتی ستاره‌یی از یک سیاهچاله برمی‌خیزد، محتوای اطلاعات جزیی ستاره (مانند تعداد اجزا و ذره‌هایی که از آن تشکیل شده است و از هر نوع ذره و قسمت، چند تکه عضو در ستاره به کار رفته) برای یک ناظر بیرونی، غیرقابل مشاهده خواهد بود. 
در نتیجه زمانی که یک سیاهچاله‌ی فضایی از بین می‌رود، آیا اطلاعات بر اثر نوعی از تابش که هاوکینگز مطرح کرد، دوباره برمی‌گردند؟ این سیاهچاله‌ها به نظر می‌رسد به وضوح در همه‌جای جهان هستی وجود دارند و حاضر هستند. اگر پیچ‌ و تابهای موجود در حفره‌های ماری (حفره‌های تکینی) باعث آشکار شدن یک چاله‌ی جدید در بعد فضا – زمان می‌شوند، پس می‌توان نتیجه گرفت که جهان هستی مثل یک کف‌گیر یا صافی فضایی در حال نشست کردن است؟ اگر اینگونه است، پس محتویاتش به کجا می‌روند؟ 

6) جهان هستی از چه چیز ساخته شده است؟ 
دریغ و افسوس که این سردرگمی همچنان ادامه دارد. فیزیکدانها دقیقاً نمی‌دانند و مطمئن نیستند که آنجا چه چیزهایی هست. در نجوم اینگونه مطرح می‌شود که آنچه شما می‌بینید، دقیقاً آنچه نیست که وجود دارد. ستاره‌ها، سیاره‌ها و توده‌های غبار موجود در فضا از اتم‌های معمولی تشکیل شده‌اند. اما برای هر گرم از اجرام معمولی در جهان هستی، چندین گرم اجرام نادیده و ناشناخته وجود دارد. 
ما این را از نوع حرکت ستاره‌ها می‌دانیم. کهکشان راه شیری بیش از حد تند می‌چرخد و این برای نیروی جاذبه ایجاد مشکل می‌کند که همه‌ی اجسام و اجرام قابل مشاهده‌ی بر روی آن را نگاه دارد. ستاره‌های اطراف نیز اگر مقدار زیادی از اجرام و اجسام فضایی در اطرافشان در حال کشیده شدن نبودند، حتماً سقوط می‌کردند. کهکشانهای دیگر نیز همین‌گونه اند. حجم زیادی از مواد و اجرام نادیده و ناشناس در بین کهکشانها وجود دارند که آنها را به دسته‌های در حال جنب و جوش و آسیاب کردن تبدیل می‌کنند. 
اگر جهان هستی را یک کل در نظر بگیریم، آنگونه که گسترش پیدا می‌کند و پس‌زمینه‌ی کهکشانی در حال ساطع کردن امواج گرمازا (پس‌فروزشهای در حال محو شدن پس از انفجار بزرگ) یعنی همه‌ی اجزای ظاهری و قابل رویت جهان هستی، به وجود یک اصل فراگیر و نافذ اشاره می‌کنند، یعنی جهان پنهان هستی. 
تئوریهای این‌چنینی در مورد ماهیت ماده یا “جرم تاریک” باز هم وجود دارند. از دسته‌های بزرگ سیاهچاله‌های فضایی گرفته تا ذرات ریز تجزیه شده‌ بر اثر انفجار بزرگ. اساساً در این مورد، سه ایده‌ی اصلی وجود دارد. نخستین ایده، نظریه‌ی “انرژی تاریک” است که مانند اجرام محو و پنهان درون فضا به شکل یکسان و یکنواخت پراکنده شده‌اند، رفتار می‌کند. مشاهدات به ما نشان می‌دهد که این اجرام می‌توانند بیش از دو سوم کل مواد جهان هستی را تشکیل دهند. نظریه‌ی دوم، نظریه‌ی “اشیای نورانی فشرده و حجیم” معروف به MACHO است. اشیایی مانند کوتوله‌های قهوه‌یی فضایی! فضانوردان، برخی از آنها را کشف کرده‌اند اما برای تشکیل دادن باقی‌مانده‌ی جهان هستی، این اشیا بسیار ناچیز هستند. 
در نهایت، اجزا و ذرات ریز زیراتمی مانند نوترونها را داریم. این اجرام روان و سیال به سختی با دیگر اجرام و مواد تعامل می‌کنند و بسیار گنگ و نامعلوم به نظر می‌رسد که آیا آنها به کره‌ی زمین هم وارد می‌شوند یا نه. تعداد بسیار زیادی از آنها وجود دارند که شاید هر گروه یک میلیارد نوترونی از آنها، فقط به اندازه‌ی یک نوترون در برابر تمام مقادیر موجود در گیتی به حساب بیاید اما احتمالاً این ذرات جرم بسیار کمی دارند و بخش کوچک و ناچیزی از مواد و اجرام موجود در جهان را تشکیل می‌دهند. 
تئوریسین‌ها معتقد به وجود نوع دیگری از ماده‌های پرنفوذ هستند که جرم قابل توجه و فراوانی دارند و به عنوان WIMP یا “ذرات حجیم کم‌تعامل” شناخته می‌شوند و آزمایشها برای به دست آوردن و جمع‌آوری آنها در حال انجام است. 
ایده‌های عجیب و هیجان‌انگیز دیگری مانند مواد و اجرام پنهان شده در بعد چهارم یا وجود یک جهان دیگر در سایه‌ی کهکشهانهای شناخته شده نیز مطرح شده‌اند. شاید ماهیت جهان تاریک، مرکبی از بسیاری چیزها باشد که بسیاری از آنها هنوز هم ناشناخته‌اند. آنچه که واضح و مبرهن است اینکه به نظر می‌رسد اتمهای معمولی و رایجی که ما و کره‌ی زمین از آنها ساخته شده‌ایم، تنها بخش کوچکی از کل جرم و ماده‌ی موجود در جهان هستی را شامل می‌شود که بخش عمده‌ی آن را ناشناخته‌ها تشکیل می‌دهند.

7) این سوالهای من از کجا می‌آیند؟

هوشمندی و آگاهی انسانها از کجا می‌آید؟ چرا برخی الگوها و صفحات سلولی الکتریکی مانند صفحات سلولی در مغز، دارای احساس و اندیشه هستند در حالی که برخی دیگر از این صفحات مانند سلولهای سراسری در دستگاه گوارش یا دستگاه تنفسی احتمالاً چنین احساساتی را ندارند؟ یا از سوی دیگر، چگونه می‌شود که مفاهیم انتزاعی و غیرجسمانی مانند تفکرات یا آرزوها می‌توانند الکترونها و یون‌ها را به سمت مغز حرکت دهند و دستگاه حرکت فیزیکی بدن را تحریک نمایند؟ 
یا آیا این سوالات فقط مغلطه‌ی بی‌معنا و بی‌مورد مفاهیم هستند؟ آیا فیزیکدانها این سوالات را به راحتی پاسخ می‌دهند؟ عده‌یی فکر می‌کنند که این سوالها برای فیزیکدانها، به آسانی پاسخ داده می‌شوند. ارتباط دادن جهان مادی و جهان معنوی، چیزی است که اکثر فیزیکدانها از آن اجتناب و دوری می‌کنند. اما اگر فیزیک مدعی باشد که یک علم جهان‌شمول و عمومی است، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که آگاهی و معرفت علمی، تعریفی عام و تلفیقی از هر دوی این مفاهیم است. 
مکانیک کوانتومی به عنوان یک کلید در این زمینه شناخته شده است. بیشتر به این دلیل که ناظر بیرونی، نقشی اساسی در تعریف و تعبیر سیستمهای کوانتومی بازی می‌کند. اما هنوز راه زیادی مانده تا این موضوع روشن شود که تاثیرات کوانتومی می‌تواند به کل دستگاه و مجموعه‌ی نورونها و سلولهای عصبی برسد یا نه. 
شاید کلید رسیدن به پاسخ، رجوع کردن به تعریف زندگی است. هیچ کس نمی‌داند که دقیقاً چگونه، کجا و چه زمانی، حیات شروع شد. شاید تلفیقی از مواد شیمیایی بی‌جان، در ابتدا منجر به تشکیل شدن بدن یک موجود زنده شد. به نظر نمی‌رسد که این اتفاق به شکل آنی و لحظه‌یی و در یک مرحله افتاده باشد و بی‌هیچ گفت‌وگویی، می‌توان ادعا کرد که یک فرآیند فیزیکی پیچیده و طولانی طی شده اما هنوز مشخص نیست که این سیر تکامل حیات، از مشکلات و مسایلی است که باید در حوزه‌ی فیزیک بررسی شود یا نه. 
گاهی اوقات ادعا می‌شود که زندگی بر پایه‌ی قانونهای فیزیکی نوشته شده است. البته این مساله درست است که اگر این قوانین اندکی متفاوت بودند، زندگی به طور کلی دگرگون می‌شد اما هیچ چیزی در این قانونهای شناخته شده وجود ندارد که جسم یا مفهومی را به ساماندهی در زندگی مجبور کند. اگر قانون حیات نیز در طبیعت وجود داشته باشد، نمی‌توان در لابه‌لای قانونهای فیزیکی آن را یافت که خاستگاهش، نظریاتی چون تئوری اطلاعات و… است. علاوه بر اینها، یک سلول زنده، نوعی از ماده‌ی ناشناخته و جادویی نیست که یک سیستم و نظام بسیار پیچیده‌ی پردازش و تکرار اطلاعات است. 
قوانین حاکم بر تئوری اطلاعات یا تئوری پیچیدگی، همچنان مورد استفاده هستند. در سطح مشابه و از سوی دیگر، همانطور که اروین شرودینگر در دهه‌ی 1920 ادعا کرده بود، مکانیک کوانتومی نیز نقش مهمی در تاریخچه‌ی حیات بازی می‌کند. 
هرچند که قوانین مربوط به پردازش کوانتومی اطلاعات، به شکل قابل ملاحظه‌یی با سیستمهای کلاسیک بیولوژیک تفاوت دارند اما می‌توانند کلیدی برای حل این مشکلات و پاسخ به این سوالها باشند

موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

آیا مخترع موس، با محصول ابداعی خود تبدیل به فرد ثروتمندی شد؟

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
۸:٥٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

هنگامی که به اختراعات شگفت انگیز و تاریخ ساز ۱۰۰ سال گذشته نگاهی بیاندازیم، بی شک یکی از آنها که دنیا را تغییر داد، موس کامپیوتر بود. با نشانه روی و کلیک کردن، شما می توانید چیزهای مختلف را به راحتی روی صقحه نمایش کامپیوترتان مدیریت و اداره کنید. و کارهایی که کاربران کامپیوتر تا قبل از این اختراع، حتی فکرش را هم نمی کردند، قابل انجام و امکان پذیر شده اند. 

یک بار دیگر به طور جدی به موس کامپیوتر بیاندیشید. ما بدون آن چه می توانستیم کار کنیم؟ فکر کردن به دنیای بدون موس هم ترسناک است. اولین موس از یک جعبه چوبی ساخته شده بود و از چرخ های واقعی بهره می بٌرد! یعنی دقیقا چیزی مانند عکس زیر:

Sparksspace018[7]-001-narenji-ir.jpg

احتمالا حدس می زنید فردی که موس را اختراع کرد، با توجه به گستره کاربرد آن، باید میلیاردر شده باشد، درست است؟ پاسخ این سوال منفی است. Douglas Engelbart موس را در سال ۱۹۶۳ اختراع کرد و پتنت آن را در سال ۱۹۶۷ به نام خود ثبت داد. 

اما خب، مانند بسیاری از بزرگان علم، انگلبارت از زمان خود خیلی جلوتر بود و پیش از آنکه کامپیوترهای شخصی به همراه موس همه گیر شده و جای خود را در دنیای تکنولوژی باز کنند،متاسفانه اعتبار پتنت وی پایان یافته بود! و بدین گونه وی از هرگونه درآمدی از این اختراع بزرگ خود بی بهره ماند.


Douglas_Engelbart-001-narenji-ir.jpg

اما اعتباری که ابداعات این چنینی برای وی به ارمغان آوردند، بسیار فراوان بود. برای مثال، هنوز از مراسم معرفی موس، که در ۹ دسامبر ۱۹۸۰ در انستیتو تحقیقاتی استنفورد در منلو پارک انجام شده، به عنوان The Mother of all Demos یاد می کنند.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: دانستنی ها

آیا اصولی عمیقتر از عدم قطعیت و عدم موضعیت وجود دارند؟

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٥٠ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

آلبرت اینشتین در سال ۱۹۲۶ نوشت: «مکانیک کوآنتوم بسیار باشکوه است. اما ندایى درونى به من مى گوید کوآنتوم هنوز مفهومى واقعى نیست.» پس از سال ها که نظریه کوآنتوم به بلوغ رسیده است، آن ندا آرام تر شده است، اما هیچ گاه خاموش نشده بود. در بطن همخوانى ستایش آمیز از نظریه کوآنتوم همیشه زمزمه اى مبهم به گوش رسیده است. نظریه کوآنتوم در واپسین سال هاى قرن نوزدهم متولد شد و خیلى زود به یکى از ستون هاى فیزیک جدید بدل شد. این نظریه با دقتى باورنکردنى رفتار عجیب و غریب و دور از انتظار ذرات بسیار ریزى همچون اتم ها، الکترون ها و سایر موجودات جهان زیر میکروسکوپى را توصیف مى کند. اما موفقیت مکانیک کوآنتوم به قیمت مشقت بسیار حاصل شده است. کارکرد معادلات مکانیک کوآنتوم بسیار خوب است اما به نظر مى رسد که کاملاً بى معنى هستند. بدون توجه به اینکه چه نظرى در مورد مکانیک کوآنتوم داشته باشیم، این معادله ها رفتار ذرات را به شیوه اى که در تضاد با شهود ما باشند، مجاز مى شمارد. براى مثال چنین ذراتى مى توانند در وضعیت «برهم نهى» باشند. یعنى این ذرات مى توانند در آن واحد داراى دو خاصیت مجزاى کاملاً منحصر به فرد باشند. براى مثال ریاضیات نظریه کوآنتوم مى گوید یک اتم مى تواند تا زمانى که اختلالى ایجاد نشده و کسى آن را مشاهده نکرده است، در آن واحد هم در سمت راست جعبه و هم در سمت چپ جعبه باشد. این ایده امروز تقریباً همانقدر محل بحث است که ۸۰ سال پیش بود؛ زمانى که اروین شرودینگر برهم نهى را با مثال گربه اى نیمه مرده- نیمه زنده توصیف کرد. نکته در این است که مکانیک کوآنتوم معنى «وجود داشتن» را تغییر مى دهد. در دنیاى کلاسیک هر جسمى واقعیت محض دارد: حتى یک ابر گاز را مى توان به خوبى به صورت توپ هاى کوچک سخت بیلیارد تصور کرد که هرکدام از این توپ ها سرعت و موقعیت کاملاً تعریف شده اى دارند. به نظر مى رسد که نظریه کوآنتوم آن واقعیت محض را متزلزل مى کند. در حقیقت اصل مشهور عدم قطعیت که مستقیماً از ریاضیات نظریه کوآنتوم سربرآورده است، مى گوید موقعیت و اندازه حرکت ذره تعریف نشده است و کسب اطلاع در مورد یکى به معنى از دست دادن اطلاعات در مورد دیگرى است. فیزیکدانان کوآنتوم که با این عدم قطعیت سروکار دارند، مى گویند «وجود دارد»- در مورد اجسام بنیادى که موضوع معادلات نظریه کوآنتوم است- به این معنى نیست که اینها حقیقتاً ذره نیستند که واقعیت خارجى داشته باشند بلکه «احتمال موج» هستند که فقط زمانى که ناظر اندازه گیرى را انجام مى دهد، قابلیت تبدیل شدن به واقعیت را مى یابند. این مفهوم که از آن با عنوان تعبیر کپنهاگ یاد مى شود، وقتى معنا مى یابد که بپذیرید واقعیت، موج احتمال است و نه اجسام محض. با این همه هنوز هم نمى توان مفهوم عجیب دیگر نظریه کوآنتوم یعنى: عدم موضعیت را به طور کامل شرح داد. در سال ۱۹۳۵ اینشتین طرحى را ارائه کرد که هنوز هم در تضاد با عقل سلیم است. در آزمایش ذهنى وى دو ذره از یکدیگر جدا شده و به دو سوى مختلف کهکشان مى روند. اما این دو ذره «درهم تنیده» هستند (یعنى به لحاظ مکانیک کوآنتوم مستقل از هم نیستند) و به همین دلیل هر ذره آناً «احساس» مى کند که براى همزادش چه روى داده است. یکى را اندازه بگیرید، آنگاه دیگرى نیز آناً اندازه گیرى شده است؛ انگار همزادان به طریقى مرموز به رغم فاصله بسیار زیاد فضایى به طور آنى با یکدیگر ارتباط برقرار مى کنند. این «عدم موضعیت» یکى از نتایج ریاضیات نظرى کوآنتوم است و در آزمایشگاه نیز اندازه گیرى شده است. این کنش وهمناک آشکارا فاصله و جریان زمان را نادیده مى انگارد. در نظریه، این ذرات مى توانند پس از آنکه درهم تنیدگى آنان سنجیده شده است، درهم تنیده بمانند. در یک سطح مى توان گفت که عجیب و غریب بودن نظریه کوآنتوم مسئله اى ایجاد نمى کند. چارچوب ریاضیات نظریه سالم و بى عیب است و تمام این پدیده هاى عجیب را به خوبى توصیف مى کند. چه مشکلى پیش مى آید اگر ما انسان ها نتوانیم واقعیت فیزیکى متناسب با معادلات خود را تصور کنیم؟ به نظر بسیارى دیگر ناتوانى ما در درک نظریه کوآنتوم، بیانگر آن است که هنوز حقایق عمیق ترى باقى مانده است که باید آنها را درک کنیم. بعضى از فیزیکدانان معتقد به این ظرز تفکـر به شدت سرگرم طراحى آزمایش هایى هستند که مى تواند به بطن شگفتى نظریه کوآنتوم راه یابد. آنان به آرامى سرگرم آزمایشند تا دریابند که چرا برهم نهى کوآنتومى «فرو مى پاشد». این محققان ممکن است در این آزمایش ها به درک نقش اندازه گیرى در نظریه کوآنتوم نائل آیند و همراه با آن پى ببرند که چرا رفتار اجسام بزرگ با رفتار اجسام کوچک تفاوت دارد. دیگران نیز در جست وجوى راهى براى آزمودن تفسیرهاى مختلف از پدیده هاى شگفت نظریه کوآنتوم هستند. از جمله این پدیده ها مى توان به «جهان هاى چندگانه» اشاره کرد که مفاهیمى چون برهم نهى، درهم تنیدگى و سایر پدیده هاى کوانتومى را با وجود جهان هاى موازى توضیح مى دهد. دانشمندان امیدوارند تا از دستاوردهاى چنین تلاش هایى به ناخشنودى اى که منجر شد اینشتین بگوید: «خدا تاس نمى اندازد» غلبه کنند.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ترفندها , دانستنی ها

خلا صفر و جرم ذرات

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٩ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

اینکه اجسام جرم خود را از کجا به دست می‌آورند یکی از عمیق‌ترین اسرار طبیعت است. اکنون یک گروه از محققان فرضیه ای پیشنهاد کرده‌اند که بر مبنای آن جرم محصول تعامل میان ماده و خلا کوانتومی در کیهان است 

این نظریه در گذشته برای توضیح جرم حالت سکون مورد استفاده قرار گرفته بود. مقصود از جرم حالت سکون خاصیت مقاومت اجسام در مقابل تغییر سرعت (شتاب) است 

اما اکنون این نظریه برای تعریف جرم گرانشی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. مقصود از جرم گرانشی نیرویی است که ماده یا یک جسم مادی در درون یک میدان جاذبه احساس می‌کند 

سالهای سال نظر متعارف در میان دانشمندان دایر بر آن بود که چیزی که از آن با عنوان میدان هیگز یاد می‌کردند و معتقد بودند به وسیله ذره‌ای موسوم به بوزون هیگز تولید می‌شود مسئول بروز جرم در اجسام است 

اما مشکلی که وجود دارد آن است که به رغم هزینه و زمان زیادی که صرف شده و استفاده زیادی که از دستگاههای شتاب‌دهنده به عمل آمده هنوز هیچکس بوزون هیگز را در آزمایشگاه یا در عرصه کیهان ردیابی نکرده است. 

ذره هیگز در دهه ‪۱۹۷۰ به افتخار فیزیکدان انگلیسی پیتر هیگز نام گذاری شده و فرض بر آن است که این ذره دو میدان الکترومغناطیس و اندرکنش ضعیف بین هسته ای را به یکدیگر پیوند می‌زند و یکی می‌سازد 

در دهه ‪۱۹۹۰ آلفونسو روئیدا از دانشگاه دولتی کالیفرنیا در لانگ بیچ و برنارد هایش که در آن هنگام در موسسه فیزیک و اخترفیزیک کالیفرنیا تحقیق می کرد و اکنون در موسسه "منی وان نت ورکس ‪= Many One Networks شبکه های تکی-چندتایی" فعالیت می‌کند پیشنهاد کردند که یک میدان کاملا متفاوت موسوم به میدان خلا کوانتومی احتمالا مسوول تولید جرم است. 

این میدان که وجود آن به وسیله نظریه مکانیک کوانتومی پیش بینی شده، کمترین تراز و مقیاس انرژی در عالم به شمار می‌آید و به وسیله بقایای نوسانات الکترومغناطیس در هر جای کیهان به وجود می‌آید. 

به این میدان همچنین نام میدان نقطه صفر اطلاق شده و تصور می‌شود که این میدان خود را به صورت اقیانوسی از فوتونهای مجازی ظاهر می‌سازد که در سراسر کیهان دائم سر از این اقیانوس بیرون می‌آورند و لحظه ای می‌درخشند و دوباره به اقیانوس عدم فرو می‌روند. 

روئیدا و هایش استدلال کردند که ذرات باردار مادی مانند الکترونها دائما به واسطه میدان صفر دچار نوسان و بالا و پائین رفتن می‌شوند اما این نوسانات به صورتی انجام می‌شود که اگر این ذرات با سرعتی ثابت نسبت به این میدان در حال حرکت باشند آنگاه اثر برآیندی این نوسانات صفر خواهد بود. به عبارت دیگر هیچ نیروی منتج مستقلی بر روی این ذرات عمل نمی‌کند. 

اما اگر ذرات در حال حرکت شتابدار باشند آنگاه بر اساس محاسباتی که در سال ‪۱۹۹۴به وسیله این دو فیزیکدان به انجام رسیده بود، روشن می‌شد که تعداد فوتونهایی که از درون اقیانوس فوتون های مجازی در برابر این ذرات ظاهر می‌شوند از تعداد فوتونهایی که در پشت سرشان قرار می‌گیرند بیشتر خواهد بود و به این ترتیب یک نیروی برآیند بر ذرات وارد خواهد شد که با حرکت ذرات مخالفت می‌کند و به این ترتیب موجب تولید جرم حالت سکون یا اینرسیال ذرات می‌شود. 

اما این تحقیق که در آن هنگام در نشریه فیزیکال ریویو به چاپ رسید تنها یک نوع جرم را توضیح می‌داد. اکنون فیزیکدانان مدعی شده‌اند که از همین مکانیزم می‌توان برای توضیح جرم گرانشی نیز استفاده به عمل آورد. 

یک جرم بسیار سنگین را در نظر بگیرید که ساختار زمان-مکان را در اطراف خود دچار خمش کرده است. درست نظیر یک وزنه سنگین که روی یک تشک فنری قرار داده شود این شی سنگین در عین حال میدان صفر یا میدان کوانتومی را نیز دچار خمش خواهد کرد بطوریکه ذره ای که در نزدیک این شی سنگین قرار دارد و در محدوده خمیدگی زمان مکان که به وسیله آن ایجاد شده قرار گرفته در جهتی که رو به سمت شی دارد با شمار کمتری فوتون در این اقیانوس مجازی مواجه می شود تا در جهتی که دور تر از شی است. 

این امر بدین معناست که یک نیروی برآیند به ذره وارد می‌شود که آن را به سمت شی سنگین می‌راند و بنابراین ذره احساس می‌کند که در چنبر گرانش شی سنگین گیر کرده است، این نیرو همان جرم گرانشی یا وزن ذره را بوجود می آورد 

به اعتقاد رویئدا و هایش که تحقیق اخیر خود را در نشریه علمی "آنالن در فیزیکی ‪= Annalen der Physik سالنامه فیزیک" درج کرده‌اند این نظریه نشان می‌دهد سخن اینشتین در خصوص معادل بودن جرم گرانشی و جرم حاصل از شتاب درست بوده است. 

در جرم حاصل از شتاب این ذره است که در درون اقیانوس خلا یا میدان صفر با شتاب در حال حرکت است و در حالت جرم گرانشی این میدان صفر است که با همان شتاب ذره را در می‌نورد.

به این ترتیب منشا تولید وزن ذرات مادی همان منشا تولید جرم حالت سکون آنها است. 

اما این فرضیه هنوز با موافقت دیگر فیزیکدانان روبرو نشده است. یکی از مسائل اصلی این فرضیه موقعیت خود میدان صفر است که راز سر به مهری است و درباره آن اطلاعات زیادی در دست نیست. 

کل انرژی ذخیره شده در این میدان به نحو حیرت انگیزی زیاد است و مقدار آن چنان است که می‌تواند کل کیهان را در خود مچاله کند و آن را همچون یک قلب تپنده به نوسانات ضرباهنگ دار وادارد. 

اما واضح است که چنین حالتی در کیهان مشاهده نمی‌شود. محدودیت دیگر این فرضیه آن است که تنها درباره ذرات باردار کاربرد دارد. 

شلدون گلاشو فیزیکدان برنده جایزه نوبل از دانشگاه بوستن درباره این فرضیه نظر منفی دارد؛ او می‌گوید: این فرضیه، به قول ولفگانگ پائولی حتی نادرست هم نیست.

اما پائول وسن از دانشگاه استنفورد بر این باور است که رویکرد غیر متعارف روئیدا و هایش حاوی نکات درخور توجهی است. اما این دو تن باید شواهدی نیز در تایید آن ارائه دهند. به عنوان مثال اگر این دو تن یک پیش بینی بدیع با استفاده از نظریه خود ارائه دهند آنگاه همه نظرها به سمت فرضیه شان جلب خواهد شد.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

الکترون‌ها جرم خود را بین صفحات کربن از دست می‌دهند

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٩ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

دو تیم از فیزیکدانان، اخیرا رفتارهای جدید و نامتعارفی در مورد صفحات متشکله از اتم‌های کربی را کشف کرده اند. 
بر اساس گزارش آخرین شماره از خبرنامه فضای نانو، این دو تیم نشان دادند که حرکت الکترون‌ها در بین صفحاتی از کربن به گونه‌ای است که گویی جرم سکون آنها صفر است. 
آنها همچنین یک حد آستانه کم هدایت و یک حالت غیرمعمول از اثر کوانتومی هال را در این صفحات مشاهده کرده اند. 
سال گذشته آندره ژیم و همکارانش در دانشگاه منچستر انگلستان و انستیتو فناوری و الکترونیک در چرنوگلوکای روسیه نشان دادند که چگونه صفحات گرافن را می‌توان از گرافیت ساخت. 
اکنون ژیم و همکارانش در منچستر و چرنوگلوکا و دانشگاه رادبوند در هلند و همچنین گروه فلیپ کیم و همکارانش به طور مستقل در دانشگاه کلمبیا و نیویورک ویژگی‌های الکترونی این شکل جدید از کربن را شرح داده و کشف کردند که می‌تواند یک رسانای بسیار خوب باشد. 
بر این اساس آنها دریافتند که الکترون‌ها در گرافن رفتار مشابهی با ذرات نسبیتی نشان می‌دهند این الکترون‌ها با سرعت ‪۱۰‬متر بر ثانیه حرکن می کنند. 
با اینکه این سرعت ‪۳۰۰‬هزار برابر کمتر از سرعت نور در خلا می‌باشد اما با این حال بسیار بیشتر از سرعت حرکت الکترون در رساناهای متداول است. 
علاوه بر این رفتار الکترون‌ها در رساناهای معمولی با استفاده از مکانیک کوانتومی، غیر نسبیتی توصیف می‌شود در حالیکه این الکترون‌های داخل گرافن را باید ذرات نسبیتی که فرمیون‌های بدون جرم دیراک نامیده می شوند در نظر گرفت. 
دو تیم همچنین یک اثر جدید نیمه صحیح کوانتومی هال را مشاهده کردند که مشابه نسبیتی اثر کوانتومی هال صحیح است که برای الکترون‌های آزاد در سیستم‌های نیم رسانا مشاهده شده است. 
اثر کوانتومی هال متفاوت از اثر کوانتومی کلاسیک است این اثر هنگامی مشاهده می‌شود که جریانی در یک ماده در حضور یک میدان مغناطیسی وجود داشته باشد در اثر هال کلاسیک ولتاژی بوجود می‌آید که عمود بر جریان و همچنین عمود بر میدان مغناطیسی است. 
در نهایت دو تیم متوجه شدند که هیچگاه رسانش الکتریکی گرافن کمتر از یک مقدار مشخص نمی‌شود حتی هنگامی که هیچ الکترون متحرکی در بین لایه‌های گرافیت موجود نباشد. 
ژیم می‌گوید: این کاملا غیرمنطقی است زیرا در تمام سیستم‌های دیگر هنگامی که هیچ حامل باری وجود نداشته باشد رسانش از بین می‌رود. 
وی می‌افزاید: این آزمایش‌ها نشان می‌دهند که گرافن تنها یک ماده هوشمند نیست گرافن بسیار شگفت انگیز است و می‌تواند امیدی منطقی برای یک سیستم آزمایشی جدید باشد. 
در حقیقت مطالعات گذارهای الکترون در گرافن به ما امکان دستیابی عملی به فیزیک غنی و ظریف الکترودینامیک کوانتومی را بر روی میز آزمایش ماده چگال فراهم آورد


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

پدیده تونل زنی کوانتومی

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤۸ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

این احتمال اندک وجود دارد که ذرات از میان موانع نفوذ ناپذیر «تونل» بزنند یا یک جهش کوانتومی انجام بدهند.
این یکی از حیرت آورترین پیشگویی های تئوری کوانتوم است. در سطح اتمی این پیش بینی چیزی از یکموفقیت فوق العــاده، کم نداشته است. «تونل زنی» یا جهش های کوانتومی از زوی موانع، از تمامی امتحانات تجربی صورت گرفته سر بلند بیرون آمده است. در واقع حال دیگر، دنیای بدون تونل زنی قابل تصور نیست.
یک آزمایش ساده که صحت تونل زنی کوانتومی را نشان می دهد، قرار دادن یک الکترون در یک جعبــه می باشد. در حالت معمول الکترون آنقدر انرژی ندارد که از دیوارهای جعبه عبور کند. اگر فیزیک کلاسیک درست باشد، آنگـاه الکترون هیچ گاه قادر به ترک جعبه نخواهد بود. ولی بر طبق تئوری کوانتوم، موج احتمال الکترون از جعبه کذشته و به دنیای بیرون نفوذ خواهد کرد. این نفوذ از دیواره را می توان به طور دقیق توسط معادله موج شرودینگـــر محاسبه کرد. یعنی یک احتمال هر چند ناچیز وجود دارد که الکترون در جایی بیرون از جعبه وجود داشته باشد. به بیان دیگر، احتمال مشخص ولی اندکی وجود دارد که الکترون از مانع تونل زنی کرده و از جعبه بگذرد. هنگامی که در آزمایشگـاه سرعت تونل زنی الکترون ها از این موانع را اندازه می گیریم، نتایج بطور دقیق با تئوری کوانتوم مطابقت دارند.
راز تونل زنی در دیود تونلی نهفته است که یک ابزار کاملا مکانیک کوانتومی است. به طور معمول، ممکن است الکتریسته برای عبور از دیود تونلی انرژی کافی نداشته باشد، ولی تابع موج ابن الکترونهـا می توانند از موانع دیودی عبور کرده و لذا از این احتمال که الکتریسیته با تونل زنی در مانع در طرف دیگر آن ظاهر می شود نمی توان چشم پوشی کرد. موقعی که به صدای زیبای موسیقی استریو گوش فرا می دهیـد، به یاد داشته باشیـد که در حال گوش دادن به ریتم های تریلیونهـا تریلیون الکترون هستید که از این قوانین و سایر قوانین عجیب مکانیک کوانتومی پیروی می کننـد.
اگر مکانیک کوانتومی اشتباه بود، در این صورت تمام وسایل الگترونیکی مثل تلویزیونهـا، کامپیوترهـا، استریو و غیره از کار می افتادند. در واقع اگر تئوری کوانتوم اشتباه بود، اتمهای بدن ما از هم فرو پاشیده شده و ما فورا از هم واپاشیده می شدیم. بر طبق معادلات ماکسول، الکترونهـایی که در یک اتم می چرخنـد باید در یک میکرو ثانیه انرژی خود را از دست داده و روی هسته فرو بیفتنـد. تئوری کوانتوم از این فرو پاشی ناگهانی ممانعت به عمل می آوردو لـــذا این واقعیت که ما موجودیت داریم، دلیل روشنی بر درستی مکانیک کوانتومی است.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

فیزیک دانان راهی را برای دیدن ابعاد اضافی یافته اند.

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٧ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

یک هندسه ی شش بعدی ممکن شبیه آنچه فیزیکدانان دانشگاه ویسکانسین مطالعه کرده و به کمک رایانه تولید شده است . 



با دقت نگریستن به گذشته و زمان پس از مهبانگ ، فیزیکدانان دانشگاه ویسکانسین – مدیسون (Wisconsin-Madison) رهیافتی را اختراع کرده اند که می تواند به نمایان ساختن شکل های پنهان ابعاد دیگر عالم کمک کند .



یک بررسی جدید نشان می دهد که ابعاد اضافی را می توان با رمز گشایی از تأ ثیر آن ها بر انرژی آزاد شده از تولد شدید عالم در 13 بیلیون سال پیش یافت . این روش که در شماره ی 2 فوریه ی فیزیکال ریو یو لترز چاپ شده است ، نشان می دهد فیزیکدانان می توانند داده های تجربی را برای پی بردن به سرشت این ابعاد گریزپا به کار برند – که وجود آن عنصری سر نوشت ساز ولی هنوز اثبات نشده برای نظریه ی ریسمان – مدعی اصلی برای یک « نظریه ی همه چیز» وحدت یافته است .



دانشمندان نظریه ی ریسمان را مطرح ساخته اند که طبق آن هر چیز موجود در عالم از رشته های ریز و ارتعاش کننده ی انرژی ساخته شده است ، تا اصول فیزیکی مربوط به همه ی اجسام از کهکشان های عظیم تا ذره های زیر اتمی را در بر بگیرد . گرچه این نظریه پیشگام توضیح چارچوب کیهان است ، ولی تا کنون ، آزموده نشده است .



ریاضیات نظریه ی ریسمان نشان می دهد جهانی که می شناسیم کامل نیست . علاوه بر چهار بعد شناخته شده – سه بعد فضا و زمان – نظریه ی ریسمان وجود شش بعد فضایی اضافی " پنهان " را پیش بینی می کند که در هر نقطه از عالم ما به شکل های هندسی بسیار ریزی جمع شده اند .



گاری شیو ( Gary Shiu) رهبر این بررسی می گوید ، " اگر نمی توانید دنیای 10 بعدی را مجسم کنید ، نگران نشوید ، ذهن های ما به سه بعد فضایی عادت کرده و فاقد چار چوب مرجع برای شش بعد دیگر است . گرچه دانشمندان از رایانه ها برای مجسم کردن این شش بعد اضافی استفاده می کنند ( نگاه کنید به شکل ) ، اما هیچ کس واقعاً نمی داند آن ها چه شکلی را می توانند به خود بگیرند .



طبق ریاضیات نظریه ی ریسمان ، ابعاد اضافی می توانند هر یک از ده ها هزار شکل ممکنی را برای به خود بگیرند که هر یک از آن ها به لحاظ نظری متناظر با عالم مربوط به خود و مجموعه قانون های فیزیکی خاص خود است . 

هنری تای (Henry Tye ) فیزیکدان دانشگاه کرنل دخیل در این پژوهش می گوید ، "عالم ما یکی از این شکل ها را برگزیده است ، و می خواهیم بدانیم این شکل چگونه است " 

شیو (Shiu) می گوید که شکل های بس بعدی کوچک تر از آنند که بتوان آن ها را به روش های متداول مشاهده دید یا اندازه گرفت . این موضوع آزمون این جنبه ی مهم نظریه ی ریسمان را بسیار دشوار می سازد . او می گوید ،" می توانید هر فرضی را بکنید ، ولی باید بتوانید آن را با آزمایش نشان دهید . حال مسأله این است که چگونه باید این کار را انجام داد ؟ " 



او و دانشجوی دوره تحصیلات تکمیلی اش برای الهام گرفتن به آسمان روی آورده اند . رهیافت آن ها مبتنی بر این ایده است که این شش بعد ریز شدید ترین تأثیر خود بر عالم را در هنگامی داشته اند که خود عالم نقطه ی بسیار ریزی از ماده ی بسیار متراکم و انرژی بود – یعنی درست بعد فاصله پس از مهبانگ .



شیو می گوید، " فکر ما این بود که در زمان به عقب بر گردیم و ببینیم در آن هنگام چه چیزی به وقوع پیوسته است ، البته ، نمی توان واقعاً به عقب بر گشت ." 



در نبود ماشین زمان لازم ، آن ها از بهترین چیز ممکن بعدی استفاده کردند : نقشه ای از انرژی که آن را ماهواره هایی چون کاوه ی نا همسانگردی ریز موج ویلکسیون ( Wilkinson Microwave Anisotropy Probe) یا به اختصار WMAP ناسا ثبت کرده اند ، عملاً از 13 بیلیون سال پیش تا کنون تغییر نکرده است . به گفته ی شی ، " این نقشه عکسی از عالم نوزاد است " .

آزمایش WAMP جانشین طرح کاوشگر زمینه ی کیهانی ناسا (COBE) است ، که جایزه ی نوبل فیزیک سال 2006 را به دست آورد .



درست همان طورکه سایه ی یک جسم ایده ای از شکل آن به دست می دهد ، طرح انرژی کیهانی آسمان نیز می تواند نشانگر شش بعد دیگر موجود باشد .



آن ها برای به دست آوردن نشانه هایی از هندسه ی شش بعدی نقشه کیهانی ، به عقب بر گشتند . با شروع از دو نوع هندسه ی ساده ، موسوم به گلوگاه های تاب برداشته warped throats)) ، آن ها نقشه ی انرژی ای را محاسبه کردند که در عالم توصیف شده با هر شکل پیش بینی می شد . 



وقتی این دو نقشه را با هم مقایسه کردند ، تفاوت های کوچک اما مهمی را بین آن دو به دست آوردند .

نتیجه های آن ها نشان می دهد که طرح های خاص انرژی کیهانی سر نخ هایی را درباره ی این شش شکل اضافی در اختیار می کزارد که به گفته ی تای – اولین نوع از داده های قابل مشاهده ی نوید بخش است .

به گفته شیو ، گرچه داده های فعلی برای مقایسه با یافته های مربوط به عالم ما به اندازه ی کافی دقیق نیستند ، اما آزمایش های بعدی ، مانند آنچه ماهواره ی پلانک آژانس فضایی اروپایی انجام خواهد داد ، باید دارای حساسیت کافی برای آشکار سازی تغییر های ظریف بین هندسه های مختلف باشند .



او می گوید ، " نتیجه های حاصل از شکل های ساده و خوبی شناخته شده ثابت می کنند که هندسه ابعاد پنهان را می توان از طرح انرژی کیهانی رمز گشایی کرد . این فرصت نادری برای آزمودن نظریه ی ریسمان است ." 

پیشرفت های فناورانه برای ثبت جزئیات نقشه های کیهانی باید به دقیق تر کردن امکان هایی کمک کند که دانشمندان را قادر می سازد رمز نقشه ی انرژی کیهانی را بگشایند – و به شناسایی هندسه ای نزدیک تر شوند که به عالم ما برازش می یابد .



تای می گوید ، " پیامد های این امکان بسیار عمیق است ، اگر بتوان این شکل را اندازه گرفت ، معلوم خواهد شد که نظریه ی ریسمان صحیح است ." 


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

آیا می توان قانون دوم نیوتون را بر روی زمین نقض کرد؟

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

اختر فیزیک دان ها دلایلی یافته اند که روایت تصحیح شده ای از قانون دوم نیوتون ( که با جرم و شتاب سروکار دارد). در مقیاس بزرگ عالم به خوبی کار می کند. این تصحیح های فیزیک نیوتونی به دینامیک نیوتونی تصحیح شده (MOND: Modified Newtonican Dynamics) معروف اند.
الکس ایگناتیف می گوید:" نیوتون در رابطه با نیرو، جرم و شتاب، مبنایی را برای مکانیک کلاسیک در اختیار می گذارد. این مبنا همواره ( به استثنای موارد خاص) صادق است." ایگناتیف روشی را برای آشکار سازی این مورد خاص ابداع کرده است که با شتاب های مختصر بر روی زمین سروکار دارد. این نوع آزمایش اغلب چنان دشوار در نظر گرفته می شد که در گذشته آن را ناممکن می دانستند. ایگناتیف، دانشمند انستیتوی پژوهش های فیزیک نظری در ملبورن استرالیا، می گوید:" ما قبلا مشاهده هایی از این نظریه با دلایل اختر فیزیکی داشتیم اما می خواهم ببینم این نظریه روی زمین چگونه می شود." پیشنهاد ایگناتیف درباره ی چگونگی انجام این کار با عنوان: آیا نقض قانون دوم نیوتون امکان پذیر است؟ در مجله فیزیکال ریویولترز چاپ شده است.

ایگناتیف می گوید:" نقض قانون دوم نیوتون در شرایط خاص بر روی زمین، با فیزیک بنیادی سروکار دارد. اگر قانون دوم بر روی زمین نقض شود، باید هر چیزی را که می دانیم مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم." و این جایی است که مشکلات پیشنهاد ایگناتیف آغاز می شود. به نظر ایگناتیف شرایط لازم برای آزمودن این موضوع، بسیار خاص است. زمان و مکان آن را باید به حساب آورد. جاهای ممکن برای انجام این آزمایش، ٨٠ درجه ی شمال و جنوب استواست. این مکان در عرض های جغرافیایی مانند قطب جنوب و گرینلند قرار دارد که نواحی مساعدی نیستند اما زمان انجام آن نیز اهمیت دارد و باید به دقت تنظیم شود. ایگناتیف تاکید می کند که فقط در مدت ۱٠٠٠/۱ ثانیه، دو تاریخ در طول سال و در حوالی اعتدال ها برای این کار مناسب است.

اگر قرار باشد این آزمایش ها انجام شوند، دانشمندان باید در جست و جوی چیزی باشند که اثر Static High Latitude Modified Inertia ( SHLEM) نامیده می شود و حرف های اول لختی اشیای تصحیح شده ی عرض های جغرافیایی زیاد هنگام اعتدال است و در شرایطی قابل ملاحظه است که نیروی مداری حرکت زمین به دور خورشید، نیروهای چرخش زمین حول محورش را خنثی کند. به گفته ی ایگناتیف این موضوع به جابه جایی مختصری می انجامد که باید آشکار شود و اما این موضوع چه قدر امکان پذیر است؟( به استثنای محاسبه هایی که به گفته ی او به تعیین تاریخ ها و مکان های مناسب آشکارسازی اثر SHLEM انجامیده است.) به نظر ایگناتیف این کار شدنی است و چنان که قبلا گمان می رفت، ناممکن نیست.

ایگناتیف می گوید:" آشکارسازهای موج گرانشی نقطه های شروع خوبی هستند. به نظر او جست وجوی انتقال های مختصر در گرانش می تواند به شناخت این جابه جایی ها یا شتاب های مختصر کمک کند." به نظر ایگناتیف گرچه ما به نیروهای متفاوتی می نگریم اما روش آشکارسازی گرانشی را می توان برای این تحقیق به کار برد، زیرا نیروی گرانشی، نیرویی ضعیف با تمام انواع جابه جایی هاست و جابه جایی های شتاب نیز به همین صورت کوچک اند. او اضافه می کند:"آشکارسازهای موج گرانشی زیادی وجود دارند و آشکارسازی های بیش تری نیز در حال ساخت هستند."

به رغم شرایط خاص لازم برای آزمودن نقض قانون دوم نیوتون بر روی زمین، ایگناتیف حس می کند این کار ارزش تحمل آن را دارد. به نظر او این کار دشوار است اما ناممکن نیست. اثر SHLEM کلید آن است و اگر این نقض را بیابیم، ارزش آن برای فیزیک بنیادی بسیار بزرگ خواهد بود.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات , دانستنی ها

آیا می توان قانون دوم نیوتون را بر روی زمین نقض کرد؟

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

اختر فیزیک دان ها دلایلی یافته اند که روایت تصحیح شده ای از قانون دوم نیوتون ( که با جرم و شتاب سروکار دارد). در مقیاس بزرگ عالم به خوبی کار می کند. این تصحیح های فیزیک نیوتونی به دینامیک نیوتونی تصحیح شده (MOND: Modified Newtonican Dynamics) معروف اند.
الکس ایگناتیف می گوید:" نیوتون در رابطه با نیرو، جرم و شتاب، مبنایی را برای مکانیک کلاسیک در اختیار می گذارد. این مبنا همواره ( به استثنای موارد خاص) صادق است." ایگناتیف روشی را برای آشکار سازی این مورد خاص ابداع کرده است که با شتاب های مختصر بر روی زمین سروکار دارد. این نوع آزمایش اغلب چنان دشوار در نظر گرفته می شد که در گذشته آن را ناممکن می دانستند. ایگناتیف، دانشمند انستیتوی پژوهش های فیزیک نظری در ملبورن استرالیا، می گوید:" ما قبلا مشاهده هایی از این نظریه با دلایل اختر فیزیکی داشتیم اما می خواهم ببینم این نظریه روی زمین چگونه می شود." پیشنهاد ایگناتیف درباره ی چگونگی انجام این کار با عنوان: آیا نقض قانون دوم نیوتون امکان پذیر است؟ در مجله فیزیکال ریویولترز چاپ شده است.

ایگناتیف می گوید:" نقض قانون دوم نیوتون در شرایط خاص بر روی زمین، با فیزیک بنیادی سروکار دارد. اگر قانون دوم بر روی زمین نقض شود، باید هر چیزی را که می دانیم مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم." و این جایی است که مشکلات پیشنهاد ایگناتیف آغاز می شود. به نظر ایگناتیف شرایط لازم برای آزمودن این موضوع، بسیار خاص است. زمان و مکان آن را باید به حساب آورد. جاهای ممکن برای انجام این آزمایش، ٨٠ درجه ی شمال و جنوب استواست. این مکان در عرض های جغرافیایی مانند قطب جنوب و گرینلند قرار دارد که نواحی مساعدی نیستند اما زمان انجام آن نیز اهمیت دارد و باید به دقت تنظیم شود. ایگناتیف تاکید می کند که فقط در مدت ۱٠٠٠/۱ ثانیه، دو تاریخ در طول سال و در حوالی اعتدال ها برای این کار مناسب است.

اگر قرار باشد این آزمایش ها انجام شوند، دانشمندان باید در جست و جوی چیزی باشند که اثر Static High Latitude Modified Inertia ( SHLEM) نامیده می شود و حرف های اول لختی اشیای تصحیح شده ی عرض های جغرافیایی زیاد هنگام اعتدال است و در شرایطی قابل ملاحظه است که نیروی مداری حرکت زمین به دور خورشید، نیروهای چرخش زمین حول محورش را خنثی کند. به گفته ی ایگناتیف این موضوع به جابه جایی مختصری می انجامد که باید آشکار شود و اما این موضوع چه قدر امکان پذیر است؟( به استثنای محاسبه هایی که به گفته ی او به تعیین تاریخ ها و مکان های مناسب آشکارسازی اثر SHLEM انجامیده است.) به نظر ایگناتیف این کار شدنی است و چنان که قبلا گمان می رفت، ناممکن نیست.

ایگناتیف می گوید:" آشکارسازهای موج گرانشی نقطه های شروع خوبی هستند. به نظر او جست وجوی انتقال های مختصر در گرانش می تواند به شناخت این جابه جایی ها یا شتاب های مختصر کمک کند." به نظر ایگناتیف گرچه ما به نیروهای متفاوتی می نگریم اما روش آشکارسازی گرانشی را می توان برای این تحقیق به کار برد، زیرا نیروی گرانشی، نیرویی ضعیف با تمام انواع جابه جایی هاست و جابه جایی های شتاب نیز به همین صورت کوچک اند. او اضافه می کند:"آشکارسازهای موج گرانشی زیادی وجود دارند و آشکارسازی های بیش تری نیز در حال ساخت هستند."

به رغم شرایط خاص لازم برای آزمودن نقض قانون دوم نیوتون بر روی زمین، ایگناتیف حس می کند این کار ارزش تحمل آن را دارد. به نظر او این کار دشوار است اما ناممکن نیست. اثر SHLEM کلید آن است و اگر این نقض را بیابیم، ارزش آن برای فیزیک بنیادی بسیار بزرگ خواهد بود.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

اصل مکملی

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٦ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

بر اساس رابطه دوبروی به ذرات مادی هم مشخصه‌های موجی و هم مشخصه‌های ذره‌ای نسبت داده می‌شود و این انتساب نوعی دوگانگی بوجود می‌آورد که اصل مکملی برای از بین بردن آن ، قرارداد می‌کند که همواره در هر پدیده خاص فقط یک دیدگاه را می‌توان بکار برد.

نگاه‌ اجمالی
بر اساس رابطه دوبروی به ذرات مادی هم مشخصه‌های موجی و هم مشخصه‌های ذره‌ای نسبت داده می‌شود. در نگاه ‌اول این بیان نوعی نگرانی ایجاد می‌کند، چون این بیان نوعی دوگانگی ایجاد می‌کند. اصل مکملی برای از بین بردن این دوگانگی ، قرارداد می‌کند که همواره در هر پدیده خاص فقط یک دیدگاه را می‌توان بکار برد. بنابراین اعمال هر دو دیدگاه موجی و ذره‌ای به صورت هم‌زمان ممنوع است.

موارد روشن اصل مکملی
در فیزیک مفاهیم موج و ذره دو مفهوم اساسی هستند، زیرا این دو نمایشگر تنها دو مد ممکن انتقال انرژی هستند. وقتی انرژی منتقل می‌شود، همواره می‌توان انتشار آن را به کمک امواج یا ذرات توصیف کرد. در توصیف انتقال انرژی معمولی (بزرگ مقیاس) در فیزیک کلاسیک ، همواره می‌توان یکی از این دو توصیف را بکار برد.

به عنوان مثال ، یک آشفتگی که در سطح آب استخر حرکت می‌کند، یک پدیده موجی است و پرتاب توپ بیسبال ، انتقال انرژی توسط یک ذره را توصیف می‌کند. در اینگونه موارد که در آنها آشفتگی در حال حرکت را به دو صورت مستقیم مشاهده می‌کنیم، راجع به ‌اینکه کدام توصیف را باید بکار برد، هرگز تردیدی وجود ندارد.

چند مثال ساده ‌از کاربرد اصل مکملی
انتشار صوت از یک محیط کشسان را می‌توان به صورت یک آشفتگی موجی درک کرد، اما آن طور که ‌امواج آب قابل مشاهده هستند، امواج صوتی را نمی‌بینیم. با این وجود، توصیف موجی را با اطمینان خاطر در مورد انتشار صوت بکار می‌بریم، زیرا تا آنجا که به تعبیر پراش و تداخل مربوط می‌شود، روی هم رفته ، این پدیده با پدیده مربوط به ‌امواج آب مشابه‌ است. بنابراین گفته می‌شود که ‌انتشار صوت جنبه‌های صوتی را نشان می‌دهد. به بیان دیگر ، منظور این است که ‌انتشار صوت را با یک مدل موجی می‌توان تشریح کرد، چون مدل موجی با تمام مشاهدات تجربی درباره صوت توافق دارد.

یک نمونه ‌از رفتار ذره‌ای در نظریه جنبشی گازها ظاهر می‌شود . هرگز به صورت مستقیم نمی‌توانیم مولکول‌های یک گاز را مشاهده کنیم، ولی کاملا مطمئن هستیم که رفتار مولکول‌ها نسبتا همانند رفتار اجسام کروی سخت و کوچک است، زیرا آزمایشهای گوناگونی صحت این مطلب را تایید می‌کند. منظور این است که یک مدل ذره‌ای تنها وسیله مناسب برای بیان رفتار مولکول‌هاست. بنابراین ، وقتی پدیده‌هایی را توضیح می‌دهیم که تا حدی از تجربه عادی ما به دور هستند، باز هم یکی از دو مد توصیف را بکار می‌بریم، زیرا همواره یکی از آنها در توضیح حقایق تجربی موفق است.

ارتباط توصیف موجی و ذره‌ای
توصیف‌های موجی و ذره‌ای متقابلا ناسازگار و متناقض هستند. هرگاه بخواهیم فرکانس یا طول موج یک موج را با دقت بینهایت معلوم کنیم، در اینصورت آن موج باید دارای گسترش بینهایت در فضا باشد. برعکس ، چنانچه موج در ناحیه محدودی از فضا محبوس باشد، بطوری که ‌انرژی آن در هر زمان به ناحیه محدودی نسبت داده شود، در آن صورت به‌واسطه ‌این موضعی بودن ، به ذره شباهت دارد، ولی نمی‌توان آن را با یک تک فرکانس یا طول موج مشخص کرد.

در عوض باید تعداد زیادی از امواج سینوسی ایده‌آل را که هر کدام دارای فرکانس و طول موج مشخص هستند، بر هم نهاد، تا آشفتگی موجی حاصل شود. بنابراین ، یک موج ایده‌آل (موجی که طول موج و فرکانس آن کاملا معلوم است) روی هم رفته با یک ذره ‌ایده‌آل (ذره‌ای که هیچ گسترشی در فضا ندارد) ناسازگار است.

احتمال وجود توصیف‌های دیگر در مورد انتقال انرژی
هر پدیده ‌انتقال انرژی ، خواه ‌از مشاهده مستقیم یا تجربه ما دور باشد یا نباشد، باید بر حسب امواج یا ذرات بیان شود. هرگاه بخواهیم که ‌این پدیده را مجسم کنیم و یا هرگاه بخواهیم که نوعی تصویر از آنچه در برهمکنش‌هایی که مشاهده مستقیم و بدون واسطه‌ آنها غیرقابل‌حصول است، داشته باشیم، آن تصور باید برحسب رفتار موجی و یا برحسب رفتار ذره‌ای باشد. هیچ شق دیگری موجود نیست. به دلیل وجود تناقض متقابل بین مشخصه‌های موجی ، نمی‌توان توصیف ذره‌ای و توصیف موجی را بطور همزمان بکار برد. می‌توانیم و باید یکی از این دو توصیف را بکار بریم، ولی هرگز نمی‌توانیم به صورت همزمان از هر دو استفاده کنیم.

اصل کمکی در مورد تابش الکترو مغناطیسی
تابش الکترو مغناطیسی هم جنبه‌های موجی و هم جنبه‌های ذره‌ای را نشان می‌دهد، اما نه در یک آزمایش. موردی که تداخل یا پراش را نشان می‌دهد، مستلزم تعبیر موجی است و هم‌زمان نمی‌توان از تعبیر ذره‌ای استفاده نمود. آزمایشی که برهمکنش فوتون و الکترون (مانند فتوالکتریک) را نشان می‌دهد، مستلزم تعبیر ذره‌ای است و همزمان نمی‌توان از تعبیر موجی استفاده کرد. جنبه‌های موجی و ذره‌ای ، خصوصیات ذاتی تابش الکترومغناطیسی هستند و باید هر دو جنبه را بپذیریم. بر اساس مکملی که توسط بوهر ، پیشنهاد شد، جنبه‌های موجی و ذره‌ای مکمل یکدیگرند.

در هر آزمایش ، برای تعبیر رفتار تابش الکترومغناطیسی ، برحسب یک تصویر مرئی و با معنی ، باید یا توصیف ذره‌ای یا توصیف موجی را انتخاب کنیم. جنبه‌های موجی و ذره‌ای مکمل هستند، زیرا تا زمانی که ‌این دو جنبه هر دو معلوم نباشند، دانش ما درباره خصوصیات تابش الکترومغناطیسی ناقص است. اما گزینش یک توصیف ، که طبیعت آزمایش آن را ایجاب می‌کند، از گزینش همزمان توصیف دیگر جلوگیری می‌کند. درست همان طوری که نظریه نسبیت مشخص می‌کند که تصورات عادی ما از فضا - زمان و جرم در پدیده‌هایی با سرعت زیاد کاربرد ندارند. نظریه کوانتومی ‌نیز ، از طریق دوگانگی موجی – ذره‌ای ، نشان می‌دهد که برای توصیف پدیده‌های زیرمیکروسکوپیک مفاهیم ساده معمولی کفایت نمی‌کنند.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

در جست و جوی امواج گرانشی

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

دانشمندان ناسا در نهایت توانستند با استفاده از شبیه سازى هاى انجام شده در ابررایانه ها، شیوه تشکیل امواج گرانشى ایجاد شده به وسیله سیاهچاله هاى در حال ادغام را دریابند. این پژوهش ها مى تواند به تلاش هاى جهانى براى اولین آشکارسازى هاى این امواج خفیف در ساختار فضازمان که هم اکنون در حال انجام است، کمک کند. انتظار مى رود تجهیزات بسیار حساسى که در آمریکا و اروپا به کار مى رود، به زودى به موفقیت هاى تازه دست یابد. استفاده از تجهیزات و پژوهش هاى جدید تشخیص سیگنال هاى صحیح را آسان تر مى کند.پروفسور پیتر سالسون که یکى از اعضاى مشارکت علمى رصدخانه تداخل سنج لیزرى امواج گرانشى (لیگو) است، در این زمینه مى گوید: «اکنون با استفاده از این محاسبه ها مى توانیم دریابیم کدام امواج گرانشى خاص، امواجى هستند که به وسیله سیاهچاله هاى در حال ادغام تولید شده اند. در عین حال که در جست وجوى چنین سیگنال هایى هستیم، مى توانیم دریابیم آیا نظریه نسبیت عام اینشتین صحیح است و آیا هنوز هم جنبه هاى شگفت انگیزترى از فیزیک در سال هاى آینده در انتظار ماست یا خیر.»

 علامت افشاگر 
پژوهشگران بر این باورند که اولین آشکارسازى هاى امواج گرانشى به زودى انجام مى شود. بسیارى بر این باورند که آشکارسازى این امواج را باید یک پیشرفت مهم علمى تلقى کرد که راهنماى ما براى شیوه هاى جدید بررسى جهان خواهد بود. هر جسم شتابدارى، چنین امواج تابش انرژى را با سرعت نور به اطراف گسیل مى کند، اما فقط اجسام واقعاً پرجرم همانند ستاره هاى در حال انفجار یا سیاهچاله هاى ادغام شونده آنقدر در فضازمان اغتشاش ایجاد مى کنند که بتوان با استفاده از فناورى هاى کنونى ما، آنها را آشکار ساخت. رصدخانه ها _ مثل لیگو در ایالت هاى لوئیزیانا و واشینگتن و GEO600 در آلمان _ امواج لیزرى را در تونل هاى طویلى گسیل مى کنند، با این امید که اغتشاش هاى بسیار کوچکى را که امواج گرانشى هنگام عبور از زمین ایجاد مى کنند، آشکار سازند.
شبیه سازى هاى جدیدى که در ابررایانه هاى سازمان فضایى ناسا در مرکز پژوهش هاى آمس در کالیفرنیا انجام شد، آشکارسازهاى امواج را قادر ساخت اطلاعات مورد نظر را جمع آورى کند.جوآن سنترلا اخترفیزیکدان ناسا از نتایج این شبیه سازى با عنوان «اثر انگشت» یاد کرد که مى تواند وجود امواج گرانشى را افشا کند.
وى در یک کنفرانس خبرى گفت: «براى به دست آوردن این اثر انگشت، دو سیاهچاله ادغام شونده را شبیه سازى کردیم و براى این کار مى بایست معادله هاى اینشتین را به روشى بیان کنیم که براى رایانه ها قابل فهم باشد. در عین حال باید خاطرنشان کرد که چنین هدفى همان «جام مقدس»ى است که جست وجوى بسیارى طى سى سال گذشته براى دستیابى به آن انجام شده است.»

• تایید نتایج
دکتر سنترلا که گروهش نتایج شبیه سازى را در نشریه هاى معتبر فیزیک گزارش کرده است، مى گوید تلاش هاى پیشین براى مدل سازى سیاهچاله هاى ادغام شونده نتیجه بخش نبوده است.
وى مى گوید سیاهچاله ها (مناطقى از فضا که حتى نور هم نمى تواند به دلیل شدت جاذبه گرانشى از آن بگریزد) به قدرى عجیب و غیرمعمول هستند که ابررایانه ها هم براى شبیه سازى محاسبه هاى مربوط به آن مشکلات فراوان داشتند.
اما در نهایت قدرت عظیم رایانه هاى کلمبیا توانست بر این مشکل فائق آید. براى انجام این شبیه سازى از حدود دو هزار دستگاه که داراى ده هزار پردازنده ۶۴ بیتى بودند، استفاده شد. این مجموعه براى به دست آوردن نتایج یک دوره ۸۰ساعته کار کرد.
این پژوهشگران براى این شبیه سازى ها، ادغام سیاهچاله هاى هم جرم غیرگردنده را در وضعیت هاى متفاوت بررسى کردند. سیاهچاله ها در هر کدام از این شبیه سازى ها بدون توجه به وضعیت آغازى به طور پایدارى چرخیدند و طى برخورد و پس از آن امواج یکسانى را تولید کردند. ناسا در گزارش خود گفته است که این ترکیب از پایدارى و تکرارپذیرى، دانشمندان را متقاعد کرده است که این شبیه سازى ها با معادله هاى اینشتین هماهنگ است. نتایج این پژوهش ها را مى توان هم براى سیاهچاله هاى کوچک که هنگام رمبش ستارگان غول پیکر به وجود مى آید و هم براى سیاهچاله هاى بزرگى که طبق رصدها در مرکز کهکشان ها کمین کرده اند، به کار برد.

• جایزه بزرگ
پروفسور سالسون مى گوید: «هم اکنون لیگو آسمان را مى کاود. این رصدخانه مى تواند نسخه هایى از این محاسبه را در مورد اجسامى با جرمى در حد ستارگان شناسایى کند، براى مثال مى تواند نشانه هایى از دو سیاهچاله که جرمشان به اندازه جرم خورشید است و در فاصله ۱۵۰ میلیون سال نورى (فاصله اى که شامل چندین هزار کهکشان است) کاوش کند. لیگو در میان اطلاعات به دست آمده در جست وجوى چنین علامت هایى است و مى دانیم که به زودى به چنین علامت هایى دست پیدا مى کنیم.»
پروفسور جیم هاگ از دانشگاه گلاسکو مى گوید: «پژوهش هاى سنترلا عالى است. این اولین بار است که شبیه سازى هاى بسیار خوبى در مورد میدان گرانشى به این اندازه قوى انجام شده است. این شبیه سازى ها بسیار مفید است، زیرا نشان مى دهد که مى توان الگوها را گسترش داد و آن را براى تحلیل داده ها در مورد سیگنال هایى که آشکارسازهاى ما به دست مى آورند، به کار برد.»
برخلاف امواج الکترومغناطیسى (مثل نورى که به وسیله تلسکوپ هاى سنتى مشاهده مى شود) امواج گرانشى بسیار ضعیف اند. اگر یکى از این امواج از بدن شما عبور کند، فضاى بدنتان در یک جهت کشیده و در جهت دیگر فشرده مى شود، اما این تغییرها بسیار ناچیز است.
تداخل سنج هاى لیزرى در جست وجوى اغتشاش هایى در داده هاى تجربى هستند که ممکن است مقدار آنها به اندازه کسرى از قطر پروتون (یکى از ذره هاى سازنده هسته اتم) است. اگر به فناورى هایى دست یابیم که بتواند کارکرد موثرى داشته باشد آن وقت این فناورى ها دانشمندان را قادر مى سازد که در جهان به شیوه اى غیروابسته به نور کنکاش کنند و در نتیجه به لحاظ نظرى این امکان براى ما فراهم مى شود که به پشت سر خود نگاه کرده و اولین لحظه هاى پس از انفجار بزرگ را شاهد باشیم.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مقالات

آکوستیک زیر آبی

چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱
٢:٤٤ ‎ب.ظ
پرویز برومندنژاد

آکوستیک به معنی وسیع کلمه تولید ، تراگسیل و دریافت انرژی بصورت ارتعاش در ماده است. اگر اتمها و مولکولهای شاره یا جامد از اوضاع طبیعی خود تغییر مکان یابند، نیروی الاستیک در آن پدید می‌گردد، که مربوط به سختی جسم است و می‌خواهد جسم را به حالت نخست باز گرداند. این را نیروی برگرداننده گویند. تأثیر این نیروی الاستیک برگرداننده توأم با خاصیت اینرسی دستگاه ، ماده را برای ارتعاشهای نوسانی و در نتیجه تراگسیل موجهای آکوستیکی قابل می‌سازد.

امواج صوتی امواج مادی بوده که هم طولی و هم عرضی می‌تواند باشد. در شاره ها بصورت طولی است و در محیطهای دیگر هم بصورت طولی و هم بصورت عرضی است. یعنی فرضا اگر صوت وارد یک ماده جامد شود، به موج طولی و عرضی با سرعتهای متفاوت تجزیه می‌شود.




برای تولید و انتشارات امواج آکوستیکی ، ارتعاشهایی را که سبب تولید و انتقال موجهای آکوستیکی می‌شوند بر حسب حدود فرکانسشان به سه دسته تقسیم می‌شوند: ارتعاشهای صوتی که در ایجاد صدا موثرند و با گوش شنیده می‌شوند. حدود فرکانس ارتعاشهایی از این نوع که در ایجاد صدا موثرند و با گوش شنیده می‌شوند، بین 20 الی 15000 سیکل بر ثانیه می‌باشد. ارتعاشهای فراصوتی از فرکانسهای 15000 سیکل بر ثانیه به بالا و ارتعاشهای فرو صوتی ، از فرکانسهای 20 سیکل بر ثانیه به پایین. لازم به ذکر است مدهای ارتعاشی خود نیز انواع گوناگونی دارند.

اموج صوتی در آب 
بکار بردن امواج صوتی درون آب برای تراگسیل اطلاعات مورد علاقه دریانوردان می‌باشد. یکی از نخستین کاربردهای آنها نصب زنگهایی درون آب و اتصال آنها به کشتیهای فانوسدار بوده است. صوت درون آب که بوسیله این زنگها تولید می‌شد تا فاصله زیادی در آب تراگسیلیده می‌شد و از اینرو ممکن بود که بوسیله گیرنده هیدروفونی که در بدنه کشتی دیگری تعبیه شده به وجود آنها پی برده و آشکارسازی کرد.

حال اگر دو دستگاه گیرنده در جهت مخالف یکدیگر نصب شده باشند و یکی از آنها را به گوش راست و دیگری را به گوش چپ متصل سازند ممکن خواهد بود که در اثر خاصیت تشخیص امتداد بوسیله دو گوش محل تقریبی کشتی فانوسدار را پیدا کرد. این اسباب بسیار ساده برای دوری از خطرهای دریایی در مواقعی که شرایط دید واضح در دریا موجود نبوده بسیار با ارزش بوده است.


اختراعات و ابزار

در سال 1912 فسفون نوعی منبع صوتی الکترودینامیکی زیر آبی ساخت که در فرکانسهای میان 500 تا 1000 سیکل بر ثانیه کار می‌کرد. با تکمیل تراگذارهای گیرنده و فرستنده ، از آنها برای تعیین ژرفای آبها به کمک اندازه گیری زمان برگشت صوت از کف اقیانوس بکار می‌برند. یکی از نتایج این پشرفت ساخت دستگاه فراصوتی نوینی به نام ژرفاسنج است. این دستگاه تپهای صوتی کوتاهی تولید می‌کند و بسوی کف دریا می‌فرستد و زمان رفت و برگشت آنرا اندازه گیرد. این اندازه گیری که بر روی نوار کاغذ متحرک ثبت می‌گردد ژرفا را نشان می‌دهد.

با تکمیل انواع مختلف تراگذارها ، از جمله تراگذار "چراغ قوه‌ای" ، استفاده از توانایی آنها برای تراگسیل فرکانسهای فراصوتی که طول موجشان در آب نسبت به ابعاد جانبی سطح تابنده تراگذار کوچک است، ممکن گردید. پرتوهای صوتی را بصورت تابه باریکی تهیه کرده که مانند نور چراغ قوه بتوان آنها را در راستاهای گوناگون تابانید. اینگونه تراگذارها را نیز ممکن است به عنوان گیرنده در هیدروفنها بکار برد، از اینرو در بیشتر دستگاهها یک تراگذار تنها